لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 39 =-
....یون بی
...گرگ
گرگ گوسفندُ خورد
من خیلی
می ترسم
!یون بی ، یون بی
تو یون بی هستی درسته؟
...دخترم
!تو خوشگل تر از یک مدل و زیباتر از یک فرشته ای
...بابا
شما پدر منی؟
بله من پدرتم
....بابات
معذرت میخوام که نتونستم بشناسمت
یون بی ! به هوش بیا
یون بی ! به من نگاه کن ! چشمات باز کن
عزیزم داری چیکار میکنی ما باید الان بریم
داری با دو بوری چیکار میکنی عزیزم؟
!عزیزم
یه دقیقه صبر کن
مین جونگ لازم نیست به اون تصادف نگاه کنی بقیه بهش رسیدگی می کنند
امروز قراره ما برکت داشته باشیم
بیا بریم داخل
ای وای چی شده؟
داماد از این طرف لطفا
به زودی می بینمت مین حونگ
....چطوری مون جی سونگ
حالتون خوبه؟
ال..الو؟
کجایی ؟ مادرت تصادف کرده
! همین الان بیا - چقدر صدمه دیده؟ -
مگه با یک موتور تصادف نکرده؟
اون مرده درسته؟
اون ...داره نفس میکشه؟
چی؟
داری اونجا چیکار میکنی؟
بهت گفتم اون صدمه دیده سریع بیا اینجا
باید سریع مادرتُ ببری بیمارستان
چطوری می تونم برم؟
الان مراسم عروسیم شروع میشه
الان عروسی خیلی مهمه؟
! مادرت تصادف کرده
عروس خانم
شنیدی چی گفتم؟
داماد داره دنبالتون می گرده
باشه الان میام
...من
باید برم
قطع می کنم
!یون مین جونگ !یون مین جونگ
الو؟
یه نفر تصادف کرده
اون با یه موتور سیکلت تصادف کرده
لطفا سریع بیاین ! سریع
....این
لطفا با 911 تماس بگیرین
جه هی موضوع چیه؟
من یه کم عصبی هستم ، تا شروع عروسی همینجا کنار من بمون
باشه
من یه تماس داشتم از مون جی سونگ
اون میخواست یه مدرک قطعی برای اثبات حرفهاش بیاره
اثبات حرفاش؟
من مطمئنم بازم دروغ گفته
آقای داماد لطفا از این طرف
همینجا بمون به زودی می بینمت
عروس خانم از این طرف
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به تيم ترجمه "هــزار در"ميباشد و انتشار آن بدون تگ هاي اختصاصي و ذکر منبع مجاز نيست و پيگرد قانوني دارد
چی شده؟
چطوری بوری اینجوری شده؟
...بوری
...در واقع بوری نیست
....در واقع بوری
به هوش اومدی؟
آب میخوای؟
...گرگ ...گرگ
گرگ بالاخره گوسفند سفید خورد
اون گرگ با چشمای قرمز
گرگ؟
این
داستانی بود که من برای یون بی می گفتم
بوری از کجا در این مورد میدونه؟
تصاویری که یون بی کشیده
درست همون بادبادکی بوده که یون بی قایم کرده
...بو ری هم
زود باش بیا بریم ما خیلی دیر کردیم باید سریع برسیم و عروس و داماد رو دست به دست بدیم
من نمیام
وقتی اون حالش اینطوریه من چطوری می تونم بیام؟
چطور ممکنه پدر توی مراسم عروسی دخترش شرکت نداشته باشه؟
چقدر می خوای به مین جونگ بیچاره بی رحمی کنی؟
مین جونگ بیچاره؟
به چشم تو فقط این مین جونگه که بیچاره است
تو این بچه رو نمی بینی؟
خوب نگاه کن اون کیه؟
این دو بوریِ
من نمی دونم تو واسه چی با اون اینجوری رفتار میکنی
من به دکتر کیم خبر دادم
اون میاد ببرتش بیمارستان
نمی خوام
بهتره خودت تنها بری عروسی اگه خیلی نگرانی
به هر حال مین جونگ دختریه که تو بهش احتیاج داری
...عزیزم
یه بار دیگه با دقت به این دختر نگاه کن
! خوب نگاش کن
بوری در واقع یه یتیمه
اون دختر بیولوژیکی اون زن نیست
دخترش نیست؟
