Resident Alien

Resident Alien

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Resident Alien S01E10 1080p WEB H264-CAKES
Resident Alien S01E10 720p WEB H264-CAKES
Resident Alien S01E10 1080p/720p WEB HEVC x265-RMTeam
Resident Alien S01E10 720p HEVC x265-MeGusta
Resident Alien S01E10 480p WEB x264-RMTeam
Resident Alien S01E10 WEB x264-PHOENiX
Resident Alien S01E10 WEB XviD-RMX
Resident Alien S01E10 WEB H264-BAE
Resident Alien S01E10 480p x264-mSD
Resident Alien S01E10 XviD-AFG
د لخوا تبصره Bahador18B
🟢 𝑩𝒂𝒉𝒂𝒅𝒐𝒓 𝑲𝒂𝒛𝒆𝒎𝒊𝒂𝒏 | 𝑴𝒊𝒌𝒔.𝒊𝒓 رسانه میکس 🟢

تګونه

web
1080
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
په خپور شو: 2021-04-01
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در "شهروند بیگانه" گذشت ...

‫پس چه اتفاقی برای "هری ‫واندراسپیگل" واقعی افتاده ؟

‫نمیدونم

‫"دکتر وندراسپیگل" ، یه دکتر جدید رسیده

‫- لطفاً منو دکتر "ایثِن" صدا کنید ‫- خوشحالم که در مورد من میدونی

‫هیچکس نمیخواد خودِ واقعیش رو پنهان کنه

‫تو باید احساس گناه کردن برای دادن ‫"جی" به فرزندخوندگی رو تموم کنی

‫مشکلی براش پیش نمیاد

‫اون میمیره

‫پام... قطعش کن

‫اگر "آستا" اونجا نبود من مرده بودم

‫اونها سفینه‌ی فضاییت رو بردن ، مگه نه ؟

‫این یعنی اینکه دنبالت هستن

‫احتمالاً "MIB" باشه... "مردان سیاه پوش"

‫من یه دوست و شوهرش رو دعوت کردم

‫ایشون "سارا" و "ریچارد هیوستن" هستن

‫هر وقت بخوای میتونی از "مکس" مراقبت کنی

‫اوه ، دوست دارم این کارو بکنم

‫نباید اونو برمیداشتی

‫حالا اون بچه متوجه میشه ‫که ما تو اتاقِش بودیم

‫خوبه

‫بعد وقتی که میره به اون هشدار بده ، ‫ما درست در تعقیبِش خواهیم بود

‫"آستا"... اون تو هستی ؟

‫همه باید بمیرن

‫این چرخه‌ی طبیعی زندگی برای ‫موجودات در سراسرِ جهانه

‫بعضی‌ها ممکنه بیشتر از دیگران عمر کنن ...

‫اما هر موجودِ زنده‌ای به ‫وجود میاد و بعد از بین میره

‫حیوانات اینو میدونن

‫اونها همونطور که مُقدّر بوده ‫در تَوازُن با زمین زندگی میکنن

‫هر کسی رو که من با دستگاهم ‫میکشم به هر حال یه روزی میمیره

‫حداقل من اونهارو به دلیلِ خوبی میکشم

‫امّا این برای انسانها متفاوته

‫انسانها میکشن چون میدونن ‫کوچیک ، ناچیز و ضعیف هستن ...

‫و کشتن باعث میشه ‫احساس قدرت کنن ...

‫حتی اگر فقط برای یه لحظه باشه

‫«پنج ماه قبل»

‫«اَنسولین برای دکتر سَم هاجز» ‫«برای استفاده‌ی بیمار نیست»

‫«سَمِ بوتولینوم»

‫و وقتی انسانها باهوش باشن ...

‫حتی ممکنه از قتل هم قِسِر در برن

‫البته که هیچ موجودی نمیتونه واقعاً ‫از عواقبِ هیچ چیزی قسر در بره

‫جهان میدونه که شما چی کار کردین ...

‫حتی اگر هیچکس دیگه ندونه

‫و جهان از هر طریقی که شده ‫تعادل رو برقرار خواهد کرد

‫انسانها برای این موضوع کلمه‌ی مخصوصی دارن

‫بهش میگن "کارما" ‫(حاصلِ کِردارِ انسان)

‫تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس مي‌باشد ‫استفاده از اين زيرنويس توسط رسانه‌هاي داخلي پيگرد قانوني دارد ‫ديگر رسانه‌ها ميتوانند بدون حذف نام مترجم و رسانه از ادامه انتشار زيرنويس‌ها حمايت کنند

‫فکر کردم گفتی ماشین "آستا" اینجا بود

‫اوه ، داری بهم میگی دروغگو ؟

‫خب ، اگر واقعیت همینه پس قبولِش کن "دارس"

‫لطفا دعوا نکنید

‫ببین "دارس" ، همه‌مون ‫داریم یه کم وحشت میکنیم ...

