My Imaginary Country

My Imaginary Country (Mi país imaginario)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Mi pais imaginario 2022 1080p WEB-DL YIFY
د لخوا تبصره amka

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2023-03-31
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آلنده! مردم حمایتت می‌کنن

اون موقع که من فیلم ساز جوونی بودم

خوش شانس بودم که کریس مارکر به شیلی اومد

اون از اولین فیلمم خوشش اومد اسم فیلمم "سال اول" بود

درباره‌ی اون ماه‌های اول قدرتِ سالوادور آلنده بود

اون فیلمم رو به فرانسه برد و اونجا ترتیب اکرانش توی سینماها رو داد

ما نامه‌های زیادی با هم رد و بدل کردیم

انگار که داشتم یه کلاس فیلم‌سازی مجازی می‌گذروندم

هیجان زده بودم

بعد از اون ما داشتیم فیلم "نبرد شیلی" رو می‌ساختیم

:اون بهم توصیه‌هایی کرد که خوب یادم مونده

وقتی می‌خوای از آتیش فیلمبرداری کنی"

باید توی مکانی که اولین شعله ظاهر می‌شه "حاضر باشی

"کشور خیالی من"

در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

یک ابراز خشم اجتماعی شیلی را به آتش کشید

...این بار

من نتونستم شعله‌ی اول رو فیلمبرداری کنم

یک سال بعد

وقتی با دوربینم سر رسیدم دوست‌های قدیمی‌ام رو دوباره دیدم

سنگ‌های کوردیلرا

اونها این دور و اطراف ریخته‌ان

زیادن

انگار که بارون سنگ باریده

...جوون‌ها اینجا

به نظر میاد افکار خیلی واضحی داشته باشن

اونها دارن چیزی رو آماده می‌کنن که من انتظار نداشتم

می‌بینم اونها مصمم هستن که ریسک کنن

اونها به وسیله‌ی یک هدف، با هم متحد شده‌ان

و جوری اقدام می‌کنن که انگار یک جسم واحدن

بدون هیچ رهبری، بدون هیچ ایدئولوژی

این جدیده

اینها تجهیزات اضافه‌ای هستن که

ازشون برای محافظت از خودم استفاده می‌کنم

وقتی کُلاهم هم سَرَم هست، بهتره

اینجوری ازم در برابرِ گاز اشک آور محافظت می‌کنه

همیشه این گل‌ها رو هم می‌ذاری؟

آره، این کلاه یه بخشی از منه

چرا گل می‌ذاری؟

به نظرم گل‌ها نشون دهنده‌ی منه

من تتوهاشون رو هم رو بدنم دارم

...اونها به قدری نمایانگر من هستن که انگار

...در واقع

با شورش، من شکوفا می‌شم

می‌تونم اینجوری توصیفش کنم

قیام بهم قدرت داد بهم زندگی داد

اینکه بتونم به مردم کمک کنم برای مردمم بجنگم

این چیزیه که من رو در اینجا تحت تاثیر قرار داده

من با سیاست کاری ندارم

من عضو هیچ حزبی نیستم

و من تنها نفر این شکلی هم نیستم

خیلی‌هامون هستن که اینجوری فکر می‌کنن

ما ممکنه کشته بشیم

من یه پسر دارم این کار رو واسه اون می‌کنم

اگر اونها من رو بکشن پسرم با یاد من زندگی می‌کنه

اگر یه چشمم رو از دست بدم هنوز هم بالا سر پسرم می‌مونم

اگر به پای من آسیب بزنن من همچنان ادامه می‌دم

اگر مأمورها دستگیرم کنن من اذیت می‌شم ولی اونها آزادم می‌کنن

پس نیاز نیست کسی نگران باشه من خوب می‌شم

از پسرم مراقبت می‌کنم

