Signal One

Signal One

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Signal One (2026) 720p WEB-DL persian
د لخوا تبصره shine021
سینمایی سیگنال یک

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-17
ډاونلوډونه: 107
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

روز چهل و دوم، جلسه هفتاد و دوم.

ضبط شروع شد.

علائم حیاتی چطوره؟

فشارش یازده روی هفته.

ضربان قلب، ۶۸.

علائم حیاتی کاملاً عادیه.

دکتر انیکا کاسک، شما چی دیدین؟

اونا چی بهت نشون دادن؟

دکتر انیکا کاسک؟

دکتر کاسک؟ با شمام.

چطوری هنوز زنده‌ای؟

چطوری هنوز زنده‌ام؟

ما یه موجوداتِ پر از عیب و نقصیم.

بسیار خب، آماده‌ای خواهر کوچولوت رو ببینی؟

ما به طرز باورنکردنی‌ای شکننده‌ایم.

سلام کلارا. سلام عزیزم.

آره.

فکر می‌کنی باید پیش خودمون نگهش داریم؟

آره.

ما خودتخریب‌گریم.

خرافاتی...

اسیرِ ترسیم.

و اسیرِ عشق.

ما به زور می‌تونیم روی این تخته‌سنگِ آبی و کوچیکمون دوام بیاریم،

چه برسه به اقیانوس سیاه و بی‌کرانِ جهان هستی.

تخت بالایی مال منه!

بعد از آخرین سیاره چی هست؟

بی‌نهایت.

همه چیز.

هر چیزی که فکرش رو بکنی.

وای...

هیچ چیزی ابدی نیست.

چطوری هنوز زنده‌ام؟

باید رها کنیم بره.

باید نفس بکشیم.

یه روز، همه‌مون می‌میریم.

هی، حالت خوبه؟

مامان؟

مامان! مامان!

ما تبدیل به غبار می‌شیم.

خدای من، چی شده؟

کلارا! کلارا!

و ذرات ما

با تمام غبارهای عالم قاطی می‌شه.

و تمام چیزایی که دوست داریم...

دود می‌شن میرن هوا.

چطوری هنوز زنده‌ام؟

اصلاً چطوری همه‌مون هنوز زنده‌ایم؟

اگه حیاتِ زیستی فقط یه مرحله گذرا باشه چی؟

اگه بتونیم فراتر از این تکامل پیدا کنیم چی؟

یعنی آینده ما به عنوان یه گونه، «پسا-زیستی» هستش؟

همین الانشم زمان حالمون پسا-زیستیه.

شش هزار سال طول کشید تا از زالو رسيدیم به باطری قلب.

اما از باطری قلب

تا اصلاح ژنتیکیِ جنینِ انسان،

کلاً ۶۰ سال زمان برد.

درسته. پس این موضوع مال آینده نیست.

آینده همین الانه.

ولی یه چیزی بگو:

اگه سرنوشت ما پسا-زیستی باشه،

ممکنه موجودات دیگه‌ای هم تو دنیا باشن که به این مرحله رسیده باشن؟

اوه، اون که صد در صده. شک نکن.

خب، صبر کن، صبر کن.

من واقعاً می‌خوام اینو بدونم.

چیز خاصی می‌دونی که ما ازش بی‌خبریم؟

ببین، به من می‌گن پیشگوی تکنولوژی.

ولی همه‌اش حرف مفته.

من فقط چیزایی رو می‌بینم که درست جلوی چشممه.

راز پنهانی هم نیست که اولین میلیاردم رو

از راه انرژی خورشیدی درآوردم،

اما خب من خورشید رو اختراع نکردم که!

من غیب‌گو نیستم.

غیب‌گوها چیزهایی رو می‌بینن که هیچ‌کس دیگه‌ای قادر به دیدنش نیست،

و این خیلی نادره.

خب، پس کیه که سم هیوستون

بهش می‌گه نابغه و غیب‌گو؟

می‌دونی چیه؟

ما یکی از اونا رو همین‌جا توی همین سالن داریم.

انیکا کاسک.

انیکا کاسک،

میشه دستت رو ببری بالا، لطفاً؟

آها، اونجاست.

اولین کسی که تونست از ماده تاریک عکس بگیره.

- دقیقاً همین‌طوره. - بسیار عالی.

فوق‌العاده بود. ممنون.

- خواهش می‌کنم. - خیلی لطف کردین.

ممنون که دعوتم کردین.

خوشحال شدم.

عالی بود.

به کسی هم که صدمه‌ای نرسید!

آه، ببخشید.

انیکا؟

- سلام. - هی.

من یکی از طرفدارای پروپاقرصتم. واقعاً کارات رو دنبال می‌کنم.

ممنون. باعث افتخارمه.

خب، راستش یه اعترافی دارم که باید بکنم.

من فقط واسه سخنرانی توی تِد نیومدم اینجا.

می‌خوام بهت یه پیشنهاد کاری بدم.

