لومړۍ 200 کرښې.
من از نيويورک با يه زن بيرون ... اومدم و اون خودش رو کشت
شايد من بايد تنها باشم
، مردي که اينو به من داده منو به اينجا فرستاد تا تورو پيدا کنم
تو ميخواي "استو ردمن"رو بکشي
ـ بقيه چطور ؟ ـ آقاي رئيس ؟
بله "هرولد" ؟
من ميخوام پيشنهاد اين رو مطرح کنم که اعضاي کميته موقت به طور کامل به عنوان کميته دائمي پذيرفته بشن
خانم "کراس" ؟
هاوک" ، فرار کن"
به نظر من ما بايد فرد يا افرادي رو به "وگاس" بفرستيم
چند نفر ميفرستيم ؟
خب ، اين خطرناک خواهد بود
به همين دليله که من اصرار دارم که هيچ اقدامي انجام نديم
آخه اون بيرون چيزهاي ناشناختهي زيادي وجود داره
من قاضي "فريس"رو نامزد ميکنم
ـ البته که قبول ميکنم "ـ "تام کالن
تام شمارو غافلگير خواهد کرد
چطوره که من يه چيزي با صداي يه کم بلندتر رو امتحان کنم ؟
چند نفرن ؟
چند تا اسلحه دارن ؟
آيا من مرد بدِ تو خوابهاي شما رو ديدم ؟
اسمم "فلگ"ـه ، تورو دستِ "راستم خواهم کرد "لويد
خوشم مياد
"من ميخوام يکي رو نامزد کنم ، "دينا جرگنز
ميخوايد راهم رو به داخل از طريق صحبت با ... آدمهاي آماده به شليک که از زجر ديگران لذت ميبرن
که اين "مرد تاريکي" به عنوان مرزبان خودش در بقاياي "لاس وگاس" گذاشته باز کنم...
بعد برگردم اينجا و به شماها بگم که چي ديدم ؟
هستم
ببين ، اين ايستگاه داغونه
ما همينجوريش هم به زور به ميزان ... کاري که بايد انجام بديم ميرسيم
پس بهم بگو ، چطور من قراره که طبق برنامه پيش برم وقتي شما دائم بهترين افرادم رو ميبريد ؟
حالا ، من اشاره کردم که اين درخواست مستقيماً از طرفِ آقاي "هنريد" بوده ، مگه نه ؟
"هي "فلشدَنس نوعي رقص که در دهههاي 1920] [و 1930 ميلادي تکامل يافت
"هي "فلشدَنس" ، "دينا
بيا اينجا
خانم "لاري" ميخواد باهات صحبت کنه
خوبه ، فقط با من بيا
خب تو کار در اين پايين با جوخهي موشهاي کور رو دوست داري ؟
منظورم اينه که خيلي هم بد نيست
ميدوني ؟ کمک کردن به سرِپا نگه داشتن اوضاع
عجب
به اندازهي کافي پول در دنيا وجود نداره که بتونه من رو در اين سوراخ نگه داره
به اندازه کافي از هيچ چيزي وجود نداره
خبرها ميگن که تو سوالهايي ميپرسي
اين اشکالي داره ؟
بستگي به سوالها داره
تو در مورد آقاي "فلگ" پرس و جو ميکردي
به هر حال چه چيزي باعث شده که انقدر هيجان داشته باشي که اونو ببيني ؟
راستش ، من فقط يه سري خواب باهاش داشتم
اوه ، همهمون خوابش رو ميبينيم
خوابها باعث نميشن که تو خاص باشي
اينو ميدونم
... خب ، راهِش اينه
... اگر ميخواي مرد رو ببيني
... اوّل بايد
مرد من رو ببيني
خب
ببين چه کسي رو اينجا داريم
درست ميگم ؟ ، "Y" دِينا" با"
چجوري تلفظِش ميکنن ؟ "دِينا" ؟
