لومړۍ 200 کرښې.
تا حالا هيچ کدوم از ما، هيچ چيز مهمتر و
شگفت انگيز تري از چيزهايي که تو اون صحرا وجود داره پيدا نکرده
لرد کاناروان ميشه يه پيشنهاد بکنم؟
کسي از شما آقايون مردي به نام کارتر ميشناسه؟
ميدونستم تو فرد مناسبي براي اينکار هستي
دنبال چي ميگردي؟ فکر ميکني اونجا چي هست؟
خوب، من تا حالا چيزي از اين توتانخامون به گوشم نخورده
اگه حق با من باشه
اين به اين معنيِ که اون اينجا دفن شده
تو دره ي فراعنه
بهمون گفتن برگرديم
منم فردا غروب ميرم
چه خبره؟ چي شده؟ - جنگ شروع شده قربان -
چي؟ اينجا؟ - بله، همه جا قربان -
اگه اون اونجاس پس سه هزار ساله که منتظره
به نظرم ميتونه يه چند سال ديگه هم منتظر بمونه
قاهره سال 1918 ميلادي
لطفا بايستيد - من اومدم جناب سرهنگ رو ببينم -
يه باستانشناس؟
اون به زبان مصري و سعيدي مسلطه
اهالي رو هم ميشناسه و اراضي رو هم خوب بلده
به نظر ميرسه مثل خودمون باشه
بله، ما هم همين فکر رو ميکرديم
تا اينکه اخيرا اون بيشتر شبيه اونها به نظر ميرسه
عجب - بين اونها دوستاني داره -
باهاشون حرف ميزنه، غذا ميخوره و به اتفاق اونها به حمام ميره
بيشتر حس ميشه که اون ديگه مثل ما نيست
بيا تو
عصر بخير آقاي کارتر - عصر بخير قربان -
شما از ادامه ي خدمت معاف شديد - چرا؟ -
شما تحت عنوانِ پيک ِ ويژه ي در اختيارِ سلطنت
وارد خدمت به ارتش شديد
سلطنت ديگه مايل نيست هاوارد کارتر به نمايندگي از اون کاري انجام بده
والسلام
قربان، يعني شما منظورتون اينه که من ميتونم به محل حفاريم برگردم؟
منظورم اينه که شما هر غلطي که خواستي ميتوني بکني
" توتانخامون "
کارتر؟
سلام وينلاک
!خوب
يه صندلي بيار. چه جنگ طولاني ـي شده
اينجا چيکار ميکني؟
محافظت از منافع موزه ي متروپوليتن در مصر
تک و تنها؟
!آره، مسئوليت سنگيني ـه رو دوشم
ديويس مرد
نميدونستم. متاسفم
آمريکا فوت کرد
حالا موزه حتي مطمئن نيست که ميتونه اينجا حضور داشته باشه يا نه
فکر کنم .... بتونم نظرشون رو جلب کنم
يه دقيقه واسا
اي بابا، يخ......در سال 1915 تموم شد
بعدش هم خدمتکارها رفتن - آه، آره -
خوب تو تا حالا چيکار ميردي؟ - کمک به نيروهاي جنگ -
!عجب استفاده ي خوبي از کارداني و مهارتِ افسانه ايت کردي
و الان چرا اينجايي؟
نيروي مازاد شناخته شدم
!خوب پس به سلامتيِ نيروي مازاد
در حقيقت اومدم ببينم کسي پيدا ميشه
که بتونم براي يه تيمِ حفاري به کار بگيرم يا نه
تو کاناروان رو راضي کردي تا اون امتياز رو قبل از اينکه
از دستِ ديويس جدا بشه و به زمين برسه، به چنگ بياره
فکر نکن که من نفهميدم
همه ميدونن دره کاملا کَند و کاو شده
ولي تو اونو مجبور کردي دست تو جيبش بکنه
و حالا تو بلافاصله بعد از اينکه ارتش خلاصت کرده برگشتي اينجا
جريان چيه کارتر؟
اون سرابِ کوچيکي که در امتداد افق ديدي چي بود؟
باشه، برو. يه تيمِ کاري برا خودت پيدا کن
پولش از کجا تامين ميشه؟
کاناروان از لندن با تلگراف حواله ميکنه
اگر تونستي بهش بگو يه خورده يخ هم برامون حواله کنه
آه آقاي کارتر
سليم - بفرما داخل -
خوشحالم دوباره ميبينمتون
منم همينطور
چشمهات مثل چشمهاي کسيه که خيلي چيزها از صحرا ديده
به نظرم درست هم هست
اين برادرم جاهي ـه، آقاي کارتر
--
شما عربي بلدين؟
من که بهت گفتم، آقاي کارتر مثل باقيِ انگليسي ها نيست
حالتون چطوره؟
به اميد خدا همين روزها ديگه وقتش ـه
بفرماييد بخوريد
ميدونستين، فديل ميخواد براي شما کار کنه
البته وقتي که جنگ تموم شد
من بهش داستانهاي زيادي از گنج هاي صحرا گفتم
و اين جنگ کي قراره تموم بشه آقاي کارتر؟
اميدوارم به زودي
و بعدش ....... شما سربازها از اينجا ميرين
