Cable Girls

Cable Girls (Las chicas del cable)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Las chicas del cable (Cable Girls) S02E05 1080p NF WEBRip x264-NTb
د لخوا تبصره kandeloos

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
په خپور شو: 2019-05-11
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

نميتوني سريعتر بري؟ - متاسفم قربان؛ دارم تمام تلاشم رو ميکنم -

خانواده ليديا آگيلار؟

بله؛ منم؛ حالش خوبه؟

بله؛ دکتر داره مريض رو معاينه ميکنه و

هر وقت خبري بشه به شما هم ميگيم

اما اون به هوش هست؟ اون بيدار شده؟ - بله بيداره؛ حالش خوبه -

چش شده؟

ما الان نميتونيم چيز ديگه اي بگيم؛ بايد فعلا صبر کنيد

ممنون

خيلي وقت پيش ياد گرفتم که بهتره آدم بعضي چيزها رو پيش خودش نگه داره

هر بهائي که داشته باشه؛ هر چيزي که باشه

چون اگر اون اسرار هويدا بشن

ممکنه زندگي آدمو کاملا تغيير بدن

خانم آگيلار؛ خوشحالم ميبينم حالتون خوبه

من چه مشکلي دارم؟

شما باردار هستين

فصل دوم قسمت پنجم " اسرار "

