د خپرونې معلومات

Be My Dream Family E66 DramaDL
Be My Dream Family E67 DramaDL
Be My Dream Family E68 DramaDL
د لخوا تبصره AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

تګونه

other
په خپور شو: 2021-11-13
ډاونلوډونه: 12
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

من با استعداد، خوش شانس یا شایسته نیستم

درسته ، بالاخره اعتراف کردم

ولی اون اشتباه میکنه

در این مورد اشتباه میکنه

گا یون

گا یون، خوابیدی؟

نه، لطفا یک لحظه بهم وقت بده

میشه یک دقیقه بیای بیرون؟

سلام

خب...

معذرت میخوام که این موقع شب گفتم بیای بیرون

بیا بگیر، این ماله تو هستش

چیز خاصی نیست

می خواستم ازت تشکر کنم که کمک کردی توی شرکتت کار بگیرم

ببخشین؟ لازم نبود ، نیازی نیست

واقعا چیز خاصی نیست

چون تمام روز از کامپیوتر استفاده میکنی ، به نظر میومد که مچ دستت درد میکنه

بخاطر همین یک موس و یک پد کیبورد برات خریدم

و چون نگاه کردن طولانی مدت به مونیتور برای سلامت چشمات بده

بخاطر همین من اینا رو برای مراقبت از چشم گرفتم ، همین

اینطور به نظر میرسه که بهت میگم بیشتر کار بکنی

ولی بخاطر این نیست که اونا رو بهت میدم

فقط میخوام حالا که باید کار بکنی راحت باشی

خیلی ممنونم

ببخش که برات هدیه ای آماده نکردم

لوس نشو ، من اینو به نشانه قدردانی بهت دادم

در ضمن ، من به چیزی نیاز ندارم

پس دیگه میرم تا استراحت بکنی

- خانواده رویایی من باش - -

- قسمت شصت و ششم - -

این سئو ، این سئو ، این سئو، بیا بیرون ، یک وضعیت فوریه

یک سوسک تو حمومه باشه ، آروم باش

به نظر نمیاد که بتونم به دیدن این سوسکا عادت کنم

تو حواست بهش هست، درسته؟

نمیتونم به زندگی باهات عادت کنم

بهت گفتم که آروم باش ، مامان و بابا هنوز خوابن

چرا انقدر زود بیدار شدی و سر و صدا راه انداختی؟

زود بیدار شدم تا کارامو تموم بکنم

چی... چی شده؟ این بار چی شده؟

صبح بخیر پدر

ممنونم ، این سئو

پدر، من میرم تکالیفم رو تموم کنم

بابا برگرد برو بخواب ، باید خسته باشی

نیازی نیست ، باید صبحونه درست کنم

وقتی اون بلند فریاد کشید مامانت بیدار نشد

حداقل باید یک صبحانه مقوی براش درست کنم

بابا، پس یک دقیقه اینجا بشین ، من ماساژت میدم

خدایا نه ، من خوبم

بیا دیگه ، بشین ، خیلی وقته ماساژت ندادم

بابا حتما خیلی خسته ای

نه اصلا

در مقایسه با مامانت، مثل این می مونه که تو بهشت زندگی میکنم

چرا غذای منو میخوری؟ بی خیال ، بذار یکم بردارم

این مال منه من خیلی خمارم

بابا ، قول میدم که پسر خوبی بشم

داری میگی که الان پسر بدی هستی؟

هی ، پسر من بهترینه

همین که سالم باشی بهترین کاریه که میتونی برای من و مامانت بکنی

حس خیلی خوبی داره ، متشکرم ، خدا خیرت بده

گئو رو، بیا پایین

من دیگه میرم سر کار باشه

منم دیگه میرم روز خوبی داشته باشین

لطفا فقط ولش کن

نگرانش نباش ، شما بچه ها صبحا سرتون شلوغه ، همین الان برین

نه من تا حالا چند بار سعی کردم اینو بهتون بگم

ما فقط میتونیم همانطور که قبلا بهش عادت کردیم ازش استفاده کنیم

و آخر هر هفته به نوبت تمیزش می کنیم

میدونم که این کارو برای کمک به ما انجام میدین و ازتون ممنونم

ولی این باعث میشه یکم معذب بشم

واقعاً مجبور نیستین این کارو بکنین

باشه ، میفهمم

من دیگه میرم زودباش برو

روز خوبی داشته باشین تو هم همینطور

آقای گئوم

آقای گئوم؟

اوه سلام ، بله؟

این چیه؟

گئو رو بهتون چی گفت؟

فقط گفتش که حموم رو خودش با بقیه دخترا تمیز میکنه

اون ملاحظه منو میکرد

خب، یک فکری به ذهنم رسید

همون چیزی که قبلا بهم گفتی

گفتی که حتی پیدا کردن دوست هم زمان میبره

پس تا ما بخوایم به یک خانواده تبدیل بشیم زمان بیشتری طول میکشه

با اینکه من اینو میدونم

ولی بعضی وقتا یکم ناراحت میشم چون اونا معذب هستن

میدونم که اونا ملاحظه منو میکنن،

ولی بعضی وقتا ناراحت میشم ، ای خدا

هی، این خیلی بده

میدونم که اونا فقط از صورتم فیلم میگیرن

ولی وقتی من دارم بازی میکنم تو هم باید همراهم بازی بکنی

چطور تونستی وقتی داشتم متنم رو میگفتم به گوشیت نگاه کنی؟

عقلت رو از دست دادی؟

ما این صحنه رو بارها تکرار کردیم

