The Irishman: In Conversation

The Irishman: In Conversation

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Irishman In Conversation 2019 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264
The Irishman In Conversation 2019 1080p NF WEBRip
د لخوا تبصره TinyMoviez
زیرنویس از سایت فیلم گردی هست و من فقط اپلودش کردم - filmgardi.com

تګونه

webrip
web
BRip
1080
x264
په خپور شو: 2019-12-20
ډاونلوډونه: 40
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

چطوری همدیگه رو ملاقات کردید؟

.ما همدیگه رو از بچگی می شناسیم .در جاهای مختلف با هم وقت می گذروندیم

.شماها توی یه محله برزگ شدید- .درسته، من توی محله اون باهاش وقت میگذروندم-

..."توی محله "کنمر" بودی؟ "کنمر- .من در "کنمر" بودم-

.و من در پرینس بودم .در خیابان الیزابت و اسپرینگ

...پس اساسا، اون تنها کسیه که در طول سالها

...در یک کلام، میدونه من از کجا اومدم و

.و چه کسانی رو میشناسم .اون از دنیام خبر داره

.و این منجر شد این فیلم رو خلق کنیم

مکالمات پیرامون مرد ایرلندی

"از چند وقت پیش ایده فیلم "مرد ایرلندی به ذهنتون رسید؟

کازینو چند سالش بود؟- .کازینو 22 سالش بود-

.تو هم همین طور- !یا مسیح-

آه، خدای من

یادم میاد که چقدر تحت تاثیر قرار گرفته بودم .و تو چقدر کارُ جدی گرفته بودی

.یه پیش نویس فیلمنامه ی طولانی نوشته بودی- .آره، آره-

...و من

..."اما این..."شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی نام رمان آمریکایی

...اون کتاب فوق العاده ایه، یعنی- .بله-

.و تو اینو اولین بار بهم معرفی کردی .توی خونه ات توی نیویورک

.وقتی داشتیم راجبش صحبت میکردیم. اونو به ایالت شمالی فرستادم- ...داشتیم صحبت میکردیم و تو گفتی-

"ما این فیلم رو میسازیم"

.ولی من اون کتابُ خیلی وقت پیش خونده بودم- .درسته-

یه پسره توی زمین گلف .اون کتابُ بهم داد

.جالبه- ...حتی اونموقع، پسره بهم گفت-

"شما ها یه روزی این فیلم رو میسازید"

.واو- .گفتم خیله خب، باشه .خداحافظ-

...بعدش معلوم شد که...نه

.منم همین طور فکر کردم- واقعا؟-

...در واقع هدف اصلیمون این نبود که

دوباره به هم برگردیم .و با هم کار کنیم

...اما سرانجام اونجا بود که با روند حذف

...و علاقه

چیزی که جالبه اینه که ...این فیلم فرق می کنه

.از این لحاظ که واقعی هست

.اوهوم

.فیلم درباره دنیای ماست

.درباره آمریکای ما- ...به صورت اتفاقی تونستیم-

در زمینه ی جرم سازمان یافته ایستادگی کنیم ...اما این یه جور

این فقط زمینه است

...این واقعا یه فیلم سینماییه که در نهایت

...هرچه که بزرگتر شدیم

تونستیم در این دنیا ...به این زمینه

.و به این شخصیت ها، نگاه کنیم

،به انسانیت افرادی که با هم هستند ،با هم صمیمی هستند

به همدیگه وفادارند، همدیگه رو دوست دارند .و بعد، باید یه خیانتی در کار باشه

.میدونم چه حسی داری فرانک .بهم اعتماد کن، میدونم چه حسی داری

.قبلا که بهت گفته بودم .ما هر راهی رو امتحان کردیم تا بهش کمک کنیم

.تو که خودت میدونی

.تو تلاشتُ کردی

.خودش این بلا رو سر خودش آورد

انگار که در اون دوران ما .همه چیز شروع کرد به معنا پیدا کردن

.بله- .عجیب بود-

بنابراین کل فیلم یه جورایی .صمیمانه تر و شخصی تره

این یه بوم نقاشی بزرگه

.که فقط سه نفر در اون بازی میکنن

.سه نفر- .با اینحال، فیلم بازتاب زمان هست-

انگار که ساختن این فیلم یه جور موهبت بود

.چون بنظر میرسید فیلم کاملا مناسب شخصیت هاست میدونی؟

حتی لازم نبوده راجع به شخصیت ها .زیاد صحبت کنیم

.بله

"به خصوص وقتی که من و "آل .چند تا صحنه با هم داشتیم

.آره- "وقتی فیلمنامه رو خوندم گفتم "خدایا-

.میدونم- .امیدوارم شروع نکنه جلوم از کوره در بره-

.اونم طوری که من از عصبانی شدن "آل" خبر دارم چون بعدش باید چیکار کنم؟

...منم باید جلوش از کوره در برم؟ و- .اوهوم-

...و اون بهم گفت

"توی این صحنه اصلا عصبانی نشو"

