Asylum of Fear

Asylum of Fear

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Asylum Of Fear 2018 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-AGLET
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 19 min)

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
BRip
TS
YTS
720p
720
x265
XviD
په خپور شو: 2023-07-18
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫دو برادر ‫مکس و تامی دیویس

‫گزارش شده از شهر والستروم گم شدن

‫مادر اون پسرها گفته ‫آخرین بار حدود ساعت 1 بعد از ظهر دیده شدن

‫اون به پلیس گفته که اون دو نفر ‫در بیرون محله بازی میکردن

‫ولی اون عصر به خانه برنگشتن

‫در زمان جستجو برای این پسرها

‫این مادر کفش های مکسی رو پیدا کرده ‫که روی اون ها خون بوده

‫اون موقع بوده که با مسئولین محلی تماس گرفته

‫شما به خانواده ها، و دوستان زنگ زدید؟

‫همه... من به همه زنگ زدم ‫و همه جا رفتم

‫و هیچ کس اونا رو ندیده ‫و خبری از اونا نشنیده

‫همونطور که میبینید ‫مردم شهر باهم راهپیمایی کردن

‫تا برای جستجوی دو برادر دیویس کمک کنن

‫نزدیک 48 ساعت هست ‫که گم شدن این پسرها گزارش شده

‫و مسئولین هنوز هیچ سرنخی ندارن

‫اگر هر اطلاعاتی دارید ‫که به تحقیقات کمک میکنه

‫لطفاً با اداره پلیس والستروم تماس بگیرید

‫یا تشریف ببرید به اون اداره ‫آیا اون ها هیچ علامت به خصوصی دارن؟

‫زخم، سوختگی، هرچیزی که بتونیم ‫برای شناسایی اون ها استفاده کنیم؟

‫و شما یادتون هست چه لباسی پوشیده بودن؟

‫مکس، همیشه پلاک جنگی پدرش رو به گردن داشت ‫تنها چیزی بود که ازش مونده بود

‫پس هر جا که میرفت اونا به گردنش بود

‫همین الان، ما خبری در مورد ‫پسرهای دیویس گم شده دریافت کردیم

‫یک تکه پاره شده از لباس تامی دیویس

‫با فاصله چندین مایل از خانه اون ها پیدا شده

‫که باعث شده پلیس و تحقیق کننده ها ‫به یک آدم ربایی احتمالی مشکوک بشن

‫تامی یک زخم کوچک روی زانوی چپش داشت

‫نمیدونم که آیا به خونه برمیگردن ‫منطقه جستجو ...

‫به شهرستان همسایه گسترش یافته

‫و پلیس شروع به بازجویی از افراد زینفع کرده

‫اما هیچ دستگیری انجام نشده

‫جامعه و تمام اعضای پلیس

‫دارن دنبال اون پسرها میگردن

‫این یک کار گروهی بزرگ بوده

‫امیدوارم به زودی به نتیجه برسیم

‫چیه؟

‫اون بالا رو ببین

‫اون یک چراغه؟ ‫داری با من شوخی میکنی!

‫همم ‫شک دارم اونا اینجا باشن

‫اون بچه ها به تخم های فولادی نیاز دارن

‫که تنهایی وارد همچین جایی بشن

‫آره

‫به هرحال هیچ کس قرار نیست اینجا باشه

‫ارزشش رو داره چک کنیم

‫همم

‫هی، اینجا آخرین بار چه زمانی دایر بوده؟

‫مطمئن نیستم ‫یه مدت پیش

‫چطور دو تا بچه 10 ساله ‫میتونن وارد یک همچین جایی بشن؟

‫از در اصلی

‫ما پلیس هستیم ‫کسی اینجاست؟

‫مکس! ‫تامی!

‫رشته این لامپ قطع شده

‫اون لامپ رو بنداز دور ‫اگر اون پسرها اینجا باشن

‫ما نمیتونیم تنهایی اونا رو پیدا کنیم

‫این ساختمان خیلی بزرگه

‫ما به افراد بیشتری نیاز داریم

‫تو... تو اون صدا رو شنیدی؟

‫چی شد ...

