Attack on Titan

Attack on Titan (進撃の巨人)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Shingeki No Kyojin - s3 - ep58
Shingeki No Kyojin - s3 - ep58 [EraiRaws]
Shingeki No Kyojin - s3 - ep58 [WebDl]
Shingeki No Kyojin - s3 - ep58 [HorribleSubs]
د لخوا تبصره Anim World
Temari

تګونه

webdl
web
WEBDL
په خپور شو: 2019-06-24
ډاونلوډونه: 75
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 164 کرښې.

سربازها درست مثل میوه هایی که آبشون گرفته میشه جونشون رو از دست می‌دادند‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏و تکه‌هاشون به دریا ریخته می‌شد‏.‏

گمونم باید توضیح بدم دریا چیه‏.‏

دریا بستری از آب نمکه که 70 درصد سطح دنیامون رو پوشونده‏.‏

‏"‏حمله به غول‏"‏

اوه‏.‏‏.‏‏.‏ تو کی هستی؟

من ارن کروگر هستم‏.‏

همون طور که الان دیدی من قدرت یکی از نُه غول رو در اختیار دارم‏.‏

به عبارت دیگه منم مثل تو یکی از اعقاب یمیر هستم‏.‏

پ.ن: اعقاب به معنی بازمانده یا نسل هست

تظاهر کردی که یه مارلیایی هستی و به امنیت عمومی نفوذ کردی؟

آزمایش‌های خون رو چطوری رد کردی؟

با کمک یه دکتر دور زدنشون مثل آب خوردن بود‏.‏

دکترها جاسوسای خوبی از آب درمیان‏.‏

صادقانه بگم کارت عالی بود‏.‏

ولی از لحاظ نتیجه گیری گرایس حق داشت اونقدر ناراحت باشه‏.‏

کاملاً حق با توئه‏.‏‏.‏‏.‏

من یه پدر و شوهر و مرد بدردنخوری بودم‏.‏

و هنوزم چرا من تنها کسی هستم که انسان باقی مونده؟

دینا آدم خاصی بود‏،‏ از اعقاب یمیر و خون سلطنتی تو رگ هاش بود‏.‏

اون می تونه به قدرت واقعی یه غول دست پیدا کنه‏.‏

اگه یهو نمی‌پریدی وسط و ساکتم نمی‌کردی‏،‏ دینا حتماً‏-‏‏-‏

جوابم رو بده‏!‏ چرا گذاشتی فقط من زنده بمونم؟‏!‏

کافیه‏.‏ انگشتات صدمه ندیده؟

خیلی به خاطر نگرانیت ممنونم‏!‏

وقتی اونا رو ریز ریز می کردی به نظر نمیومد خیلی اهمیتی بهشون بدی‏!‏

خب؟‏!‏ اگه زودتر به حالت غول درمیومدی

بقیه به غول تبدیل نمی‌شدن، درسته؟

چه فایده‌ای داشت که گذاشتی غول بشن؟

چی شد؟ رنگت پرید‏.‏‏.‏‏.‏

این فقط وطن دوستی نبود‏.‏‏.‏‏.‏

من انگشت هزاران نفر از اعقاب یمیر رو بریدم‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و به غول تبدیل‌شون کردم‏.‏

زنا و بچه ها رو هم همین طور‏.‏‏.‏‏.‏

در حالی که همه فکر می کردن به خاطر الدیا بوده‏.‏

وقت زیادی ندارم‏،‏ گریشا‏.‏

آخرین وظیفه رو به تو می سپارم‏.‏

نه کس دیگه ای‏.‏ فقط به تو‏.‏

اون روز‏.‏‏.‏‏.‏ روزی که واسه اولین بار دیدمت

اگه هیچ کدوم از اون اتفاقا نمی‌افتاد

نفرتت از مارلی تا این حد نمیرسید‏.‏

واسه همین‏.‏‏.‏‏.‏ منو انتخاب کردی؟

اینم جزئی شه‏.‏

کشور‏.‏‏.‏‏.‏ پدرت‏.‏‏.‏‏.‏ خودت‏.‏‏.‏‏.‏

نفرتی که توی چشمات بود به اندازه ای بود که می تونست دنیا رو بسوزونه و خاکستر کنه‏.‏

منم اون جوری بودم‏.‏‏.‏‏.‏

اون دسته از اعضای خاندان پادشاهی که توی سرزمین اصلی مونده بودند یه ارتش انقلابی تشکیل دادند‏.‏