و تو چی گفتی؟ من باید همراهت بازی کنم؟

اصلا بلدی چطور با یک بازیگر دیگه بازی بکنی؟

حتی وقتی من هنوز شروع به نشون دادن احساسات نکردم

تو شروع میکنی به جیغ زدن ، به این میگی بازیگری؟

بی خیال ، شماها ، بس کنین

برای این کارا وقت نداریم

ما مشغول فیلمبرداری قسمتی هستیم که امروز عصر قراره پخش بشه

جین هیوک حداقل باید به صورتش نگاه کنی

باشه بیا دیگه

مین هی، نفس عمیق بکش

خوبه ، یک نفس عمیق بکش

بیاین این بار فیلمبرداری این صحنه رو تموم کنیم، باشه؟

باشه تو میتونی

از پسش بر میای

بسیار خب ، آماده ای؟

باشه ، بیاین شروع کنیم ، دوربین

حرکت

آقای رئیس کاملاً به من اعتماد داره

مهم نیست چقدر بهم مشکوکی ،

نمیتونی ثابتش کنی

همه اینا رو فقط برای ارث بردن از

دارایی های پدرت تحمل میکنی

اون بدون خداحافظی کردن با من رفت؟

میخواد تمومش بکنه ، موضوع اینه ، درسته؟

به سختی میتونه کنترل بکنه که سر وقت گریه کنه

میشه لطفا بهش تذکر بدی؟

فقط به این دلیل که اون سوپر استاره

حتی به حرفت گوش هم نمیده ، همیشه هر طور که میخواد کارشو میکنه

انقدر بد بود؟

ولی اولش گفتین که خوب کار کردم و همینطوری ادامه بدم

درسته ، کارت خوب بود

ولی تو تمایل داری که زیاده روی بکنی

من فقط دستورالعمل های فیلمنامه رو انجام دادم

خودت میدونی من امروز هیچ متنی رو بداهه نگفتم

میدونم

ولی با این حال

من سکانس های زیادی تو قسمت این هفته نداشتم

فقط این هفته اینطوریه، درسته؟

اوه... خب... میدونی...

هفته دیگه سکانس های بیشتری دارم، درسته؟

خب... در مورد اون... میدونی...

هی میگم اوه مین هی واقعاً از سریال اخراج میشه؟

اون بدون فکر بازی میکنه

نمیدونم

ولی بقیه بازیگرا خیلی بدجنس بودن

اون بازیگر ارشد و پیشکسوت اوناست ، چطور میتونن با تحقیر بهش نگاه کنن؟

میفهمم که چرا اوه مین هی انقدر عصبانی شد

آقای رئیس

باید کل سکانس رو ویرایش کنیم؟

بدون این سکانس بهتره، درسته؟

دارین چیکار میکنین؟

اینجا چیکار میکنی؟ میدونستم

حدس میزنم مشغول ویرایش کردن تموم سکانس های اون هستین

اگه قرار بود این کارو بکنی چرا انتخابش کردی؟

چرا بهش امید الکی دادی؟

خدایا ، تو لیاقت نداری کارگردان باشی ، ای بی مصرف

چون تو برای خودت هیچ استانداردی نداری

بازیگرا گیج میشن

من چه اشتباهی کردم؟

این کار منه، پس سرت به کار خودت باشه

این مسخره هستش

منم تهیه کننده هستم و در این شبکه کار میکنم

سریال های بدی مثل کار تو

به وجهه این شبکه آسیب میزنن ، ای بی مصرف

ای خدا ، تو به خودت میگی کارگردان

در حالی که حتی نمیتونی بازیگرا رو سر صحنه کنترل بکنی

اگه میخوای اینطوری ادامه بدی ، کارگردانی رو بذار کنار

خیلی خجالت میکشم

که به هر دوی ما میگن کارگردان

حتما این پیام رو برای منگ جئونگ ووک بفرست ، فهمیدی؟

خدایا ، چرا اون...

خانم این ، حالتون خوب نیست؟

آره ، حالم خیلی خوب نیست

حتی بعد از اینکه خوابیدم حس میکنم

فقط 20 درصد انرژیم برگشته

و خیلی زود انرژیم تموم میشه

باید ناهار رو زود بخورم و یک چرتی بزنم

سلام

من شوهر دکتر گی یو یانگ هستم

خدای من، سلام سلام

باید زودتر میومدم دیدن شما ، لطفا یکم میوه بردارین

متشکرم خواهش میکنم

دکتر گی تو دفترشه؟

بیا برای ناهار بریم بیرون دکتر گی

سلام عزیزم ، درست وقتی اومدم اینجا که وقت ناهارت شروع شده

اومدم تا باهات غذا بخورم ، بیا بریم

از ناهارت لذت ببر دکتر گی

شوهرتون خیلی خوش تیپه

متشکرم

ای کاش می تونستیم با همه شما غذا بخوریم

ولی میخوام امروز اوقات عاشقانه ای با اون داشته باشم

لطفآ درکم کنین

بعدا میبینمتون ، بیا بریم

شوهر دکتر گی خیلی خوبه

صورت زیبا و هیکل خوب ، اون تیپ ایده آل منه

خدایا درست میگی ، دکتر گی همه چیز داره

وقتی نمیشناسیش این حرفو نزن ، قیافه خوب تنها چیزیه که اون داره

فقط دارم میگم که آدم رو از ظاهرش نمیشه شناخت

من باید برم یجایی

بدون من بخورین، باشه؟

صبر کن ، مگه خانم این هم امروز برای اولین بار اونو ندیده؟

اونا فامیلن ، فکر میکنم یچیزی هست که ما نمیدونیم

چی؟

چی؟

خانم گی

چرا جواب تلفن های منو نمیدی؟ همه جا دنبالت گشتم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left