لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه در نقش ها گذشت
مارتين با استعداد ترين
.جاسوسيِ که ما داريم
سه نفر از چهار نفري که عضو کميته بودن
.فهميدن که اون براي اين کار مناسب نيست
.مارتين اودومي وجود نداره
.همه چيز در موردش تقلبيه
.بابي، ميخوام يه لطفي برام بکني
اميدوارم بتوني
.اينو براي من شناسايي کني
.دوست من وقتي داشت سعي ميکرد بفهمه تو کي هستي ،مرُد
.تو ايستگاه يونيون مي بينمت
.ميخوام يه چيزي بهت بدم
!هِي
!من کي هستم؟
.تو جيب چپم يه کتاب هست
..::قسمت دوم از فصل اول::.. ..::علمِ شيمي::..
،نميتونم تا زماني که مادرش ادعا مي کنه
.که مي خوام اذيتش کنم
واقعأ مي خواي اذيتش کني ؟
.اون به زور داره سر کلاسش حاضر ميشه
اون فکر ميکنه چه نمره اي بايد بهش بدم؟
.بي خيال .باشه حق با توئه
اون...؟ اوه، پسر، داشتم سرعت ميرفتم؟
نه،بابا،اونها فقط
.اگه سرعت هم نرفته باشي به چيزِ ديگه اي گير ميدن
."ممنون،"جِين .سپاسگذارم
."ساکت باش "جين
.اميدوارم يکي از اون خوب هاش باشه
گواهينامه
و کارت ماشين
بفرما
.گواهينامه اتون منقضي شده،قربان
.لطفاً ماشين رو خاموش کنيد و از ماشين بيايد بيرون،آقا .چي؟من سال پيش تمديدش کردم
الان
چرا کاري رو که اون ميگه انجام نميدي؟
.لطفاً بشينيد
چرا انداختنش تو ماشين؟
.دوست دارم بدونم چيکار کردم
شما ديگه کي هستيد؟
چرا اونها از ماشين اومدن بيرون؟
رفقا کمک ميخواين؟
!هِي!کمک!کمک
!اونها پليس واقعي نيستن!کمک
برو من خانواده اش رو ميارم
شما ديگه کدوم خري هستيد؟
کجا،کجا داريد منو مي بريد؟
خانواده امو کجا مي بريد؟
ارائه اي مشترک از ايران فيلم و ويکي مديا
تـرجـــمـــه از Achilles ميلاد طاهرخاني Abed عابد
خوابت چطوره؟
.خوبه
هِم.شبها چند ساعت ميخوابي؟
.آم،چهار يا پنج ساعت
عملکردِ جنسي طبيعي داري؟
استثنائيه
.همونطوري که گفتم
.حالت امروزت رو شرح بده
.زير نور آفتاب قدم ميزدم ،ببين
.سعي ميکنم خودم رو با اين موقعيت دوباره وفق بدم
.ميدوني، مي خوام دوباره به زندگي عادي و اين چيزا عدت کنم
چرا تمومش نميکني؟ .من حالم خوبه
.مارتين،کارهاي مخفيانه ات به اين ارزيابي نياز داره
.اِهِم
.اينها شرط به کار گيريت هستن
البته
،آم لطفاً ميتونم يه قهوه بگيرم؟
آره
،اون داره از جواب دادن به سوالها طفره ميره
و تو هم ميدوني که اون
.داره اينکارو ميکنه
.ما نمي دونيم حتي لهجه اش واقعي باشه
اون آدم بايد چيکار کنه تا خودش رو به تو ثابت کنه؟
.متقاعدم کن که اون براي اين کار از لحاظ رواني مناسبه
.اون زندگي تو نجات داد
.تنها کلمه اي که به ذهنم مياد اينه که اون قهرمانه
.ميدونم در هنگام انجام وظيفه ات مجبوري آدم بکشي
آره
.قهرمان معيوب
.جنايات،اتفاق ميافتن
چرا تو و "سونيا" تصميم گرفتين جدا بشين؟
.هيچ کدوم از کارهاتون .قربان،اگه نتونم عوامل رو کنترل کنم،نميتونم کارم رو انجام بدم
.پس تقاضاي انتقال بده
.خوشحال ميشم باهاشون تماس بگيريم
.پرسيدن اين چيزها دليل داره ،مارتين
.ببخشيد من با مشاور حقوقي ايالات متحده
.يه جلسه توجهي دارم که بايد براش آماده بشم
.روابط ميتونه روي وضعيت ذهني يه مامور مخفي تاثير بذاره
."مامور"مَک گوآيِر
من تو و مارتين رو کنار هم گذاشتم
.براي اينکه هردوتون بهترين نفرات در اين کار هستيد
.پرونده رو به خطر مي ندازه
نگران اين بودي مگه نه؟
.تو ميتوني اينجا پرونده هاي بزرگ رو حل کني
مرکز عمليات سري .ميتونه برگ برنده ـت براي ترفيع درجه باشه
واشنگتن
براي تضمين
.شليک نکن
.بله ،قربان
.من نگران سلامتي روحي تو هستم
،بعد از اينکه شما دونفر از هم جدا شديد
.دوباره برگشتي سر کار نظاميت
،بعد به مدت شش ماه غيبت زد
