لومړۍ 176 کرښې.
فصل دوم ـ قسمت ششم "قورباغه زل زننده مکزيکي سري لانکاي جنوبي"
و اکنون بر مي گرديم به برنامه شکار و کشتار از شکارچيان محبوب پارک جنوبي، جيمو و ند
من جيمبو کرني هستم و کسي که اينجاست نده. بگو سلام، ند
ـ سلام ند ـ خب، عالي نيست؟
امروز يه برنامه فوق العاده داريم براتون
قصد داريم چند تا گوزن و چند تا بز کوهي رو بکشيم
اخيرا مجلس کلورادو يه قانون جديد وضع کرده که من و ند اسمشو گذاشتيم قانون کثيف شماره 4
طبق اين قانون، ما ديگه در هنگام دفاع از خود حق کشتن حيوون ها رو نداريم
به عبارت ديگه اون جمله قديمي مون يعني "داره به سمت مون حمله مي کنه"
داره به سمت مون حمله مي کنه
ديگه فايده اي نداره. واسه همين فقط حيوون هاي شامل "اين عبارت رو مي کشيم "تعداد شون رو کم کن
اگه شکارشون نکنيم، تعداد اين حيوون ها زياد ميشه و بعد به اندازه کافي غذا گيرشون نمياد
خب همونطور که مي بينيد مجبوريم اين حيوون ها رو بکشيم و گرنه مي ميرن
"خب، فيلمو بذار. ما اينجا در تقاطع "شيفر دنبال چند تا حيوون مي گرديم
نگاه کن ند، چند تا آهوي کوهي اونجان !بجمب ند، تعدادشون رو کم کن
تعداد شون رو کم کن
کارت عالي بود، ند حالا ديگه از گرسنگي تلف نميشن
الحق که سفر شکاري فوق العاده اي بود اون آهو ها رو از خطر انقراض نجات داديم
ما دوست دار طبيعتيم
هفته ديگه هم اين برنامه رو تماشا کنيد قراره رو سر يه عده ثمور نا آگاه، مواد منفجره خالي کنيم
و همينطور با گونه هاي در حال انقراض هم يه حالي مي کنيم
آقاي گريسون؟ ويتنام چيه؟
ويتنام چيه؟" سوالي که يه بچه" ممکنه بپرسه، اما اين سوال يه سوال بچه گونه نيست
بچه ها طي روزهاي آينده همه چي رو راجع به ويتنام ياد خواهيم گرفت
احتمالا يکي از اطرافيان تون تو اين جنگ باورنکردني قرار گرفته
درسته آقاي گريسون، جنگ ويتانم سخت و تنفرانگيز بود
آقاي گريسون؟ شما تو ويتنام بودين؟
بجنب ند، زود باش بپر از تو هليکوپتر
ـ نفر بعدي که ميخواد دوش بگيره کيه؟ ـ من، منم
اين لوله گنده رو کجا مي تونم پنهان کنم؟
نه، من تو ويتنام نبودم. اما بعضي وقتا دلم ميخواد وانمود کنم که بودم
خب بگذريم، از همه تون يه کار تحقيقي ميخوام
هر کدوم از شماها بايد يکي از اطرافيان تون که تو ويتنام بوده رو پيدا کنيد و باهاش مصاحبه کنين
اگه همچين کسي رو نشناسيم چي؟
اونوقت بهتون صفر ميدم، سال سوم رو مي افتين و بعدش مجبورين يه کار پيدا کنين
سطل هاي آشغال رو بگردين تا بتونين مواد جور کنين
پسر، عمو جيمبوي من تو ويتنام بوده
آره، اون و ند اون برنامه تلويزيوني مسخره رو راه انداختن
"و حالا نوبت مي رسه به "رازهاي پنهان جيمبو
يکي از بيننده هاي پر و پا قرص مون تو پارک جنوي ... يه فيلم 8 ميليمتري براي ما فرستاده که توش
