Sentimental Education

Sentimental Education (Éducation sentimentale)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Education Sentimentale 1962 DVDRip x264
Astruc Alexandre - Education sentimentale 1962
Education sentimentale 1962 1080p Remux AVC FLAC 2 0-Pedotriba
د لخوا تبصره bamdad
سه زیرنویس هماهنگ با سه نسخه دی وی دی ریپ و بلوری

تګونه

1080
REMUX
په خپور شو: 2019-02-20
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تقديم به کسي که تک تک حروف اين زيرنويس با عشق او پيوند خورده است. زادروزت مبارک تقديم به عشق زندگي‌ام: س - م

ميشه لطفا بگين مسير ترمينال کشتي لوآور کدوم طرفه؟

.کمي اونورتر از رودخونه

چيه؟

بلد نيستي نقشه بخوني؟

صندلي‌هاي مسافرينِ مقصد پاريس در .پلتفرم قطار رزرو شده است

صندلي‌هاي مسافرينِ مقصد پاريس در .پلتفرم قطار رزرو شده است

!ديديه

!ديديه، عزيزم

اومدي اينجا؟ - .بدون تو اين دوماه خيلي طولاني بود -

...ميدوني

.کارها اونجا خوب پيش نرفت

دلت برام تنگ شد؟

.آره - هر روز؟ -

.هر روز

.پس فکر کنم واسه دوماه خوشبخت بودم

گمون کنم ماشين همراهت نيست؟ - .نه، اينطور نيست، تونستم بيارمش -

.تو يه فرشته‌اي

."بهت گفتم: "ساعت هشت، شانل .هيچوقت گوش نمي‌کني

لباس چي شد؟

.مي‌خواستم غافلگيرت کنم

.اين بهترين لباس توي کلکسيونه

.درش بيار

...ديديه - .درش بيار -

.عين بچه کوچولوهايي

ديديه؟ - .دوستت دارم. بعدا بهت توضيح ميدم -

.اين لباس خيلي به تنت ميشينه .انگار برا خودت درست شده

.فقط واسه امشب

اول اينکه ديگه نمي‌خوام .اينطوري زندگي کني

دوساعت با دامبروز باشي .همه‌چيز حل ميشه

ميتونم با کاترين حرف بزنم؟ - .نه، از اين زن‌هايي که ازم مراقبت مي‌کنند خسته شدم -

