لومړۍ 200 کرښې.
تق تق
از رعد و برق ترسیدی ؟
بله
چیز ترسناکی نیست
آسمون داره خودنمایی میکنه که داره بهمون بارون میده
وقتی مامان مرد، طوفان رعد و برق بود
حتی روزی که خاکسترشو گذاشتیم توی قبرستون هم رعد و برق بود
بیا اینجا
دلت برای مامان تنگ شده؟- آره-
مامان بهت گفت وقتی دلت براش تنگ شد
چیکار بکنی ؟- دعا-
اون فرشته ی نگهبان توعه
...واسه همین وقتی ترسیدی یا درد داری
باید دعا کنم
باهمدیگه دعا کنیم؟- آره-
فرشته ی خداوند
نگهبان عزیز من
برای کسی که
عشقش مرا به اینجا کشانده
حتی امروز هم
در کنار من باش
قبل از اینکه امتحان رو شروع کنیم
بذارید یه حضور غیابی بکنم
چینای از اسرائیل حاضره ؟
اینجام
سایمون پارکر از آمریکا ؟
اینجام- اوکی-
توماس جگر از آلمان
حرف "ج" مثل "ی" تلفظ میشه
باشه، متاسفم
توماس یگر از آلمان؟ باشه
..نفر بعدی
سومی کیم از کره ؟
سومی کیم ؟
فرشته ی خداوند ، نگهبان عزیز من
برای کسی که عشقش مرا به اینجا کشانده
حتی امروز هم در کنار من باش
برای روشنایی و محافظت
برای فرمانروایی و هدایت
آمین
بابا
بابا ؟
مامان ، من امروز مدال طلا بردم
فرشته ی خداوند
نگهبان عزیز من
برای کسی که عشقش مرا به اینجا کشانده است
حتی امروز هم در کنار من باش
برای روشنایی و محافظت
برای فرمانروایی و هدایت- برای فرمانروایی و هدایت-
برای چی اومدی ؟
الکی واسه این نگران شدم ؟
این ها توخالی نیستن
از کجا فهمیدی باید بیای ؟
چون واحدت بهم خبر داد
و از نیروی کمکی هم زودتر رسیدی ؟
دقیقا انگار که منتظرم بودی
حتما شوخیت گرفته
مراقب باش ، ماشه رو یه کوچولو هم فشار بدی شلیک میکنه
عدد های کنار یئوم هوا ران
وقتی داشتم در مورد معنیش تحقیق میکردم از یه آسایشگاه که تو این نزدیکی ها بود سر درآوردم
دکتر نام یونگ مون
...کیم سومی بیست سال پیش
احتمالا اسمش رو به هان سون می تغییر داده
تو ذهن من رو خوندی
ذهن من رو خوندی و تونستی اون قتل رو بازسازی کنی
باورم نمیشه
توضیح بده
یه لحظه آروم باش
ذهن خوانی مثل جاروبرقی عمل نمیکنه که
من یه هویی همه ی خاطراتت رو نمیخونم
وقتی دست من رو گرفتی
من مشغول خوندن حافظه ی پارک کی دان بودم که بفهمم چی به چیه
از کجا بدونم ؟
باشه، خیل خب. من یه صحنه ی مبهم دیدم
خاطرات ضربه های روحی معمولا زودتر از بقیه خاطرات شناسایی میشن
تنها چیزی که من دیدم یه نقاشی سیاه رنگ بود
اولش فکر می کردم که یه گلدانه. تا این حد از هیچی خبر نداشتم
که چی ؟- ولی وقتی داشتم ذهن دکتر نام رو میخوندم-
دیدم که سومی داشت همون نقاشی رو رنگ میکرد
اون قاتل رو از سوراخ کلید در کمد دیده بود
...اون موقع فهمیدم که
اون تویی
منطقت از در و دیوار میباره
منطق من از همون قدیما خوب بود
قاتل یه بازی کثیف راه انداخته
و داره از خاطرات من سواستفاده میکنه
چه کس دیگه ای میتونه این کارو بکنه ؟
حق با توعه. اون مارو بازی گرفته و داره ما رو به چالش میکشه
ولی تنها تو نیستی که داره باهاش بازی میکنه
اون به گذشته ی من هم
توهین کرد
چه گذشته ای ؟
قاتل دنبال جفتمونه
درمورد گذشتت بهم بگو. اگه نگی
شلیک میکنم
این نقاشی چکشی هستش که به پارک کی دان تحویل داده شده
خب که چی ؟
نمیدونم شنیدی یا نه
ولی من هیچی از بچگی هام به یاد نمیارم
برو سر اصل مطلب
ولی یه چیز هست که به یاد میارم
یه زن
یه زن که داره میمیره
دقیقا مثل چیزی که توی نقاشی هست
