لومړۍ 200 کرښې.
:ارائه شده توسط 5 0 4 0 .ir .::برند منتخب ستارگان::.
سیاره زمین
...متاسفم
...متاسفم
آلفا من تنها بازماندم
باید جلوشو بگیریم
شهاب سنگ رو به موقعیت من بفرست
تنها دنبال کسایی بگرد که لایق هستن
تنها کسایی رو پیدا کن که قدرتمندن
با زئو کریستال میتونستم تو جهان حکمرانی کنیم
این اتفاق هرگز نمیفتاد
بعد تو میمیری زوردان
باهم میمیریم ریتا
باید یه گاو بوده باشه نمیتونه یه سگ
یا چیزی باشه که کمتر از 10000پوند وزنش باشه بوده باشه
- میشه فقط کمکم کنی؟ - من دارم همه کارارو اینجا میکنم مرد
- هل بده هل بده یالا - جیسون رفت رو پام
خودتو جمع و جور کن
فقط محکمش کن و بیا از اینجا بریم
گاوه بنظر ناراحت میاد
نمیتونه ناراحت باشه چون من همین الان شیرش رو دوشیدم
این نره بعد میگی شیرشو دوشیدی
- یعنی نره؟ - فقط یه پستون داشت؟
- آره - اون که پستون نبود رفیق
باید بگم که بود یجورایی...خیلی گنده بود
...باید از دوتا دست استفاده میکردم
بسه دیگه در مورد این موضوع حرف نمیزنیم
فکر خوبیه
پلیسا
پلیسا دارن میان
قایم شو
اونجارو بپا چی
- آره - آره
باشه
- آره آره
- ها ها
میدونی من فکر کنم که ما هیچوقت نتونیم همدیگرو درک کنیم
...درست وقتی که فکر میکنی احمقانه ترین کار موجود رو کردی
میری و یه کار احمقانه تر میکنی
ممنون
بهت قول میدم که الان وقت این نیست که وانمود کنی همه چیو میدونی
میدونم که تو فکر میکنی کار شرافتمندانه ای کردی که دوستاتو لو ندادی
من تنهایی عمل کردم بیف کیک و من یه ارتباطی داشتیم
آره این خنده داره میدونی چی خنده دار نیست؟
این فصل قرار بود فصل تو باشه
من کاری کرده بودم که استعداد سنجا به همه ی بازیا بیان
میتونستی خودتو بهشون نشون بدی
ولی الان همه ی اینا رفته
...حالا تو باید برای بقیه ی سال هر شنبه بیای اینجا
تا فقط فارغ التحصیل بشی
کنار همه ی این مجرم ها و عجیب غریبا
آره
همونطور که خودت گفتی ما هیچوقت همدیگرو درک نمیکنیم
بنظرتون بازی رو مساوی میکنند؟
انجل گرو میتونه اینکارو بکنه؟ اونا پنج امتیاز عقبن
جیسون اسکات تو پست کرتربک میایسته
مارتی بورن بنظر آزاد میاد
داره آماده ی پاس دادن میشه
جیسون اسکات...نه نه اون پاس نمیده
...داره با توپ میدوه تو فاصله ی بیست متری...ده متری
جیسون اسکات امتیاز میگیره
جیسون اسکات به تنهایی انجل گرو رو میاره به لیگ قهرمانا
خیلی بده
این میره اینجا اون میره اونجا، اونیکی از اونجا میاد
از اینور...یکمی
ببخشید بزار بهت کمک کنم
تو خیلی عجیب غریبی اینو میدونستی؟
هفته هاست که دارم بازیتو با اینا تماشا میکنم دیوونه ای؟
نه
اگه یکی اضافه داشتی چی؟
چرا بیخیال این نمیشی تا یه کار دیگه کنی؟
چرا جلومو نمیگیری؟
- هاه تو میخوای؟... - هی
چندسالته...5؟
سلام من جیسون هستم اولین باره که اینجام
جالبه
حتما قلدر اینجا هستی چقدر احمقی حالا؟
بهم سیلی زدی؟
آره عجیب بود نه؟
حالا من تا آخر عمرم هرروز اینجا خواهم بود
و مطمئنم که توهم همینجوری خواهی بود پس بیا یه قراری بزاریم
نزدیک من یا اون نشین
و بعدش مشکلی بینمون پیش نمیاد
خب من با تکالیف یا شرایط بهتر
- کتاب کار موافقت کردم - باید برم دستشویی
باشه صبحتم بخیر
اوه خدای من
پیامتو گرفتم و به خودم گفتم یعنی کجا میتونن باشن؟
پس تو هر شنبه بجای تمرین میای اینجا
- حتما خیلی مزخرفه - همینطوره
خب پس اون موقع نباید
اون عکسمو میفرستادی
دقیقا اینجوری اتفاق نیفتاد منظورم اینه که اون یه دروغگوئه
- تو با مشت زدی دندونشو شکستی - بعدا که ترمیمش کردن
کاریه که شده بگذریم
خداروشکر
بدون تو ادامه میدیم
میندازیمت بیرون
به معنای واقعی کلمه
البته میتونی برای تشویق کردن تمرین کنی ولی اگه من جای تو بودم اینکارو نمیکردم