می‌دونی، بیشتر مردم

به کائنات نگاه می‌کنن و پوچی می‌بینن.

اما تو با یه عکس، ثابت کردی همشون اشتباه می‌کنن.

چطور این کار رو کردی؟

هر بار که سعی می‌کردیم عکس بگیریم،

همش به هم ریخته بود.

مجموعه‌داده‌ی درست رو نمی‌تونستیم به دست بیاریم.

مجموعه‌ی درست کدوم بود؟

همه‌شون.

همزمان.

روی هم. مثل عینکِ سه‌بعدی.

فقط به جایِ قرمز و آبی،

۲۳۳ مجموعه‌داده رو روی هم انداختیم

تا نظم رو توی هرج‌ومرج پیدا کنیم.

و بعد به این می‌رسی.

خب، این مکانیسمِ کاره، ولی...

چرا؟

هیچ‌کس تا حالا اینو ازم نپرسیده.

فکر کنم فقط می‌خوام بدونم بیرونِ اونجا چیه.

می‌خوای بدونی بیرونِ اونجا چیه؟

چرا نه همین‌جا، پایین؟

این یه قراردادِ یک‌سالس.

یه آزمایشگاهِ کوچیک توی یه جزیره‌ی دوردست توی کارائیب.

چه آزمایشگاهی؟

محرمانس.

شما به دانشمندایی نیاز دارید که روش یه پروژه‌ی محرمانه کار کنن

توی یه جزیره‌ی دوردست توی کارائیب؟

بذار یه چیزی بهت بگم.

چیزای خیلی بیشتری اون بالاست،

و همین‌جا پایین.

همه‌جا.

بیگانه‌ها.

ببینید، آقای سم هیوستون، ممنون از پیشنهادتون،

اما من اونجور دانشمندایی نیستم که شکارِ بیگانه کنه.

ما شکار نمی‌کنیم.

ما جمع‌آوری می‌کنیم.

و به کشفِ تو نیاز داریم تا به همه‌ش معنی بدی.

ببین،

می‌تونی اون آدم‌فضاییایِ کوچولویِ سبز رو فراموش کنی،

که دارن امواجِ رادیویی رو می‌گیرن

و دنبال سوزن توی انبارِ کاه می‌گردن،

چون من اینجام تا بهت بگم که کلِ این انبارِ کاه

از سوزن ساخته شده.

ما توی تاریکی تنها نیستیم.

در واقع، تاریکی همیشه همراهِ ما بوده.

می‌خوای کشفش کنی؟

من مهندسِ الکترونیکم.

چارلی کامینسکی.

ببخشید، چون...

این که چارلی کامینسکی بگه مهندسِ الکترونیکه

مثل اینه که استیون هاوکینگ بگه ریاضی درس می‌ده.

آره، من مدیرِ ارشدِ فناوریِ گیت‌وی لبزم.

سم استخدامم کرده تا چندتا اسباب‌بازیِ جدیدِ خودش رو تست کنم.

و تو چطور، انیکا، کجا کار می‌کنی؟

آر.آی.تی.

تو انیکا کاسکی؟

آره، واو.

سم چطور تونست راضیت کنه؟

قول داد که قرار نیست شکارِ بیگانه کنیم.

و به من؟

قول داد که قراره بکنیم.

اوه، واو.

به جزیره خوش اومدی.

ممنونم.

اوه، چند نفر الان اینجا کار می‌کنن؟

حدود نه یا ده نفر.

دکتر پری گلسنر دوست داره کوچیک نگهش داره.

پری گلسنر؟

وای. لعنتی. خیلی خب.

همه‌ی ابرقهرمانا جمع شدن. خوشم اومد.

ما مراقبِ چمداناتون هستیم.

دکتر گلسنر توی ساختمانِ اصلی منتظرتون هستن.

عالیه.

اوه، شما برید، خودم میرسم.

اینجا، فقط مواظب...

آره، حساسه.

- خیلی ممنونم. - خواهش می‌کنم.

ممنونم. ممنونم.

عالی. اوه، این یکی خوبه.

می‌تونید این رو برام ببرید.

ممنون.

این چیه؟

متیل‌فنیدات با ویتامین ب۱۲.

محرکِ سیستمِ ایمنی.

اگه استخوانت بشکنه، خوب می‌شه،

اما ضربه به اعتماد، کشنده‌ست.

هدفِ تو چیه؟

من دکتر انیکا کاسک هستم.

این یه صندلی‌ست که می‌تونم روش بشینم

و اون یه درِ خروجیه،

پس هدفِ تو چیه؟

سم هیوستون فرستم کرده.

چرا باید این کار رو بکنه؟

من دانشمندِ کامپیوتری‌ام.

اوه، آهان.

حیف شد.

حیف شد.

فکر کردم شجاعتش رو داری که راستش رو بگی:

که سم تو رو فرستاده تا جاسوسیِ من رو بکنی.

تا اون زخمی باشی که من رو می‌کشه.

باید برم؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left