لومړۍ 200 کرښې.
خب , اونایی که خوبه رو بذار رو
بجنب!
فروش کلوچه ی کلیسا فردا صبحه
واسه چی عجله میکنیم؟
برای اینکه این کلوچه ها تازه ان
و اینکه بابا الان میرسه خونه
کلوچه ها از دستش در امان نیستن
آها فهمیدم
اه,لعنتی , بابا رسید
کلوچه ها رو قایم کن! کلوچه ها رو قایم کن!
سلام؟ سلام؟
-سلام -سلام
چطورید؟
عالی, همین الان ماشین رو دادم شستن
اونا بازم قیمت ها رو بردن بالا
دیگه نمیرم اونجا
یه اتفاقی اینجا افتاده
نه, هیچی
جدی؟
هنوز گرمه! جالبه!
اینم شکر!
نیشکر ریز شده
عجیبه
احتمالا چیزی نشده,پس...
آقای گیبل نه! شما نه!
اینا برای فروش کلیساست
میشه بیخیال اونا بشید؟
اگه اون گولم نمیزد بیخیالشون میشدم
چیزی که باید اعتراف کنی وقتی بخوای توضیح بدی...
که چرا به اندازه کافی موقع فروش کلوچه نبود!
بیا اینجا , بدو
خیلی خب , من به هر حال اضافه پختم
من اونا رو میذارم توی جعبه ی کلوچه
اوه بابا...آقای هوت کجاست؟
آقای کی؟
همون جعبه ی کلوچه ها که شبیه جغد بود
همیشه اینجا بودش
اوه من 6 ماه پیش فروختمش
به گودی
چی؟ اون مدت زیادی تو خانوادمون بود
میدونم , اون قدیمی بود یه چشم هم نداشت
انگار که با یه بطری زده بودن تو سرش
من عاشقش بودم
منظورم اینه که... یادت نمیاد وقتی 8 سالم بود
و حروف اول اسمم رو زیر درش نوشتم؟
نمیتونم باور کنم از دستش خلاص شدی!
مامان میخواست یه روز اونو به بچه هام بدم
ببخشید عزیزم نمیدونستم!
ببین...الان زنگ میزنم به گودی
پسش میگیرم خوبه؟
ممنون,خیلی واسم مهمه
خب میدونی چی واسه من مهمه؟
اونا برای کلیساست!!
آره من اونا رو یا یکشنبه میخرم یا همین الان!!
خیلی خب؟ مهم نیست
سلام؟
سلام ما اینجاییم
سلام,بذار حدس بزنم
تو ورقه ها رو پر نکردی!
همونطوری که قول داده بودی
اه درسته
باورم نمیشه انجامشون ندادم
شرمنده یادم رفت
آره از تو بعید نیست
آره باید پسشون بگیری
فقط میخواستم عصبانی شدنت رو ببینم ,خب؟
ببین,مشکل تو همینه!
تو همیشه منو دست کم میگیری منو نگاه کن
من از عهده شون بر میام تو مشتم اند
سلام, گودی , جغد رو آوردی؟
"دیدی" یادم انداخت که ما دادیمش
به پسرداییم به عنوان کادوی عروسی
وایسا ببینم, تو یه جعبه ی کلوچه ی 5 دلاری رو دادی به عنوان کادوی عروسی؟
استفاده شده بود!
واسه همین شستم
یه چشم نداشت!
واسه همین کادوش کردم
بسیار خب, میشه زنگ بزنی به پسرداییت؟
و ازش بخوای که برامون بفرسته؟
چون واسه کندرا مهمه!
اگه داشت این کار رو میکردم
اون فروختتش به یه مغازه ی دست دوم فروشی در اوتیکا!
اون یه جعبه ی کلوچه ی یک چشمی و استفاده شده رو فروخت؟
من نباید خانوادمو برای شما توضیح بدم!
وای, که اینطور
ولی خبر خوبی دارم
من به مغازه زنگ زدم و اونا هنوز دارنش
عالیه , بگید برامون بفرستن
تلاش کردم ولی اونا نمیفرستنش
- چرا؟ - چون که ویلیام سونوما نیستن! *ویلیام سونوما:یک شرکت فروش لوازم آشپزخانه
یه مغازه ی دست دوم فروشیه...در اوتیکا
بسیار خب.فکر کنم باید بریم اونجا
پدر مطمئنی؟ 4 ساعت راهه تا اونجا
ببین اگه برات مهمه , من میرم
آخییی
واست مهمه دیگه؟
بله مهمه
بسیار خب
و اونا اصلا نمیفرستن دیگه؟
نه نمیفرستن
و قطعا واست مهمه؟
نمیخوام ضد حال بزنم
ولی یکم احمقانه نیست که پدرت رو بفرستی؟
برای یه جعبه ی کلوچه؟
چرا احمقانه؟
برای اینکه من همین الان آنلاین پیداش کردم با قیمت کمتر از 10 دلار
فرستادن پدرت دیوونگیه
خب الان من دیوونه ام؟
اوه پسر چی شده؟
من احمقم یا دیوونه؟
آروم باش!