"ـ "دِينا ـ ممنونم که آورديش ، شِکَر
... و اجازه هست بگم که
واي ، شما خيلي جذّابين
... يا خدا ، منظورم اينه که شما شما "لويد هنريد" هستيد
ـ تو مرد دست راست اون هستي ـ خودمم شيرينم
... من کسي هستم که آسانسور رو هدايت ميکنم
تا اون بالايِ بالا
... حالا ، ظاهراً تو در شهر بلند بلند حرف ميزدي
و به همه ميگفتي که بايد "فلگ"رو ببيني
... ببين ، واقعا متاسفم ، من قصد نداشتم که
نه ، نه ، نيازي به عذرخواهي نيست
... امّا "فلگ"رو کنجکاو کردي
که من رو کنجکاو کرده
کجا بودي دختر ؟
کاپيتان تريپز" ماه ها و ماه هاست که وجود داره"
... حالا تو يه جورايي يهويي ظاهر ميشي و ميگي که
من بايد "فلگ"رو ببينم
چيه ؟ مخفي شده بودي ؟
... نه ، من فقط
چيزي که اون بيرون بود رو ديدم و به دردِ من نميخورد
... خيلي خب ، خب
... جناب رئيس ميخواد من تورو ببرم
... اوقات خوبي برات فراهم کنم
تورو به يه تشکيلاتِ خيلي خوب ببرم
... ما يه جامعه شگفت انگيز در اينجا داريم
و همهي اينهارو مديون آقاي "فلگ" هستيم
من زندگي خودم رو مديون آقاي "فلگ" هستم
چون اون منو نجات داد
... من به پايينترين سطحِ ممکن رسيده بودم
و اون منو از اون وضعيت نجات داد
لعنت دختر ، حالا به من نگاه کن
ميبينم
اين مکان ، تو ميتوني در اينجا هر چيزي که ميخواي باشي
تنها مسئلهاي که هست ، مسئلهي انگيزهست
... نام ، سن ، شغل قبل از شيوع بيماري
مهارت هاي ويژه
... نام ، سن
... من "تام کالن" هستم
من 42 ساله و از نظر رشد ناتوان هستم
... لطفاً از رفتار من مضطرب نشيد
... چون من در
خفه خون بگير
اين ديگه چه کوفتيه بچهها ؟
ظاهراً ، از وقتيکه از راهبند عبور کرده اومده بالا ، اين تقريباً تمامِ چيزيه که گفته
بندازيدش تو قفس بردهها
مشکل چيه ؟
... قانون آقاي "فلگ"رو ميدوني
هر کسي که داوطلبانه به اينجا بياد در هر صورت شهروند حساب ميشه
پيشنهاد ميکنم چيزي براش پيدا کني
خب ، اگر هيچي ندونم که چي کار ميتونه بکنه چجوري بايد جايي قرارِش بدم ؟
... من "تام کالن" هستم
ـ من 42 ساله و از نظر رشد ناتوان هستم ـ يا خداي بزرگ
... لطفاً از رفتار من مضطرب نشيد
، خودت رو به پذيرش معرفي کن سالن "گلادياتور"ها ، اينو نشونِشون بده
بعدي
فکر کردم گفتي تو در طبقه آخر هستي
تا جايي که به تو مربوط ميشه طبقهي آخر همينه
سلام ، چه خبر "ويکتور" ؟
بوم
همه طبقات بالا رزرو شده
براي آقاي "فلگ" ؟
به هر حال اين پايين کلّي خبر هست
... يکي بايد از اين مکان مراقبت کنه
مگه نه ، شيرينم ؟
اوه ، تو هميشه درست ميگي بابايي
... خوش اومدي
... به
بــهــشــت
Bahador. Kazemian : ترجمه و زيرنويس Bahador_1470@Yahoo. Com
Instagram : Bahador. Kazemian Telegram : Bahador_Kazemian
