Tuca & Bertie

Tuca & Bertie

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Tuca and Bertie S01E08 720p WEB x264
Tuca and Bertie S01E08 WEB x264
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
x264
720p
720
په خپور شو: 2021-03-01
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 187 کرښې.

‫مترجم: ‫thetrueali

‫آشغالاتو جا نذاری

‫مامان، نگران نباش

‫می‌دونم که فقط یه قناری روستایی‌ام ‫که اومده به یه شهر بزرگ

‫هیچی هم با خودش نیاورده، جز ‫یه چمدون پر از جوراب، رویاهای تو سرش...

‫و یه چمدون دیگه که اونم پر از جورابه

‫ولی مطمئنم که کلی ‫آدم مهربون اینجا هستن...

‫که کمکم می‌کنن راهمو پیدا کنم

‫تکون بخور زنیکه‌ی رنگِ شاش

‫- ببخشید ‫- نگاه کن، تازه‌کار

‫پخ

‫وای خدا

‫- در ضمن، سلام خوشگله ‫- وای خدا

‫بابا، آروم باش

‫درسته که الان یه غریبه تف کرد تو دهنم، ‫ولی از نظر شهری، یه‌جورایی جذاب بود

‫وای خدا

‫پشمام

‫بابا، بعداً بهت زنگ می‌زنم

‫به قنادی پیستری‌پیت خوش اومدید. ‫کمکی از من ساخته‌ست؟

‫وای خدا، ممنون. اتفاقاً فکر می‌کنم ‫می‌تونی کمکم کنی

‫عالیه. کلوچه می‌خوای یا...

‫اسم من داکوتا با حرف ی هست. ‫تلفظ نمیشه و نوشته هم نمیشه

‫من برتی‌ام. ی ندارم

‫برتی. نتونستم به تکنیک ‫شیرینی‌پزیِ قشنگت توجه نکنم

‫خب، ممنون

‫لابد خیلی طول کشیده تا توش ‫مهارت پیدا کنی

‫حتماً تمام روز اینجایی

‫من یه شغل تمام‌وقت کارمندی هم دارم

‫پشمام، یه زن کاری سخت‌کوش ‫با علاقه‌ی جانبی به شیرینی‌پزی؟

‫عین شخصیت‌های فیلمای ‫احساسی کمدی هستی

‫من بهشون میگم اح-کم، ‫ولی فقط من اینطوری میگم

‫خب، پس احتمالاً نمی‌خوای با کلوچه‌ات ‫قهوه بخوری، نه؟

‫وای خدا. شرمنده

‫من تازه از یه آموزشگاه آشپزی ‫توی یه شهر کوچیک فارق‌التحصیل شدم

‫و تو رو که دیدم، گفتم شاید ‫منم بتونم اینجا کار کنم

‫خب، اونقدرا کار آسونی نیست

‫گفتی از یه آموزشگاه آشپزی ‫فارق‌التحصیل شدی؟

‫می‌خوای اینجا کارآموز باشی؟

‫- جداً؟ ‫- جداً؟

‫سرآشپز، مطمئنی؟

‫آره. وقتی یه تصمیمی می‌گیرم، ‫پاش می‌ایستم

‫واسه همینه که هنوز به آهنگای ‫سبک اسکا گوش می‌کنم

‫پرنده جدیده، تو استخدامی

‫ممنون. از هردوتون

‫ایول

‫رفیق، این دختره همونیه ‫که دو ماه گذشته...

‫هر شب اینجا عشق و حال می‌کرد

‫هنوز ندیدمش مشروب بخوره یا ‫کاری دیگه بکنه

‫حتماً نعشه‌ی زندگیه

‫ولی اون دختره، با ماشروم چِت کرده

‫عجب جنس نابیه

‫باید دستامو بذارم تو یخچال

‫امیدوارم از این آهنگ کلاسیک ‫راینوتاون لذت برده باشید

‫ولی حالا، یه لحظه سکوت غیرعادی، ‫برای دی‌جی پارکور...

