Warehouse 13

Warehouse 13

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

5 فصل

د خپرونې معلومات

Warehouse 13-S05E03- HDTV
د لخوا تبصره Mostafa-p
IMDB-DL.COM تیم ترجمه

تګونه

HDTV
hdtv
HD
په خپور شو: 2014-05-07
ډاونلوډونه: 22
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خواهرت زن خطرناکیه

چه اتفاقی برای کلر افتاد ؟

. جعبه موزیک روش اثرمخرب گذاشت

. اون نابود شده بود و دیگه شی ء ای برای خنثی کردن وجود نداشت

تنها راه حل بردن کلر به کما با استفاده از اشیاء بود

. تو خواهرمی ، امکان نداره تو رو اینجوری رها کنم

. راه باز کنید

. برای اعلی حضرت راه باز کنید

. راه باز کنید

. خدا ملکه رو حفظ کنه

! هورا

! هورا

. درود سلطنتی بر افراد حاضر و بازدید کننده های آینده

... شوالیه شجاعی که در مسابقه امروز پیروز شود

. میتونه با دختر من ازدواج کنه

. جشن رو آغاز کنید

هورا

تو تردستی بلدی ، نه ؟

نه رفیق ، تو باید اونارو رو هوا بگیری

این بخشی از شعبده بازی ـه

ابله

. آبرومون رو بردی

ای بازنده - اون افتضاح ـه -

. براستی ! یه بازنده دیگه که میخواد مارو خشمگین کنه

اون حالش خوبه ؟

حمله قلبی بهش دست داده . یکی به اورژانس زنگ بزنه

تو خوبی ؟

آقا

زنگ بزن اورژانس

! نترس

نترس

. منظورم اینه هنوزم قابل خوردن هستن

خدای من ! بگو که این شیرینی غله ایه

ابیگل کِی از سفر برمیگرده ؟

چرا ؟ اونم که آشپزی نمیکنه

. نه ولی چیزای خوبی سفارش میده

. سرداب تاریک جدید آماده ست

. تو اجازه داری که برگردی به انبار

. سرداب جدید حیرت آوره

میدونم چه فکری راجب پرسلوس میکنید . ولی اون مرد یه مبتکر سیستم امنیتی بود

من از چند تا از ایده هاش استفاده کردم ، گرچه سبک اون در برابر

. روش های خلاقانه ی من هیچ محسوب میشه

. برای برگردوندن اشیاء به سرداب به کمک نیاز دارم

! اوه

. یه داوطلب داریم

خدا روشکر ، حوصله ام داشت سر میرفت - آره -

از نمایشگاه دوران رنسانس

نه - نه -

نه

. بهم بگید پشت در شماره 2 یه چیز دیگه ست

نه ، ولی ممنون که اجرا میکنی

صبر کن ببینم عقلت رو از دست دادی ؟

نمایشگاه دوران رنسانس معرکه ست ، رفیق

اونجا شمشیر بازی هست و دختران فاحشه . و میتونی جوکر یا شوالیه بشی

حالا کدومش میخوای باشی جوکر یا شوالیه ؟

من میخوام مامور فدرال باشم - تو که الانشم مامور فدرال هستی -

دقیق - باشه ، من میخوام یه جوکر باشم -

تو که نمیدونی یه جوکر چیکار میکنه، میدونی ؟

فکر کنم کارهای خوب

باشه ، مامور فدرال هم با خودت ببر

. کلودیا و مایکا هم اینجا به من کمک میکنن

حالا کلودیا کجا هست ؟ - میدونی چیه ؟ -

.من میرم دنبالش و تو انبار بهت ملحق میشیم

عالیه ، بگو که این شیرینی غله ایه

فلفل ، چای ، موجوده

! نگاه کن شمشیر

خدای من ، این همون چیزیه که میخواستم

.نه ، این چیزی بود که همیشه میخواستم