"منم گفتم "عالیه ...تا زمانی که اون از دست من عصبانی نشه"

.نه نه، همه چیز بیرون قرار داره- .همه چیز بیرون قرار داره، اینکارُ بکن-

"لعنت به این بچه ها، بهشون بگو، فلان فلان"

.اصلا شبیه این نبود که راهنمایی شده باشم

"گفتی: "یعنی باید فی البداهه انجامش بدیم؟ منم گفتم هر طوری که تو بخوای انجامش میدم

ولی فکر کنم اون ازت میخواد .یکم از کوره در بری

نمیتونم جلوی فکر کردنم رو بگیرم، ببخشید ولی آیا دلیل دیگه ای وجود داره؟

!این اتحادیه منه منظورت از "دلیل دیگه" چیه؟

!این اتحادیه منه

.این یک فیلم بازتابنده است

...راجع به یه آدم مسنه که- بله-

.یه جورایی شبیه یه فیلم گزیده است- درسته-

.هم داخلش اکشن وجود داره هم چیزای دیگه .فیلم تناسب داره

.با این حال، همه اش باید روی یک ریتم باشه

.منظورم طرز تفکریه که الان داریم .طرز تفکر نسبت به گذشته

...و اینها برای این عالی بود

.برای طبیعت این مهم

میدونی؟- ...اینکه فیلم چقدر طول میکشه-

اصلا توی ساختار فیلم راجع بهش فکر کرده بودید؟

...خب...دوباره- "چطوری توش بازی میکنن؟"-

...مخاطبان امروزی

و اجتماعاتی که اینجور فیلم ها رو ...تماشا میکنن

.اونها این چیزها رو میبینن .همه چیز در حال تغییره

ما در بزرگترین دوران هستیم ..آه

.از زمان ظهور صدا در سال 1927- .اوهوم-

.من فقط یک فرصت بدست آوردم .گفتم تو نمیتونی این فیلمُ همینطوری بسازی

.نمیتونی این فیلمُ برای این سینمای خاص بسازی

.گفتم بیاید بسازیمش

.یه جورایی مثل تعهد به فیلم میمونه

...و اگر میخواین اینو ببینین

با وجود این آدما توی دنیا .واقعا وقت زیادی میبره

.نگاه کن، یه عالمه پسرای سرسخت اینجا هستن بهت گفته؟

از پسرای سرسخت نمیترسی،درسته؟- .نه-

.اینطور فکر نمیکنم

خب، ما راجع به شخصیت ها .صحبت کردیم

...همینطور در این مورد صحبت کردیم که

.اونها واقعی اند .در یک کلام

.بله- .اونها واقعا وجود دارند-

.این سه تا- .که این موضوع کارُ خیلی اسون تر میکنه-

.واقعا کمک میکنه

خب متاسفانه .شخصیت های ما زنده نبودند

اما حتی اگه زنده بودن هم .بهمون کمک میکردن

.بله- ...میتونستین باهاشون صحبت کنین-

.باهاشون باشین، باهاشون وقت بگذرونین- .کنارشون بشینیم-

.شخصیت تو مشهور بود- .شخصیت من مشهور بود-

.چیزای زیادی برای دیدن داشتی- .من فیلم های زیادی داشتم-

به صداش خیلی گوش میدادی؟

.عالی بود- .بله، خیلی هم کمک کرد-

...یعنی، ایده ی تحقیق کردن کنونی

...ترکیب عکس ها با نوشته ها .و بعد شخص واقعی که دارید راجبش تحقیق می کنید

...پسر این واقعا .یه تاثیری ایجاد میکنه

...نکته فوق العاده ای که راجبه داستان فیلم وجود داره

.این مثلث سه نفره است

...این یه داستان کلاسیک راجع به وفاداریه

.راجع به برادری و خیانت- .اوهوم-

...اما خیانتی که دلیل داره

.و مردم میتونن اینو درک کنن- .بله، ضروریه-

...یعنی، این رابطه دیوونه کننده است

.وقتی که بهش فکر میکنی- .میدونم-

.اونا توی یه اتاق میخوابن- .مجبوری مثل بادیگاردشون باشی-

یعنی اگه اتفاقی افتاد میخواین اونو بفرستین به یه اتاق دیگه؟

مثلا بفرستینش به راهرو؟

چیزی که توجهم رو جلب کرد .نحوه داستان گویی باب بود

از اول وقتی اومدم اینجا .میخواستم راجع به این موضوع صحبت کنم

.به راستی که واقعیت رو به نمایش گذاشت