... هي "وايزک" ، اگر صداي منو ميشنوي
استو" هستم"
فقط از جات تکون نخور رفيق ، خب ؟
ما ميايم دنبالت
گرم بمون ، يا حداقل سعي کن گرم بموني
اگر ميتوي به هر طريقي ... موقعيتِت رو به ما اطلاع بدي
بوقي يا نورِ چراغ قوّهاي يا هر چيز ديگه اي
ـ زود باش ـ چيه ؟
لباسهات
"ما پيدات خواهيم کرد "وايزک
مطمئن باش ، پيدات ميکنيم
"هاوک"
فرار کن
اگر باورشون نشه چي ؟
چي ؟
اگر حرف مارو باور نکنن چي ؟
هرولد" ، ما در اين مورد صحبت کرديم"
ما ميتونيم بريم
امشب ، الان
ما نميريم
به خاطرِ "جو" ؟
(به خاطرِ اون(فلگ
... "گوش کن "هرولد
ما نميتونيم اين کارو خراب کنيم
ميفهمي ؟
نميتونيم اون رو نااميد کنيم
هي ، گوش کنيد ، همه نگهبانهايي که شيفت نيستن به آمفي تئاتر ، همين الان
راه افتادم
ـ دريافت شد ـ دارم ميام
تا حالا شنيدي که کسي به سينهي خودش شليک کنه ؟
نوريس" ميگه بيشتر از اون چيزي" که فکرش رو ميکني پيش مياد
گفت در فوريت هاي پزشکي که بوده چند مورد اينجوري ديده
در زنان شايعتره امّا اتفاق ميافته
"من به خوبي نميشناختمِش ، اما "وايزک به نظر من آدم اهلِ خودکُشي نميومد
، خب ، بخوام باهات صادق باشم ... بعد از چيزايي که ما از سر گذرونديم
من تعجب ميکنم که بيشتر از موارد نميبينيم
آره ، گمون کنم
به نظر ميرسه ميخواي چيزي بگي
فقط اينکه... اون مرد بيچاره اي ... که در جاده پيدا کرديم
... به ما گفت شيطان داره مياد
و بعد يکي از نگهبانهامون ميميره
فکر ميکني اين يه اتفاقه ؟
فکر کنم ميتونه وسوسه انگيز باشه که باور کنيم همه اينها به هم ربط داره
امّا نميدونم ، اين لزوماً باعث نميشه که اينطور باشه
هي "استو" ، "نوريس" صحبت ميکنه
برو به موجِ سه
بله ، "استو" هستم
گفتي که ميخواي به محض رسيدن "لادر" خبرت کنم
واقعيت داره ؟
وايزک" ؟"
"آره ، درسته "هرولد
متاسفم ، ميدونم که دوستِت بود
... امکان... هيچ احتمالي وجود نداره
... اين... ميدوني... يه تصادف بوده باشه... اون داشته
با اسلحه مسخره بازي در مياورده و اشتباهي از دستش در رفته ؟
... آره ، اين
اين يه احتماله ، آره
راهِ بزدلها براي خروج از شرايطِ سخته
... ببين "هرولد" طبيعيه که ناراحت باشي
... هي ميدوني... اون در فکر باز کردن يه
... درايو-اين" در اينجا بود که فيلمهاي قديمي"
که تو خونه ها پيدا ميکرديم رو نمايش بده
هي ، شايد من بايد... من بايد اين کارو بکنم
ميدوني ، به همه دليلي ... بدم که دور هم جمع بشن
به عنوان يک جامعه
آره ، من فکر ميکنم اين ايدهي عاليايه
آره
بهت گفتم تا وقتي که از اون بالا جواب مثبت نگرفتيم هيچ کاري در مورد "مرد تاريکي" نکنين
و شماها چي کار ميکنين ؟
ميريد و جاسوس ميفرستيد
No comments yet. Be the first to leave one.