آروم باشم؟
بیخیال خب . باید بریم
"متنفرم که ضد حال بزنم"
تو یه مرد احمقی
چیکار باید میکردم؟
داشت زور میگفت
باشه خب تو نباید بگی آروم باش
وقتی اونطوری نگات میکنن
مثل اینکه تو جنگل یه خرس بیاد سمتت
خودتو باید به مردن بزنی
من فکر میکردم تو باید بلند بشی
و کلیدتو تکون بدی و داد بزنی
خرس , خرس اینجا یه خرس هست
نه
اون برای خرس گریزلی عه
یا شایدم یه خرس سیاه...نمیدونم
نمیدونم.واسه یکیشون باید خودتو به مردن بزنی, واسه اون یکی بلند شی
وقتی یه پاندا و یه کوالا دیدی, فکر کنم باید بغلشون کنی
حدس میزنم چیزای زیادی باید راجع به ازدواج یاد بگیرم
ولی ما یه سفر 4 ساعته رو پیش رو داریم
شاید بتونی یه خورده نصیحت کنی
اوه راستش فکر خوبیه
یا اینکه...
*گوینده ی رادیو
...
-سلام -سلام
-میشه یه لطفی بکنی؟ -آره
وقتی بابات رسید خونه میشه بهش بگی
اونجاهایی که جدول داره رو دوباره امضا کنه
و اینکه این دفعه بهش بگی که روش ژله نریزه؟
آره ببین ریختن غذا
روی کاغذ های مهم یه جورایی کاره شه
رو گواهی تولد من هنوز جای پفک هست
هی کندرا چسب نواری من اون بیرونه؟
اممم...نه
- نه نمیبینمش - عمو کایلی اینجاست؟
- آره داره فر ما رو درست میکنه - اوه باشه,باید عجله کنم
برای اینکه هر وقت منو میبینه میخواد مخ منو بزنه
که عجیبه چون اعتماد به نفسش صفره
بنابراین او نفسش رو حبس میکنه موقع حرف زدن
-بعدا میبینمت -باشه خداحافظ
چسب تو کیفم بود
سلام
چطوری دختر؟
نفس بکش احمق
-دارم نفس میکشم -باشه
شاید بتونیم بریم یه فیلمی چیزی ببینیم
ببین کایل, همونطوری که دیروز بهت گفتم
و تقریبا هر روزی قبل از اون
این اتفاق نمیفته خب؟ نشدنیه!
باشه ببخشید, میدونی من فقط...
تو...تو همه چی رو با هم داری!
باشه ممنون خیلی لطف داری
ولی بیخیال کایلی , تو یه پسر خوبی!
من مطمئنم کلی زن بیرون واست هست
آره اینطوری فکر میکنی؟
ولی میدونی, من یه بار یه خورده مخ زدم همین
تقریبا سال 1997 بود
اوه
خب قرار های اینترنتی چی؟
منو خیلی زود انداختن بیرون
شاید مشکل از پروفایلته
نه مشکلی نداره
کشتی کج کار نیمه وقت؟
مخترع بالش هواپیما؟
نه نه نه من گفتم تو تیمشون بودم
تیمی که بالش هواپیما رو اختراع کردن
باشه عمو کایلی
شاید دوباره باید پروفایل بسازید
و این دفعه انقدر دروغ ننویسید
آره من مطمئنم چیزای خیلی مثبتی داری
که زنها جذبش میشن
مثل چی؟
من؟ بسیار خب...
خب تو یه آتش نشانی
که یعنی بیمه هزینه های دندونت رو پوشش میده
آره خیلی خوبه آقای وایسمن آره
دیدی؟
ولی میدونی همه اغراق میکنن
تو پروفایلهاشون
خب آره ولی همه که ...
قهرمان مسابقات 2016 جوجیتسو نشدن
اینجا همه چی خشن عه
ببین فردا شب اونا مسابقات مچ اندازی دارن
Taco Madness و خوش میگذره *نوعی غذا
باشه چیل باید تمومش کنی...خوش نمیگذره
میدونی...میدونی چطوری خوش میگذره؟
به اون مغازه برسیم قبل از اینکه ببنده
جغدمون رو بگیریم و بریم خونه مون باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.