.انگار که واقعا همچین اتفاقی افتاده

.اون اونجاست .مردی که داره داستان رو روایت میکنه اونجاست

.اون توی فیلم بود- .شبیه یه ارتش میمونه-

.از دستورات پیروی کردی .کار درست رو انجام دادی

.بخاطرش پاداش گرفتی

اما همونطور که گفتی، شما دو نفر ...این شخصیت ها رو بازی کردید

...و هر چقدر که بهم نزدیک و نزدیک تر میشدین

.دیگه حتی نیازی نبود با هم تمرین کنین میدونی چی دارم میگم؟

.ما تمرین نکردیم- ...اساسا، اینطور میشد که-

ما باید به یاد میداشتیم که بله ...این داستان مبتنی بر افراد واقعیه

ولی کی میدونه که داستان واقعی چیه؟- .درسته-

و چیزی که ازش برداشت می کنید .حقیقت یک رابطه ست

.هر سه نفرتون

راسل شخصیت جالبیه، چون ...دقیقا برعکس اون چیزیه که ما معمولا

ازم بازی دیدین؟

.آره- .آره، بهم گفته بودی-

قرار نیست مثل گانگسترها باشی" "در هر حال داری نقش بازی می کنی

.قدیمی ترها با پیرمرد صحبت کردند

پیرمرد با پسرش جک صحبت کرد ...و بهش گفت

"فراموش نکن که به کدوم آدمای لعتنتی بدهکار هستی"

بهش گفته بودم ..."اگه من اون نقش رو بازی نکنم"

.نقش "تونی پرو" رو بازی می کنم

"گفت "نه، نمیخوام اون نقش رو بازی کنی

.اونو در کنارش قرار دادی- .میفهمم-

.تو تونی رو داری، باید باهاش سر و کله بزنی ...دلیل اینکه اون توی زندگیش مصمم بود

.توی اون دوران، بخاطر تو بود

کی میدونه واقعا چه اتفاقی افتاد؟

.ما که نمیدونیم .این یه نسخه از اونه

...بخوام بگم، ولی حقیقت اینه که .حقیقت توی روابط نهفته است

.حقیقت توی روابط داخل اون دنیا نهفته است

..."توی اون زمان، "جیمی هافا

.معروف ترین شخص نزدیک به رئیس جمهور بود- .درسته، بله-

.ما اینو فراموش می کنیم

و اتحادیه ها رو فراموش میکنی و اون چیزی که باعث میشه برای کارگرا

.یه درآمد معقول فراهم کنی

.در یه زمانی، اون فقط از تمام کارهای کندی عصبانی میشد

و بعد تو اون صحنه رو بازی کردی ...جایی که گفتی

اون هیچوقت بخاطر دادن پول به نیکسون" "!منو نمیبخشه

.اوه خدای من خودت رو توی چه دردسری انداختی؟

.و هر حرکتی که انجام بدی، یه فاجعه است

.و بعد اون شخصیت ...اینطوری نقشش رو بازی میکنه

"مشکلی برام پیش نمیاد"

...و تو...و اون قیافه

.میدونی که یه مشکلی براش پیش میاد

اون صحنه رو یادتون میاد ...وقتی داشتم از باب میخواستم

تونی پرو" رو بکُشه؟"- .خنده داره-

بنظرت راس با این پسره...یه کاری میکنه؟

.آه، این پیچیده است

.پیچیده است

"گفت "ولی میدونی، باید درک کنی

"من اینو خلق کردم"

"من اینو خلق کردم" "این پاک و خالصه"

"این یه پیشرفته، یه چیز تخیلی ـئه"

ولی اون گفت "نه، متاسفم"

.اون هیچوقت اینکارُ نمیکنه

.هیچوقت اینکارُ نمیکنه- .اجازه اش رو نداره-

ببین، خودم میتونستم بکُشمش" "ولی برای اینکار خیلی معروفم

"گفت "خودم دلم میخواد دخل اون عوضی رو در بیارم، ولی نمیتونم

خیلی خنده داره، چون دارن راجبه زندگی کسی .و کُشتن یه نفر صحبت میکنن

نه، توی همچین موضوعی .و توی اون دنیا، یه چیز عادیه

.مسئله مربوط به حذف شدنه- .درسته-

.اون اینکاره است

.واقعا اینکاره است- .درسته-

.غیر قابل تصوره

آره، ولی بعد از اون مکالمه ای که ...با...تونی داشتی

.دیگه بسمه- "مکالمه"-

.خدای من- .که خوب پیش نمیره-

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left