لومړۍ 197 کرښې.
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
دهنتو!
تو موفق شدی
چی؟ دستمو ببرم؟
نه، اینکه خط زمانی رو تغییر دادی
ولی خیلیم نه
ولی آره، جدی میگم. و همچنین نه
مهم نیست، چون تو داریش
چی رو دارم؟
باید همه چی رو بهت بگم
وقتی که شش سالهم بود، مادرم کانون دنیای ما بود
مامانی، چی داری میخونی؟
یه چی که توی خواب شنیدم
نه، نه، نه. فکر نکنم. فکر خوبی نیست
چرا دوستپسرت داره مبلمون رو جابهجا میکنه؟
فکر کنم این سوال واسه منم پیش اومد
- این مهمه - میدونم، ببخشید، فقط...
باید سریع به یه قضیهای رسیدگی کنم
سلام عزیزم. چیکار میکنی؟
میدونی، فقط داشتم فکر میکردم
که چجوریه همه چی همیشه بینمون آرومه
میدونی، چجوریه که هیچوقت راز عجیب یا خیانت فجیعی پوشیده ازم نداشتیم
- ای بابا - من باهات بهم زدم!
و کل این مدت داشتی بهم دروغ میگفتی!
- بکا بهت گفت - چرا باید بکا بهم بگه؟
چون با اون یارو متصدی باره به رید خیانت کرد!
- وایسا ببینم. چی؟ - آره. فهمیدم
و نمیخواست بهت بگم،
و اینجوری گفت که، "من نمیتونم به آلما دروغ بگم"
و بعدش با اون یکی چیزه ازم اخاذی کرد،
و آره، اون یه دروغگوئه!
مثل آسمون باش، مثل آسمون باش
حالا تویی
نه تویی
آلما، بکا. بیاین اینجا ببینم، میخوام یه چیزی بهتون نشون بدم
اسپانیاییها به این میگن "ال بانو دل ری"
- یعنی "حمام پادشاه" - "حمام پادشاه"
ولی هیچکی نمیدونه کاربردش چی بوده
منظورم اینه، وان پادشاه بوده؟
یا شایدم استخر بازتاب بوده؟
شاید یه آیینه بزرگ بوده!
یا شایدم یه وان بوده. وان هم باحاله خب
- من حموم دوست دارم - آفرین دختر خوبم
خب حالا، وقتی که...
زندگی فوقالعادهی مادربزرگتون رو تصور میکنین
اون یه سرخپوست ناهواتلی بوده...
همون اسپانیایی هستیم
خیلیخب، ولی یک خون تو رگهامون جریان داره، درسته مامان؟
آره ولی مردم با سرخپوستها خوب رفتار نمیکنن، پس مراقب حرفهات باش
پس، وقتی زندگی مادربزرگ ناهواتلیتون رو تصور میکنین
این حفرهی بزرگ کاربردش چی بوده؟
واسه لباس شستن
چیز خاصی در موردش ندارین بگین؟
آره!
میتونستن برن زیر آب، و لباسشون رو نگه دارن
و اونا میفرستادنشون زیر یه دنیای جادویی
عالیه. از این یکی خوشم اومد
یا شایدم یه وان ساده بوده، و اینم چیز خوبیه
آره، چیز خوبیه
تویی!
صبر کن ببینم. تو منو آوردی اینجا؟
اینجا جاییه که تحقیقات من شروع شد
نه، نه. اون موقع نه، الان رو میگم
"اون موقع، الان..." اینا...
بابا، وسط یه مکالمه بودم
ولی خیلی حرفها دارم که بهت بگم، و تو بالاخره آمادهای
و من میخوام یاد بگیرم. این رو میخوام
ولی... سم
پس دیدی،به عنوان یه موقعیتی که باید باهاش کنار اومد
خیلی هم دروغ نبوده
ظاهراً فکر میکنی که همهچی روبهراه بوده،
و من فقط نخواستم گیجت کنم
داری میگی ما بهم زدیم، همهی وسایلت رو از اینجا بردی
بعد وقتی که من تو بیمارستان بودم
دوباره بدون اجازه برگشتی اینجا که من گیج نشم؟
آره، فکر کنم منم دارم همین رو میگم
- آره، فقط ازت میخوام بری - وایسا
- کلاً برم؟ - آره، فقط...
باید بشینم فکر کنم که چجوری کارم به اینجا کشیده و اصلاً چجوری بهت اعتماد کردم
وایسا! اگه بتونم کارم رو توضیح بدم
ببین، آره، کار خیلی بدی بود ولی...
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. OfficialCinama@ .:.
«:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» |^| Saman97 |^|
آهنگ رو احساس کنید
تصور کنید که از بدن بغلیتون رد میشه
از بدن همه داره رد میشه، بهمون میرسه
وایسا بابا، میخوام اینجا بمونم
باید یه چیزی بهت نشون بدم
بابا، فعلاً عوضش نکن. من همینجا شاد بودم
آره، ولی شاد بودن فراره
عجب، ناراحتکنندهست
این گیتاره؟
آره، گیتاره. بهش میگن گیتار لاکی
از لاک گورکن درست شده
که یه موهبت الهی بوده
چون توی خودش اعداد کلیدی
کل دنیا رو داره
جدی؟
تو هم یه دنیا درون خودت داری
- جدی دارم؟ - میخوام برای اون دنیا یه آواز بخونم
باشه!