‫چون این ماجرا خیلی ناجوره

‫اونجوری که وقتِ طلوع آفتاب درِ منو میکوبیدی ، ‫چیزی نمونده بود باعث بشی سکته‌ی قلبی کنم

‫اوه ، خیلی متاسفم که پیدا کردن جنازه‌ی ...

‫مردی که دوستش دارم که در یه فریزر ‫حَبس شده برای تو خیلی ناخوشاینده

‫خیلی خب ؟ زندگیِ یه انسانه عوضی

‫خب ؟ "هری" مرده

‫این بیرون چه خبره ؟

‫من اینجا ایستادم تو این فکرم که ‫چرا تو تختخواب در خونه‌ام نیستم

‫خدارو شکر که زنده‌ای

‫این... نه ، این غیرممکنه

‫اون از سگِ شما هم بدتره

‫آره خب ، دلم نمیومد كه ‫"كیلیتِس"رو از خواب بيدار كنم

‫اون تو خوابِ "REM" در حالِ تعقیب بُز بود ‫[حالتی از خواب که بدن در خواب عمیق به سر میبرد امّا واکنش ‫مغز در حالت بیداریست و معمولاً چشمها تکان میخورند]

‫من میارمِش

‫از این بابت عذر میخوام دکتر "وی" ...

‫امّا... دیشب "دارسی" دزدکی ‫وارد سردابِ شما شده ...

‫و فکر میکنه که یه مُرده‌ی شمارو در فریزر دیده

‫بهش گفتم که احتمالاً فقط یه گوشتِ ‫یخ زده اون داخل بوده ، که شبیه شما بوده ...

‫مثلاً یه خوک یخ زده یا همچین چیزی

‫من از خوک خوش چهره‌ترم

‫اوه ، منم همینطور ، آره مرد ، احتمالاً من ‫یه جایی بین خوک و دلفین به حساب میام

‫میدونی ، اون دلفین‌ها ، ‫اونها حیواناتِ خیلی جذّابیَن

‫چیزی جز گوشت نیست

‫- تو جسد رو جا به جا کردی ‫- خب مطمئناً ...

‫و ایناهاش

‫نه ، منظورم اون مَردِ مرده‌ست ، کودَن

‫واضحه که اون نیست ...

‫اما من اون پایین یه جنازه دیدم

‫چرا ماشین "آستا" بیرون بود ؟

‫با هم به یه کنفرانسِ پزشکی رفتیم

‫تو بوی الکل میدی

‫خیلی خب ، بیا "دارس" ‫حالا دیگه باید بری

‫- من برات صبحانه میخرم ‫- نه

‫نه

‫من میدونم چی دیدم ، از تلاش برای ‫اینکه به عقلم شک کنم ، دست بردارید

‫من میدونم که دیوونه نیستم

‫معاون گفت ...

‫وقت رفتنه

‫چی ؟ نه

‫- نه ‫- بیا ...

‫دستهایِ لعنتیت رو ازم بکش

‫اوه خدایا

‫کمکم کن معاون

‫- مثل یه عنکبوت بهم چسبیده ‫- غُر بزن ...

‫مایه‌ی تأسفه که باید همه‌رو ‫بکشم و اینجارو ترک کنم

‫گرمای بهار تازه داره میرسه

‫اوه

‫موهای لعنتی منو ول کن ! آه !

‫- موهاش رو ول کن ‫- آه ، دستهایِ لعنتیت رو ...

‫"دارسی" ، صندلی رو ول کن

‫- بله ‫- اینو بگیر

‫- تُف میکنی ... ‫- اینجا واقعاً خوبه

‫دستبند ، برای همین کاره دیگه

‫دَستبَند برای دست بَند زدنِه

‫بیا ، بیا

‫- به این اعتراف میکنم ... ‫- باشه

‫که مثل یه گَلّه سگِ "پیت‌بول" مبارزه میکنی

‫زود باش ، منو بزن !

‫میدونی که دلت میخواد منو بزنی کلانتر

‫- بزن ! ‫- لطفاً از تقلّا دست بردار

‫همه چی درست میشه ، ‫من ماشینت رو برمیگردونم

‫برو تو ماشین

‫بابت این موضوع متاسفم دکتر

‫بله ، من از این ورودِ سرزَده بسیار ناراحتم

‫"من حقوقِ قانونیِ خودت رو برات میخونم"

‫چی باید بگم ؟

‫بهم بگو چی باید بگم !

‫مشکل همینجاست

‫آخ ، آخ ، آخ ، آخ ، آخ ، آخ !

‫باشه ، خیلی خب ، خیلی خب ، خیلی خب

‫بیارِش ، باید اینو ببینم

‫چشم

‫اوناهاش ، داره میدزدش

‫میدونستم

‫او زنی با دامن بنفشه ، مردِ سیاه پوش

‫باید به "هری" هشدار بدیم

‫بهت گفتم که اون مارو به بیگانه میرسونه

‫میخوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد ؟

‫- من نگرانت هستم ‫- داری بیش از حد واکنش نشون میدی

‫اینجوری نیست که قبلاً هیچوقت ضمانت منو ‫برای بیرون اومدن از بازداشتگاه نکرده باشی

‫"بیش از حد واکنش نشون میدم" ؟ چه باحال

‫امروز صبح که از خواب بیدار ‫شدم با صد تا اس ام اس ...