جینکسی ، وایسا - چیه ؟ -

لباس اجاره ای - نه -

. بیخیال میتونی یه شوالیه باشی

یا نه ، به کار من نمیاد

. ولی من فکر کردم هالووین مثل سال نوی همجنس بازهاست

از این لباس خوشت نمیاد ؟

من کلیشه ای نیستم مراسم اسکار هم نگاه نمیکنم

جدی ؟ شاید من همجنس بازم

. مسابقه امروز ساعت 3 برگزار میشه - مامور فدرال -

. من میخوام با هر کسی که اینجا مسئول ـه حرف بزنم

یه مامور فدرال در بارگاه شاه

باعث افتخارمه سرورم - باشه -

حالا میتونی بهم بگی اینجا کی مسئول ـه ؟

اون شخص پادشاه ـه

. باید به بارگاهش شرفیاب بشی

البته که باید بشم - حرف نداره -

. دنبالم بیاید

! راه رو باز کنید

. راه رو برای مامور قانون باز کنید

سلام سلطنت

، بله ، این در بخت و اقبال منه که پادشاه این سرزمین

. و مسئول این نمایشگاه باشم . من مالک اینجا هستم

تو مالک این نمایشگاهی ؟ - ( براستی ( بله -

. معرکه ست

خوب

، دوره ی میلوردها واقعا دوران غیر قابل تصوری بوده حیرت آور

.... حیرت آور ... این بنظر

بعدن هم وقت برای بازی کردن هست

... درست بعد از اینکه شما همه زیر و بم اینجا رو

. به ما که ماموران فدرال هستیم بگید

. باشه

. از اینطرف

. ببینید ، اینجا یه نمایشگاه آزاده

و مردم برای بازی کردن میان . نه فقط برای نگاه کردن

من باید در نقش خودم باقی بمونم . برای کار و کسب مون خوبه

پس بهتره سریعتر حرف بزنیم . هر چی سریعتر حرف بزنی زودتر برمیگردی به تاج و تختت

درباره عصای اون دلقک چی ؟

اون دلقکی که یه دفعه پرید وسط

اون کی بود ؟ - و کجا میتونیم پیداش کنیم ؟ -

. من قبلا اون یارو رو ندیده بودم

. بعلاوه اون ماسک زده بود

لیست کارکنانت چی ؟

اون کمکی بهتون نمیکنه

. منظورم اینه که ما کلی دلقک اینجا داریم

نیمی از اونا حتی به مشتریها پول هم میدن . و مشتریها هم اونارو تشویق میکنن

. باید یجوری بتونی لیستشون رو کوتاهتر بکنی

اصلا چند تا دلقک وجود داره ؟ - خودت اطراف رو ببین -

چقدر دلقک اینجا پرسه میزنن

عجب

. مقر نایب ها

. بهت که گفتم برمیگردم

. بیا شروع کنیم

. علی رغم چیزی که آرتی بهت گفت بازم اومدی اینجا

اون خواهرمه

، من نزاشتم جاشوا تو زندان مجازی گیر کنه

، نزاشتم استیو بمیره . و نمیزارم کلر تو این وضع بمونه

. ببین کلودیا تو میدونی که من اخیراً درگیر بیماریم بودم

. و زندگی از اون چیزی که فکر میکنی کوتاه تره

نمیتونم تصور کنم بدون خواهرم چیکار میکردم

... پس داری میگی که

برنامه ات چیه ؟

، از اونجا که شی ء ای که خواهرم رو

، به این وضع انداخت دیگه وجود نداره . نمیتونیم اثرش رو خنثی کنیم

و انرژی او شی ء هنوز یه جائی وجود داره ، اگه بتونی اونو از کلر جدا کنی

. باید اونو در یه چیزی بزاریم

... صبر کن ، تو میدونی ترکیب اشیا ء

خطرناک ـه ، میدونم

. و میدونی که خواهرم 15 ساله که در کماست