پول داري؟

.دسته چکم همراهمه - .نه خواهش مي‌کنم -

.هميشه فرشته ميموني

شبيه يه راننده‌م که واسه يه جايگاه .تلاش مي‌کنه

.عزيزم

.جايي مخفي نشده .الان تماس گرفت. امشب نمياد

...امکان نداره - .گير افتاده. واسه يه شام کاري -

.ولي تو قول دادي

.ديديه واسه اين مهموني چهارتا بليت گرفته - يه بليت ضرر؟ -

هرگز دوستان من. ما اين کارها رو .توي يه خونواده‌ي خوب پروتستاني انجام نميديم

.من يه فکري دارم

.شارل از ديدنت خيلي خوشحال ميشه

فردريک؟

.بايد يه لطف بزرگي در حقم بکني

.بايد همراه من به مهموني بياي - من؟ -

.خواهش مي‌کنم فردريک زياد زحمتت نميدم، باشه؟

.اين لطف رو در حق شارل مي‌کني

.بايد درس بخونم - .توي اين سن درس رو کنار بذار و از زندگي لذت ببر -

.باشه، باهات ميام

.درست شد .فردريک بدنام داره لباس ميپوشه

فردريک کيه؟ سگ جديدته؟ - .بيشتر شبيه به خرسه -

.پسرعموي فقير شوهرمه .از لوآور اومده

کاترين؟

قسم ميخوري که شوهرت نميتونه بياد؟ - .قسم ميخورم -

.ديديه حسابي عصبي ميشه ولي مهم نيست

بايد اونو ببينه. مي‌خواد که شارل واسش .توي شرکتش يه کار پيدا کنه

...تبليغات، يه کاري خارج از کشور، هر چيزي

قضيه جديه؟

.آره - .خب، پس تمومه -

واقعا؟ - .آره -

.ممنون

.بيا عجله کنيم

.بفرما اومد

.شما دوتا برين .توي ماشين بهم معرفيتون مي‌کنم

.منتظر اومدن ما نباش، لويي

دلت براش تنگ شده؟

دل شوهرت برات تنگ نميشه؟

.البته که دلش تنگ ميشه

خودت چي؟ دلت براش تنگ ميشه؟

اين جديدِ؟

از طرف شارلِ؟

،بدک نيست نظر تو چيه؟

.نه نميتونم - .اصرار دارم. امشب پيشت باشه -

.نميدونم اين روزها چش شده .فکر کنم داره فريبم ميده

شارل؟ - .آره -

.با فردريک داره فريبم ميده

اول بودن توي دانشکده .از مدل شانل بودن جالب‌تره

.ميدونم چطور تموم ميشه .شارل، کارخونه‌هاش رو نشونش ميده

به يکي از اين مهموني‌هاي شکاري ميبرش .و خيلي زود هم اين پسر ازدواج مي‌کنه

.خب، منظورم استخدام به عنوان يه مهندسه

ميدوني کاترين، کاري که واسه ديديه کردي .محبتت رو ميرسونه

ولي عزيزم اين فقط .چيزي بود که شارل نياز داشت

.شارل يه خرسه، يه وحشي

واسه اون اين آخرهفته‌ها .مثل توي زندان بودنه

.ديديه در عوض دلقک مي‌سازه

.ديديه دوست داره مردم رو سرگرم کنه .کارش همينه

.هيچوقت خسته نميشه

تو چي؟

.من که هرگز وقت ندارم

ميدوني، ديديه تماس‌هاي تلفني زيادي داره ..پروژه‌هاي خيلي زيادي

.سفرهاي خيلي زيادي اونم بدون تو

.اين همه دروغ واسه هيچ و پوچ ...اين همه

.حرفت رو باور ندارم، کاترين

مي‌خواي نظر منو بدوني؟

چه نظري؟ - مي‌خواي يا نمي‌خواي؟ -

.لطفا دنبالم بياين، آقايون

.خوابت برده، عزيزم؟ عکس‌ها - کدوم عکس‌ها؟ -

.عکس‌ها - .باشه -

وقتي فکرشو مي‌کنم که بايد بهشون خون ...بديم بعدش هم شامپاين

.فکر کنم کاترينه - ...اون زن -

.هميشه همه جا سرک ميکشه

.خودم بهشون ميرسم

!فردريک! غافلگيريه خوبيه اينطور نيست؟

.ممنون .خيلي ممنون

".حرفت رو باور ندارم، کاترين"

