لومړۍ 200 کرښې.
خب، با الهام از ایدهی امسال
"نورِ کریسمس"
از نورِ روز به شب و از روشنی به تاریکی رفتم و آخرش رسیدم به اینجا
یا اینکه، میتونیم ترتیبش رو برعکس کنیم
از اینجا شروع کنیم و بعد بریم به سمتِ
ترتیبش فرقی نمیکنه
از عکسهایی که گرفتی خوشم اومده
واقعاً؟
جنبهی معماریش واقعاً ایدهی نابی داره
و خب، نگاهِ تو به عنوان یک عکاس
همیشه خاص و منحصربهفرد بوده
واسه همین هم بود که تا حالا واسه... چی بگم
تا الان شش تا پروژه استخدامت کردیم
اما این یکی؟
این ضمیمهی مجله واسه روز کریسمسه
نه تنها نمونه کارِ فوقالعادهایه
بلکه همونطور که میدونی، فرصتیه که بتونی عضوی از کادرِ ما بشی
میدونم
میدونم. باورم نمیشه که یه موقعیتِ شغلی خالی پیدا شده
و چون این موقعیت توی ایام تعطیلات پیش اومد
با خودمون گفتیم چرا اون رو به عکاسی پیشنهاد ندیم که
پروژهی ویژهنامهی کریسمس رو برنده میشه؟
خیلی عالیه
و واقعاً ممنونم که من رو هم جزو گزینهها گذاشتین
ببین، من خودم طرفدارِ این کارها هستم، واقعاً هستم، اما
یعنی جوابتون "شاید"ـه؟
باید ببینیم سردبیر چی میگه
ممنونم
اوه
کریسمس باشه یا نباشه
قطعاً تخفیفِ خریدِ کلیمون شامل حالتون میشه
باشه، عالیه
الان نرخهامون رو براتون میفرستم
کریسمس مبارک
لطفاً بگو که قبول کرد
گفت بستگی به نظرِ سردبیر داره
خب این یعنی چی؟
اینکه خیلی عالیه
واقعاً؟
آره دیگه
"آن" عاشقِ کارهای توئه
و وقتی اینجا مشغول به کار بشی، فقط فکرش رو بکن
همیشه با هم ناهار میخوریم
چقدر کیف میده، نه؟
میدونم، فقط... نمیخوام از الان بیش از حد ذوقزده بشم
میفهمی که؟
تو پرتلاشترین آدمی هستی که میشناسم
هم این پروژهی عکاسی رو میگیری و هم اون جایگاهِ شغلی رو
فقط، آیا این واقعاً همون چیزیه که میخوای؟
خیلی باید از ۹ صبح تا ۵ عصر کار کنی
آره، کاش میتونستم بگم که آدمِ اینهمه بدو بدو هستم، اما
کارمند بودن از ساعت ۹ تا ۵ الان واقعاً میچسبه
میدونی چی میگم؟
شاید بد نباشه یه کم روال زندگی رو عوض کنی
هی، اینطوری شاید حتی وقت کنی با اون بنده خدا بری سر قرار
همون همسایهام رو میگم
چیه؟ پسرِ خوشتیپ و بانمکیه
حتماً همینطوره، فقط من
خیلی وقته نرفتی سر قرار، نه؟
اول باید این هفته رو پشت سر بذارم
چه حسی داری؟
در مورد برگشتن به «کیپ»؟
همون ویلای تابستونی خانوادتون
اوم، نمیدونم
راستش من... قبلاً عاشق رفتن به اونجا بودم
و چند وقت گذشته؟
سیزده سال
ولی کلی خاطرات خوب از اونجا داری
آره
آره، هر سال تابستون
ولی قراره عالی بشه
اونجا جاییه که بابام با هلن آشنا شد، میخوان همونجا هم بازنشسته بشن
هیچوقت برای کریسمس یا عروسی نرفته بودم، واسه همین
آفرین، روحیهات عالیه
فقط برو، استراحت کن و از کریسمس لذت ببر
دو تا لاته دوبل، لطفاً
تادااا
صبر کن ببینم، این چیه؟
فکر کردم قرار گذاشتیم کادو ندیم
فقط یه چیز کوچیکه
نکن این کارو
این عکسِ آپارتمان منه؟
خب، آره
همش میگی هیچوقت اونجا نیستی
واسه همین فکر کردم بذاریش روی میز کارت
تو فوقالعادهای
عاشقشم
کریسمس مبارک
لطفاً مال من رو توی این بریزین
سلام بابا
آره