پدرم جزئی ازش بود‏.‏

ولی اونا به جایی نرسیدن‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ زنده زنده سوختن‏.‏

من خیلی جوون بودم‏،‏ تنها کاری که تونستم بکنم این بود که یواشکی از لای در کمد دیدشون بزنم و شاهد باشم‏.‏

بعد اون قسم خوردم که از مارلی انتقام بگیرم و الدیا رو احیا کنم‏.‏

ولی تنها کاری که تونستم بکنم این بود که انگشتای پیروان میهن پرستم رو قطع کنم

و از این دیوار با لگد بندازمشون پایین و به غول تبدیلشون کنم‏.‏

به خاطر کارهایی که کردم هویت واقعیم هیچ وقت کشف نشد‏.‏

من هیچ فرقی با دوران بچگیم نکردم‏.‏

شاید هنوزم دارم دنیا رو از لای شکاف یه کمد نگاه می کنم‏.‏

جغد‏،‏ بگو ببینم‏،‏

چه وظیفه ای واسه من مونده؟

باید به سرزمین درون دیوارها نفوذ کنی و غول مادر رو پس بگیری‏.‏

البته بعد از اینکه وارث قدرت غولی من شدی‏‏.‏

چی گفتی؟

منظورت اینه که‏.‏‏.‏‏.‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏

تو به عنوان یه غول خالص، منو می خوری‏.‏

قدرت غول مادر رو هم همینجوری به دست میاری‏.‏

چرا خودت اینکار رو نمی کنی؟

وارث‌های قدرت نه غول، ظرف 13 سال از بین می رن‏.‏

من سیزده سال پیش این قدرت رو به ارث بردم‏.‏

جغد بهش ‏"‏نفرین یمیر‏"‏ می‌گفت‏.‏

گویا یمیر‏،‏ غول مادر‏،‏ سیزده سال پس از اینکه برای اولین بار قدرت غول درش بیدار میشه‏،‏‌ میمیره‏.‏

مثل اینکه این مدت‌زمان برای در اختیار داشتن این قدرت مناسبه‏.‏

سیزده سال برام مونده‏.‏‏.‏‏.‏

و تو‏.‏‏.‏‏.‏

یه خورده کمتر از هشت سال‏.‏

اشتباه می کنی‏.‏

یه اشتباهی شده‏.‏

اشتباهه‏.‏

اگه یکی از وارث‌های قدرت غولی نتونه قبل از مردن قدرت خودش رو به نفر دیگه‌ای واگذار کنه‏،‏

قدرتش همینطور تصادفی به یک نوزاد از اعقاب یمیر میرسه‏.‏

انگار همه اعقاب یمیر به وسیله چیزی که نمی تونیم ببینیم به هم متصلن‏.‏

یکی از اون وارث‌ها گفته که یه ‏"‏راه‏"‏ رو دیده‏،‏

خون و استخوان‌هایی که یه غول رو شکل میدن

و بعضی مواقع خاطرات و خواست‌های دیگران هم از طریق همین راه به آدم میرسه‏.‏

همه‌ی راه‌ها به یه چیز ختم میشه‏.‏

یا به عبارت دیگه‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏به غول مادر‏.‏

هر کدوم از اعقاب یمیر به اون راه متصلن‏.‏

این غول مادر، یمیر، دقیقاً کی بوده؟

حکومت مارلی می‌گفت که اون خادم شیطان بوده‏.‏

اما در دوران امپراتوری الدیا‏،‏ اون ‏"‏معجزه‌ای با موهبت خدایان‏"‏ نامیده می‌شده‏.‏

بعضی‌ها میگن که اون با منشأ حیات تماس پیدا کرده‏.‏

کی می‌تونه بگه اونا اشتباه می‌کنن؟

ها؟

تنها حقیقی که تو این دنیا هست اینه که حقیقتی وجود نداره‏.‏

هر کسی می تونه یه خدا یا یه شیطان بشه‏.‏

تنها چیزی که لازمه اینه که مردم باورش کنن‏.‏

خودت گفتی که خون سلطنتی تو رگ های دیناست‏.‏

حقیقت تو این بود؟

متاسفانه‏،‏ اینکه دینا خون سلطنتی داره حقیقته‏.‏

پس چرا گذاشتی بمیره؟

دقیقا به خاطر اینکه خون سلطنتی داره‏‏،‏ ‏ نمی تونستم اجازه بدم دشمن داشته باشتش‏‏.‏‏