شما حالتون خوبه خانم؟ - بله -

بله؛ فقط انتظار همچين چيزي رو نداشتم

بعضي وقتها بهتره بعضي چيزها غيرمنتظره اتفاق بيفتن

بله حتما

وقتي شوهرتون اومد تمام جزئيات رو بهتون ميگم

به پرستار ميگم اونو بياره - شوهرم؟ چي؟ -

آقائي که تو اتاق انتظاره؛ فکر ميکردم شوهرتون باشه

...بله؛ منو ببخشيد؛ يه ذره

بخاطر اين جريان هنوز گيجم

طبيعيه؛ اجازه بديد خبرشون کنيم

....نه؛ منظورم اينه که

....ما زمان زيادي منتظر اين بوديم و

مايلم خبر خوب رو خصوصي بهش بگم؛ اگه اشکالي نداشته باشه

اون خيلي خوشحال ميشه

اگه بچه اولتون باشه دليلش رو کاملا درک ميکنم

خب؛ تمومه؟ ميتونم برم؟ - از ديد من همه چيز مرتبه -

وقت ويزيت مجدد بگيريد

عاليه؛ ممنونم - از خبر لذت ببريد -

بله....بازم ممنونم

ليديا تو حالت خوبه؟

اونها چي گفتن؟

تنهام بزار؛ ميخوام برم خونه - ...گوش کن -

!تنهام بزار

برو

حتما دليل خوبي براي درگيري با کارلوس

در حضور برادر من داشتي

اميدوارم ارزشش رو داشته باشه

در مورد اون دختره س؛ نه؟

ليديا؟ - چرا اينو ميگي؟ -

يه چيزي بهم ميگه اون همون کسيه که دلِ کارلوس رو شکسته

نميدونم راجب چي حرف ميزني - اونجوري که کارلوس اونو نگاه ميکنه -

....و اونجوري که از ساختمون کشيدش بردش بيرون

بعد از درگيريمون؟

ميدونستم اشتباه نميکنم

بهتره من برم

از اينکه روي پشت بوم شما رو تو اون موقعيت قرار دادم متاسفم

الان واقعا دوران سختي براي منه

نميدونم چه اتفاقي افتاد؛ کنترلم رو از دست دادم

براي يه لحظه به خاتمه دادن به زندگيم فکر کردم

اگه بهتون فشار آوردم متاسفم - نه -

نه؛ نه؛ خودتونو سرزنش نکنيد؛ تقصير شما نيست

فکر نکنم کسي فقط با احساس فشار به همچين نقطه اي برسه

شما حالتون خوبه؟

من يه بار يه شاهد رو همينجوري از دست دادم

الان خيلي ازش گذشته

يه آدمِ بيگناه رو متهم کرديد؟

فراموش کردن همچين چيزي خيلي سخته

چند وقت پيش بوده؟

اگه نميخواين مجبور نيستين بهم بگين

فکر کردم حرف زدن برام خوبه؛ کمکم ميکنه

متاسفم اگه باعث شدم احساس بدي پيدا کنين

تازه فهميدم به تنهايي کنار اومدن با اين قضيه؛ برام سخته

و شما؛ روي پشت بوم؛

بهم ثابت کردين که همه مردها مثل اوني که منو ترک کرد؛ نيستن

اگه ترکتون کرده؛ اون مرد نيست؛ يه حرومزاده س که لياقت شما رو نداره

منو ببخشين؛ نبايد اين حرفو ميزدم

بايد برم - نه؛ نه؛ خواهش ميکنم -

....شما هميشه خيلي خوب با من رفتار کردين

...آنجل؛ نميدونم که آيا ما بايد اينکــ

لطفا منو تنها نزار

!سارا! سارا! ما برديم! انجامش داديم

ما قوانين رو لغو کرديم

و فقط اين نيست؛ تو فردا ميايي سر کار

ولي به عنوان يه اپراتور؛ پس نميتوني به من دستور بدي

خوشحال نيستي؟

نه؛ نه؛ مساله اين نيست؛ من براي تو و دخترا خيلي خوشحالم

من برنميگردم کارلوتا - چي؟ -

ولي سارا؛ ما پيروز شديم؛ با هم انجامش داديم

و لازم نيست نگران چيزي باشي

جريان چيه؟ ميدوني که ميتوني هر چيزي رو بهم بگي

يه دکتري هست به نام دکتر لونگوريا؛ اون مواردي مثل منو درمان ميکنه

چه جور موردي؟

کارلوتا من فقط ميخوام بدونم چه مشکلي دارم

لازمه بدونم واقعا کي هستم؛ متوجه نيستي؟

البته که هستم

کمک و حمايتت ميکنم؛ ولي نميدونم اين دکتره چي ميخواد بگه

....منم نميدونم

ولي اون يه دکتر با سابقه ي خوبيه

...من پرس و جو کردم - دکتر؛ بيماري رو درمان ميکنه -

!و تو هم بيمار نيستي! نيستي

اگه واقعا ميخواي از من حمايت کني؛ با اين بکن

ميخوام اين دکتر منو ببينه

دخترا؛ من اومدم؛ چيزي رو از دست دادم؟

واسه چي اون آشغالو دود ميکني؟ - راجب چي حرف ميزدين؟ -

راجب اعتصاب و اينکه چه جوري ...قراره جشن بگيريم و

کارلوتا - چيه؟ -

دروغ بي دروغ

چه دروغي؟ - ميگوئل لازمه يه چيزي بهت بگم -

اون وسط اعتصاب؛ جلوي همه ازم خواست

جريان اعتصاب چيه؟ خانم مارگا؟

نه؛ نه؛ نه؛ اون اعتصاب نه؛ اين اسم

يه کافه س که نزديک محل کارمونه

درسته - آره؛ اونجا خواست -

خوبه؛ خوشحالم

ايشالله خدا اين پيوند رو؛ با ازدواج و بعد از اون با يه بچه؛ مورد رحمت خودش قرار بده