‫ماشن ها تقریباً آماده شدن

‫گفتی از کجا در مورد این مکان شنیدی؟

‫اونا به من زنگ زدن ‫زنگ زدن؟

‫هیچ کس به تو زنگ نمیزنه ‫من حتی وقتی ازت خوشم میاد بهت زنگ نمیزنم

‫چرا همچین جایی... به من زنگ زدن؟

‫برای انجام یک تحقیقات

‫پسر، تو واقعاً میخوای شاکی بشی؟

‫این یه کار اساسیه

‫باید به خاطر این اون کار براون رو کنسل کنم

‫و قراره پول خوبی برای این گیرمون بیاد

‫آره، بعدش برنامه خودت ‫در کانال سفر شروع میشه

‫و بعد شهرت ‫و بعد اعتبار

‫و بعد رقصیدن با ستاره ها

‫و بعد دوباره اعتبار

‫و بعد گفتن اینکه... اونا الان کجا هستن؟ ‫که توسط چند تا طرفدار دنبال شده

‫مرد، میدونم تو داری شوخی میکنی ‫ولی من مشکلی با این نقشه ندارم

‫شین و نیکی در راه هستن؟

‫آره، ما یک روزنامه نگار هم داریم

‫چی؟ ‫برای چی؟

‫در یک بلاگ کار میکنه ‫و در مورد ما مطلب مینویسه

‫قرار نیست به رسانه های رایگان نه بگیم

‫سلام مامان

‫به نظر میاد شما این کار رو خیلی جدی گرفتید

‫من متوجه هستم ‫وقتی اومدم خونه تمیزش میکنم

‫من سرم شلوغه ... ‫گوش کن

‫تو داری به یک شکار ارواح دیگه میری

‫خوب، تو میدونی ما چقدر ‫برای اینکار پول میگیریم

‫خوب، متاسفم که به اندازه خواست تو ‫نتونستم یک بازیکن فوتبال بشم

‫20 هزار تا، درسته؟ ‫آره

‫به نظر زیادی خوبه که واقعی باشه

‫ولی نباید اون توپ رو ‫برداری و پرتش کنی بیرون

‫چیزهای خیلی بیشتری هست ‫که داخلشه

‫من توی یک کتاب دربارش خوندم

‫واقعاً؟ الان؟ ‫چیه؟

‫تو بالاخره یک شغل پیدا ‫کردی که پول خوبی میدن

‫و تو هنوز با این مشکل داری

‫بگیر ‫این چیه؟

‫این تمام اطلاعاتی هست که تونستم ‫در مورد این بیمارستان پیدا کنم

‫خوب فکر میکنی قراره چه اتفاقی ‫بیفته؟ فکر مکینی قراره

‫برید اونجا... چند تا روح ‫ببینید و پول بگیرید؟

‫چرا بهم نمیگی دوست داری ‫ببینی چه اتفاقی میفته؟

‫خوب من ترجیح میدم ببینم تو یک شغل واقعی ‫پیدا کنی و از این مزخرفات ارواح بکشی کنار

‫تو باید به زودی از اینجا اسباب کشی کنی ‫و نمیتونی پول اینو پرداخت کنی

‫اگر تمام وقتت رو با این آشغال ها تلف کنی

‫خوب... پس شاید تو باید ‫یه دختر به دنیا میاوردی!

‫باشه ‫خداحافظ مامان!

‫ممنون ‫هی

‫من میخوام جمع کردن وسایل رو تموم کنم

‫لعنت... میخواستم یک درگیری دیگه ‫بین کانر و مامان رو ببینم!

‫گم شو!

‫مطمئن شو چیزی رو از قلم نندازی

‫من هیچ وقت چیزی رو فراموش کردم؟

‫نه ‫پس نگران این نباش

‫باهاش مودب باش

‫بیخیال، ما فقط سربه سر هم میزاریم ‫اون حالش خوبه

‫همیشه وقتی بهم زنگ میزنی عالی میشه ‫مگه نه؟

‫همیشه در مورد پسردائی دریل بهم میگی

‫دریل فوتبال بازی میکنه ‫دریل یه دوست دختر پیدا کرده

‫خوب میدونی چیه مامان؟ ‫فوتبال بازی کردن سخته

‫وقتی که تو پاهای رقاصه داشته باشی!

‫به خدا قسم میخورم... اگر اینطوری به ‫من زنگ بزنی... یکی از همین روزها...

‫یکی از این روزها من غیب میشم

‫من قراره مثل... اوه آره ‫کانر الان خیلی باحاله ...

‫کانر پسر خیلی مودبی هست

‫نه، کانر از خونه اومده بیرون ‫چون من دیگه نمیخوام

‫در مورد فوتبال بازی کردن بشنوم

‫من از شنیدم این چیزها خسته شدم ‫برام مهم نیست عمه کری چی میگه

‫من ... ‫تو اتفاقی ریچارد نیستی؟

‫چی؟ ‫این یارو ماوراء الطبیعه!

‫نه، اون داخل خونه ست ‫الان میاد بیرون

‫اگر یکبار دیگه این حرف رو بزنی ...

‫شین، تو اعصابش رو خط خطی میکنی ‫میدونم

‫میدونم!

