Alex Rider

Alex Rider

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Alex Rider S02E02 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E02 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E02 WEBRip x264-ION10
Alex Rider S02E02 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E02 1080p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E02 720p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider S02E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider S02E02 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ◄

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
په خپور شو: 2021-12-07
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫اولین بار توی مدرسه دیدمش

‫و الآن توی متروئه، توی سوپرمارکته...

‫تعقیبم می‌کنه

‫- ولی واقعی نیست ‫- نه، واقعی نیست

‫اوه، نه!

‫دنبال یه نفر بودم. ‫ندیدیش؟

‫نه، کسی رو ندیدم

‫- خب چه‌قدر دیگه زمان می‌بره؟ ‫- خیلی زود

‫- راستی، من سابینا هستم ‫- منم الکسم

‫خب کتابش دربارۀ چیه؟

‫دیمین کرای

‫سازندۀ فدرد سرپنت؟

‫بابا

‫الکس، دیگه از این داستانای بمب و ‫مردی که زخم داره تحویلمون نده. فقط حقیقت

‫اسمش یاسن گرگورویچ‌ـه

‫باید پیداش کنید

‫تا موقعی که آزاد باشه، ‫هیچ‌کدوممون در امان نیستیم

‫به این شماره زنگ بزنین

‫شمارۀ موردنظر در شبکه موجود نمی‌باشد

‫سلام، خانم جونز

‫- چی بود؟ ‫- هیچی

پنتاگون، آرلینگتون، ویرجینیا

‫چیزی که می‌خوام، و می‌خوام واضح بگم،

‫برای بازۀ بعدی تنظیمات ماهواره رو عوض کن شش ماه پیش

‫هی. می‌تونی منو وصل کنی به ‫آژانس حفاظت نیروی پنتاگون؟

‫آره. با یه‌سری خطاهای زمان‌بندی ‫در کانال اصلی ارتباطات مواجه شدم

‫که سرعت انتقالمون رو آوردن پایین

‫دارم درستش می‌کنم

‫صبر کن

‫یه افزایش ناگهانی می‌بینم

‫- چی؟ ‫- امکان نداره

‫غیرممکنه

‫- چی شده؟ ‫- برق اضطراری فعال شد

‫- چی، قطعی برقه؟ ‫- نه، عمدی بوده

‫انگار از بیرون انجام شده

‫خب، این غیرممکنه. ما تو پناهگاه زیرزمینی‌ایم

‫فعالیت درحال انجامه

‫- چه سیستمی؟ ‫- «استرت‌کام». (فرماندهی راهبردی آمریکا)

‫فرمان پرتاب هسته‌ای

‫ماهواره رو قطع کنید

‫الآن!

‫دیگه روی ماهواره نیست. ‫روی لینک فیبریـه

‫داریم کنترل سیستم رو از دست می‌دیم. ‫بیست ثانیه وقت داریم

‫داریم هک می‌شیم!

‫سیستم‌ها رو خاموش کنید!

‫- پانزده ثانیه، قربان ‫- این ترمینال پاسخ نمی‌ده

‫- دسترسی ندارم ‫- هیچی اینجا نیست

‫- کنترل رو از دست دادم ‫- کنترل دستی رو امتحان کردی؟

‫ده ثانیه!

‫بریکسهام هستم. کد وظیفه ‫دلتا-چهار-نُه-صفر-براوو-دلتا

‫درخواست خاموش‌کردنِ فوریِ اتاق عملیات، ‫تمام پورتال‌ها، همین حالا!

‫پنج ثانیه!