.هيچ ارتباطي با مافوق هات برقرار نکردي
با "سونيا" طي اون مدت ارتباط داشتي؟
يا با پسرت چي؟ اينها چه ربطي داره؟
.نه،نداشتم
وقتي برگشتي اونها رو ديدي؟
.تو هفته ها بود غيبت زده بود
نه تماسي،هيچي.و بعد از اينکه پيدات شد حتي نمي دونستي که .نصف اين مدت کي بودي
.خُب،تو نمي خواي بهم يه شانس بدي
.من اون بيرونم
.من دارم اينکارو مي کنم،دارم اينکارو به خاطر تو و آيدِن ميکنم
!و تو نميخواي بهم يه شانس بدي
بابا؟
چرا وسايلارو مي شکني؟
.سونيا" و من حلش مي کنيم"
آيدِن" چطوري تونست از پس اين جدايي بر بياد؟"
.اون حالش خوبه
.تو دوست نداري راجع بهش صحبت کني
حس مي کني احساساتي که توي ماموريت هاي سري داري
رو زندگي واقعيت تاثير ميزاره؟
.من خانواده ام رو از کاري که ميکردم دور نگه داشتم
و حتي اونها رو از آدمهايي که که باهاشون کار ميکردم .هم دور نگه داشتم
به خاطر اينکه داستانت واقعي به نظر بياد اونها رو فراموش کردي؟
،وقتي که مارتين اودوم بودن رو ترک مي کني ...ميتوني
.تو داري همون سوالهايي که دفعه ي قبل همديگه رو ديديم ازم مي پرسي
، برات سخته که داستاني رو که ساختي
وقتي که کارت تموم شد فراموش کني؟
.همونطوري که دفعه ي قبل هم گفتم، نه
نگهبان ميگه امروز صبح پايين برگه هارو
.به نام لينکلن ديتمن امضاء کردي
ميدونستي؟ .اون يه شوخي بود -
...وقتي که پدرموسس دستگير شد
.هويت لينکلن ديتمن افشا شد
سخته برات باهاش خداحافظي کني؟
.يه هويت دروغيه که استادانه درست شده
.همش همينه
.جدايي ازش راحته
،ازوقتي که برگشتي
به خودکشي فکر کردي ؟
.نه براي خودم،نه
توهم نداشتي ؟ مثلأ احساس کني
يکي اون بيرون دنبالته ؟ .معمولاً يکي هست
حافظه ـت رو از دست دادي ؟
فراموش کردن چيزهاي اصلي؟
نه
هويت خودت رو اشتباه نمي کردي ؟
اينکه نتوني نقش هات رو
از زندگي واقعيت جدا کني ؟
.ميدونم که کي هستم
جلسه ي روانشناسيت چطور پيشرفت؟
.الان احساس بهتري دارم
.به مراسم تدفين بابي ،نيومده بودي
.آره،من،آه...من يه مسئله اي داشتم .با آيدِن
.خُب،تو زياد نمي بينيش
نه
.خانواده بابي،بخاطر گل خيلي تشکر کردن
.اوه،چه خوب
،تونستي از کالبد شکافيش چيزي پيدا کني ؟
همونطوري که من گفتم؟
.آره کالبد شکافي کرديم
،نه زهري،نه سمي
.چيزي هم تو خونش نبود
.پزشکي قانوني خيلي سخت داره رو علت مرگش کار مي کنه
.که قتل نبوده
.سي و دو ساله
.با يه مرض قلبي که از زمان تولدش داشته
.پزشکي قانوني ميگه يه لحظه بوده
.الان،دوست دارم بدونم که چرا مي پرسي
.فقط به نظر من خيلي غير عادي مياد
.من يکي دو دقيقه ديگه جلسه توجهي دارم
ميخواي بعدش صحبت کنيم؟
.نه،خودتو نگران نکن
شما داريد به پرونده گروگان گيري که
.که ديشب در بيکِرسفيلد اتفاق افتاده نگاه مي کنيد
ماشين قرباني و ماشين پليسِ مظنون
.رو ما بيرون شهر سوخته پيدا کرديم
بدون هيچ نشاني
.از خانواده ش
ريچارد هابِرد
.معلم شيمي دبيرستانه .سوزان" هم يه دستيارِ وکيله"
،آه،"جِين"،دخترشون .يه دانش آموزِ ممتازه
.اونها از طبقه ي متوسط جامعه بودن
،گروگان گيري حرفه اي هدف هاي معمولي ؟
.يکيشون يه راز داره
.امروز صبح از طرفِ"لانگلي" يه تماس داشتم
اون روسه؟
اسمِ واقعيه ريچارد هابر
.دکتر الکساندر نِولسکي ـه
.اون يه شيمي دانه قبلأ
اون درگير فعاليت در
.برنامه تسليحات شيميايي روسيه بوده
.تا زماني که مافيا وارد کار شد و بعد نولسکي فهميد
.اونها گازهاي شيمايي عصبي رو دارن تو بازار سايه ميفروشن
.اون سعي کرده که لوشون بده
،اونها تعقيبش کردن .و اون به آمريکا پناهنده شده
خوشبختانه،اطلاعاتي که اون داد باعث شد
.بيشتر گاز وي ايکس رو ضبط کنيم
.بشترشون ولي نه همه اشون
No comments yet. Be the first to leave one.