چه اهمیتی داره دخترش باشه یا نه؟
امروز عروسی مین جونگِ
تو نمی خوای اعتراف کنی
من و تو هر دومون در مقابل بوری گناهکاریم
بیا توی راه با هم حرف بزنیم
اگه دیر برسیم عروسی خیلی بی ادبیه
بهت گفتم من نمیام
تا وقتی که این بچه از خواب بیدار بشه
من نمی تونم حتی یه قدم بردارم
سو بوگ درست نیست
من پیش بوری می مونم تو باید بری عروسی
نه مادر
من نمی رم
تا وقتی که این بچه به هوش بیاد
و من ازش یه چیزی بپرسم
من کی هستم
اون چی یادش اومده
من از کنجکاوی دارم دیونه میشم
کجا می تونم برم؟
چی میخوای از بوری بپرسی؟
لطفا جواب بده !زود باش
! من مون جی سونگ هستم ! مادر دو بوری تصادف کرده
من نمی تونم با دو بوری تماس بگیرم
صدمه دیده؟ چقدر؟
فکر کنم باید الان ببریمش بیمارستان
الان سوار آمبولانس کردمش
منشی مون ، لطفا خوب مراقب مادر باش
من سریع خودمو میرسونم
همراهش برو بیمارستان
متوجه شدی؟
من بهت اعتماد دارم
بیمارستان؟
متوجه شدم
نگران نباش
شما همراهشی
منم باهاتون میام
هی لی جه هی مادر بوری جلوی سالن تصادف کرده
چی شده؟ - از کجا باید بدونم ؟ -
احتمالا تو باهاش حرف نزدی؟
نه
من ندیدمش
شما دوتا ندیدینش
و نمی دونین
پس یعنی مادر بوری همینطوری اتفاقی جلوی سالن تصادف کرده؟
خوبه ، پس بهتره خودم برم بیمارستان
این عروسی برادر کوچیکته کجا میخوای بذاری بری؟
به هر حال مگه من مهمون ناخواسته شما نبودم؟
برا ی همین میخوام جلوی تو این عقد انجام بشه
تو باید با چشم خودت ببینی
اونوقت می تونی باور کنی که نمی تونی این عروسی رو به هم بزنی
هی ! احمق بی شعور
وقتی خودت با دستای خودت داری زندگیتُ خراب می کنی
فکر کردی من کاری از دستم بر میاد؟
این تصمیم خودت بوده
بهتره پشیمون نشی
من هرگز
پشیمون نمی شم
بیا بریم
مامان زود باش بیدار شو
بی دان اومده
برای چی تو مثل یه مریض اینجا دراز کشیدی؟
بی دان چیزی نیست
مادرت فقط یه کمی دچار سرگیجه شده
به زودی از خواب بیدار میشه
بوری همیشه سرگیجه داره؟
اون گاهی سردرد شدید می گیره
من بهش بارها گفتم بره بیمارستان ولی اون گوش نداده
فکر کنم این بخاطر حافظه اش باشه که از دست داده
حافظه شو از دست داده؟
بوری در حقیقت یتیمیه که حافظه اشو از دست داده؟
معنیش اینه که اون ممکنه یون بی باشه ولی مارو به یادنیاره
تو هم
به این نتیجه رسیدی که بوری ، یون بی هستش؟
من مطمئنم
اون یون بی ماست
وقتی اون داشت از نردبون می افتاد
اون داشت
داستانی رو که مادر براش همیشه می گفت می خوند
تو هم اون داستانُ یادته ، درسته؟
گرگ چشم قرمز و گوسفند دل سفید
داستان گرگ چشم قرمز
چطور...این داستانی بود که تو برای یون بی ساخته بودی و نقاشی اونو کشیده بودی
فقط یون بی می تونه باشه که این داستان رو توی تمام دنیا بلده
به محض اینکه بوری از خواب بیدار بشه
من می رم برای آزمایش دی ان ای
لطفا متقاعدش کن
حتما
برادر شوهر
لطفا تا روشن شدن موضوع هیچی به همسرت یا مادر نگو
معلوم نیست همسرت چطوری قراره با این موضوع کنار بیاد
بخاطر چیز به این کوچیکی
اون نتونست به عروسی دخترش بیاد؟
متاسفم ، نمی دونم اون واسه چی برای همچین چیز مزخرفی اصرار داشت
No comments yet. Be the first to leave one.