Fatal Journey (乱魄)

Fatal Journey (乱魄)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Fatal Journey 2020 Persian Subtitle
د لخوا تبصره EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

تګونه

other
په خپور شو: 2020-04-02
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ار *به معنای دوم،احتمالا اسمـشه

عجـب کَنده کاری هایی

صاحبش یا ثروتمنــده یا اشراف زاده،ایندفعه دیگه پولـدار شدیم

آره،پولدار شدیم

ثروتمند شدیم،ثروتمند شدیم

این دیگه چـه کوفــتیـه؟

بریـم سراغ اون یکی

اینجا شیـطانـیه

چرا همـشون شمـشـیره؟

تو...بـرو یه جای دیگه رو بگرد

باشـه

ار

ار

بهت چی گفته بودم؟

یا ثروتمــندن یا اشراف زاده

ار

یالا بیا کمک

ار

...کجــ

◄@EastSeaSub کاری از تیم ترجــمه ی► ༺@Avyanna13 مـــتــرجــم༻

☯ سفــــر سرنوشت ساز ☯

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

بالا

قربان یه خبـر بد، یه اتفاقی تو تالار ذبــح شمشیر افتاده

بالا

بالا

با این سطح بالای محافظت تالار چطور ممکنه کسی واردش شده باشه؟

ارباب کجاست؟ چرا هنـوز نیـومده؟

ارباب

ارباب

جناب چـی فنـگ

به تالار ذبــح شمشـیر دست درازی شده

هوایسانگ کجاست؟ مسأله ی مهمـیه،صداش کنید

...ارباب

قضیـه در مورد تالار ذبـح شمشـیره

...ارباب جوان دوم

حالا دیگه وقتش رسیده در مورد روح شمشیر بدونه

این دفعه...قصد دارم با خودم ببرمـش

ارباب لیان فـنگ

ارباب جوان دوم

ارباب جوان دوم

زونگ هویـی

چه خبـرا؟

دارم شمشیر زنی تمرین میکنم

ببین، ببین

ببین چه بلایی سر اثر زیبای "بیـد زیر نور ماه" آوردی

حالا تبدیل به درخت خشکیده زیر نور ماه شده

بذار روشنت کنم

این جنس بادبزنُ

وقتی به شهر چینگ یان برای تحصیل رفته بودم پیداش کردم

به ظرافت بال جیرجیرک و به گرانبهایی یشــم

باید سه بار متوالی جوشونده و زیر نور آفتاب خشک شـه

تو...اصلا درکم نمیکنی

ارباب جوان دوم

ارباب از شما خواسته بخاطر مسأله ی مهمی به تالار اصلی بیاید

برادر بزرگ....این دفعه ازم چی میخواد؟

نکنه ازم بخواد درسی که امروز خونـدمو بهش تحویل بدم؟

نکنه برای شکنجه ی من دست به دامن روش جدیدی شده؟

یه اتفاقی تو تالار شمشیر افتاده،ارباب برای تعمیر مقبـره امشب به اونجا میـره

از شما خواسته...تا باهاش برید

من؟

لابد خیلی مهمه

انقدر نگو "نمیــدونم" ،یالا بهم بگو چه کوفـتی میدونی؟

ارباب منو عفو کنید...میرم تا بررسیش کنم

ارباب، ارباب جوان دوم تشریف آوردن

برادر

چه اتفاقی افتاده؟

اتفاقی تو تالار ذبــح شمشیر افتاده امشب به اونجا میریم تا وضعیت رو بررسی کنیم

برادر، مراقب خودتـون باشین

گفتــم ما میریم

خب همگی مراقب باشید

نـیه هوایسانگ

این موضوع به خاندان نـیه مربوطه

اگه روح شمشــیر آزاد شـه، نه تنها خانواده ی نـیه

بلکه کل حزب چینگ هـه متحمل رنج عظیمی میشن

به عنوان ارباب دوم، همیشه و همیشه شونه خالی کردی

بگو چی تو سرت میگذره؟

بـرادر،لطفا آروم باش

قصد بی احترامی نداشتم

ببینید،همتون خبر دارین که من هیچ مهارتی تو هنرهای رزمی ندارم

فقط مایه ی دردسرتون میشم

پس بهتره خونه بمونم و از خانواده مراقبت کنم

نظرتون چیه؟

شمشــیرت کجاست؟

...تو اتاق

نـه، نـه

تو...تو زمین تمـرین

آویز یشم و بادبزنــتو با خودت آوردی

اما خبر نداری شمشیرت کجاست

شعار خاندان نــیه اینه که همیشه شمشیـرتو با خودت داشته باشی

