Five Nights at Freddy's 2

Five Nights at Freddy's 2

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Five Nights At Freddys 2 2025 720p Hdts
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم پنج شب در فردی2 کیفیت پرده ای

تګونه

ts
په خپور شو: 2025-12-06
ډاونلوډونه: 180
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

shine021

خوش آمدید دوباره.

خانم ها و آقایان، مردان و زنان.

- برای نمایش آماده اید؟ - بله!

فراموش نکنید تا آخر بمانید...

چون یه سورپرایز بزرگ در راهه.

بزن بریم، شروع کنیم!

شمارش معکوس رو دنبال کن.

ده، نه، هشت، هفت...

شش، پنج، چهار...

سه، دو، یک!

لحظه موعود فرا رسید!

پنج شب در فردی2

۱۹۸۲

همونجا میمونی تا در باز شه؟

بیخیال. هروقت میاد همینطوریه.

بزن بریم.

فکر کنم به فردی فزکولا نیاز داری.

ببین، مزه بنزین میده.

تا شروع کار خیلی مونده.

چرا برنمیگردی و پیش ما نمیشینی؟

اونا منو اونجا نمیخوان، هیچکس منو نمیخواست.

فقط بدشانسی آوردی. اوضاع بهتر میشه.

من فقط به اون اعتماد دارم.

اون همیشه برای من اونجا بوده.

اون چیز، اون پایین...

نگهبان روح شما،

یا چیزی که بهش اعتقاد دارید...

به تماشا کردنتون ادامه میدم...

حتی اگه یه تیکه کیک بخورید.

تولدت مبارک

تولدت مبارک!

- یه بچه هست که به کمک نیاز داره. - به والدینش بگو.

- لطفا، یه اتفاقی داره میفته. - به والدینشون خبر بدید.

لطفا، یکی به کمک نیاز داره.

- الان نه. - لطفا!

الان نه.

کسی میتونه کمکم کنه؟

بچه هایی هستن که به کمک نیاز دارن.

- لطفا، یه لطفی در حقم کن. - هی، ما سرمون شلوغه.

برو.

شارلوت...

این کارو نکن.

درب خروجی

پیتزافروشی مورد بررسی قرار گرفت

مرگ دختر بچه در حادثه ای با فزبر

دختر مقصر شناخته شد در این حادثه

بازی به طرز غم انگیزی پایان یافت در حادثه ای در یک پیتزافروشی

فزبر اتهامات را رد کرد، و 'تسلیت' خود را ابراز کرد

متهم آزاد شد، دختر در منطقه ممنوعه بود

بچه ها برای فردی متاسفند، مخصوصا برای ماریونت

به طور دائم تعطیل شد

پیتزافروشی پس از حادثه غم انگیز دوباره باز نخواهد شد

برگرفته از یک بازی ویدیویی ~ 'پنج شب در فردی'

فردی جدید قول بزرگتر و بهتر بودن را می دهد

۲۰ سال بعد

سلام؟

سلام، منم.

مایک. ساعت چنده؟

هنوز صبحه. متاسفم.

- بیدارت کردم؟ - نه، بیدارم نکردی.

منظورم اینه... آره.

بد خوابیدم.

یه کابوس دیگه دیدی؟

همیشه داره اذیتم میکنه.

میتونم کمکتون کنم؟

نه، من خوبم.

روزت چطور بود؟ آبی مدرسه رفت؟

نه، اون هنوز اینجاست.

جرمی میاد کمکم خونه جدید رو رنگ کنیم.

عالیه.

میخواستم مطمئن شم که شام رو با هم میخوریم.

آره...

البته که آره.

بیرون رفتن از خونه برام خوبه.

باید برم. بعدا میبینمت.

- آره، خداحافظ. - خداحافظ.

بوشو حس کردی؟

نه.

آبس، اون چیزی که فکر میکنی نیست. ما فقط دوستیم.

پس چرا دارین شام میخورین؟

قرار نیست.

پس چرا من نمیتونم بیام؟

چون نمیتونی.

همین فکرو میکردم.

آبی!

"وحشت در ابیتیویل"، "آبستر".

درسته.

چی شده؟ چقدر زود بزرگ شدی.

باید برم.

تو تو رنگ کردن کمک نمیکنی؟ میتونم جامو عوض کنم.

ممنون، ولی مدرسه باید از این موضوع خبر داشته باشه.

- شاید هم. - خداحافظ!

- خداحافظ. - برایسون.

بایسون، صبر کن. ازت افتاد.

اون پسر خوبیه.

درسته، قلب بزرگی داره.

خب؟ میخوای با ونسا بری بیرون؟

قرار نیست.

ما فقط دو تا آدم بزرگیم که با هم شام خوردیم.

امیدوارم هر دو خوشحال باشن.

فقط میگم که اون یکم عجیبه، مایک.