‫که به طور طعنه‌آمیزی در حالی که ‫از جایی بالا نمی‌رفت، مُرد

‫صبر کن ببینم، این توش پنیسیلین داره؟

‫جداً، توکا؟ یه شب دیگه ‫اومدی عشق و حال؟

‫خیلی بی‌مسئولیتی. خودتو جمع کن

‫بسه. بریم آهنگ بعدی، خانوما

‫اگه دی‌جی پارکور زنده بود ‫همینو می‌خواست؟

‫راست میگه

‫اون از سکوت همونقدری متنفر بود ‫که عاشق پارکور بود

‫بیایید همهمه رو ادامه بدیم، دخترا

‫آهنگو بذارید رو تکرار. ‫بذارید رو تکرار تا بترکونم

‫اینو از خودم در آوردم. ‫هرچیو بخوام، باب می‌کنم

‫هی، بروبچ مهمونی، همونطور ‫که درخواست شد...

‫این آهنگو تا طلوع آفتاب ‫می‌ذاریم رو تکرار

‫ایول

‫بیایید تکرار کنیم و بترکونیم

‫نه، نه، نه

‫لابد رفیق فاب نداره

‫یا یه دوست فاب داشته، ولی رابطه‌شون...

‫به شکلی غم‌انگیز و اجتناب‌ناپذیر، ‫شکرآب شده

‫تو خیلی درکت بالاست

‫نــــه

‫و یه پرنده‌ی جدید بدون هیچ ‫تجربه‌ای پرید داخل

‫و یه دفعه پیستری‌پیت بهش ‫پیشنهاد کارآموزی داد

‫باورت میشه؟

‫ولی مگه خودتم ‫همینطوری استخدام نشدی؟

‫دقیقاً. همینو بگو

‫- صبر کن ببینم، چی؟ ‫- شاید بتونی یه فرصتی به اون دختر بدی

‫از موقعی که با توکا قهر کردی...

‫خیلی خوب نتونستی دوست پیدا کنی

‫- البته که این کارو می‌کنی ‫- مثلاً این حرف یعنی چی؟

‫یعنی از اینکه منو دست کم ‫می‌گیری، خسته شدم

‫خب، شاید دست کم می‌گیرمت تا ‫از خودم محافظت کنم که آسیب نبینم

‫- من کِی بهت آسیب زدم؟ ‫- هیچوقت. از همینش می‌ترسم

‫- نترس. من دوستت دارم ‫- بیا بچه‌دار بشیم

‫وای نه. باختیم

‫خیلی حال داد. باید بازم ‫از این کارا بکنیم

‫یه آی‌پی‌ای با یه برچسب خشن مردونه

‫نه، باشه واسه خودت

‫اگه اون خروس قدیمی بودم، ‫باهات می‌خوردم

‫شاید دقت کرده باشید که ‫چقدر نفس‌های کوتاه می‌کشم

‫خود هوا توش سم داره، ‫که روی خود واقعیمون سایه می‌اندازه

‫وای نه. باختیم

‫خیلی حال داد. باید بازم ‫از این کارا بکنیم

‫- شاید زیادی قضاوت‌گرم ‫- منصفانه بگم، قرارهای چهار نفره مزخرفن

‫ولی اگه این قرارها نبودن، صنعت ‫بازی‌های تخته‌ای، بلافاصله نابود میشد

‫من فقط می‌خوام یه دوستی ‫بالغانه‌ی بزرگ‌سالانه پایه‌ریزی کنم

‫ولی واقعاً از کسی خوشم نمیاد

‫وای نه. باختیم

‫خیلی حال داد. باید بازم ‫از این کارا بکنیم

‫می‌دونی، از دست دادن یکی از دوستام، به ‫این معنی نیست که باید یکی دیگه پیدا کنم

‫اتفاقاً خوبه که کسی حواسمو پرت نمی‌کنه

‫تمام کارامو انجام میدم. ‫روی کارم تمرکز دارم

‫یا حداقل تا قبل از اومدن اون ‫داکوتای احمق، تمرکز داشتم

‫نه، قیافه‌ات مثل وقتایی شده که ‫فکر می‌کنی من لاشی‌ام

‫- یا مثل وقتایی که زیادی غذا می‌خوری ‫- شاید اگه راهنماییش کنی، احساس قدرت کنی

‫شاید راهنمایی‌های یه خانوم ‫پرنده‌ی باحال مثل تو به کارش بیاد

‫حق با توئه. خیلی‌خب

‫برتیِ بیچاره

‫فردا دعوتش کن

‫باشه

‫ ‫

‫ممنون که گذاشتی نصفه شبی ‫بیام پیشت

‫نمی‌خواستم تنها باشم. آخ

‫خوب بود

‫چه خبر، جگوار؟

‫جگی جون؟ جی‌جی. جی خوشگله

‫جی جیگر

‫خیلی خوشحالم که اومدم ‫به جگی سر بزنم...

