لومړۍ 200 کرښې.
تماميِ شخصيتها و اتفاقاتِ اين فيلم خيالي مي باشد (و هر گونه تشابهِ اسمي (بينِ افرادِ زنده و مُرده صرفاً تصادفي مي باشد
در جهان 4.3 ميليارد نفر مشترکِ تلفن همراه (موبايل) وجود دارد و در هر دقيقه، 60 هزار تماس از جاهاي نامعلوم و نامشخص ...در سراسر دنيا گرفته ميشود
مردم بر اين باورند که اين تماسها ، از طرفِ ارواح ست !.که سعي دارند به نوعي با اين دنيا ارتباط برقرار کنند
!!..واو
!واي
دوسِت دارم
~~دينــــــا تـقـديــم ميـکنـد~~
!.. "سَم" سلام عزيزم-
!کِي مياي؟
ما هردومون دلمون برات تنگ شده !هردوتون؟-
!!خيال کردي کيو ميگم
هم من و هم جزيره ي فيجي
..شينـا
من فکر نميکنم الآن برام مقدور باشه
بهت قول ميدم جبران کنم ..من
!!.پس يعني نميخواي بياي
برات توضيح ميدم
من اينکارو دارم بخاطرِ جُفتمون ميکنم "سَـم"-
وقتي "تـو" نباشي مـا"يي وجود نداره"
عزيزم من دوسِت دارم ..ولي من
سَـم" ، بايد فردا براي تموم کردنِ قراردادِ نهايي" به "هنگ کنگ" بري
سـَم...ميشنوي چي ميگم؟
..آدم
!آدم چطوري بايد به يه نفر بگه "نـه"..؟
!بيشعور چرا ميخندي؟
جوابـمو بده
اينو يادت باشه..براي "نـه" گفتن به دوست دخترت بايد راست و مستقيم بِهش بگي : نــه
:فقط بايد با بی رحمی توی چشماش نگاه کنی و بگـی ..نــ ـه
يه بار هِجي کن
!رنگِ اقيانوس چه رنگيه؟ !چـي؟-
!رنگِ آسمون چي؟
..فعلاً که فقط رنگِ من قرمزه
از عصبانيت
وقتي منو ببيني دوباره سفيد ميشي
!تو..تو توي "فيجي" هستي؟
..ميدوني چيه ما يه "تشکر" به "جو" بدهکاريم
بخاطرِ اين ويلا
خيلي قشنگه اوهوم..خيلي خُشکله-
!خُب حالا يه چيزي بپرسم !به مامانت اينا چي گفتي؟
بهِش گفتم با دوستام اومديم اينجا
ولي ميدونست که تو هم قراره بياي
!!.جدي
!آخه تو مگه مامانتو نميشناسي؟
اون هميشه از همه چي باخبره
مرسي که اومدي و دلمو نشکستي
!و منم متشکرم که گوشيمو انداختي توي آب
دوسِت دارم
بيا اينجا رو هم يه نگاه بندازيم
سلام سلام-
!ميتونم کمکتون کنم
يه موبايل ميخواستم بله، البته، بذاريد نشونِتون بدم-
!..کدومِشو ميخواين !اينو..؟
..نميدونم !خوبـه؟
مطمئن نيستم الو...من بعداً بهت زنگ ميزنم-
!شما هندي هستين؟ فرقي نميکنه، خانوم- ديگه ما و فيجيايي با هم يکي شديم
!اين يکي؟
200سال پيش ، انگليس، ما رو آورد اينجـا تا مزارعِ نيشکرشون رو آباد کنيم
و الآن داريم براشون موبايل ميفروشيم
درسته که "فيجي" خونه ي ماست ولي هنوز قلبمون براي هندوستان ميتپه
پسنديدين؟
!اين يکي؟
اينو بيارين ببينم
..عزيزم
!..اينو ببين
!..مثل اينکه دستِ دوّمه
!چه اشکالي داره من فقط يه چيزي ميخوام کارمو راه بندازه
3ـه اين موبايل فعاله؟G
همينو برميدارم بله-
مرسي
شينــا
شينـا
!!..عزيزم، بازيت گرفته
..سَــم
!چقدر وحشتناک شدي
!"من خيلي ميترسم، "سَم
!چرا، واسه چي؟
من يه چيزيو بايد بهت بگم بگو ، ميشنوم-
..و خيلي برام مُهمه که تو اين موضوعو بفهمي
البته اگه واقعاً قصدت اينه که با من بموني..