‫و یه پیام صوتی از تو که داد میزدی ‫"اون مرده ، اون مرده" رو به رو شدم

‫خیلی خب ، ببین ، من ‫میدونم چه اتفاقی افتاده

‫خب ؟ تو و "هری" یکی رو به قتل رسوندید

‫پیش میاد ، اما من پُشتِت هستم

‫با ماشین من به "کانادا" میریم

‫از اونجا ، من یه دوستِ ‫قدیمیِ اسکی در "جینو" دارم ... ‫

‫اونجا یه صندوق امانات هست ، ‫1000 دلار برای ادامه‌ی راهِ‌مون

‫سه تا پاسپورت ، پس ...

‫این... کلّی اطلاعات برای پردازشه

‫اه... امّا نه ، من هیچ کسی رو نکشتم

‫مطمئنی ؟

‫اگر کشته بودم یادم میومد

‫درسته ، درسته

‫چه خوب ، پس کلانتر حق داشت ، ‫من چیزهای غیر واقعی میبینم

‫- یه کمترین حَدِ جدیده برام ‫- "دارسی" ، چی کار کردی ؟

‫من دیشب تقریباً دزدکی ‫وارد خونه‌ی "هری" شدم ...

‫و من یه فریزر پُر از... گوشت دیدم ...

‫و فکر کردم یه جنازه‌ست

‫"دارس" ، چقدر مشروب خورده بودی ؟

‫خیلی کم مشروب خورده بودم

‫یکی دو تا "خوراکی" خوردم ‫و یه قرص که تو مبلم پیدا کردم ‫(خوراکی‌هایی که معمولاً با ماری‌جوانا پخته یا تهیه میشوند)

‫- بیخیال ‫- ببین ...

‫واضحه که تو راز بزرگی رو از من مخفی میکنی

‫تو بهترین دوست منی

‫من هیچوقت هیچ رازی رو ازت مخفی نمیکنم

‫- داری دروغ میگی ‫- نه نمیگم

‫- چرا ، داری میگی ‫- نه

‫تو یه "نشونه" داری ، یادته ؟

‫وقتی دروغ میگی ، بیش از حد اهلِ ‫بغل کردن و لمس کردن میشی

‫اینجوری نیست

‫"دارس" ، بیخیال

‫ممنون که ضامنم شدی ، من باید برم

‫"دارسـی"

‫خدایا

‫آروم‌تر برو ، خیلی نزدیکی

‫یا عیسی مسیح ، انگار دارم ‫کنارِ مادربزرگم رانندگی میکنم

‫چطوره بری عقب بشینی ننه جون ‫و یه ژاکت برای من ببافی ؟

‫عالی شد ، تو حواسم رو پرت کردی ، حالا ‫داریم اون کثافتِ کوچولو رو گُم میکنیم

‫اوه خدای من ، تو... تو خوبی ؟

‫مراقبِ حرف زدنت باش لطفاً

‫و شما 100 دلار بابت دوچرخه به من بدهکاری

‫ام ...

‫به نظرِ من که چیزیش نشده

‫خوشحال میشم منتظر پلیس بمونم

‫به دختره پول رو بده

‫تو بودی که باعث شدی من زیرش کنم

‫بیا بریم

‫حالا دیگه گمش کردیم

‫خوشحال شدم

‫- خیلی طول میدی ‫- 100 دلاره‌ها

‫دستگاهم کاملاً شارژ شده ‫(به بالاترین سطح نیرو رسیده)

‫با یه فشارِ دکمه ، شمارشِ ‫معکوس شروع میشه ...

‫و تقریباً تا 90 دقیقه‌یِ زمینیِ دیگه ...

‫8 میلیارد انسان زیستِ خودشون رو از دست میدن

‫این لحظه‌ایه که ماموریت رو ‫به اتمام میرسونم ...

‫که این کار روند و سرنوشتِ جهان رو ‫برای همیشه تغییر خواهد داد

‫رویایِ پیتزا رو میبینید ؟

‫پیتزای "مامان ساپ" هم اکنون ‫در قلب مرکز "پیشنس" باز است

‫با شکمِ خالی که نمیتونم ‫همه‌ی آدمهایِ زمین رو بکشم

‫"جی" اینجا کار میکنه ؟

‫من بهش یه کار نیمه وقت دادم

‫بابا ، فکر نمیکنم این ایده‌ی خوبی باشه

‫تو با یه بیگانه دوستی ‫و اونوقت "جی" ایده‌ی بدیه ؟

‫اوه ، داره میاد اینجا ، ‫از اینجا دور شو

‫سلام

‫سلام

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left