Absentia

Absentia

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Absentia S03E05 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E05 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E05 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-POKE
Absentia S03E05 HDR 2160P WEB H265-POKE
Absentia S03E05 720p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E05 1080p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E05 720p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E05 1080p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E05 WEBRip x264-ION10
Absentia S03E05 WEB H264-RBB
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
📮 Lkz مرتضی 📮

تګونه

web
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
1080
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2020-09-08
ډاونلوډونه: 24
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خب؟

‫می‌تونی نیک رو بهم بدی؟

‫چون اگه نتونی، کلید رمزگشایی برای رئیسته

‫و فقط رئیست

‫این یه معامله‌ست

‫اگه اتفاقی برای من یا نیک بیفته،

‫اون فایل‌ها به طور خودکار منتشر میشن

‫حالت خوبه، عزیزم؟

‫الیس...

‫تو برگشتی؟

‫آره

‫که تو رو ببینم

‫ما کجاییم؟

‫می‌خوای کجا باشیم؟

‫این واقعیه؟

‫البته که واقعیه

‫نمی‌فهمم چطور...

‫چطور اینجایی،

‫چطور ما اینجاییم، ‫چطور تو اینجایی

‫مهم نیست

‫دلم برات تنگ شده

‫منم دلم برات تنگ شده

‫سعی کردم اوضاع رو درست کنم

‫سعی کردم اونو پاک کنم

‫سعی کردم اونو پاک کنم

‫کی رو پاک کنی؟

‫شیفته‌ت شدم

‫شیفته‌ی داستانت. اراده‌ت در ثابت‌قدمی

‫باور دارم من و تو یه چیز مشترک داریم

‫اون چیه؟

‫کلمه آلمانی قدیمی ‫برای گرگ "وارگ"ـه

‫ترجمه‌ی ساده‌ش، یعنی خفه‌کننده و روح شیطانی

‫و وارگ‌ها از جامعه تبعید شدن،

‫مجبور شدن توی صحرا زندگی کنن

‫گرگینه‌ها از اینجا میان

‫من و تو، امیلی، ‫هردو وارگ هستیم

‫و وارگ‌هایی مثل ما

‫به‌راحتی به‌خاطر گناهامون ‫تسلیم نمی‌شیم

‫ما توی دنیای پر از گوسفند

‫محکوم به تنها گشتن هستیم

‫وقتی رسیدیم برلین ‫چه اتفاقی می‌افته؟

‫وظیفه من این بود که فایل‌های دزدیده‌شده رو ‫بازیابی و برگردونم

‫که انجامش دادم

‫ولی یه چیزی بهت بگم، امیلی،

‫دوست نداشتم جای تو بودم

‫چون اگه نقشه‌ت عملی نشه،

‫این می‌تونه آخرین سفر عمرت باشه

تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫هی، کل

‫با کارکنان هواپیما صحبت کردم،

‫تایید کردن که دو نفر سوار بر جت شخصی

‫با مشخصات امیلی و داوکینز تطابق دارن

‫برنامه‌ی هوایی اداره هوانوردی فدرال میگه ‫دارن به برلین سفر می‌کنن

‫باشه، خب...

‫این تاریخچه تماسِ گوشی امیلی‌ـه

‫خب

‫چند ساعت قبل اینکه ‫با داوکینز سوار هواپیما بشه

‫با یک تلفن آلمانی تماس گرفته بود

‫شماره‌ها ثبت نشده

‫نمی‌دونم، درک ‫نمی‌دونم نقشه‌ش چیه

‫اون عمداً جواب تلفن‌هام رو نمیده

‫- کل ‫- چی؟

‫چیه؟

‫فرضیه‌ی امیلی درباره یک خبرچین

‫- یه‌کم تحقیق کردم ‫- نگاه بنداز

‫یک‌نفر از داخل اداره به پرونده‌های ‫امیلی و نیک دسترسی داره،

‫اطلاعات اونا رو به یک ایمیل ایمن می‌فرسته

‫- آره، برای داوکینز ‫- آره

‫پس، به‌نظر می‌رسه مریدین توی ‫این دفتر واقعا یه خبرچین داره

‫برای همینه داوکینز همیشه یه قدم ازمون جلوتره

‫و ببین حساب کیه

‫- ادام ردفورد ‫ - اون چندین ساله مُرده

‫- خب ‫- یک‌نفر کد دسترسیش رو داره

‫ولی فکر می‌کنی کسی که داره ‫این دفتر رو به خطر می‌ندازه

‫داره توسط مریدین ازش اخاذی میشه ‫و بزور وادارش کرده؟

‫با عقل جور در میاد

‫کی توی لیستته؟

‫من هنوز اسم کسی رو خط نزدم

‫ولی دارم با این پیش میرم

‫باید این نشتی رو پیدا کنیم

‫و به امیلی برسیم

‫ نمی‌خواستم ترکت کنم،

‫ ولی فهمیدم نمی‌تونی نجاتم بدی

‫واقعا متاسفم

‫واقعا متاسفم

‫خیلی... متاسفم

‫خیلی متاسفم

‫می‌دونم منو دوست داشتی

‫ولی هیچوقت منو مثل اون دوست نداشتی

‫این حقیقت نداره

‫مگه نه؟

‫من واقعا دوستت داشتم

‫و وقتی‌ام برگشت، ‫من بازم تو رو انتخاب کردم

‫فکر کردم تو رو می‌شناسم

‫متاسفم، نیک

‫به‌خاطر همه‌چی

‫من ناامیدت کردم

‫منظوری نداشتم

‫منم می‌تونستم بهتر باشم ‫می‌تونستم...