چيزي هست که ادعا مي کنه قورباغه زل زننده مکزيکي سري لانکاي جنوبي باشه
همونطور که مي دونيد، قورباغه زل زننده ... مکزيکي سري لانکاي جنوبي
ظاهرا مي تونه با يه نگاه شما رو بکشه
اگه کسي به چشماي قورباغه نگاه کنه ممکنه فلج بشه يا حتي بميره
اين فيلم ثابت مي کنه که اين قورباغه به احتمال زياد وجود داره
خب به دقت نگاه کنيد. قراره قورباغه زل زننده مکزيکي رو ببينيد
اوناهاشش. ديدينش؟ دوباره بزن اول
خب حالا ثابتش کن
دوست دارم بدونم افرادي که شک داشتن حالا چي ميگن. تو چي فکر مي کني، ند؟
ـ من ترسيده ـم ـ حتما برنامه بعدي مون رو ببينيد
از اين که مي زنيم دهن طبيعت رو سرويس مي کنيم و بازم شما ما رو تماشا مي کنيد بسيار خرسنديم
باز هم به ما سر بزنيد
ـ يه عالمه موجود زنده مي کشيم و خون شون رو مي ريزيم ـ شب بخير
کات. عالي بود بچه ها
اوه ببين کي اينجاست برادر زاده کوچولوم، استنلي
از اين برنامه تلويزيوني باحال عمو جيمبوت خوشت مياد، ها؟
نه، مجبوريم يه گزارش مزخرف راجع به ويتنام بنويسيم
تو و ند تنها افرادي هستين که مي دونيم اونجا بودين
ـ خب آره، اونجا بوديم ـ باحال بود؟
کارتمن! اين ديگه چه سوال احمقانه ايه !خب معلومه که باحال بوده
آره ويتنام باحال بود، اما نه به باحالي رفتن به سيرک "يا به باحالي ماهي گيري توي "مونتانا
... نه، ويتنام بيشتر شبيه اين بود که جوش بياري
و توي يه وان به باحالي سس فلفلي بشيني
آره، اونجا بود که من و ند همديگه رو ديديم
يادمه تازه از چرخ و فلک اومده بودم پايين
اوه پسر، چه روز قشنگيه
کرنر بيا اينجا! يه سري سرباز جديد اينجان و من يکي شون رو بعنوان دستيار در اختيارت ميذارم
ـ ند گربلانسکي، در خدمتم قربان ـ متشکرم ند
در 10 کيلومتري شمال اينجا يه سري دشمن ديده شده
ميدونم که تو و کرنز بهترين افرادي هستيد که مي تونيد حساب اونا رو برسيد
ـ خب آماده ايد؟ !ـ قربان، بله قربان
کسي همراه مون نبود، فقط من و ند بوديم و قرار بود جنگ رو به نفع آمريکا تموم کنيم
ـ ميشه يه کم نوشيدني بهم بدي، ند؟ ـ به روي چشم. يه کولوچه ديگه هم ميخواي؟
چرا که نه؟ ما توي جنگيم
ـ اينجور چيزا واسه گلوت خوب نيست ـ نه بابا، اين حرفا چرت و پرته. هيچ طوري نميشه
ـ دشمن در موقعيت ساعت 2 ـ مي بينم شون. بمب رو بنداز
ـ بمب رها نميشه !ـ اوه، نه
ـ تکون نميخوره !ـ فقط يه راه داريم
ـ منظورت چيه، مرد؟ ـ به هر قيمتي شده بايد دخل شون رو بياريم
بميريد کمونيست هاي حرومزاده
اوه نه! فشنگ هام تموم شد
ـ موفق شديم ند. کل ارتش ويتکانگ رو کشتيم ـ ايول
بر مي گرديم به مقر. مي تونيم قبل از اينکه درش رو ببندن سوار سرسره آبي شيم
ـ اين چيزي بود که اتفاق افتاد، بچه ها ـ ويتنام معرکه بوده
