لومړۍ 200 کرښې.
رقص شیر.
.یه گنجینه فرهنگی بینظیر از مردم و ملت چین است
.از روشهای تمرینی سبکهای باستانی کونگفو سرچشمه میگیرد
رزمیکاران اصول اولیه مبارزه را با تقلید از
.یه شیر درّنده یاد میگرفتند
،با گذشت قرنها
.رقص شیر تبدیل شد به یه نوع ورزش فیزیکی خاص
.با این حال هرگز اصلیت خودش رو از دست نداد
!نظارهگر قلب شیر باشید
!که چقدر پر از نیرو و انرژیـه
.این مدرسهٔ کونگفو دنبال رقصندههای شیرـه
!توی شانگهایـه، هم میتونیم باند رو ببینیم هم شهر رو ببینیم
کار روزانهم چی میشه پس؟
چرا تغییرش نمیدی به شیفت شب؟
.آره، فکر خوبیه
باهام مبارزه کن!
!بیاید و مسابقهٔ امشب رو ببینید
!حراج داریم
یه امتحانی بکن، قیمتامون حرف ندارن!
.باید اینو ببینین
آره!
!پس اون بوکسور تایلندی کو؟ خیلی دیر کردین
تقصیر ترافیکه، یه ساعته تکون نخوردیم!
!بهت هشدار نداده بودم؟ همیشه دور و بر معبد شهر ترافیکه
!هیچوقت گوش نمیدی
یه جایگزین؟ از کجا جایگزین بیارم؟
کمک لازم نداری؟
اوه، داریم حرکت میکنیم!
...یه یادآوری کوچیک
دعوا الکیه، ولی مشتها واقعیه.
فقط باهاش راه بیا، باشه؟
!راه رو باز کنین! ببخشین
نوبت توئه، پهلوون.
بترکون!
.برو ببینم
موایتای! موایتای!
کوری داداش؟ از سرت محافظت کن.
مگه این یه دعوای الکی نیست؟ آی! دردم اومد!
خب، از الان معذرت میخوام.
.گیون! خوب وانمود کردی که زمین خوردی
...خوب بود وانمود نکردم
خیلی ممنونم.
هی بچهها، ما یه باشگاه معروفیم! بیاین یه سری به ما بزنین، باشه؟
صد یوآن تخفیف برای چند جلسهٔ اول!
صبر کن!
تو سیفو ژانگ از باشگاه بوکس چوزن نیستی؟
اون مبارزهٔ آخر یه کم برام الکی به نظر اومد.
!درسته! خیلی الکی بودن! مبارزهٔ واقعی رو نشونمون بده
اینا دیگه کین؟
.اون، مثل اینکه یه بوکسور خیلی معروفه
.اون به لو دادن استادها و باشگاههای دروغی معروفه
.شیائو جانگ یانگ از باشگاه جینشین هستم. ولی اینا مهم نیست
چرا یکم بوکس واقعی نشون مردم ندیم؟
چی شده استاد؟
میترسی با یکی مثل من چند راند دوستانه مبارزه کنی؟
یا اون عینک آفتابیها چشمت رو کور کرده؟
.بهمون فضا بدین
هی، بچهها، دارن واقعی مبارزه میکنن!
!من شما رو دعوت کردم اینجا که یه نمایش اجرا کنید، نه که سیرک راه بندازین
!ولی قربان، افراد زیادی اومدن تماشا کنن و ما کلی تو شبکههای اجتماعی دیده میشیم
باورم نمیشه. سه سال گذشته و تو هنوز پیشرفت نکردی.
!برام مهم نیست چطوری خصوصی تمرین میکنی، ولی اینجا سیرک نیست
.خجالتآوره
کونگفوی سنتی دیگه قدیمی شده، داداش.
- دیدی؟ .آره -
.امروز بیخیالت میشم
ولی اگه دوباره بخوای اینجوری سرِ مردم کلاه بذاری،
.کارتو برای همیشه میسازم
بزن بریم.
به زور داریم میگذرونیم، همه میگیرن و هیچی نمیدن،
!یواشتر یواشتر! درد داره
.مثل بچهها نقنق نکن
.هزار بار بهت گفتم، این کارا برامون جلوهٔ خوبی نداره
کدوم باشگاه درستوحسابیای اینجوری تبلیغ میکنه؟
.بیفایدهست
بیفایده نیست. باید کلی تبلیغ کنیم تا بتونیم سرپا بمونیم.