‫ریچ گفت تو اینو فراموش کردی ‫خدا لعنتت کنه

‫من اینو فراموش نکردم ‫همین الان میخواستم برم اونو بیارم

‫البته که همینطوره

‫گوش کن... من سعی ندارم زیادی بهت سخت بگیرم

‫خوشحالم میبینم به کاری ‫که میکنی علاقه داری

‫باشه؟ ‫من فقط نگرانت هستم

‫نمیخوام ببینم خیلی روایی روی ‫چیزی حساب مکینی و بعد شکست بخوری

‫مخصوصاً از وقتی تمام ‫کارهای خودت رو ضبط میکنی

‫من... من نمیخوام ببینم تو نا امید بشی ‫یا صدمه ببینی

‫فقط مراقب باش

‫باشه؟ من امشب شیفت شب هستم ‫پس نمیام خونه

‫اگر اتفاقی بیفته ‫تماس گرفتن با من سخت خواهد بود

‫من طوریم نمیشه

‫خداحافظ

‫تو زک هستی؟ ‫آره

‫ریچ، از آشنایی با تو خوشبختم ‫من هم همینطور

‫خوب... تو این مقاله رو برای چی مینویسی؟

‫اوه، من برای یک بلاگ به اسم ... ‫اینو شنیدید... کار میکنم

‫هر سال ما یک مقاله کشتار هالووین مینویسیم

‫و ایمسال تصمیم گرفتیم روی شما تمرکز کنیم

‫به نظر میاد مردم این ‫مزخرفات رو باور میکنن

‫شانس آوردیم شما در همین منطقه هستید

‫اگر صادق باشم، شما خیلی جوان تر ‫از اونی هستید که انتظار داشتم

‫این یک شغل واقعیه؟

‫فعلاً

‫خیلی خب ‫همه چی رو جمع کردم

‫حتی اون سه پایه؟ ‫آره ، حتی اون سه پایه لعنتی

‫من میخواستم برم بیارمش ‫خیلی خب، بیاین حرکت کنیم

‫آه، زک توی این ماشین به ‫اندازه کافی جا نداریم

‫چرا نمیری سوار ماشین نیکی بشی

‫خوشحال میشم

‫من حتی نمیخوایم اینو بگم

‫ولی حواستو جمع کن

‫آه، خیلی باحاله

‫اگر تو میخوای گردن کلفتی بکنی

‫باید روی این کنایه های قانع کننده کار کنی

‫در غیر اینصورت ‫تاثیری نداره

‫اینو امتحان کن

‫شماها میخواهید با این ‫تازه وارد چیکار کنید؟

‫برو با یه نفر آشناش کن ‫و اون کنار میاد!

‫نه، من بهش اعتماد ندارم ‫که نیکی پیشش باشه

‫تو به هیچ کس در کنار اون اعتماد ندادری

‫این کاملاً درسته

‫اون بهتره سر به سر من نزاره

‫چی؟

‫تو وارد یک مبارزه شدی ‫که دختره فک پسره رو آورد پائین

‫ناگهان تو یه گردن کلفت شدی ‫اوه، ببخشید!

‫تو هیچ وقت دعوا کردی؟ ‫نه

‫پس خفه شو!

‫خوب، تو به ارواح و این چیزها اعتقاد داری؟

‫این یک سوال جدیه؟

‫نگران نباش، من نمیخوام تمام رازهای ‫شما رو در این مقاله فاش کنم

‫ولی جدی میگم، شما از چی استفاده ‫میکنید ، نخ ماهیگیری، فوتوشاپ؟

‫تو فقط 5 دقیقه پیش ما بودی

‫و تمام رازهای کثیف ما رو کشف کردی؟

‫تحت تاثیر قرار گرفتم

‫منظورم اینه که من در این مورد روشنفکر هستم ‫این میتونه واقعی باشه

‫فقط هیچ وقت قبلاً این چیزها رو ندیدم

‫ولی کی میدونه... شاید امشب ‫میتونه یه جورهایی خاص باشه

‫هی، میتونی اینقدر سخت برای ‫جلب توجه من تلاش نکنی

‫میتونی اینو بیخیال بشی ‫اوه، اینقدر تابلو بودم؟

‫یه کمی

‫حسابی به خاطر سپردم ‫سعی نکن جلب توجه کنی

‫گرفتم

‫خوب هیچ وقت یک روح سعی ‫کرده کون تو رو بگیره؟

‫این یک سوال جدی برای مقاله توئه؟

‫نه

‫در حالی که آسمان افسرده داره ‫بالای سرشون تاریک تر میشه

‫گروه ماوراءالطبیعه از ‫ماشین خودشون پیاده میشن

Asylum of Fear subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left