کجا رفتن؟

.با سگ‌ها رفتن شکار - .بريم -

چي شده عزيزم؟ .تو که سگ‌ها رو دوست داري

آن؟

ديديه، ميتوني يه لطفي در حقم بکني؟

.دنبال يه خدمتکار مي‌گردم

اون مترجم رو از کجا گير آوردين؟

قاطعانه بگم .که من دوست تو نيستم

اين درخواستي بود که شما قبلا داشتيد .و هيچ نتيجه‌اي هم نداشت

.درسته کاترين؟

بله؟ - .مراقب باش. بزودي حوصله‌ت سر ميره -

من؟ - .تو فقط به بقيه نگاه مي‌کني -

.بايد بگم که من خيلي خودخواهم - .تو فوق‌العاده‌اي، کاترين -

تو فوق‌العاده خودخواهي و اين .چيزيه که به نحو احسن انجامش ميدي

.ولي مراقب باش. يه روز تموم ميشه .در اون روز چهره‌ي متفاوتي خواهي داشت

.اين واسه تو کمي خشنه

.هيچ اينجور نيست .خيلي هم جالبه

.يکي از ايده‌هاي ديديه بود

.نميدونم از کجا ميان

.تصورات زيادي داره

پس بريم و از نزديک‌تر .ايده‌هاش رو ببينيم

ايده‌ي فوق‌العاده‌ايه، نه؟

پوست گوزني که بتونه ...پنجاه بار استفاده بشه

.با چندتا استخوون که توش قرار گرفته

ديديه مخترع اين .مهموني‌هاي هميشگيه شکارِ

!آن

.بيا

.شام در قلعه پذيرايي مي‌شود

حرکت فردا صبح ساعت نه .با دو اتوبوس ويژه

مهموني تموم شد. فردا مهمون‌ها .وسايلشون رو جمع مي‌کنن و ميرن خونه‌هاشون

اون‌ها چيزي ديدن که .که هميشه همه رو خوشحال مي‌کنه

.اون‌ها خون ديدن

.تو هم همينطور

.تو خيلي مهربون بودي

.خيلي مهربوني

.احتمالا اونجا بهت نياز دارن - .منم شبيه خودتم -

.اتفاقي اينجام

آدم‌هايي که اونجان همه‌شون مهندسن؟

.همه‌شون

ميبيني چه ميشه وقتي .شروع به پول درآوردن مي‌کني

...اعتبار، بچه

تو اولين چهره‌ي انساني هستي که .طي هشت روز گذشته ديدم

.باورنکردنيه که اين شمايين

.البته پسر عموم دامبروز هم بود

.فقط به جون تو قسم مي‌خوره

.تو خيلي جووني - ...خيلي سختکوش، خيلي عاقل، خيلي صادق -

.خيلي فقير

و تصور کن که .قصد دارم فقير باقي بمونم

...اگه حرف‌هاشون رو شنيده بودي

.البته که ايده‌هاي نويي دارن

احتمالا در گذشته .آدم‌هاي خوبي بودن

يهو چه بلايي سرشون اومد؟

...کارخونه، تجارت، زندگي نظر تو اينه که ارزش دردسر ندارن؟

به اين ميگي زندگي؟

،ازدواج با يه دختر صنعتي ...روندن ماشين‌هاي مشابه

!تو چقدر اخلاق‌گرا هستي

.من اخلاقي نيستم .فقط نمي‌خوام خسته بشم

.کارهاي زيادي دارم که انجام بدم

...پايان‌نامه، کتاب‌هام

.به نظر خيلي تنها مياي

...شارل و کاترين دوستشون داري؟

زماني که از الجزاير اومدم .اين اتاق رو بهم دادن

.قبلا توي لوآور زندگي مي‌کردم

.راجع بهش شنيدم

...پس خنجرت جدي بود؟

کمي زيادي بود، آره؟

.از اون موقع کلي تغيير کردم - .اين بنظر نمياد تو باشي -

.حق با توئه .من هيچوقت عوض نميشم

سردته؟

.بايد بريم

!نه، نرو

!نه

خوشحالي؟

!آن

.عزيزم، همه منتظر تو هستن

ديديه؟

،ديديه ميتوني ما رو تا پاريس ببري؟

ماشين خودت چي؟ - .راننده رو فرستادم رفت -

.شارل، ديديه ما رو ميبره - پسر عموت چي؟ -

با سر بزرگش همه رو .شگفت‌زده مي‌کنه

احتمالا با اون همه نوشيدني .که ديشب خورد الان حالش بده

.بذارش بخوابه

زودباشين ديگه، بايد دويست کيلومتر بريم .و آرايشگرم هم نميتونه زياد منتظر بمونه

اين آخرين ماشينه؟

.آره

...ولي تو با ديديه اومدي

!اون‌ها ديوونه‌ن !چطور گذاشتن اينجا بمونم

مي‌خواي چيکار کني؟

.ميرم خونه

کافيه؟

چيز ديگه‌اي مي‌خواي؟

دوست داري همراه موسيقي، ناهار بخوري؟

باخ دوست داري؟

فرانسوي هستي؟

Sentimental Education subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left