همونجور که قول دادين برميگردين خونه و اجازه ميدين ما کشورمون رو خودمون اداره کنيم
جاهي
من سرباز نيستم
باستانشناس ـه
به هيچ عنوان
اونها اينجا مورد احتياجن
موريس فقط بيست نفرن
بيست نفري که من نميتونم بذل و بخشش ـشون کنم
متاسفم کارتر
ببين، ولي ميزارم سر کارگرت رو ببري. ولي فقط همين
ممنونم
! سليم
کجا رو بايد حفاري کنيم؟
اينجا رو. زير صخره ها
اينجا رو نه؟
لرد کاناروان فکر ميکنه که ما بهتره
همون مسير قبلي رو حفظ کنيم
و ... آيا شما هم همين فکر رو ميکنيد؟
اون حاميِ منه
تنها کسيه که به من ايمان داره سليم
من بايد به حرفش گوش کنم
و در هر حال ممکنه که کاملا حق با اون باشه
بالاخره حرف اون منطقي تر به نظر مياد
آقاي کارتر شما فکر ميکنيد که ما چي پيدا کنيم؟
يه مقبره ي سلطنتي، سليم
اگه کس ديگه اي پيدا کرد، شما هم ميکني
ولي بدون کارگر کاري نميتونيم بکنيم
پس قهوه ـت رو تموم کن تا بريم ببينيم چي ميتونيم پيدا کنيم
يه چيزي رو ميدونستيد آقاي کارتر - چي رو؟ -
هميشه مردان جوان و پسر ها هستن که ميتونن به ما کمک کنن
بله - البته تا وقتي که مزدشون رو بديم -
اونا به چي دارن شليک ميکنن؟
! تموم شد
آهاي تو! حقيقت داره؟
بله قربان
يه قرارداد صلح موقت امضا شده. تموم شد
مرسي
! آره! آره
ميدوني اين يعني چي؟ - يعني چي؟ -
موريس ديگه نميتونه براي تيم حفاري باهامون مخالفت کنه
ميشه اينا رو به اتاقم ببريد
غير از کارتن هاي بزرگ، اونها مستقيم بايد به سايت برن
چرا خانم لوئيس؟
واقعا خودتي يا اين يه سرابِ ديگس؟
واي! واي! وينلاک
جنگِ تو چطور بود؟
ساکت و بدون رويداد
به نظرم همه ي چيز هاي خوب هم به پايان ميرسن
کارتر چطوره؟
فکر کنم خودت بايد ببيني - باشه -
!اي لعنتي
سلام - سلام -
بيا تو، بيا تو
ببخشيد جا نيست - مشکلي نيست. درک ميکنم -
نامه ي منو گرفتي؟ - بله -
واقعا احتياجي نبود
چرا بود
ميدونم تو هرگز چيزي راجع به مقبره به ديويس نگفتي
نميدونم اون موقع چه فکري ميکردم
پس به من اعتماد داري
البته که اعتماد دارم
خوبه
يه پيشنهاد برات دارم
هري به اين فصل نرسيد و جا موند
بين خودمون بمونه ولي من فکر ميکنم سينتيا هم به اندازه ي
کافي شن و حشره ديده و راضي به اومدن نميشه
اگه بخواي همش در اختيارته
ميتوني تحقيقاتت منظم رديف کني
يه جايي داري تا کتابها و جدول هات رو بچيني
من به اين همه جا نيازي ندارم
براي يه نفر خيلي بزرگه
لازم نيست حتما براي يه نفر باشه
حداقل نه براي همه ي اوقات
و .... به اين فکر کن که براي کارت چقدر راحت تره
خيلي نزديک تر به محل حفاريه
دقيقا
ازت ممنونم
اين که به فکر مني خوبيِ تو رو ميرسونه
چي لازم دارم؟
يه جا لباسي، کمد با کشو، ميز نقشه
کتابخونه، ميز غذاخوري، صندلي
يه تختخواب، به نظرم ملافه
خلاصه همه چيز - باشه -
!هر چي که خانم ميگه لطفا
خوب، ميخوام اونو ببينم
کارتر - آه، بله؟ -
ميگه ميتونه امرووز بعدازظهر اونا رو تحويل بده
مرسي
من کار اشتباهي انجام دادم؟ - يعني چطوري؟ -
نميدونم فقط ... از وقتي رسيدم اينجا
ديگه هيچکس دوستانه و با محبت به نظر نميرسه
آره. اونا فکر ميکنن انگليسي هستي
شماره چهار، خبري نشد؟ - نه -
آهاي تو، هيچي؟ - نه -
هفت، هيچي؟ - نه -
هيچ چي
هيچ کس هيچي پيدا نکرده؟
محوطه رو وسعت بدين دوباره
تو از چند فوت بيشتر زمين رو حفر نميکني
دائم داري مساحتش رو بيشتر ميکني
تو کاوش نميکني، داري شکار ميکني
هر دومون ميدونيم چيزي براي پيدا کردن نمونده
نه از اين راه. چيز بزرگي نيست
نميدونيم؟
تلگراف براي شما آقاي کارتر
ممنونم حميد
ناتوان از تامين سرمايه نقطه
ورود آخر ماه نقطه
ديدن پيشرفت لازم نقطه. کاناروان
No comments yet. Be the first to leave one.