گمونم یه کم خطر به امتحانش بیارزه ، نه ؟

" بلیط اتوبوس " باب دیلان - درسته -

انتقالش از شنوائی به الکتریکی یکی . از مهمترین تغییرات در موزیک بود

، ممکنه این بهترین جرکت دیلان نبوده باشه

. ولی باعث میشه با این شی ء کلی غوغا بپا کنم

خیلی خطرناک ـه

ولی خیلی برای کاری که میخوایم بکنیم هم مفیده

. بریم تو کارش

" جعبه بیسکوبیت " الکساندر ولتا

.... ولتا باطری رو اختراع کرد

که راهی برای ذخیره کردن انرژی ـه

. پس بلیط اتوبوس میتونه انرژی کلر رو به جعبه بیسکوبیت انتقال بده

خوبه - دقیقا

. لطفا نگو که تا حالا کاری به این خطرناکی انجام ندادی

خوب حالا باید چیکار کنم ؟

، از اونجا که کلر قدرت یه شی ء مخرب رو در خودش داره

. باید کمک کنیم تا ازش خارج بشه

میشه تو اینو نگه داری و منم اون یکی رو ؟

. این ماموران قانون میخوان چند تا سوال از همه شما بپرسن

نه ، خبری نیست

...اون دلقک یه خنده شیطانی کرد

میخوام بدونم اونو امروز دیدی یا نه ؟

نه ، من امروز ندیدمش

اگه اونو ببینی میشناسیش ؟ - آقای خوب -

. من نمیتونم یه جوکر رو تحت هر شرایطی شناسائی کنم

... ببین من فقط میخوام بدونم - ... جوکر میخواد بدونه -

برای کشتن یه شوالیه چند نفر لازم داری ؟

بس کن - رفیق ، باحال نبود -

... اگه به سوالاتم جواب ندی

.... خودت هم شبیه این عروسک میشی وقتی دکتر

وای

یقینا این یه دلقک خوش مشرب ـه

بچه ها بیاید یه کم حال کنیم ، باشه ؟

... ببین ما فقط میخوایم بدونیم اگه هر چیزی

. درباره اون دلقک خندان یادت میاد بگی

تو شیفت من نبود ، شما از " ازوالد " سوال کردید ؟

ازوالد ؟ نه اون کیه ؟

اون یکی از آدمای روی صحنه بود . وقتی اون اتفاق افتاد

پس چرا اون مثل همه دلقک ها اینجا نبود ؟

ازوالد، واقعا یه دلقک نیست اون جای کس دیگه رفته بود روی صحنه

اون یه تدارکات چیه - تدارکات چی ؟ -

میدونی ، کسی که همه کار میکنه

، مثل کسی که کتک خوره

، یا وقتی چاقو پرت میکنن اون کسیه که در هدف می ایسته

یا نقش زندانی توی سیاهچال رو بازی میکنه ... یا اسب تیمار میکنه

البته ، فهمیدیم اون یه تدارکات چیه

حالا از کجا میتونیم پیداش کنیم ؟

هوم

... ای عو - میدونم -

میدونم ، بیا بریم

! میخواید تفریح کنید بیاید اینجا

بیا اینجا رفیق ، فقط 10 شلینگ

! پیش بیاید میلوردی ها . فقط 10 شلینگ

. نه ممنون بانوی من

. ما فقط میخوایم با اون رفیقت که اونجاست حرف بزنیم

نه متاسفانه نمیشه، آقا

. نه تا وقتی که یه توپ بطرفش پرت کنی

میلوردی از بابت باج دادن خوشحال ـه

ممنون

خیله خوب ، چی کار دارید ؟

وقتی به اون یارو حمله قلبی دست داد . تو روی صحنه بودی

آره ، مرد بیچاره

صب کنید ! تقصیر من نبود ، باشه ؟

من اونو نخندوندم ، من هیچوقت بامزه نبودم

More Farsi Persian subtitles for Warehouse 13

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left