لومړۍ 128 کرښې.
اختصاصی از تیم ترجمه دکتر هو فارسی
تو محکوم به فنا هستی دکتر محکوم به فنایی
داری تاردیستو به دام مرگ میبری
و حتی تو هم تا وقتی ...که دیر نشده شک نمیکنی
میدونی اگه میخوای از من جاسوسی کنی باید میکروفون رو خاموش کنی
دکتر عزیزم، پس از قرن ها درگیری
من طبیعتاً می خواستم بدونی که مرگ حتمی تو درست... الانه
ولی حتی تو هم هیچوقت شک نمیکنی که مرگ حتمیت تو سیاره زاستون 4 منتظرته
تو فقط تصویر رو خاموش کردی من هنوز صداتو میشنوم
میدونم البته که میدونم لعنت بهت
به هر حال می خواستم باهات صحبت کنم. من خبری دارم که حتی
دشمن اصلیم هم باید بشنوه
منو تو سیاره ترسروس دو ساعت دیگه، تو منطقه زمان نسبی ببین
و سعی کن دیر نکنی
تا میتونی مسخره کن دکتر انتقام من شیرین تره
و این یه انتقام مرگبار خواهد بود
این اتقام من یه انتقام مرگبار قراره باشه
کجاییم دکتر؟
تو سیاره ترسروس، که زمانی محل زندگی ترسرون ها بود
مهربون ترین و آروم ترین نژادی که تا به حال باهاش روبرو شدم
و با این حال منفورترین و نفرت انگیزترین گونه در تمام تاریخ
چرا؟
اونا فقط میتونستن با بیرون
دادن دقیق گاز معدشون ارتباط برقرار کنن
وای نه. سیاره ای از گوز؟
چه اتفاقی براشون افتاد؟
آتیش رو کشف کردن
از اونجایی که 100 ساله که هیچکس روی این سیاره پا
نذاشته، فکر کردی از اون تله های مرگبار فرار کردی
ولی فراموش کردی دکتر منم یه تاردیس دارم
وقتی به من گفتی که تو رو تو قلعه ترسروس ملاقات کنم
من به سادگی به 100 سال گذشته برگشتم و به معمار رشوه دادم
به دیوار عذاب سلام برسون
تو هم به این مبل راحتی مناسب سلام برسون
من طبیعتا بازگشتت رو پیشبینی کردم
بنابراین من حتی عقب تر از تو رفتم تو زمان و به معمار رشوه دادم
که اینطور فک میکنی
طبیعتا بازگشت تو هم پیشبینی کرده بودم
پس حتی عقب تر از تو رفتم تو زمان
و من اول به معمار رشوه دادم
خب، طبیعتاً پیش بینی کردم زود از اون موقع برمیگردی
دکتر، دست از خودنمایی بردار. اگه چیزی برای گفتن به مستر داری بگو
خیله خب
من اخیراً محاسبه کردم که هر سیاره تو
جهان شناخته شده رو حداقل 27 بار نجات دادم
ولی میدونی من از این همه بدی تو جهان خسته شدم
این همه ظلم، این همه رنج، این همه فرار بی پایان
بنابراین تصمیم گرفتم بازنشسته بشم، یه جا ساکن بشم و ازدواج کنم
- چی؟ - آره
حتی بدون اینکه بدونم دنبال چی هستم زنی رو پیدا کردم که دوستش دارم
زنی جذاب تر از تمام سفرهای من تو زمان و مکان
دختری هیجان انگیزتر از فرار از دودکش تهویه
عاشقی هیجانانگیزتر از ارتشی از جونورای سایبری
متأسفانه دکتر نمیتونم برات آرزوی ازدواج شاد و طولانی داشته باشم
چون لحظه ای که ما این گفتگوی بیمارگونه رو تموم کردیم، یه بار دیگه
به گذشته سفر میکنم و یه شام گرون قیمت به معمار میدم
و من به اون پیشنهاد می کنم ...یه اهرم تو اینجا قرار بده
و دریچه ای که مستقیماً به فاضلاب بزرگ و نفرت انگیز ترسروس منتهی میشه
دقیقا همونجا
برای 800 کیلومتر ترس و مدفوع آماده بشین