جوری که زنه زیر فرشته دراز کشیده بود و در حال مردن بود
صورتش
حتی قیافه ی ناراحتش
اون احتمالا مادرم بوده
قاتل تنها خاطره ای که از دوران بچگی داشتم رو به مسخره گرفته
و الان
ما یه دشمن مشترک داریم
قفله- از این ور-
سروان
برو
من ؟
برو دیگه
قفله- برو اون ور-
سروان
چرا نذاشتین بیاییم تو ؟
همتون برید بیرون. باید صحنه ی جرم رو حفظ کنیم
اون ها جسدن ؟
اون ها آدمن ؟
این یه اثر هنریه که که قاتل آفریده
اثر هنری ؟
یه عالمه جای زخم وجود داره ، احتمالا به همدیگه حمله کردن
به همدیگه ؟ چرا ؟
احتمالا قاتل مجبورشون کرده
به این بهانه که اگه اون یکی رو بکشن اجازه میده زنده بمونن
داری میگی کیم سومی هستی ؟
همون دختر 6 سال پیش ؟
این چیه ؟- پرونده ی گزارش-
پرونده ی گزارش ؟- من قاتل رو آنالیز کردم-
چی؟- من واجد شرایطم-
من توی آمریکا روان شناسی جنایی خوندم
چند سالته؟- سن کره ای من 17 هست-
خب ؟ حالا قاتل کیه ؟
روی گوش چپش جای زخم داره
این حرف رو خیلی وقت پیش هم گفتی
بر اساس پرونده چک کنین
یکی رو پیدا میکنین که زخم داره. مطمئنم
چرا باید این رو یه راز نگهداریم ؟
من مطمئنم اون از آدمای نزدیکمونه
...قاتل
ممکنه پدر و مادر جفتمونو کشته باشه
...معلومه که- ...ولی اگه-
اون فقط اتفاقی از گذشتمون خبردار شده باشه چی ؟
یکی دیگه؟- حتما یکی از آدم های نزدیکمونه-
با احتمال خیلی زیاد
یه نفر نزدیک مثلا یه پلیس ؟
از اینکه انقدر با احتیاط عمل میکنین خوشم میاد
ولی قاتل مال 20 سال پیشه
شاید یکی تونسته باشه گذشته ی شما رو از روی پرونده ها چیده باشه کنار هم
ولی مال من رو نه
چون هیچ کس خبر نداره
هیچ کس ؟
فقط یه بار به یکی گفتم
ولی تا آخرش یه راز بین ما دوتا موند
کی ؟
اگه بهم نگی تعداد سناریو و احتمالات تغییری نمیکنه
راستی
شما وقتی تحقیق میکنی روی هر سناریو ی ممکنی کار میکنین ؟
غریزه و حس ششمتون هیچ نقشی توی کار های مغز باهوشتون نداره ؟
پیروی کردن از غریزه کار خودخواهانه ای هست
اونجوری تصمیم های مهم رو میسپری به دست شانس
این کاریه که آدم های کله خری مثل تو ازش لذت میبرن
این آدم کله خراب جونتون رو نجات نداد ؟
...چی- هان مان پیونگ-
اوه ، اون ؟- "اوه، اون؟"-
اگه تو کمکم نمیکردی هم میتونستم ترتیبش رو بدم
و من بیچاره، یه ذره ممنون بودم که منو از لیست مظنونین حذف کردین
کی گفته حذف کردم ؟
نکردین ؟- معلومه که نه-
تو هنوز هم یه مظنونی
اون وقت چی ؟ دارین میگین میخواین
با یه مظنون جنایی کار کنین ؟
"دوست هاتو نزیک خودت نگهدار و دشمن هاتو نزدیک تر"
حرفیه که من بهش ایمان دارم
یادت باشه
باید همه ی این چیز ها
یه راز بین ما دوتا باقی بمونه
چیکار میکنی ؟ اولین باره اومدی به خونه ی یه دختر ؟
منظورتون چیه ؟
...من همیشه میرم به
خونه ی دختر ها
بیا اینجا
اینا چی هستن ؟
پرونده ی من
بیست ساله که آپدیتش میکنم
میدونی چقدر از پولم پرید ؟
تو گفتی بخرمش، گفتی چیز خوبیه
این معنیش میشه بخر دیگه
عجب آدمی هستی
تو فکر کردی معاون رییس بخش جرایم خشن
فقط میره دنبال قاتل ها
آره؟
باشه ، خیل خب خودت با چشم های خودت میبینی که
من چجوری حساب عوضی هایی که توی بورس کلاهبرداری میکنن رو میرسم
اگه پولم رو پس ندی ، زندگیت رو هم نمیتونی پس بگیری
برو دیگه اه
تحقیقات چی شد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.