لومړۍ 159 کرښې.
T
Tr
Tra
Tran
Trans
Transl
Transla
Translat
Translate
Translated
Translated
Translated b
Translated by
Translated by
Translated by
Translated by
Translated by M
Translated by Mo
Translated by Moh
Translated by Moha
Translated by Moham
Translated by Mohamm
Translated by Mohamma
Translated by Mohammad
Translated by MohammadR
Translated by MohammadRe
Translated by MohammadRez
Translated by MohammadReza
Translated by MohammadReza
Translated by MohammadReza M
Translated by MohammadReza MR
Translated by MohammadReza MRM
Translated by MohammadReza MRM
B reaking Soldiers
Br eaking Soldiers
Bre aking Soldiers
Brea king Soldiers
Break ing Soldiers
Breaki ng Soldiers
Breakin g Soldiers
Breaking Soldiers
Breaking Soldiers
Breaking S oldiers
Breaking So ldiers
Breaking Sol diers
Breaking Sold iers
Breaking Soldi ers
Breaking Soldie rs
Breaking Soldier s
Breaking Soldiers
خیلی خوب، بچرخون، بچرخون، بچرخون...
نه، خیلی زیاد شد، برگرد! برگرد، برگرد، برگرد، برگرد، برگرد، برگرد، برگرد
خودششششه، فقط 7.5 سانتی متر در جهت عقربه های ساعت و...
چند درجه برگرد، ثابتش کن
خودشه، عالی شد.
اوه
این سوزنی شکلا از دانه به وجود میان! همینطوره که هست.
تکون نخورید!
یه چند روزی رو با مامان بزرگ بگذرون میتونی بعد از کریستمس ترکش کنی!
من نمیتونم تحملش کنم. مثل شیطون میمونه و از من بدش میاد
فرنسیس، این اولین کریسم مامان بزرگ بعد از فوت پدربزرگه، و تو نزدیک ترین هستی.
چه جوری میتونی اینقد خودخواه باشی؟ اونو به خونت دعوت کردی؟
میدونه که همیشه قدمش رو چشممونه.
شاید بیایم و سوپرایزت کنیم! منو نترسون!
این مکالمه رو تمومش می کنم
!تو میری به شهر وایت هورس و واسش یه کادو میگیری
و یه کریسمس مناسب خواهید داشت
ازتون متنفرم
اینو از سر من در بیارید حروم...
پسرا! دیوی ازمون خواست که این کارو بکنیم
چه مرگتونه؟1
درخت کریسمس هنوز آماده نشده اونقت شما دارید...
نمیتونم یه لحظه شما رو رها کنمو شمام همو نکشید!
قرار بود لحظات شادی باشه!
نمیدونم جریان چیه، ولی مامان هر سال کریسمس عصبانی و دیوونه میشه.
کی این کارو کرده؟ کی این کارو کرده؟
مراقب خودت باش عزیزم! کی این کارو کرده! برای رضای خدا، خاموش کن!
شاید یه بیماری باشه که میتونه مغز آدما رو از هم بپاشونه.
سلام مامان بزرگ
خدا رحم کنه، اینجا سرد تر از بیرونه! بخاری رو روشن نکردی؟
من به این دزدا پول نمیدم. معلومه که نمیدی!
اکی، شرایط و حال و هوای کرسیمس ایجاب میکنه که واسه هم دعا و آرزوهای خوب بکنیم.
اصلا نمیفهم در مورد چی حرف میزنی! شبیه این احمقا حرف میزنی!
تو این کارو کردی که که منو عذاب بدی، منو اذیت کنی؟!
آهنگ کریسمس دوست نداری؟ این آهنگ شبیه آهنگی که میخونن
زمانی که از داخل روستا رد میشن و بچه ها میندازن داخل آتش!
آنها جینگل بلز میخونن؟
یه چیزی میخونن!
اکی، ساعت 8 شده! ساعت خوابه دیگه. کجا بخوابم؟
روش نشستی! به تخت خواب تبدیل میشه؟
آره، میشه تخت خواب! این یه مبله جادویی مخصوصه!
این واسه پسرای جادویی تنبل طراحی شده!
فرشته ها میان و بهت انگور میدن! و وقتی که خوابی واست آهنگ میخونن!
اطراف اطاق پرواز میکنن و برای پسرایی که احمق هستن آرزوهاشونو براورده میکنن!