اون دیوونه نیست، درسته؟

راستی، صحبت از آدمای دیوونه شد...

از وقتی که خالت برات از خرس عروسکی قاتل گفت...

کل شهر توی هرج و مرجه.

بعد از این آخر هفته حالم خوب میشه.

بعد از تموم شدن جشنواره،

و همه چیز به حالت عادی برمیگرده.

آره، هستن. اونا وسواس دارن به اون پیتزافروشی قدیمی.

اوه آره، شنیدم که خالت بستری شده.

غم انگیزه.

آره، متاسفم.

درسته که خالت همه اون داستان ها رو از خودش درآورده؟

همینجوری الکی؟

میدونی چیه؟ لطفا...

به کسی نگو که ابی هنوز از خانواده اونه، باشه؟

اون به اندازه کافی زجر کشیده و از این جور توجه خوشش نمیاد.

بعدش چیکا سعی کرد منو مجبور کنه لباس بهاری رو بپوشم.

بعد مایک اومد و درست توی صورتش برق زد.

دویدم سمت اتاق غذاخوری...

که فاکسی از صحنه اومد پایین و شروع کرد به تعقیبم.

خوشبختانه ونسا نجاتم داد.

اما بعد از اون، توسط خرگوش زرد مورد حمله قرار گرفتیم.

اون ونسا رو گرفت و چاقو زد.

اما الان حالش خوب شده.

خب، چی سر خرگوش زرد اومد؟

مکانیسم فنری داخل لباسش بسته شد و اون زنده زنده له شد.

اون گفت که جسدش هنوز توی فردیزه،

توی یه اتاق مخفی پنهان شده که هیچکس تا حالا پیداش نکرده.

تو عجیبی.

دوست داری موقع ناهار با ما بشینی؟

حتما.

یه روز، دوباره به فردیز برمیگردی؟

دلم میخواد این کارو بکنم، اما...

دوستام، انیماترونیک ها، خراب شدن.

مایک گفت یه روز درستشون میکنه، اما...

خیلی وقته که اینو میگه.

صبر کن، واقعا باور میکنی... داستان منو باور میکنی؟

چون مطمئنم همه فکر میکنن دارم دروغ میگم.

من به یوفوها و ارواح اعتقاد دارم...

چرا به انیماترونیک های تسخیر شده اعتقاد نداشته باشم؟

آره.

همه یه لحظه توجه کنید.

میخواستم بهتون یادآوری کنم...

که ارائه رباتیک ما برای نمایشگاه علوم

این شنبه برگزار میشه.

بعضی از شما...

از روی نادانی...

درباره جشنواره فردیز.

در واقع، آقای برگ...

اسم اون فزفسته.

برام مهم نیست اسمش چیه.

این به کل ارزش رباتیک واقعی توهین می کنه.

اینجا ما یه ربات واقعی می سازیم.

دوست دارم همه شنبه به نمایشگاه علمی بیاید،

چه شرکت کنید چه نکنید.

وگرنه یه 'F' بزرگ و بد می گیری،

'F' برای...

فزفست؟

نه.

'F' برای Fail (شکست).

وقت رو تلف نکنید. برگردید سر کارتون.

خانم اشمیت، طبق این داده ها،

ارائه خواهد داد...

این رو شنبه در نمایشگاه علمی.

نیازی نیست بهتون یادآوری کنم که این رویداد چقدر برای مدرسه مهمه.

ما سه سال پیروزی رو حفظ کردیم.

من آماده خواهم بود. منظورم اینه.

نمی دونم آماده باشی یا نه.

خانم اشمیت، رباتیک برای همه مناسب نیست.

هیچ اشکالی نداره که توی نیمکت تیم باشی.

شعار مدرسه مون چیه؟

"سگ های آبی به همدیگه کمک می کنن."

دقیقا.

فهمیدم.

مثل یه سگ آبی خوب رفتار کن.

فرم ثبت نام ابی اشمیت - رباتیک

اون با همه سخت گیره. زیاد به دل نگیر.

چرا دوستای خودت رو پیدا نمی کنی؟

مطمئنم که همینطوره.

ابس، تویی؟

آره.

خیلی خوبه. درست به موقع رسیدی.

یه لطفی در حقم می کنی، باشه؟

تو همیشه همینطوری بودی.

روزت چطور بود؟

خوب بود.

اتفاق جالبی افتاد؟

نه زیاد.

خیلی خوب.

تموم شد. بدون من چیکار می کردی؟

خیلی ممنون.

ابس، من ۲۰ دلار روی میز گذاشتم...

برای سفارش پیتزا.

می دونی چطوری سفارش بدی؟

معلومه که می دونم. من یازده سالمه. بچه نیستم.

می دونم.

قبل از اینکه برم چیزی لازم نداری؟ تلویزیون می بینی؟

می تونم دوستام رو ببینم؟

More Farsi Persian subtitles for Five Nights at Freddy's 2

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left