‫اشکالی نداره

‫می‌بخشمت

‫همیشه بخشیدمت

‫چیزای زیادی هست که ‫باید درباره‌ش حرف بزنیم

‫چیزای زیادی هست که ‫باید درباره‌ش حرف بزنیم

‫چیزای زیادی هست که ‫باید درباره‌ش حرف بزنیم

‫ یک ضرورت تاسف‌بار

‫بابت این عذرخواهم ‫فقط یه احتیاطه

‫بیشتر برای نمایش در بدو ورودته

‫کجا داریم میریم؟

‫زیاد دور نیست

‫صمیمانه امیدوارم در این بازی موفق بشی

‫چیشده؟

‫ آقای داوکینز، اونا مسلحن

‫به گمونم ما رو تحت کنترل گرفتن

‫ آقای داوکینز، چیکار کنیم؟

‫کار احمقانه‌ای نکن، آقای سایکس

‫تعدادشون خیلی زیاده

‫بیا بیرون

‫ببین، می‌تونم تا صبح برلین باشم

‫دوست اروپاییت تلفن یا کامپیوتر نداره؟

‫فقط حضوری باهام حرف می‌زنه. ما...

‫یه داستان داریم

‫این منبع از بخش چاپی پرونده‌ته؟

‫واقعا فکر می‌کنی دوستت می‌تونه کمک کنه ‫تا نیک رو پیدا کنیم؟

‫آره، به امتحانش می‌ارزه

‫از دست دادن یه مامور تحت فرمان من ‫غیرقابل قبوله

‫اگه بتونی با استفاده از دوستت ‫کارو راست و ریست کنی،

‫- انجامش بده ‫- ممنونم

‫اما هیچکس متوجه نشه

‫با یک ویزای توریستی سفر کن، ‫هیچ ربطی به اداره و هیچجایی نداشته باشه

‫اگه داری انقدر خارج کانال‌های رسمی ‫جلو میری،

‫نمی‌تونیم متحمل یک حادثه دیپلماتیک بشیم

‫متوجه شدم

‫از کار کردن در اینجا خوشت میاد؟

‫بله

‫یه سری تحقیقات درباره گذشته‌ت کردم

‫سی‌آی‌ای، وزارت امور خارجه ‫یه سری چیزا در مورد سال بعدی که

‫از یگان ویژه نیروی دریایی جدا شدی، ‫نامشخص موند،

‫ قبل اینکه به ما بپیوندی

‫تو کاملاً درباره گذشته‌ت قبل اینکه ‫به اف‌بی‌آی ملحق بشی صادق نبودی

‫آره

‫منظورت چیه؟

‫فقط می‌خوام درباره موضوع روشن بشم

‫- برای خودت ‫- آره

‫مطلعم

‫پس، وقتی امیلی برن رو پیدا کردی،

‫یا وقتی اون پیدات کرد،

‫اطمینان می‌خوام که من اولین کسی‌ام ‫که باخبر میشم

‫قبوله

‫باهام زیاد در ارتباط باش

‫خبرهای منظم ‫روشنه؟

‫آره، مثل روز

‫ خدا به‌همرات

‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، مامور برن

‫رویینا

‫داوکینز هنوز توی محل قرار داره

‫- چطوری... ‫- درایو شستی قلابی بود

‫یه جی‌پی‌اس مخفی داخلشه

‫همیشه فکر خوبی داشتی، مگه نه؟

‫در کنار تو، مجبور بودم

‫فکر می‌کنی چقدر زمان می‌بره

‫تا داوکینز بفهمه درایو قلابیه؟

‫نمی‌دونم

‫داوکینز قراره اونو به جریکو بده

‫و بعد من قطعه بعدی پازل رو دارم

‫جریکو؟

‫گزارش حمل‌ونقل توی بوستون ‫اسم جریکو رو توش داشت

‫مریدین هم اینطوری نیک رو ‫از آمریکا خارج کرد

‫چیز مهمی نیست، می‌دونم،

‫ولی فقط همینو برای جستجو دارم

‫باید اقرار کنم، وقتی دیروز زنگ زدی،

‫ نظرم جلب شد

‫فایل‌های دزدی از مریدین

‫کسانی رو می‌شناسم که ‫اگه بخوای اونو بفروشی

‫بسیار مشتاق هستن

‫اون فایل‌ها رو برای برگردوندن نیک نیاز دارم

‫البته

‫و برای دسترسی به منبع ابری

‫باید یه کلید رمزگشایی داشته باشی

‫وقتی بفهمه آدم‌ربایی یه حیله بوده،

‫داوکینز میاد سراغت

‫وحشیانه

‫چطور فهمیدی هواپیما کجا فرود میاد؟

‫یه جمع و تفریق ساده‌ست

‫تعداد جت‌های شخصی که ‫به برلین میرن

‫روزی که تماس گرفتی رو محدود کردم

‫فقط یکیش نزدیک بوستون بود

‫فقط توی فرودگاه منتظر موندیم

‫ماشینش رو دنبال کردیم ‫تا وقتی که بتونیم آدم‌ربایی رو انجام بدیم

‫پس، داوکینز رو می‌شناسی؟

‫با شهرتش

‫پس بعد از کوانتیکو ‫خصوصی کار کردی، هان؟

‫الان پیمانکاری؟

‫خیلی مراقب باش، امیلی

‫سوالایی نپرس که نخوای ‫جوابش رو بدونی

‫ردیاب هنوز تکون نخورده؟

‫نه

‫تو تله افتادیم. سریع و حرفه‌ای بود

‫باید سریعاً یه تیم تشکیل بدم ‫و برم دنبالش

‫نباید خیلی دور باشه

More Farsi Persian subtitles for Absentia

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left