آره، نه، دقیقاً همین الان دارم از در میزنم بیرون
دیگه وسایل رو چیدم تو ماشین
آره، حتماً
مواظبم، آروم رانندگی میکنم
بابا، باید قطع کنم که بتونم سوار ماشین شم
فعلاً
خانم میلر، میدونم روزهای تعطیل بازار کساده
ولی تا قبل سال نو باید بتونیم براتون مستأجر پیدا کنیم
بله
نه، من
نمیتونم بهت بگم قراره آدمبرفی رو کجا بذارم
این... اینطوری تقلب محسوب میشه
تعطیلات مبارک
سلام رفیق
سلام رفیق
اوم، میدونم سرت شلوغه
فقط میخواستم بگم که هنوز دارم روی
ردیف کردنِ اون مصاحبه برات کار میکنم
خودت که میدونی این یه جورایی قاپیدنِ نیروئه، نه؟
اوه، ببخشید، من فقط داشتم، اوم
جاش، مامانم داره شوخی میکنه
البته
کریسمس مبارک خانم فیلیپس
جاش، دیگه پنج سالت نیست
میتونی جودی صدام کنی
در ضمن، اگه خودم ازت بخوام، دیگه اسمش قاپیدن نیست
فقط کاش آژانست اون سر دنیا توی لندن نبود
اگه کار رو بگیرم
سعی میکنم قبل از کریسمس یه قرار و مداری بذارم
تو فوقالعادهای
بله، همینطوره
فردا شب میبینمت رفیق
باشه
خداحافظ
خب، واقعاً میخوای از اینجا بری؟
فقط کاش کارای هیجانانگیزتری اینجا برات داشتیم
مامان، من عاشقِ اینجا هستم
بحث این نیست
فقط، همهی اون اتفاقایی که با «بث» افتاد
نمیدونم، فکر کنم تغییر بتونه خوب باشه
ما فقط میخوایم تو خوشحال باشی
من؟
من خوشحالم
خیلی هم خوشحالم
ببین
این لبخند رو ببین
این لبخندِ یه آدمِ خوشحاله
خیلی خوشحال
هی، باید در اسرع وقت بری اونجا
اوه، باشه
کجا باید برم؟
یکی از خونههای اجارهای توی خیابون «ریور» نشتی داره
و از اونجایی که از دوستای خانوادگی هستن
تو آچار فرانسهی مایی
در اون حد که نمیدونم، ولی میتونم یه نگاهی بهش بندازم
باشه، عالیه
و، اوم، وقتی اونجایی
ببین میتونی از «لی» دربارهی نقشههاش بپرسی
اینکه قراره بعد از عروسی با خونه چیکار کنن؟
براشون پیغام گذاشتم
باشه
من ردیفش میکنم
ای وای
واقعاً معذرت میخوام
داشتم... داشتم دور میزدم
انتظار نداشتم کسی رو اینجا ببینم
تو ورودی خونهی من؟
خب، دقیقاً تو همون لحظه
سم؟
مایک؟
سلام
واو، خیلی... خیلی وقت میگذره
خیلی وقته
بابا
عزیزم
خیلی خوشحالم میبینمت
منم همینطور
تو تعمیرکاری؟
امروز آره
خب، ابزارهات رو بردار
بریم سر وقت کار
عزیزم، راه چطور بود؟
خوب بود
آره؟
آره، اینجا خیلی عوض شده
امروز صبح متوجه چکه کردنش شدم
اصلاً خوب نیست
اوه
آره، باشه، حله، من درستش میکنم
فقط باید برم توی شیروونی
باشه
ممنون مایک
راستی، چند وقته مایک رو میشناسی؟
اوم، میدونی، اصلاً یادم نمیاد کی با هم آشنا شدیم
خیلی بچه بودیم
اوه، نه
بچگیهاشون از هم جدا نمیشدن
آره، تابستونهایی که میاومدیم اینجا
آره، ولی منظورم اینه که بهترین دوستایی بودین که تو عالم بچگی رو هم کراش داشتین
اون موقع
اوه بابا، اون مال خیلی وقت پیشه
خیلی خوبه که دوباره شما دو تا رو کنار هم میبینم
خب، میدونی چیه
فکر کنم با این حرفات دیگه خبری از شیرینی نباشه
نه
نه
این همون چیزیه که از شهرداری درخواست کرده بودی؟
عزیزم، ما دو هفتهست که اینجاییم
اوهوم
No comments yet. Be the first to leave one.