يه خبر عالي بچه ها. بيننده هاي برنامه تون دو برابر شدن
!ـ از 6 نفر رسيدن به 12 تا !ـ ايول. مي تونيم مقام بياريم
بايد يه کاري انجام بدي جي. بيننده هات دارن بخاطر برنامه شکار جيمبو و ند کم ميشن
ـ ولي من اصلا برام مهم نيست ـ بهتره که برات مهم باشه، آقاي نابغه
بيننده که نباشه برنامه اي هم در کار نيست
اگه ميخواي به مردم کمک کني بايد به روز باشي
ـ باشه ـ 10 ثانيه ديگه ميريم رو آنتن بچه ها
يادت باشه، بزرگ، بزرگ، بزرگ
... و پنج، چهار، سه
نوبت قدرت شماست، در اين شبکه کابلي کوهستاني
... دستاتون رو بذارين روي هم و خوش آمد بگين به
... تنها مرد شهر که هميشه يه انبار شراب پر داره، عــــــــيسي
!مسيح
آ ... سلام
آ، بله، باشه. از امروز به بعد قراره برنامه مون يه وضعيت جديد داشته باشه
بيننده هاي عزيز، اين هفته قراره چند تا آدم دوست داشتني رو در اين برنامه دااشته باشيم
مهمان امروز ما، بازيگر مجموعه گيليگان !آقاي باب دنور هستش
!و اين هم باب دنور
ـ سلام باب دنور ـ سلام عيسي، خوشحالم که اينجام
ـ خب باب، تازه رسيدي؟ ـ آره تازه رسيدم
ـ خب .. آم خب برنامه ـت چيه؟ هيچي، هيچي اصلا
هيچي از هيچي يعني هيچي
بايد يه چيزي داشته باشي
و بعد از کشتن تمام ارتش ويتکانگ آنها به مقر اصلي برگشتند
بعد سوار ترن هوايي شدند و پشمک خوردند
و سرانجام، ند بخاطر دفاع شجاعانه اش از سرسره آبي نشان نظامي مجروحين را دريافت کرد
و اين بود ماجراي ويتنام، پايان
ـ پايان ـ سوالي هست؟
ـ بله آقاي گريسون؟ ـ اين **ـشعراي مسخره رو از کجا تون در آوردين؟
از سربازهاي سابق ويتنام
خب بچه ها، کاملا مشخصه که شما کارتون رو انجام ندادين
و کل شب داشتين اين چرنديات مسخره رو سر هم ميکردين
ـ نه، نه، اينطور نيست ـ همه تون صفر منفي مي گيرين
ـ صفر منفي؟ يعني ميتونه؟ ... ـ ولي، ما چيزي رو از خودمون در نياورديم، اين
استنلي، جنگ ويتنام، جنگ بود توش اسباب بازي اسب و آواز پرنده و سرسره آبي نبوده
ـ از کجا ميدونين؟ شما که اصلا اونجا نبودين ـ هميني که هست
همه تون کل هفته رو حبس مي شيد
به حبس خوش اومدين. آقاي گريسون راجع به داستان خنده دارتون به من گفت
بهمين خاطر واسه همه تون ... بهتره که بدونين چرا حبس شدين
تا بتونين ازش حد اکثر استفاده رو ببرين
شما اينجايين چون ضعيف بودين شما اينجايين چون مايه شرمساري بودين
خب استن، به لطف عموي عزيزت کل هفته رو بايد حبس بشيم
آره، عمو جيمبوت خل و چله
آخه چرا به جاي گفتن حقيقت، از خودش يه داستان در آورد؟
!خب شايد بخاطر اينه که اون يه گوساله جنگلي مسته
ـ بايد تلافيش رو سرش در آريم !ـ موافقم
ـ چجوري؟ ـ خب، اون با سر هم کردن داستان دهن ما رو سرويس کرد نظرم اينه که ما هم همين کار رو باهاش انجام بديم