تو میتونی کتابهات رو بفروشی. واقعبین باش.
واقعبین باشم؟ پدرم زندگیش رو پای این باشگاه ریخت.
نمیتونم الان ولش کنم و نمیتونم همش به پول تو تکیه کنم.
میدونی، من الان یه کسب و کار دارم.
،یه ماه برای راه انداختن، ۶ ماه برای سر به سر شدن .و یک سال هم برای پس دادن حسابمون. به همین راحتی
ما یه سال وقت نداریم. ولی اگه بتونیم این مسابقه رو ببریم، ممکنه دووم بیاریم...
.خودم میدونم چقدر به پول اون مسابقه احتیاج داریم
اگه باهاتون مشکلی نداره، ما میریم. ولی خب...
مزدتونو میخواین، آره؟
.شماها دیدین اون بیرون چی شد. امروز پول بهمون ندادن
من شماره و آدرسم رو بهتون میدم، میتونین بیاین پول رو بگیرین.
.نگران نباشین، سرتون کلاه نمیذارم. اسمم وانگ ژائویوـه
اگه بخواین، میذارم از کارت شناساییم عکس بگیرین.
نه، مشکلی نیست! من بهتون اعتماد دارم خانم.
عیبی نداره اگه بهم اعتماد ندارید. قرار بود چقدر بهتون بدیم؟
گیون، به نظرت پولمونو میده؟
یه قرون هم گیرمون نمیاد!
!تو خیلی خوبی، برای همینه همه ازت سوء استفاده میکنن
.ولی برای تمرین رقص شیر خوب بود
.یه عمره از آخرین اجرای رقص شیرمون میگذره
...این منطقیه ولی بازم
...اگه نتونیم به اندازهٔ کافی برای رقص شیر تو شانگهای آدم جور کنیم
- باید یه جای جدید پیدا کنیم، نه؟ .دقیقاً -
بازار رقص شیر توی شانگهای تقریباً مرده.
...ولی ما پسرهای دهاتی میتونیم مثل راحت بازش کنـیـ
!پنجرهای که رو به خلیج هانگژو رو باز کن
این پرطرفدارترین ملک تو شانگهایـه. از خود فا مولان هم پولدارتر میشی!
.افسانهٔ فا مولان
یه دختر جوون که میره شهر بزرگ و از دانش علمیش استفاده میکنه
.تا دایناسورها رو شبیهسازی کنه و با باغوحشش میلیونها پول دربیاره
صبر کن، اون بیدی وونگ تو پارک ژوراسیک نیست؟
معلومه، پیدا کردن بیدی وونگ به مولان کمک کرد یه عالمه پول بهدست بیاره.
اول باید یه کار روزانه پیدا کنی.
دارم بهتون میگم. من طالعمون رو چک کردم.
«.نوشته بود «شهرت و ثروت به راحتی در موقعیت جدیدتون بهدست میاد
- اینقدرها هم آسون نیست. .شهر بزرگه و فرصتها زیادن -
هوم! ما خوبیم.
آره. میدونم، میدونم.
به اندازه کافی لباس دارم.
ببخشید، ببخشید.
.آره، شام درست میکنم
همه هم با من اومدن، امروز بیرون یه اجرا داشتیم.
.- امشب خوب غذا میخوریم !گوشت گوسالهٔ پخته شده با گوجه! و خوراک مرغ -
.اوهوم
گیون، دیر برگشتی. شیفتت داره شروع میشه.
الان میام آقای ژو.
- حال بابا چطوره؟ .داره میشنوه -
بابا! شماره یه متخصص رو گرفتم.
بهشون زنگ میزنم و کاری میکنن دوباره راه بیفتی.
ممنونم پسرم.
.ولی خودتو به زحمت ننداز، روی کارت تمرکز کن
چن روالم. باید برم، باشه مامان؟
باشه.
هنوز اینو داری؟
گیون، تو نقاشی میکشیدی، مگه نه؟
دارم میرم سر کار. مراقب خودتون باشید، باشه؟
من اینو کشیدم.
دکتر، پدرم میتونه دوباره راه بره؟
بعضی از بیمارا بعد از ورزش و درمان منظم .میتونن دوباره راه برن
چقدر طول میکشه؟
فکر کنم حدود یه سال طول بکشه.