‫وگرنه هرگز نمی‌فهمیدم تو یه ‫متخصص پوست با شهرت جهانی هستی

‫بی‌خیال، جگی. خودتم خوشت میاد. ‫به طرز عجیبی لذت‌بخشه

‫مثل ترکوندن حبابه. ‫ولی حباب از جنس پوست

‫دریکا، می‌بینم که زن کم‌حرفی هستی. ‫که البته تحسینت می‌کنم

‫ولی هروقت ساکتم، صدای دوست ‫سابقمو می‌شنوم که حرفای بدی بهم می‌زنه

‫واسه همین اگه ناراحت نشی، ‫می‌خوام به حرف زدن ادامه بدم

‫ممکنه یه سری صدای عجیب که روش ‫تمرین کردم، از خودم در بیارم. مثل...

‫یا مثلاً...

‫روی اون آخری باید کار بشه، ولی...

‫هیس

‫حالا با دریکا دم‌خور شدی؟ ‫انقدر آویزونی؟

‫توکا، به خدا قسم

‫عه، چه گهی می‌خوری؟

‫پشمام

‫چقدر شبیه برتی‌ـه

‫میشه نگه‌اش دارم؟

‫وای. الان خیلی حالم بهتره

‫نگاه کن. سه‌تا سینه دارم

‫برو اینجا

‫چه خفنه

‫اونقدرا خفن نیست، ولی ‫خیلی مفیده

‫فقط یه الگوی خوب باش. ‫یه سری نصیحت کسشر بکن

‫و یه لیوان قهوه بخور و برو. تمام

‫اینم از قهوه اسپرسوی ‫فوق کوچیک بیرون‌برِ شما

‫برتی. خیلی ممنون که قبل از ‫کار، می‌خوای همو ببینیم

‫خیلی چیزا هست که می‌خوام ‫ازت بپرسم

‫بذار ببینم. از کجا شروع کنیم؟

‫خب، سوال اولم، بیشتر یه داستان ‫طولانی راجع به خودمه

‫- من یه چهارشنبه بدنیا اومدم ‫- ببخشید که حرفتو قطع می‌کنم...

‫ولی، حرفی چندان ندارم بگم که...

‫توضیح بده

‫اینا رو میگی؟ آخه...

‫خیلی استرس داشتم که بیام پیشت

‫واسه همین اینا رو پوشیدم ‫که به کاهش اضطرابم کمک کنه

‫خیلی بامزه‌ست. اینا هم ‫کفشای حمله‌ی وحشت منه

‫وای خدا. ما رو ببین با روش‌های ‫سرکوب مشکلات روحیمون با کفش

‫عین پتوئیه که واسه پاهامون ‫احساس امنیت میاره،

‫تو خیلی خوبی

‫فکر کنم رسیدیم

‫توی کسب‌وکار سواری موزیت ‫موفق باشی

‫ممنون. احتمالاً یکم طول می‌کشه ‫که همه‌گیر بشه، ولی...

‫برگردیم سر کار

‫لعنتی، اون یارو واقعاً عاشق موزه

‫وای

‫من واقعاً مثل شکل دستمم

‫خیلی آرامش‌بخش و متفکرانه‌ست. ‫و بدجور حوصله‌سربره

‫- سلام ‫- دِرک، تویی؟

‫- اینجا چیکار می‌کنی، عوضی ‫- لعنتی، خوشگل شدی، ممه‌قشنگ

‫اگه خود قدیمیم بودم، اینو می‌گفتم

‫و احتمالاً بعدشم می‌گفتم...

‫چی گفتی؟

‫ولی من دیگه چنین آدمی نیستم

‫عوض شدم

‫سلام، خانوم اچ آر

‫می‌تونی هلن صدام کنی. ‫خانوم هلن رجینا

‫- یا مخففش، اچ آر ‫- رواله

‫به گروه آرامش خوش اومدی

‫چی شده که امروز اومدی اینجا؟

‫التیام با انرژی؟

‫درمان راحیه‌ای؟

‫تجسم ستاره‌ای؟

‫کونم چی‌چیه؟ دختر، تو دیوونه‌ای ‫

‫منو دریکا فرستاده

More Farsi Persian subtitles for Tuca & Bertie

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left