!!..موضوع چيه عزيزم
!.."من يه آدمايي رو ميبينم، "سَـم
...بعضي وقتـا
..بعضي جاهـا
...منظورت اينه که
!منظورت اينه که مُرده هـا رو ميبيني؟
..بعضي وقتـا پُشتِ در ..بعضي وقتـا توي کُمد لباسا ..بعضي وقتـا توي راهرو
!.."من خيلي ميترسم ، "سَـم
من خيلي ميترسم
چرا اينا رو قبلـاً نگفتي بِهم!؟
چونکه نميخواستم از دستت بِدم
"سَم، يادته يه مدت بهت گفتم دارم ميرم کلاسِ "راهِ زندگي
..راستش اون موقع اصلاً نميرفتم کلاس ميرفتم پيشِ روانشناس
"داشت حالم بهتر ميشد "سَـم
ولي الآن دوباره همونجوري شدم
اونا ميگن که ميخوان تو رو اذيت کنن
اونا ميخوان يه بلايي سرِت بيارن
..سَـم..اون اينجاست
سَـم"، اونجا وايساده" !کـي "شينا"..؟-
سَـم، من ميترسم !تو چِت شده "شينـا..؟-
..سَـم، اون داره ميگـه !..چي-
!چي ميگـه؟
..اون داره ميگـه !..چي ميگه-
!چِته شينـا؟
..اون داره ميگـه
اون داره بهِم ميگـه که هُلِـت بدم توي آب
~..چطور بايد بِهت بگـم~
~!.کـه قلبـم ازت چي ميخواد..~
~..بيـا پاک کنيم اين فاصله اي که~
~بينِ دلهامون افتاده~
~..چطور بايد بِهت بگـم~
~!.کـه قلبـم ازت چي ميخواد..~
~..بيـا پاک کنيم اين فاصله اي که~
~بينِ دلهامون افتاده~
~من دلـم ميخواد کنارِت باشم~
~فقط کافيه که تو قبول کني~
~..بيا پيشَـم بشين~
~بذار موهاتو نوازش کنم~
~و بگيرمِت توي آغوشَم~
قلبم ازت ميخواد که~ ~حرفشـو گوش کني
~و خودتـو به دستِ من بسپاري..~
~من عاشقِت شدم..آره~
~و تنها اشتباهم همين بود~
~..انگار دارم ازت دور ميشم~
~اين چيزيه که نميتونم تحمُلِش کنم~
من ميخوام که پيشِ تو باشم
~و حاضرم بخاطرِش همه ي دنيا رو کنار بذارم~
~..بيا پيشَـم بشين~
~بذار موهاتو نوازش کنم~
~و بگيرمِت توي آغوشَم~
قلبم ازت ميخواد که~ ~حرفشـو گوش کني
~و خودتـو به دستِ من بسپاري..~
~اين ناز و اداهاي تو منو از خود بيخود ميکنه~
~من دارم بخاطرت از دست ميرم~
~من ميخوام که پيِشت باشم~
~تا بتونـم خودمو در تو ببينم~
قلبم ازت ميخواد که~ ~حرفشـو گوش کني
~و خودتـو دستِ من بسپاري..~
!!سلـام..چه کارا ميکني؟
!..ميدوني !..تو واقعاً مَردِ فوق العاده اي هستي
!!..سَـم
!با کي داشتي حرف ميزدي؟ هيچکي-
بيا بخوابيم
!..خيله خب .بگو ببينم موضوعِ اون قراردادِ به کجا رسيد؟
..يعني ..اونو خودم رديفِش کردم-
!تو هم به چيزايي که ميخواستي رسيدي ديگه، نه؟
خواسته هاي اينو نميدونم !ولي من که به همه ي خواسته هام نرسيدم هنوز
"اشتباهِت همين بود ديگه "شينا
همون موقع که من ازت خواشتگاري کردم نبايد جوابِ رد بهم ميدادي
..چيکار کنيم ديگه
چيزي رو که تو از دست دادي من توو هوا قاپيدمِش
!مگه نـه؟ سَـم"..يه دقيقه ساکت باش ، مامانمه"
...سلام مامان...آره رسيديم ببين من بعداً بهت زنگ ميزنم-
اينجا واقعاً قشنگه
آره..با دوستامم
!..سَـم بده ببينم- اون که مشغوله مثل هميشه-
..صبر کن ببينم
الو مامان..ببخشيد..خاله جون
..باشه مامان جون آره
..مگه من بهتون نگفته بودم
که تا وقتي من پيششَم نگرانِ هيچي نباشين..
يه لحظه صبر کنين باخودش حرف بزنيد
!حرف بزن ديگه !چيکار کردي؟-
!دختره ي ديوونه
بله مامان
..بله مامان...همه چي روبراهه
!.اون همينجا ولو شده
!آخه مامان چطوري من بهِش بگم؟
!..مامان
مامان يعني من مثلاً اومدم تفريح
الـو
مامان من که ديگه 16 سالَم نيست
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
!مامان" ..آره؟"
!!..سَـم !..هـا-
!چتـه تو..؟ !چِمـه مگه؟-
!تو خودت چِتـه..؟ مامانت چي گفت؟
..مامانم گفت
!!سلام..چه کارا ميکني؟
!همه ي اين کارا بخاطرِ منه؟
نـه
!!.منو ترسوندي
!سَـم...تو هم داري منو ميترسوني
از وقتي که اومديم توي اين هُتل !مثلِ ارواح شدي
صبح بخير بفرماييد حوله آقا
صبح بخير
صبح بخير آقا صبح بخير خانوم-
من ميخواستم تماسهايي که ديشب نزديکِ ساعت 2/30 صبح به من شده رو رديابي کنيد برام
از همين شماره اي که باهاش تماس گرفتين بله-
يه چند لحظه صبر کنيد بله حتماً-
الو الو..بله-
آقا، هيچ تماسي در اين ساعتي که گفتين از شماره ي شما ثبت نشده
!شما مطمئنيد؟ بله آقا-
باشه، ممنونم ممنون از شما-
بهت گفته بودم که ميخوام برات يه پلاکِ جديد بخرم
!اين چنده؟ 20دلار-
اين بَدک نيست بذار ببينم
خيلي خُشکله
بَرِش ميداريم
بفرماييد
No comments yet. Be the first to leave one.