ـ منظورت چيه؟ ... ـ تو فيلم "برادي بانچ" اونجايي رو ديدين که
ايول
ايول
و اکنون بر مي گرديم به برنامه شکار و کشتار از شکارچيان محبوب پارک جنوبي، جيمو و ند
شکارچي ها خوش اومدين براتون يه فيلم داريم امروز
... يه نوار از يکي ديگه از بيننده هامون به دست مون رسيده که از
قورباغه زل زننده سري لانکاي جنوبي توي پارک جنوبي فيلم برداري کرده
... آره، و حالا ميخوايم فيلمو پخش کنيم ولي يادتون باشه
اگه به چشماي قورباغه زل زننده مکزيکي نگاه کنيد، کاتاتونيايي مي شين (کاتاتونيا: يک نوع بيماري رواني که باعث از دست رفتن توانايي حسي و سفت شدن عضلات مي شود)
البته نمي دونيم که اثرش تو تصوير هم هست يا نه اما کي دلش ميخواد ريسک کنه؟
خب وقتي فيلمو پخش کرديم حواس تون رو جمع کنيد
خب، فيلمو بذار، تام
تمومه؟
بسيار خب، تمومه خب اينم از اين
يک اثبات انکارناپذير که نشون ميده قورباغه زل زننده مکزيکي سري لانکاي جنوبي وجود داره
و شما اين رو در برنامه جيمبو و ند ديدين
ـ پسر، باورم نميشه که گول خوردن !ـ آره. عجب خنگول هايي هستنا
آره، دو تا گوساله خنگن
ـ بياين. بايد يکي ديگه بسازيم !ـ دروغ گفتن عجب حالي ميده
!عيسي
،تو دردسر افتاديم. برنامه جيمبو و ند
يه داستان قورباغه زل زننده مسخره سر هم کردن و بيننده هاشون بيشتر شده
ـ خب چيکار بايد بکنيم؟ ـ نميدونم
بايد به تغييراتي که تو برنامه داديم ادامه بديم و حتي بيشترشون کنيم
... ـ الان ميريم رو آنتن. پنج، چهار، سه ـ يادت باشه، بزرگ، بزرگ، بزرگ
... اگه تازه به جمع بيننده هامون پيوستين بايد بگم که داريم
داستان نجات باورنکردي ميشل رو مي شنويم. خب ادامه بده ميشل
خب همونطور که گفتم، سعي کردم و سعي کردم اما حتي يه ذره هم ماشين واژگون شدم تکون نخورد
شوهرم 12 ساعت توش گير افتاده بود
و هر طور بود نجات پيدا کرد
درسته. خيلي مرد شجاعيه و من خيلي دوستش دارم
ـ منم دوستت دارم ـ خب ببينيم حضار آيا سوالي دارن
ـ بله، شما ـ به نظرم بايد اونو از زندگيش پرت کنه بيرون
ـ کيو پرت کنه؟ ـ اون شوهر بدرد نخورش رو
اون خودش رو داغون کرده و از شوهرش يه قهرمان ساخته
... ـ اما ـ شوهره هم خدا رو ميخواد هم خرما رو
گند زده به رابطه شون
تمامش مربوط به احترامه، بايد واسه خودت احترام قائل باشي
فکر کنم از بحث اصلي مون دور شديم بريم سراغ يه نفر ديگه
ـ بله، بفرماييد ... ـ به نظرم يه چيزي که
از همه اين ها مهمتره رو فراموش کرديم
... خب، ممکنه به چند تا بچه دست زده باشه
اما بابا اون يه خواننده معرکه ـس و سالهاست که بهمون حال داده
چي؟ راجع به کي داري صحبت ميکني؟
... مايکل جسکون. اين چيزا ممکنه اونو تخريب کرده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.