شوخـی فرضش کردی؟

قلمــوتو بده بهم

برای چی؟

بدش به من

برادر

نکنه انتظار داری این ازت یه ارباب بسازه؟

نمیخوام ارباب باشم

وایستا

چی گفتی؟

جرأت داری تکرارش کن

امروز شعار خاندان نــیه رو کلمه به کلمه برات سرمشق میگیرم

ارباب

خودتو کنترل کن

به زودی راه میوفتیم، دیر نکن

بیماری ارباب داره وخیم تر میشه

فکــر نمیکـردم موسیقی تطهیـر ذهـن هم نـتونه کاملا مداواش کنه

هوایسانگ

برادرت منظوری نداشت

از دستش دلخور نشو

دقیقا منظور داشت

از وقتی بچه بودم همیشه تحقیرم میکرد

همه میدونن هیچ مهارتی تو شمشیر زنی ندارم

اما مجبورم میکرد که انجامش بدم تا جلوی بقیه خوار و خفیفــم کنه

داری اشتباه میکنی

تو که از بیماریـش خبر داری

از روی قصد همچین حرفایی نزد

من به اینجا اومدم تا با نواختن موسیقی درمانش کنم

تو که بهتر از هرکسی میشناسیش

اون بی پروا و بی ملاحظه است...اما تو هیچ شباهتی بهش نداری

تو از بچــگی خویشتن دار و منطقـی بودی

مهارت استدلال خوبی داری

پس اگه تو دردسر بیوفتین...میتونید بهم کمک کنین

برادر سوم

تو هم خوب میشناسیش

اون همیشه همینطور بوده

اگه بخواد تا ابد به این رفتارش ادامه بده واقعا دیگه نمیدونم چطور تحملش کنم

برای همین امروز...این فلوت رو برات آوردم

با نواختن این ساز میشه تاثیر خوبی روی آرامش ذهن گذاشت

بهت یاد میدم

وقتی که ذهنت آروم نیست

میتونی یه قطعه ی کوتاه برای آروم کردن ذهنت بنوازی،جواب میده

هوایسانگ

سفر سختی در پیش داری،اما توانمند ترین افراد خاندان نــیه همراهت میان

به علاوه در کنار برادرت که قهرمان بزرگـیه،قطعا در امانی

...اما

...برادر سوم

وقتی که برگشتی

هدایای گرانبهایی برات در نظر دارم

...برادر سوم

نه از سختی و مشقت سفر هراسی دارم

و نه هدایای شما وسوسه ام میکنه

...من فقط

حس خیلی بـدی دارم

خب به عنوان اولین تجربـه طبیعیه

وقتی اولین بار کنار برادر،با دشمن روبرو شدم دقیقا همین احساسـو داشتم

اما شما ستون خاندان نــیه هستین

باید شونه به شونه ی هم کار کنین

به علاوه میتونی خودتو ثابت کنی

حرکــت

آروم حرکت کنین، حواستون به اطراف باشه

اینجا کجاست؟

چرا انقـدر سـرده؟

ارباب جوان دوم، اینجا تپـه ی "شـینگ لو"ــه

قبلا تپـه ی تدفــین بود

تپـه ی تدفــین؟

قرار نبود هیچ غریبه ای اجازه ی ورود به تالار ذبــح شمشیـر خاندان نــیه رو داشته باشه

...برای همین بعد از ساخته شدن تپـه ی تدفین، یه هزار تو

شمشیراتونو از غلاف دربیارین

ارباب، کمــک

زونگ هویـی

هوایسانگ و بقیه رو تا تالار شمشیر همراهی کن

شما دوتا دنبالم بیاین

اطاعت

بریم

این دیگه چی بود؟

شاخــه های پیچنده ی تاک

ازونجایی که سالهای سال رنگ خورشیدُ ندیده با مکیدن خون و گوشت تازه مواد غذاییشو تامین میکنه

چــ....چیکار میکنه؟

ارباب جوان، خیالت تخت،مهارت رزمی ارباب حرف نداره، مشکلی پیش نمیاد

اما هوا مـه آلــوده...از کجا بفهمه ما کجاییم؟

ارباب جوان، آروم باش، اتفاقی نمیوفته

صدای برادره

ارباب جوان

فلوت

اگه صدای فلوتــو بشنوه میفهمه ما کجاییم

برادر

برادر

ارباب

حالت خوبه؟

ارباب

چه بلایی سر بقیه افراد اومده؟

هردوشون مـُردن؟

شاخه ی پیچنده ی تاک بود؟

نــه

عروسک مرده

عروسک؟

...عــ

چطور ممکنه عروسکای مرده اینجا باشن؟

فرار کنین

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left