‫گندش بزنن

‫چه‌قدر نزدیک بود؟

‫خانم برن، ممنون بابت نگرانی،

‫و می‌دونم همۀ نایب‌رئیس‌ها ‫باید گرفتار به‌نظر برسن،

‫اما این یه حمله سایبری بود

‫خنثی‌ش کردیم

‫اوضاع تحت کنترله

‫نیازی به کمکِ سازمان سیا نداریم

‫به‌نظرم به نفعِ هر دومونه ‫که تصمیمش رو من بگیرم، سرهنگ

‫چه‌قدر فاصله داشت؟

‫اگه پنج ثانیۀ دیگه ادامه داشت،

‫کنترلِ کدهای پرتاب هسته‌ای‌مون رو ‫از دست می‌دادیم

‫شاید من چهرۀ جدیدی باشم، سرهنگ،

‫ولی منو آوردن اینجا ‫چون سریع می‌فهمم،

‫پس بذار وقت رو هدر ندیم

‫به کمک ما نیاز دارین، بدجورم نیاز دارین

‫- هویت طرف رو می‌دونیم؟ ‫- هنوز نه

‫ولی معتقدیم که یه نقطۀ منشأ هک رو

‫- ردیابی کردیم ‫- مسکو یا پکن؟

‫لندن

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

سفارت آمریکا، لندن

زمان حال

‫آلن

‫- جو. از دیدنت خوشحالم ‫- خانم جونز

‫- دلیل این ملاقات چیه؟ ‫- یک نفر سعی کرده پنتاگون رو هک کنه

‫چطوره بیاید داخل؟

‫اینجا که می‌بینید اتاق عملیاتِ ‫مرکز فرماندهی نظامی ملی پنتاگونه

‫این مربوط می‌شه به شش ماه پیش

‫و سیستم تشخیص «انیشتین» ‫این رو به‌عنوان یه حمله ثبت نکرد؟

‫هیچیِ هیچی. خیلی ماهرانه بود

‫- و هدفش چی بود؟ ‫- فرمان راهبردی

‫کدهای هسته‌ای؟

‫فرماندۀ عملیات متوجه قضیه شد و ‫سیستم‌ها رو خاموش کرد، ولی نزدیک بود

‫چه‌قدر نزدیک؟

‫پنج ثانیه دیگه ادامه داشت، موفق می‌شدن

‫خیلی سریع متوجه شدیم که ‫منشأش اینجا توی لندن بوده

‫متخصصان داده‌های جرم‌شناسی‌مون ‫سوابق حمله رو بررسی کردن

‫معتقدیم کارِ یک هکرِ به‌خصوصه

‫هیچ هویتِ واقعی از این شخص نداریم،

‫اما چند سال پیش در چند ‫جلسه تبادل‌نظر دارک‌وب فعال بوده

‫چندتا از اولین پست‌هاش ‫شامل نمونه‌هایی از کد بود،

‫که این‌طوری تونستیم ‫به سبک برنامه‌نویسی‌ش پی ببریم

‫و در کدِ حملۀ پنتاگون اثرانگشت‌هایی هست ‫که ربطش می‌ده به اون

‫و شش ماه زمان برد ‫تا با ما تماس بگیرین؟

‫ردشو گم کرده بودیم، تا الآن

‫به‌تازگی یه دقیقه‌ای سروکله‌ش پیدا شد، ‫به چند فایل قدیمی دسترسی پیدا کرد

‫فکر می‌کنیم هنوز اینجا باشه. ‫باید پیداش کنیم

‫و اینجا هم شهر شماست

‫چیزی برامون دارین که به دردمون بخوره؟

‫اسم خودشو گذاشته «اسموکینگ میرور» ‫(به‌معنای آینه دودی)