لعنتی
خدای من تو چیکار کردی؟
کیمبرلی با موهات چیکار کردی
موهاتو زدی؟
نگاه کن
...در
هی بابت اون ممنونم
خواهش میکنم من از آدمایی مثل اون متنفرم
آره
خب نظرت چیه بعضی وقتا با هم بگردیم؟
البته اجباری نیستا فکر کنم امشب بریم خوبه
- اسمت چی بود؟ - بیلی
بیلی کرنتسون
یا ویلیام کرنتسون
یادت میاد کیج منو بیلی کرمپ استون صدا میزد
مثل بیلی کرمپ استون که تو کونش یه مداد شمعی داره
که البته ندارم
ولی درواقع کردن یه تن مداد شمعی تو کونت غیر ممکنه
- نه نه من متاسفم...بسیار خب بیلی - من میومدم بیرون باهات
ولی هر شب با اداره ی کلانتری انجل گرو یه قرار دارم
پس امیدوارم که ببخشیم
صبر کن نه نه نرو نرو
...خب من انتظار نداشتم که باهم بگردیم
حقیقت اینه که من امشب باید برم جایی
و به کمکت نیاز دارم
بیلی فهمیدم چی گفتی ولی من الان تو حبس خانگیم
کاری نیست که بتونم انجام بدم ببخشید
منظورم اینه که میتونم اونو درست کنم
میدونم چجوری دستکاریش کنم ابزارشو دارم
باید تا قبل از ساعت هفت تو خونم باشم
خب اگه بتونی تا قبل از ساعت هفت بیای خونه ی من میتونم برات درستش کنم
و یه ماشینم دارم یعنی به ماشین دسترسی دارم
و اگه بهم کمک کنی میتونم چند ساعتی بدمش به تو
بیا بریم عزیزم
خیلی سخت نگیر
فکر میکنی اون از اینکه اینجوری تو شهر میگرده چه حسی داره؟
نقشه چیه هان؟ قراره با زندگیش چیکار بکنه؟
میتونست خیلی بهتر باشه
خدای من اون جیسون اسکاته؟
خدای من جیسون اسکات
بیلی؟
آره
- بیلی - آره
- شیشِ... - شیش و پنجاه و شیش
میدونم که چهار دقیقه وقت داری صندلی رو بیار
اینا چین؟
اینا چیزایی هستن که تو خونه ی بابام پیداشون کردم
بیشترشون مال اونه
- هی - قفسِ کجاست؟
اینجاست
- پاتو بزار این تو - این چیه؟
قفس فارادیه اگه خوش شانس باشیم امواج صوتی رو قطع میکنه
این یه اخطار سه دقیقه ای بود یالا اگه سیگنال رو بفرسته
پدر من الان هفت سال و چهار ماه و دو روزی میشه که مرده
- آره دو روز - اوه باشه
زمان زیادیه اون تو معدن کار میکرد
...بیلی من واقعا فکر نکنم که وقتشو داشته باشیم تا
- هنوز تو 44-45 اولد وارف زندگی میکنی؟ - آره
- خونه ی خوشگلیه - خب
داشتم درمورد بابام میگفتم ما عادت داشتیم که یه سری چیز باهم پیدا کنیم
- یچیزای خیلی قدیمی - من تو دردسر میوفتم بیلی
درست مثل اون برنامه ی چیننده های آمریکایی
بیلی الان سیگنال پخش میشه
واقعا باید بریم تو یه برنامه ی تلویزیونی
خیلی باحال میشه
داری چیکار میکنی؟
جدی میگم رفیق الان سیگنال رو میفرسته
بیلی یالا
چی؟
ممنون
میشه الان دیگه بهم دست نزنی؟
خیلی باحاله که تو اومدی
خب اون ون رو میدی بهم
قرض دادن ون بهت؟ باشه
چقدر فاصله داره
چهل و چهار دقیقه و پنجاه و دو ثانیه
- باشه - ممنون که امروز بهم کمک کردی
خواهش میکنم بیلی
اینجا ورودیه معدن طلاست
...و بیلی اون نشون واضحا میگه که
به رانندگی ادامه بده
باشه
ببین اگه یچیز خیلی باحال پیدا کنیم نصفش مال تو میشه
...یه قانونه که میگه
اونا قراره اینجارو کاملا بترکونن
تا هفته ی دیگه اینجا به کلی نابود میشه
بیلی میشه رو راست باشم؟
قرارمون این بود که تورو یجا پیاده کنم و چند ساعتی ون رو داشته باشم؟
این عجیبه ما اصلا همو نمیشناسیم
من نمیدونم که داریم اینجا چیکار میکنیم ...و تو بنظر
صبر کن باید یچیزی بهت بگم
من رو یه طیف بیناییم
این مثل یه برنامه ی بدن سازیه؟
نه یه معاینه ی پزشکیه معذرت میخوام
میدونم این فقط یه جوک بود داشتم شوخی میکردم
خب مسئله همینه من نفهمیدم منظور اون جوکه چی بود
مغز من مثل مغز تو خوب کار نمیکنه
خب این یچیز خوبه
من نمیتونم شوخی و کنایه هارو درست بفهمم
ولی همه چیز یادم میمونه
No comments yet. Be the first to leave one.