هرچی زودتر شروع کنیم، بهتره.
یه سال، ها؟
به نظرتون چقدر هزینه داشته داره؟
اگه بیمهش پوشش بده، نباید خیلی گرون بشه.
اگه بیمه نداشته باشه چی؟
بابای من که هیچوقت بیمه درمانی نداشته.
.خب، اگه اینطوری باشه، احتمالا حدود ۱۰۰,۰۰۰ یوآن هزینهشه
- شماها کی هستین؟ !ما اینجا زندگی میکنیم خانم -
شماها اینجا زندگی میکنین؟ کی بهتون گفته؟
.نه، اجازهشو ندارین
.گیون، میبینی؟ این دوتا دارن زبوندرازی میکنن
فکر کنم یه مدتیه اینجا غیرقانونی ساکن شدن.
خاله هوانگ، اینا تازه اومدن اینجا و هنوز کار ندارن.
.من بهشون اجازه دادم چند روزی اینجا بمونن
چند روز؟ دقیقاً منظورت چند روزه؟
ما سر این موضوع موقع بررسی قرارداد صحبت کردیم.
.یه نفر برای هر پنج متر مربع. این قانونه
گیون، زندگی خاله هوانگ رو سخت نکن.
خیلی متاسفم خاله هوانگ. حالا چیکار کنیم؟
یه اتاق بزرگتر بهتون میدم. فردا صبح ۱۵۰۰ یوآن بده.
- چرا اینقدر زیاد؟ !این تازه یکسوم اجارهٔ واقعیشه -
!اگه خوشت نمیاد، خب جمع کن برو
- پول کافی برای پرداخت نداریم. .اشکال نداره، امشب حقوق میگیریم -
حقوق میخوای؟ اونم وقتی که اینا تو شیف تو دزدی کردن؟
چند بار بهتون گفتم؟
مصالح ساختمونی خیلی گرونن، مردم میدزدنشون.
شماها باید دائم حواستون باشه! اصن گوش میدین؟
!اینجوری که میگین نیست
من تمام مدت حواسم به وسایلا بود!
!برام مهم نیست کی گند زده. فردا دیگه نیاین سر کار، گم شین
...ولی ما که
!خوشحال باش که پول فولادی که دزدیدن رو ازتون نمیگیرم
هی، پس اون طالعبینیای که گفتی چی شد رفیق؟
.شماها بگردین دنبال کار. من پولی که طلب داریم رو میگیرم
امشب ممکنه مجبور شیم زیر پل بخوابیم.
!بیاید! بیاید! بیاید! از دستش ندید
هی رفیق، به بوکس علاقهمندی؟
باشگاه بوکس چوزن این اطرافه؟
.نمیدونم. ما بهترینای این دور و براییم رفیق. باشگاه چیچیزن؟ جوکه بابا
گمشو بیرون!
تو راهروی در خونتون موز پوستکنده گذاشته بود!
- تقصیر توئه! !آخ، درد داشت -
قیافهشو نگاه کن!
بابا ما که چیز زیادی نمیخوایم، خرج درمان و دستمزد از دست رفته.
.اوه، و خسارت عاطفی هم میخوایم
ادا در نیار، یه قرونم بهتون نمیدم.
!خسیسبازی در میاری، ها؟ پس ما جایی نمیریم
!کم شین، وگرنه میندازمتون بیرون
.دیدین، دیدین، اون شروع کرد! بیاین گوشمالیش بدیم
یا میرید بیرون یا زنگ میزنم پلیس!
پلیس؟ فکر کردی از پلیس میترسیم؟
۱۱۰، چه خبر شده؟
سلام، میخواستم یه دعوا رو گزارش بدم.
بگو کجایی تا یه افسر بفرستیم.
رفیق، یکی داره به پلیس زنگ میزنه!
!این میگو؟ بیا اینجا ببینم
!هی، ولش کن. وایسا، پسره رو ول کنین
!برو کنار زنیکه
خبرچینی، ها؟ میخواستی پلیس خبر کنی؟
- الان نشونت میدیم. !نه -
- داری مقابله میکنی؟ !بسه دیگه! کافیه -
شما یه مشت حیوونید!
!برین
No comments yet. Be the first to leave one.