باید قبل از اینکه زیک همه چی رو به مارلی بگه اینکار انجام می شد‏.‏

با وجود این‏.‏‏.‏‏.‏

با وجود این چی؟

بهتر بود که تمام عمرش واسه دشمن بچه به دنیا بیاره؟

من وظیفه ام رو انجام دادم‏.‏ تو هم کار خودت رو بکن‏.‏

فقط کسی که قدرت غول‌ها رو داره می‌تونه به دیوارها برسه‏.‏

راستش رو بخوای فکر نکنم برای اینکار مناسب باشم‏.‏

تو اینکار رو می کنی‏.‏

اونو ببین‏.‏‏.‏‏.‏

یه غول زنده زنده خوردش‏.‏

و تو پرسیدی که تماشاش جالب بود؟

به هیچ وجه جالب نبود‏.‏

شنیدن فریادهاش در حال جون کندن غیرقابل تحمل بود‏.‏

چیز بهتری نمی دونستم‏.‏

اگه می دونستم این بهای آزادیه‏،‏ هزینه اش رو پرداخت نمی کردم‏.‏

بلند شو‏.‏

بجنگ‏!‏

به خاطر پس گرفتن آزادی و شکوه الدیا‏.‏‏.‏‏.‏

بلند شو‏!‏

من‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ نمی تونم‏.‏

ببین‏.‏ اینو از خونه ات آورده ام‏.‏

نمی تونم نگاهش کنم‏.‏

نمی تونی نگاهش کنی‏.‏ نمی تونی بایستی‏.‏ نمی تونی بجنگی‏.‏

مردونگی نداری؟

مرلی عقیمت کرده؟

تلاش برای تحریک نفرتم بی فایده اس‏.‏

تنها چیزی که الان برام مونده‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ گناهانمه‏.‏

این دیگه زیاده رویه‏.‏

دلیل اصلی اینکه تو رو انتخاب کردم این بود که تو اون روز دیوارها رو ترک کردی‏.‏

اون روز اگه دست خواهر کوچیکت رو نمی گرفتی و از دیوارها رد نمی شدی‏،‏

الان مطب پدرت رو در اختیار می‌داشتی‏،‏

شاید خواهرت بزرگ می شد‏،‏ ازدواج می کرد و حتی بچه دار می شد‏.‏

ولی تو از دیوارا خارج شدی‏.‏

از روزی که شروع به پرت کردن برادرانم به سمت مرگ کردم‏،‏

از روزی که خواهرت رو با خودت بیرون از دیوار آوردی‏،‏

مجبور شدیم که به پیشروی ادامه بدیم و تا روزی که این کارها رو جبران کنیم باید به پیشروی ادامه بدیم‏.‏

حتی در مرگ و پس از مرگ‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ داستانیه که تو شروع کردی‏،‏ نه؟

هر کدوم از نه غول یه اسمی دارن‏.‏

از جمله غولی که تو قراره وارثش بشی‏.‏

مهم نیست این غول خودش رو توی چه دوره ای پیدا می‌کنه

همیشه باید رو به جلو بره و دنبال آزادی باشه‏.‏

اون به خاطر آزادی می جنگه‏.‏

اسمش‏.‏‏.‏‏.‏

غول حمله‌کننده‌ست‏.‏

‏"‏اطلاعات در دسترس عموم‏"‏ ‏"‏نه غول‏"‏ ‏"‏هویت واقعی غول‌ها ناشی از قدرتی فراتر از درک انسانه که در اعقاب یمیر خوابیده‏.‏ قدرت گفته شده همراه با خاطرات از طریق فضا زمان به ارث می رسه‏.‏ مختصاتی که در اون تمام راه ها به غول مادر می رسه‏.‏

چیکار می کنی؟

غول حمله کننده‏.‏

همین الان اینو نگفتی؟

نه‏.‏

ها؟‏!‏ اون اینو گفتش، مگه نه؟ مگه شما دوتا نشنیدین؟

آره‏،‏ ولی اون‏.‏‏.‏‏.‏

دیدی؟‏!‏ جریان چی بود ارن؟

نه‏،‏ چیزی نیست‏.‏

این اسم غولته، درسته؟ واسه چی داشتی با خودت حرف می زدی؟

کافیه‏ هانجی، اون پونزده سالشه‏.‏

هرکسی از این دوره‌ها داره‏.‏

هان؟ از چجور دوره‌ای حرف میزنی؟

هانجی سان‏‏،‏‏ بعداً بهت توضیح میدم‏‏.‏‏ اینجا و الان جاش نیست‏.‏

هـــان؟ منظورت چیه؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left