باشه، غلط کرم!!
میتونم نگاه کنم؟ فقط یه لحظه...
این قرار بود از طرف جفتمون باشه! من خودم انتخابش کردم. خودم کاراشو انجام دادم.
هی!
هی...
گرفتمت!
مامان، چقد خوبه که میبینمتون!
داشته بودمشون!
چی کار میکنی؟
همه چیزو جمع میکنم!
همه هدیه ها، همه تزئینات، همرو داخل انبار حبس میکنم
هر کریسمس شما آتش می زنید یا میشکونید یا خراب می کنید!!
و من تمومش میکنم!
اون داره کریسمسو از ما میدزده! شما نمیتونی این کارو کنید!
این آخرین سالی خواهد بود که دیوی بابانوئل رو باور میکنه! چی!
اگه شما بچه ها تا صبح کریسمس خوب رفتار کنید، کریسمس خواهیم داشت!
در غیر این صورت، اینا برمیگرده به مغازه
و کریسمس کنسل میشه!
شما کریسمسو کنسل نخواهید کرد! شما چاخان میکنید!
تو کریسمسوکنسل کردی!!؟؟ نه، من فقط نگهش داشتم!
میدونم کار خشنیه! ولی چیزی دیگه تا حالا جواب نداده!
هر سال داد میزنیم، ازشون خواهش میکنیم، تهد میگیریم، میترسونیمشون!،
شاید این بار رعایت کنن. هممون مقصر هستیم!
من دارم آخرین شانس خودم رو امتحان میکنم هال.
اما... من کریسمسو دوست دارم...
میدونم عزیزم!
احتمالش هست که موفق بشیم>
هال؟
من فک کنم که میتونیم این جنگو ببریم!
این واسه تو نیست. واسه این خواننده هاست!
این سیگارو واسه من زهرمار میکنی تو! انگار داری میمیری!
تو دوست داری، نداری؟ نمیتونی صبر کنی که وسایل منو بدست بیاری.
آره! واسه اینا پارچه ها برنامه ی بزرگی دارم!
و اون قوطی کنسرو سی ساله ی هلو. به هلو های من دست نزن!
انگار میخوام....
این صدارو قطعش کن!
مردم میخوان بخوابن! با این آهنگ مزخرفتون!
هیچ شیرینی ای واسه شما وجود نداره!
لطفا اون شیره رو بده به من.
ممنون. خواهش میکنم.
بازم قهوه میخوای؟ لطفا. من میارم مامان! مشکلی نیست.
امیدوارم بزارید ظرفارو ما بشوریم. عاشقشم. دقیقا.
ما میتونیم انجامش بدیم. الان یه روز مونده تا کریسمس و واسه 10 ساعته که ما رعایت کردیم.
اکی، 8ساعتشو خواب بودیم اما میتونیم 24 ساعت دیگه رو هم رعایت کنیم،درسته؟
کی آخرین کلوچه رو میخواد؟ من! من! من!
میدونی که خیلی کلوچه دوست دارم
آره، اما من یه پسره بالغم، شاید باید من اونو بخورم.
ممنون که گذاشتید من بخورم.
خیلی بچه های خوبی هستن.
اوه، خدای من. چه مرگته!
دوست داری منو اذیت کنی؟ اینم عاقبتش!
نمیتونی به کل فامیل یه لطفی بکنی و بمیری!!
همش با ما بد رفتار میکنی!
حق نداری مادر بزرگ باشی! تموم شد؟
آره، اوه، خدای من....
اوه، خیلی متاسفم.
باید بوسش میکردم و بهترش میکردم
قرار بود که واست قصه های پسر کوچیک بد رو بگم
و واست کلوچه های بزرگ خوشمزه درست کنم و واست ژاکت نرم درست کنم
باید بغلت میکردم و بهت میگفتم چقد قنداقتو دوست دارم.
چرا آخرین زهرتو نمیریزی و منو خلاصم نمیکنی!؟ به اونجا هم میرسیم
لویس! من اومدم!
عزیزم، ببین، من یه چیزی دیدم و مجبور شدم واست بگیرمش.
این بیشتر از اون چیزیه که توافق کردیم واسه هم خرج کنیم.
اما، الان کریسمسه! ما کل سال رو واسه تبعیت از قوانین وقت داریم!
No comments yet. Be the first to leave one.