ازش مراقبت می‌کنم و اگر اتفاقی برای من بیُفته

اون رو می‌برم داخل و ازش مراقبت می‌کنم

این چیزیه که هر وقتی که از خونه می‌زنم بیرون، به خودم می‌گم

می‌دونم هر باری که می‌زنم بیرون ممکنه دیگه برنگردم

ولی باید این کار رو انجام بدیم تا اونها به ما گوش کنن

تا به ما توجه کنن

چون آدم‌هایی هستن که چیزی برای خوردن ندارن

واسه خودم اتفاق افتاده

من مجبور بودم شهریه‌ی دانشگاه بدم

و پولی نداشتم که واسه خودم یا پسرم غذا تهیه کنم

پسرم نُه سالشه

پسر بزرگیه

نُه سالشه

اون کلاه خودش رو داره

وقتی مأمورها رو می‌بینه یه چشش رو می‌پوشونه

اون مأمورها رو تشخیص می‌ده ولی من روش تاثیر نذاشتم

به خاطر چیزهاییه که توی تلویزیون می‌بینه

اونها توی تلویزیون تصاویری رو نشون دادن

بعدش البته سانسور شد که خب اون یه داستان دیگه‌ایه

...توی شبکه‌های اجتماعی هم دید

ویدیوها رو

اون می‌خواست که پلیس بشه

من بهش می‌گفتم

توماس! این تصمیم توئه

من جوری زندگی می‌کنم که دلم می‌خواد و تو هم همین کار رو باید بکنی

من حرفی ندارم

ولی یه پلیس بی‌وجدان نشو

من تو رو اینطوری بار نیاوردم

:و اون جواب می‌داد من یه پلیس خوب می‌شم

!پلیس‌های احمق

مأمورها! شما مایه‌ی شرمین

!مأمورهای آدم‌کُش

!حرومزاده‌ها

!قاتل‌ها

ما همه توی خط مقدم هستیم

هر کسی به اندازه‌ی دیگری مهمه

البته خب بعضی‌ها شجاع‌تر از بقیه هستن

ولی همه‌مون توی خط مقدمیم

از اونهایی که سپرها رو ...حمل می‌کنن گرفته تا

خانواده‌هایی که با بنرهاشون رو چمن‌ها نشسته‌اند

معتقدم همه‌مون به یه اندازه مهم هستیم

به خاطر ماست که این داره به واقعیت تبدیل می‌شه

این چیزیه که مأمورها و دولت رو می‌ترسونه

ما از روی عشق عمل می‌کنیم

ما اقدام می‌کنیم چون شجاعیم

و چون ما باید مبارزه کنیم

ما شجاعیم

در شگفتم که چطور ممکنه که

من با انقلاب دومی در شیلی مواجه هستم؟

چه اتفاقی افتاد که کل کشور رو بیدار کرد؟

هر باری که برگشتم

متوجه شدم که شیلی داشت به یه مرکز خرید تبدیل می‌شد

یه ویترین که نشون نمی‌داد پشتش چیه

این وضعیت سی سال طول کشید

در همون اثنا، سه نسلِ نترس متولد شدن

وقتی من بچه بودم توی دوره‌ی انقلابی زندگی می‌کردم

که به دست احزاب سیاسی رهبری می‌شد

...امروزه این جنبش بیزار از احزاب سیاسی

و تمام سازمان‌هاست

از خودم می‌پرسم چطور شروع شد؟

در اکتبر ۲۰۱۹

قیمت بلیط مترو ۳۰ پزو زیادتر شد

من هیچ وقت تصور نمی‌کردم که

این اون جرقه‌ای باشه که کشور رو به آتیش بکشه

سر باز زدن از هزینه‌ی بلیط خودش یه جور مبارزه است

اگر نپری، تو یه مأموری

نپرداختن هزینه‌ی بلیط مترو

به منزله‌ی ابراز خشم و عصبانیت فراتر از حد بود

درگیری‌ها گسترش پیدا کرد

آتش‌سوزی‌ها شروع شدن به مغازه‌ها حمله شد

داروخونه‌ها و بانک‌ها غارت شدن

ترکیبی از اتفاق‌هایی که درکشون سخت بود

...یه جَو آزادی، ماجراجویی

و دعواهای خیابونی داشت

در ۱۹ اکتبر