‫- یکی از این روزنامه‌ها می‌دی؟ ‫- آره

‫شیش پنی، رفیق

‫- ممنون، رفیق ‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه

‫هی

‫پولشو می‌خوای بدی؟

‫خب اسمت چیه؟ ‫نمی‌تونم که همه‌ش اسموکینگ میرور صدات کنم

‫برای کی کار می‌کنی؟ سه ماه قبل

‫برای کسی کار نمی‌کنم. ‫من روزنامه‌نگارم، گفتم که

‫از شهرتت خبر دارم

‫می‌دونم کی هستی

‫و اینم می‌دونم که برای انجام یه کار ‫استخدام شدی، یه کار خیلی بزرگ

‫ولی قسمت عجیبش اینه که،

‫توی دارک‌وب شایعه شده ‫که پنتاگون رو هک کردن

‫انجام این کار، یه آدمِ بسیار حرفه‌ای رو می‌طلبیده

‫داشتم فکر می‌کردم شاید کارِ تو بوده

‫ولی چیزی که نمی‌فهمم، اونایی که استخدامت کردن،

‫چرا باید پنتاگون رو هدف قرار بدن؟

‫- بگو. باهام حرف بزن ‫- نمی‌تونم چیزی بگم

‫چرا، می‌تونی. برای همینم اینجایی

‫- نه ‫- پس چرا اومدی؟

‫که بهت هشدار بدم. تو نمی‌دونی اینا ‫چه‌جور آدمایی هستن

‫اگه بازم بخوای سؤال کنی، خبردار می‌شن

‫و پیدات می‌کنن، و می‌کشنت

‫و بعد سراغِ منم میان، ‫چه باهات حرف زده باشم چه نزده باشم

‫و دلم نمی‌خواد بمیرم

‫باور کن

‫این قضیه رو رها کن

‫الکس؟ انتظارت رو نداشتم

‫فکر نمی‌کنم امروز جلسه داشته باشیم

‫باید باهاتون صحبت کنم

‫روالش این‌طور نیست

‫می‌خوام با خانم جونز حرف بزنم

‫من شماره تماس خانم جونز رو ندارم

‫و نه هیچ‌کدوم از سازمان‌های دولتی ‫که برام مراجعه‌کننده می‌فرستن

‫این بخشی از قرارداده

‫از تو و محرمانه‌بودنت محافظت می‌کنه

‫- پس چطور باهاش ارتباط برقرار می‌کنین؟ ‫- نمی‌کنم

‫حتی بهم زنگ هم نمی‌زنه

‫پس چطوری حقوقتون رو می‌ده؟

‫حواله بانکی

‫چی فکر می‌کردی مگه؟

‫یک چمدون پر از اسکناس ‫تو نیمه‌شب زیر یه پل؟

‫نیازی نیست با خانم جونز صحبت کنی

‫باید با من صحبت کنی

‫اما موقعی که جلسه داشته باشیم

‫- باشه؟ ‫- ببخشید، ولی فکر نکنم شما بتونین کمکم کنین

‫به‌هرحال ممنون

‫منم

‫الکس رایدر چند لحظه پیش اینجا بود

‫نه

‫فعلاً که داره بدتر می‌شه

‫- سلام ‫- سلام

‫- خب کورنوال چطور بود؟ ‫- خاطره‌انگیز بود

‫- بارون هم اومد؟ ‫- نه

‫- پس واقعاً خاطره‌انگیز بوده ‫- خب مورد قانونیِ مهمی رو از دست ندادم؟

‫درمورد احکام وزارت کشور ‫یه جلسه توجیهی داشتیم

‫حقِ ساکت‌موندن

‫یه نظر جدید از طرف وکیل رسیده

‫- باید اینجا می‌بودم ‫- باید مراقبِ...

‫دقیقا چه‌کاره‌تـه، خواهرزاده‌ت؟

‫فامیل نیستیم. فقط به هم نزدیکـیم

‫خب، جات خالی بود

‫کلی یادداشت‌برداری کردم

‫تقریباً همه‌ش همینجاست

‫ممنونم، دن

‫بهت مدیونم

‫پس ازت انتظار دارم‌ها

‫این رومئو کدام جهنم رفته است؟

‫آیا دیشب به خانه برنگشت؟

‫به منزل پدرش نرفت. من با نوکرش حرف زدم

‫«آه! آن دختر رنگ‌پریدۀ سنگ‌دل...»

‫آه! آن دختر رنگ‌پریدۀ سنگ‌دل،

‫که رزالین چنان شکنجه‌اش می‌دهد ‫که دیوانه‌اش خواهد کرد

‫«که به‌طور قطع دیوانه‌اش خواهد کرد»

‫که...

‫تیبالت که از بستگان کاپولت است ‫نامه‌ای به خانۀ پدر رومئو فرستاده

‫- «حتماً او را به مبارزه طلبیده است» ‫- درسته. ببخشید

‫- نه. اینجا صبر کن ‫- ببخشید. ببخشید

‫الکس، واقعاً کمکی نمی‌کنه ‫اگه دیالوگ‌هات رو یاد نگیری

‫آره. معذرت می‌خوام. فقط... ‫ذهنم خیلی درگیره

‫آره. اون دندون‌پزشک مرموز ‫که کلی از وقتت رو گرفته

‫اگه فکر می‌کنی آماده نیستی ‫می‌تونیم نقش‌ها رو دوباره بچینیم

‫نه. نه، دوست دارم بازی کنم

‫پس دیالوگ‌هات رو یاد بگیر. خیلی‌خب

‫بریم به صحنۀ پرستار

‫سلام

‫چه خبر؟

‫هنوزم نمی‌تونم کِی7 رو ببرم

‫بازی مسخرۀ کوفتی

‫گوش کن. دودمان پلانتاژنه. توی تاریخ

‫- خب چی؟ ‫- یه‌جورایی مبهمه

‫یعنی، هیچ‌کدوم از کاراشون منطقی نیست

‫گفتم اگه می‌شه بیام خونه‌تون، ‫و چند صفحه‌ای درموردشون بخونیم

‫سابینا بهم پیام داد

‫باباش رو به یه بیمارستان خصوصی ‫توی لندن منتقل کردن

‫مثل یه مکان تخصصیه که ‫با بیمارهای کُمایی سروکار دارن

‫گفتم می‌رم عیادتش

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left