برای همیشه خداحافظ آقا و خانم دکتر
از اونجایی که معلومه تو توی چاه افتادی نمیتونی
بری با معمار شام بخوری با وجود اینکه اون قبلا خورده
چون باهاش شام خوردم و بهش گفتم که یه دریچه اینجا بزاره
بیا عزیزم
کجا با این عجله
چطور میتونی اینجا باشی افتادی تو فاضلاب
و چرا اینقدر پیر شدی؟
چون 312 سال طول کشید تا از فاضلاب بیرون بیام
و البته تاردیست رو پیدا کردی و به امروز برگشتی
برای یکی از اون انتقام های وحشتناکت
آره ولی این بار تنها نیومدم
بعد سه قرن زندگی تو فاصلاب فقط دالکا تونستن با من همراه بشن
چون فقط دالک ها بینی ندارن
پس دکتر ما دوباره همو دیدیم
آره اوضاع چطور پیش میره؟
توجه کن دکتر من فقط دیگه یه ارباب زمان نیستم
بدن من با تکنولوژی برتر دالکا تقویت شده
- و قراره باهاش چیکار کنی؟ - چی؟
تو حتی نمیدونی نه؟
نابود سازی! نابود سازی! نابود سازی
بس کنین! نه! بعد از 312 سال بالا رفتن از کثیف ترین فاضلاب جهان
بعد از سه قرن شناور موندن تو اون دریاچه های بخار بزرگ
بالا رفتن از اون کوه های غم انگیز بزرگ
بعد از یه عمر خوردن فقط حلزون
و همراهی کردنشون تنهایی تو اون شب های بلند
بعد از این همه! من خودم دکتر رو می کشم، با دستای خودم
بمیر دکتر، بمیر
نگران نباش، فکر می کنم اون راه خروج رو میدونه
اه 624 سال تو یه فاضلاب کثیف
اینوری
- از این ور - نابودسازی! نابودسازی
برین دنبالشون احمق ها اونارو بگیرین
اه 936 سال تو فاصلاب
منتظر من باشین! منتظر من باشین
- این راهرو ها همه شبیه هم هستن - ما باید اینجا امن باشیم
نابود سازی نابود سازی
"پــایــان پــارت اول"
"پـــارت دوم"
این بار تنها نیومدم
بمیر دکتر بمیر
برید دنبالشون احمقا بگیرینشون
همه این راهرو ها شبیه هم هستن اینجا باید امن باشه
نابود سازی نابود سازی
از اونجایی که نابود کردن تو باید مهمترین کار باشه
چرا اونا همیشه تو آخرین لحظه نظرشون رو تغییر میدن
بعدا توضیح میدم
ببینین یه بار دیگه من با فناوری برتر دالک اصلاح شدم
شکل فیزیکی منو جوون میکنه و به من قدرت بیشتری بالاتر از خود کیهان میده
و متوجه اون سینه هات هم شدم
سینه نیست، باشه؟ اونا برآمدگی های دالکا هستن
اونا میتونن انتشار یون های باردار رو تشخیص بدن
و به عنوان مکان یاب پرتو های آتریک تا فاصله 20000 سال نوری کار کنن
اونا خیلیم محکمن
-چی میخوای به ما بگی...؟ - اوه، هیچی
چرا دالکا دارن بهت کمک میکنن؟ در ازاش بهشون چی میدی؟
من اسرار پرتو انرژی زترونیک رو بهشون دادم
اوه نه، احمق! با پرتو انرژی زترونیک
دالک ها میتونن کل جهان رو تسخیر کنن
فقط با یه پرتو؟ ولی چطوری؟
- بعدا توضیح میدم - برای عملیات وارد شید
انرژی پروتو زنتونیک تو 5 دقیقه به واحد دالکا آماده میشه
اطاعت میشه
تو میتونی جهان رو تسخیر کنی
ولی مجبوری با اون مرد ریشوی کوچولو به اشتراک بزاریش
مستر به محض اینکه به هدفمون رسیدیم برکنار میشه
اگه مستر بدونه که دالکا میخوان بکشنش به ما کمک میکنه
و چطور میخوای بهش بگی بدون اینکه دالکا بفهمن؟
No comments yet. Be the first to leave one.