رئیس جمهور جمهوری شیلی سباستین پینرا

اعلام وضعیت اضطراری کرد

ما در جنگ علیه

دشمنی هستیم که قدرتمنده

بی‌رحمه

برای هیچ کس و هیچ چیز احترام قائل نیست

حاضره از خشونت و تخلف

بدون حد و مرز استفاده کنه

حتی وقتی که شامل از دست رفتن جون آدم‌ها باشه

...دشمنی که حاضره بیمارستان‌ها

مترو و مغازه‌هامون رو

تنها با یک هدف به آتش بکشه

اون هم اینکه بالاترین حدِ خرابی ممکن رو به وجود بیاره

...من هرگز به جز توی همین رژیم نظامی

ندیده‌ام رئیس جمهور هیچ کشوری ارتش رو فرا بخونه

برای حل و فصل کردن یک ستیزه اجتماعی

به عنوان یکی از اهالی شیلی دیدن سربازها توی خیابون

من رو یاد کودتا می‌اندازه

مردم بلافاصله ردشون کردن

!سربازها گم شین

در ۲۵ اکتبر روز جمعه

یک میلیون و دویست هزار نفر

در میدان بکدانو جمع شدن

من هرگز چیزی مثل اون رو ندیده بودم

اونها به رئیس جمهورشون گفتن

شما اشتباه می‌کنین ما توی جنگ نیستیم

بزرگترین اعتراض مردمی بود

در تاریخ شیلی

...واقعا متاثر شدم از اینکه می‌دیدم کل کشور

با همچین قاطعیتی سکوت رو شکستن

فکر می‌کنم هیچ کس تاثیر قیام رو

پیش بینی نمی‌کرد که روح شیلی رو تغییر داد

این خیلی عجیب بود که

وارد ایستگاه مترو بشی

و موقع خروج ازش وارد یه شیلی متفاوت بشی

من از ایستگاه سانتا لوییزا بیرون اومدم

و اونجا مردم با ماهیتابه بودن

اونها فریاد می‌زدن و به سمت میدان دیگنیداد پیاده می‌رفتن

اشک‌هام سرازیر شدن

از اینکه می‌دیدم مردم فریاد می‌زنن و بنرها رو تکون می‌دن

آدم‌هایی که اصلا فکر نمی‌کردم توی اعتراضات ببینمشون

و من شروع به گریه کردم

دست دوستم رو گرفتم و بهش گفتم

ما داشتیم برای سال‌ها حرفش رو می‌زدیم

ما همیشه درموردش صحبت می‌کردیم

مردم متوجه شده‌ان که ما استثمار شده‌ایم

این سیستم دائما سرکوب کننده است

زن‌ها، محرومان، مناطق روستایی، کارگران

خیلی متاثرکننده بود

دیدن یه زن با یه بنر که

تقاضای افزایش مستمری می‌کرد یا یه مدل تازه‌کار

درحالی که ماهیتابه‌اش رو می‌کوبید

اون می‌تونست مادربزرگ من باشه که نمی‌تونست اونجا حضور داشته باشه

ولی مردم دارن به جای اون اعتراض می‌کنن

و به جای تمام قربانیانِ این سیستم مستمری ننگین

شگفت انگیز بود که از ایستگاه مترو در اومدم و وارد یه دنیای متفاوت شدم

یه شیلی متفاوت

شیلی‌ای که دلم می‌خواست سالیان سال توش زندگی کنم

شیلی بدونِ ترس

من رویای یه جامعه‌ی متفاوت رو دارم

دوست دارم توی شیلی زندگی کنم که پایه‌ای‌ترین استانداردهای زندگی رو فراهم می‌کنه

سطح بالاهاشون هم نه پایه‌ای‌هاشون مثل خونه

بعضی بچه‌ها توی شهرهای فقیر مشق‌هاشون رو روی زمین می‌نویسن

دولت هیچ وقت هیچ اقدامی نکرد تا براشون خونه‌ی مناسب فراهم کنه

ما برای اونچه که مستحقش هستیم می‌جنگیم و اون شأن انسانیه

More Farsi Persian subtitles for My Imaginary Country

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left