لومړۍ 98 کرښې.
Mohammad Alpha ترجمه از
.الان داره یادم میاد
.ما با همدیگه تو یه مسافرت بودیم
.قشنگش کن
.بی حرکت بمون
.عالی شد
.خیلی باحاله
،این یه هدیست
.که نشونهای برای شروع مجددت بزنیم
منظورت شروع مجددمون نیست؟
منو فراموش نکن
.ال
ها؟
سلام؟
سلام؟
کسی اینجاست؟
اون کجاست؟
-اون
چرا اسمش یادم نمیاد؟
ها؟
سلام؟ .در روم بسته شده
کسی اونجاست؟
ها؟
!هی
-میتونین بهم کمک کنی؟ من نمیتونم
نمیتونی به یاد بیاری .که چطور اومدی اینجا
.یکی دیگه داریم
.نمیفهمم
،آخرین چیزی که یادمه .باید میرفتم سر کار
من خانوادمو توی یه هتل گذاشتم .و اومدم که اینو پیدا کنم
.من تو خونم بیدار شدم
،اومدم بیرون که برم یکم خواربار بخرم .و حالا اینجام
هی! کسی اینجاست؟
.از تتوت خوشم میاد
.بیا، باید خیلی سردت باشه
خودت چی؟
.من مشکلی ندارم
چقدر هنوز یادته؟
.نمیدونم
اسمتو یادته؟
.دوستپسرم منو ال صدا کرد
.پیش دوستپسرم بودم
کسی اونو دیده؟
اسمش چیه؟
...اسمش
...اون... اون
.نگران نباش .پیداش میکنیم
.هی. همگی، گوش کنین
هدفمون پیدا کردن یه راهی .برای داخل رفتنه
وقتی بریم تو، اون وقت .جوابهایی گیرمون میاد
.با همدیگه بمونین و منو دنبال کنین
!اینجا
یه تکونی به خودتون بدین .و فرار کنین، عروسکهای بیارزش
!فرار کنین
!فقط برین
!مراقب باش
!بدو
.بلند شو
!وقت شکاره
!برو! برو
.من میوئم
چی؟
.اسمم، میوئه
چیزی یادت میاد؟
.فقط اسمم
...بقیه
.فقط خاطرات مبهم بدون جزئیات
.باید بهمون دارویی چیزی داده باشن
ولی کی ممکنه همچین کاری باهامون کرده باشه؟
باید به حرکت ادامه بدیم؟
به این زودی تموم شد؟
توی اینکه از این فاصله بزنیمشون .هیچ چالشی نیست
،اگه واقعاً خطرناک نیستن .میتونیم از نزدیک شکارشون کنیم
اون گفتن "شکار کنیم"؟
.باید از اینجا بریم بیرون
.صبر کن
.لطفاً
.لطفاً، منو نکش
.بلند شو
چی؟
.ادامه بده، بهترین سعیتو بکن
.اون یکی مال منه
،ال، لطفاً
.باید فرار کنیم
.نه بدون بقیه
.ما قراره از این فرار کنیم
.حرفمو باور کن
.بهت باور دارم
.هی، اون سمت
.اون یکی
!ال، بجنب
.برو که رفتیم
!هی! اینجا
.یالا
!مراقب باش
.اونا دارن بهمون میرسن
.آره
!داری چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.