لومړۍ 200 کرښې.
~رویای چانگان~
~قسمت نهم~
...تو
چی آن
میدونستم اینجایی
بیا نمایشو نگاه کنیم
باشه
!عالیه !خیلی خوبه
برای آبادی کشور سختی هارو تحمل کن
یه مرد باید اهانت های زودگذر رو تحمل کنه
،اگه خیانت کارای کشور رو نکشی
چطوری میخوای کشورو آباد کنی؟
چی آن
میخوام تو بردن
این مبارزه همراهیت کنم
!فوق العادهست !باور نکردنیه
،همه میگن
من کشتمت
منم به خودم میگم
من کشتمت
،اما الان
یه نفر میگه من اینکارو نکردم
چی آن
شنیدی؟
عالیجناب
پرنسس نینگ هه دارن برمیگردن
واقعا؟
البته
یعنی این میتونه
کار نینگ هه باشه؟
داری میگی
عمه نینگ هه رو آوردی؟
عالیجناب
پرنسس میشای شجاع
از لشگر زنگ وو
پرنسس نینگ هه رو
از دست شورشیای لوسونگ نجات دادن
شما کاملا آماده عمل شجاعانه برای اجرای عدالت هستین
این وظیفه اخلاقی ارتش زنگ ووعه
که پرنسس نینگ هه رو به هانگ آن بیاره
نینگ هه خودش خواست
برگرده اینجا؟
تصمیم پرنسس میشا بود
لوسونگ الان خیلی آشفتهست
به عنوان یه شاهزاده
نباید پرنسس نینگ هه اونجا سرگردون بشن
باید به جاش به هانگ آن پیش خانوادشون برگردن
اونا همین حالا تو راهن
پس باید پونزده روز دیگه برسن
چیزی شده؟
نکنه دوک چو موافق نیستن؟
نه
،نه تنها باید برگردن
بلکه باید با
تشریفات عالی برگردن
همه در دربار باید
بیرون دروازه های قصر به ایشون خوشامد بگن
عالیجناب
درست میگم؟
بله
پس فرمانو ابلاغ کنین
همه
از قصر بیرون برن و
به عمه نینگ هه خوشامد بگن
منم همینطور
بله عالیجناب بله عالیجناب
اینجوری نمیشه عالیجناب
از اونجایی که میدونین
پرنسس نینگ هه اون نفر سومه
چرا میزارین برگرده؟
من بهش اجازه ندادم برگرده
چیو زیلیانگ اینکارو کرد
چیو زیلیانگم
به پرنسس نینگ هه مظنونه
درست میگم؟
،چیزی که ما میتونیم بفهمیم
چیو زیلیانگم میتونه
،پس چیو زیلیانگ
قطعا نیت خوبی نداره
دنبال چی میگردی؟
دارم
دشمنی بین چیو زیلیانگ و
پرنسس نینگ هه رو چک میکنم
تو خلاصه آمار چیزی پیدا نمیکنی
،عوض اینکه اونجا دنبالش بگردی
چرا از من نمیپرسی؟
عالیجناب، شما بلدین؟
،حتی با اینکه اونموقع خیلی بچه بودم
یه چیزایی یادمه
اون موقع، فرماندار نظامی ایالتی
در اصل میخواست با نهمین عمه ازدواج کنه
اما چیو زیلیانگ ،به امپراتور سابق پیشنهاد کرد
که عمه نینگ هه گزینه بهتریه
آخر سر
عمه نینگهه کسی بود که به جای دوری مثل اونجا ازدواج کرد
و اون ازدواج سیاسی رو عهده دار شد
چرا؟
نمیدونم
چرا اون دوتا
باهم دشمنن
اما عمه نینگ هه
قبل از رفتنش یه چیزی گفت
چی گفت؟
عالیجناب
!عالیجناب
حرفی ندارین بهم بگین؟
چیو زیلیانگ
زیاد خوشحال نشو
توی زندگی
یه کارمایی هست
،یه روزی
تلافی کاری که با من کردیو
سرت در میارم
!بر میگردم
!!مطمئن باش برمیگردم
میدونم برمیگردی
منم بهت خوشامد میگم
قضیه چیه؟
چطوری برمیگردی؟
وقتی مردی؟
هیچ شکی نیست پرنسس نینگ هه
اون نفر سومه
اول
،به آدم کشا گفت شمارو بکشن
بعد کمپ شطرنج ژنرالهارو مقصر جلوه داد
اما، شما گولشو نخوردین
برای همین از
دومین حقهش استفاده کرد
از وو
اون یه پرنسسه
،کنار ملکه اعظم بزرگ شده
تو قصرش خدمتکارای قدیمی داره
برای همین
وو رو راحت وارد قصر کرد
بعدم تحریکش کرد
چیو زیلیانگ رو بکشه
اما، شما بازم گولشو نخوردین
آخرشم که آدم کشارو خبر کرد تا
شمارو توی مشروب فروشی بکشه
و بزاره کمپ شطرنج ژنرالها تالار یوژنو پیدا کنه
اینطوری، شما و چیو زیلیانگ
باهم در میوفتین
...اما
باید بیشتر صبر میکرد
میتونست
بعد از اینکه برنده بین
منو چیو زیلیانگ مشخص شد، برگرده
یا بعد از اینکه همو نابود کردیم
درسته
الان برگشتنش
تصمیم عاقلانه ای نیست
مشخصه که چیو زیلیانگ
حسابشو میرسه
فقط دوتا احتمال وجود داره
اولی
دیگه راه برگشتی نداره
،نمیدونه کجا بره
برای همین بعد از اوضاع درهم ریخته لوسونگ
فقط میتونه برگرده هنگ آن؟
احتمال این بیشتره
پس دومین احتمال چیه؟
دومین حالت
عمه نینگ هه نفر سوم نیست
مثل وو
شاید اونم مجبور شده تو این قضیه
به عنوان طعمه
شرکت کنه
نینگ هه بعد از ده سال برمیگرده هنگ آن
عالیجنابو مقامای دیگه
شخصا بیرون قصر ازش استقبال میکنن
برو و آماده شو
پدر، فکر کردم گفتین
بهش اجازه برگشت نمیدین
،اگه جرئت کرده برگرده
منم جرئت دارم بکشمش
سر راهم
یکمم مقامات دربارو میترسونم
متوجه شدم
یانژی
درست انجامش بده
بله
یان شیو
عالیجناب این چند روزه مشغول چه کاریه؟
قربان
بعد از اینکه ،ماهی کوچولو رو به قصر برگردونده
دیگه بیرون نرفته
وقتی بیکاره
با ماهی کوچولو تمرین تیر اندازی میکنه
ماهی کوچولو؟
...ماهی
چنگ رویو
به نظر میرسه عالیجناب
واقعا میخواد آموزشش بده
پرنس آن برگشته؟
همین الان از پیش خونواده مادرش آوردیمش
اونا گفتن
تا وقتی مایل باشین که
بزارین پرنس آن ولیعهد بشه
ازتون اطاعت میکنن
بیارش اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.