مادربزرگ تند نرو؛ واسه همه چيز وقت هست

ازدواج بدون بچه مثل اجاق بدون ذغال ميمونه

دليلي براي وجودش وجود نداره

!راستي! همين ديشب حلقه پابلو رو پس گرفتم

!هيچي مثل عرقيات گياهي تاثير نداره

بايد براتون بفرستمش؟ - نه؛ نه؛ نه؛ نه -

اين يکي هم خوشگله

درسته؛ نگران نباشين؛ باشه حالا

خب پس....هر جور شما بخواين

و تبريک به هر دو نفرتون

منو خيلي خوشحال کردين - ممنون مادربزرگ -

مراقب باشين؛ ميخوام براي عروسي قبراق به نظر بيايين

باشه؛ خدافظ

يه ذره حيا لطفا

خدا همه جا هست و ما هم نميخوايم بهش توهين کنيم

خانم لولا؛ ما نامزد کرديم

خدا مسائل مهمتري براي فکر کردن داره

شايد خدا داشته باشه ولي من ندارم

تو اين خونه پيش غذاها قبل از دعا کردن سِرو نميشن

موافقين؟ - موافقيم خانم لولا -

آفرين گل پسر

اگه به موافقت کردن با اون ادامه بدي؛ اون ديگه سر شام هم نميزاره بغل هم بشينيم

اون بدون مخالفت اجازه ميده من بيام داخل

بدون چه مخالفتي پابلو؟ تو نامزد مني

ما عاشق هميم - آره -

ديگه چي بيشتر از اين لازم داريم؟

براي چي؟

....عزيزم وقتي اينجوري نگام ميکني

ميفهمم به چي داري فکر ميکني

به خودمون فکر ميکنم؛ به اينکه چقدر همديگه رو دوست داريم

و زمان هايي که با هم سپري کرديم

از وقتي به مادريد وارد شدم؛ خيلي تغيير کردم

الان زني هستم با اعتماد به نفس بيشتر و روشنفکرتر و مدرن تر

فهميدم که طرز فکر شهرِ کوچيک من؛ الان ديگه از مد افتاده

....ميدونم داري سعي ميکني يه چيزي بهم بگي ولي

بعضي وقتها احترام گذاشتن به بعضي سنتهاي پذيرفته شده واقعا مضحکه

درسته - درسته؟ -

چون اگه دو تا آدم همديگه رو ...دوست دارن لازم نيست منتظرِ

پابلو؛ خودداري کردن هي برام سختر و سختر ميشه

واست سخته جلوي خودتو بگيري؟

ميدوني؛ اون گرما؛ که وقتهايي که با هم هستيم احساسش ميکنم

واسه تو اتفاق نميفته؟ - نه؛ نه؛ اصلا....چرا؛ آره؛ آره -

برام اتفاق ميفته ولي عجله اي نيست؛ درسته؟

اندازه تمام دنيا وقت داريم

لازم نيست نون رو انقدر زود از تنور در بياريم

(!چي چي تلاوت ميکني تو؟ (اُسکل

گشنمه؛ بريم شام بخوريم

بريم اون ساندويچيِ تو کالامارا - !اونوقت خانم لولا نگران بود -

باشه؛ ولي مهمونِ تو؛ بزار ببينم ليديا هم ميخواد بياد يا نه

تا با هم خبر خوب رو بهش بگيم؛ باشه؟

هر چي همسر آينده ـم بگه

شيرين زبون

ليديا! ليديا؟

اي بد شانسي؛ فکر کنم فقط خودمون دو تا هستيم

پابلو سانتوس-چهارشنبه فيموسيس تنگي مادرزادي پوست ناحيه ختنه گاه و) (عدم توانايي در پس کشيده شدن آن

شش روز

شش روز ميشه صد و چهل و چهار ساعت؛ طاقت بيار پابلو؛ طاقت بيار

اون کجاس؟

اگه دنبال ليديا ميگردي؛ بيخودي اومدي

مردم ديدن تو بعد از اعتصاب داشتي با اون بحث ميکردي؛ چه اتفاقي افتاد؟

و دروغ هم نگو؛ ديدن که با هم ميرفتين

درسته؛ ما بيرون بوديم و يه دفعه اون سرش گيج رفت و از حال رفت

از حال رفت؟ - بردمش بيمارستان -

ولي خودش تنها اونجا رو ترک کرد؛ ميگفت حالش خوبه

....يه جور واکنش به يه داروئي

تو داري چي ميگي؟ - دارم ميگم -

سعي کردم بفهمم چي شده ولي از حرف زدن با من امتناع کرد

سر چي بحث ميکردين؟

چي بهش گفتي که باعث شدي بيهوش بشه؟

فرانسسکو من کاري نکردم؛ قسم ميخورم منم به اندازه تو نگرانم

اگه اتفاقي براش افتاده ...باشه و تو هم بهم نگفته باشي

چيکار ميخواي بکني؟ دعوا کني؟ دوباره؟ - نه؛ نه؛ نه -

اگه اتفاق بدي براش افتاده باشه؛ ميکشمت

شش ماه بدون اينکه همديگه رو ببينيم زمان زياديه

اينطور فکر نميکني پرنسس؟

از اينکه به درخواستم زود جواب دادي و اومدي ممنونم

حالت چطوره آلبا؟

آلبا خيلي وقت پيش مرد - ...خب -

خيلي خوشحالم هنوز وقتي اوضاع خراب ميشه رو من حساب ميکني

اين دفعه چي شده؟

ميخوام برام يه گواهي سرپرست خانواده(بيوه بودن) بگيري

و اين گواهي بيوه گي؛ براي کي هست؟

براي خودم - چي؟ -

من باردارم

ميدوني پدر بچه کيه؟ - اون اهميتي نداره -

خودم بزرگش ميکنم

واسه ادامه دادن به زندگيم؛ لازم نيست حتما يه مرد کنارم باشه

...عزيزم نظرت راجب - نه -

More Farsi Persian subtitles for Cable Girls

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left