این ملودی رو میشناسم
مادرم این ملودی رو زمزمه میکرد
جدی؟ از کجا شنیده؟
گفت که توی خواب شنیده
توی خواب. شاید کاهن بوده
پس این خانوم کوچولو
نه، نبود. اصلا و ابدا کاهن نبوده
یا شایدم بوده و خبر نداشته
نیاز به راهنمایی بزرگان داشته
و این منو به فکر انداخت
تحقیقات اخیر نشون داد
که افرادی که اسكيزوفرنی دارن،
مثل مادرم، بطنهای بزرگی دارن
چه سکسی
بطنها حفرههای مایع مرکزی داخل مغز هستن
میدونم. چی سکسیتر از این حفرههای بزرگ مایعی؟ نه؟
خیلیخب باشه، این فکر به ذهنم رسید که شاید عارفها و کاهنها
و شَمَنها هم حفرههای بطنی بزرگی داشته باشن
شاید تواناییهاشون از یه ساختار بخصوصی از مغز نشئت میگیره
و چی دستگیرت شد؟
خب، فهمیدم که خیلی سخته
که افراد دیندار رو قانع کنم که مغزشون رو اسکن کنم
پس... ربطی نداشت؟
خب، راستش همون افراد کمی که گذاشتن مغزشون رو اسکن کنم
تودهی مغزی بزرگتری داشتن
پس، من و فرناز شروع کردیم به کپی کردن تواناییهای...
اون شمنها و کاهنها
اونم با استفاده از یه سری تکنیکهای باستانیشون
روی دانشجوهامون که حفرههای بطنی بزرگتری داشتن
- تو مغز من رو هم نگاه میکردی؟ - چی؟
وقتی سه سالم بود، وقتی سینه پهلو داشتم تو بیمارستان بودم
وقتی شنواییام رو از دست دادم...
به اسکن مغزم نگاه کردی
البته
من حفرههای بطنی بزرگی دارم؟
هنوز نظریاتم رو به ثبت نرسوندم ولی خب، آره داشتی
منظورم اینه که داری، که احتمالاً واسه همینه انقدر سریع بهتر شدی
تا حالا رو من آزمایشی انجام دادی؟
نه. نه مادرت... ازم خواست که، میدونی،
صبر کنی تا بزرگتر بشی،
و خودت این تصمیم رو بگیری
درست مثل پیوندت
به اندازه کافی بزرگ هستی که تصمیمات خودت رو خودت بگیری...
سمعکت هیچوقت خوب کار نکرد،
و این کمکت میکنه خوب بشنوی
تا صداهای تو مدرسه رو بشنوی...
...ولی،
میدونیم تو همین مدرسه ناشنوایان خوشحال هستی
کلی دوستهای خوب داری،
و کلی هم فرصتهای خوبی داری
خوب نشنیدن هیچ مشکلی که نداره
اگه ترجیح میدی جراحیت نکنن اشکال نداره
...گفتی که پشت حرفای من رو میگیری
خواستم همهی انتخابها پیش روش باشه...
پس دارم همهی گزینههای انتخابی رو بهش میدم. پس پشت توام
با دخترها اسپانیایی بزن... تا هیچوقت ناراحت هم نشی
من میخوام بتونم با دخترم حرف بزنم
زبون اشاره یاد بگیر
خیلیم راحت
چرا تو اسپانیایی یاد نمیگیری؟
-... به توافق برسیم - من هیچوقت... کریسمس رو جشن نمیگیرم
خونوادهی من نتونست از برنامههای اروپا جون سالم به در ببرن
...همون درختهای چرت و پرت توی حال خونه...
آها پس یهویی یهودی شدی؟
از اون موقع داره لبخونی میکنه
عزیز دلم،
ما فکر میکنیم...
ما فکر میکنیم شاید برات خوب باشه که...
جراحیت کنن تا...
نظرت چیه؟
باشه
میشنوی چی میگم؟
صدامو میشنوی؟
مثل ربات حرف میزنید
من هم مثل ربات شدم!
نه، نه، نه
باید بذاری بمونه. نرمال میشه
مغزت بهش عادت میکنه
ببین، میدونم که با عقل جور در نمیاد،
ولی خودت میدونی من چی میگم
حقیقش اینه که ترسیدم
و تو هم توی کلی گرفتاری و دنگ و فنگ بودی و...
میدونی چیه؟
دیگه خسته شدم از اینکه بقیه برام تصمیم بگیرن
ببین، فقط میخواستم که محیط ثابت و نرمال
واست درست کنم. همین
محیط ثابتت اینه که بهم دروغ بگی
- و باهام سکس کنی؟ - آره، که کمکت کنم
قرار نبوده باهات سکس کنم؟
اون موقع فکر میکردی اوضاع عجیب غریبه
عجیب غریب هم بود!
اون عکسهای سورتمهی شهربازی رو چی میگی؟ قسم خوردی که جابهجاشون نکردی
کاری کردی فکر کنم دیوونه شدم
- لطفاً عصبی نباش - "عصبی نباش"؟
دروغ گفتی! اونم زیاد! خیلی شیک بهم دروغ گفتی
ببین، نمیدونستم چیکار کنم، خب؟
No comments yet. Be the first to leave one.