Drowning

Drowning

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Drowning 2019 1080p WEBRip x264-RARBG
د لخوا تبصره QDVD
🔶بروزترين مرجع فيلم زيرنويس و دي وي دي هاي منو اصلي در ايران ما را در تلگرام دنبال کنيد🔶

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
په خپور شو: 2020-02-27
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند

کلمه ی امن چیه؟

کلمه ی امنی وجود نداره

دیگه ازش استفاده نمیکنیم

کلمه ی امن چیه؟

دیگه ازش استفاده نمیکنیم

تو نمیتونی تصمیمتو عوض کنی

دارم تظاهر میکنم که این اتفاقا داره واسه کسه دیگه ای میفته

این منو قوی نگه میداره

تظاهر کردن منو زنده نگه میداره،

اما از تظاهر کردن خسته شده ام

هیچی تغییر نمیکنه تا زمانی که خودت تغییرش بدی

من ادامه میدم به تظاهر کردن این که من قوی ام

و یه روز قدرت رفتن به خونه رو پیدا میکنم

اون کجاست؟

نمیدونم

و من خیلی بهتر عمل میکنم وقتی تو داری واسه گذران زندگی ک**ها رو ساک میزنی

مثل بقیه ی ما

ما همگی کاریو میکنیم که مجبوریم

- میدونی چیه؟ من (هم) میخوام برم

چطور تونستی بزاری اون بره؟

کاریه که اون انجام میده

میزاره میره

باید جلوشو میگرفتی

لعنت به تو ، مارکوس

نکنه دوباره میخوای معتاد شی ، پریا؟

سلام، میتونم کمکتون بکنم؟

اومدم پریا رو ببینم

- هر کاری که پریا واست میکنه، منم میتونم

اومدم پریا رو ببینم

دنبالم بیا

- دیوونه شدی؟ چرا برگشتی؟

مارکوس کجاست؟

رفته سراغ یه محموله ی دیگه که تحویلش بگیره،

که معنیش اینه حداقل واسه امشب(برنمیگرده)،

تو یه عوضی خوش شانسی

چند نفر تو این یکی محموله ان؟

گفت بیست تا

نمیدونم کجا میخوام جاشون بدم

اگه من بودم هیچ وقت برنمیگشتم

باید بری تا بتونی برگردی

گمشو بیرون!

- I feel at peace at the gun range.

میتونم آینده رو ببینم

میفهمم چیکار کنم

جوری تظاهر کنی که بقیه بتونن افکارتو درک و احساس کنن،

و پشت سر هم نفس میکشی

هر شلیکی که میکنی تو رو به هدف نزدیک تر میکنه

هر رویایی به حقیقت می پیونده

اونقدر به تظاهر کردن ادامه میدی که به حقیقت بپیونده

- وقتی اینجا کارم رو شروع کردم، نمیدونستم باید چیکارکنم،

اما به تلاشم ادامه دادم

میشه حداقل تلاشتو بکنی؟

این دومین کاریابی برای توئه

دفعه ی بعدی وجود نداره

باید این کارو نگه داری وگرنه بر میگردی پیش مشاور حقوقی

مهم نیست چه اتفاقی بیفته، کسیو کتک نزن،

فقط راتو بکش برو

ممنون

حموم سمت راسته

یه دوش بگیر و بیا انتهای راهرو

و بیا به اتاق خواب خالی

زمانت از الان شروع شد

میزت اینجاست

منم سیستمت رو آماده میکنم واست و بعد میتونی شروع کنی

- بنظر میاد یه تفاوتی وجود داره بین اون چیزی که میشنوی

و اون چیزی که مردم میگن

اینو قبلا هم گفته بودی

من که یادم نمیاد

ما هفته ی گذشته در مورد ابراز خشم در

موقعیتهای ساده صحبت کردیم

تو اونجا نبودی

بسته به اینکه اون متنت فرموله یا نه میتونی

از کپی پیست(کپی و چسبوندن) استفاده کنی

ببین، بذار یه سری ترفند یادت بدم

و بعد میتونم یه یک ساعتی تنهات بزارم

و بعد ناهار میام و یه سر بهت میزنم و بررسی میکنم، باشه؟

ممنون

وقتی دارم اینارو پر میکنم یه نیم نگاهی میندازم

بیشتر محصولات ۲۹ یا ۹۹ اند

پس، کپی پیست کن و ادامه بده و همزمان ویرایش کن

دیدی؟

تموم شد

مطمئنم میتونی انجامش بدی

به خودم اومدم دیدم دارم سرشو میکوبم به میز

گزارش پلیس میگه که تو از منگنه استفاده کردی

ننوشته تو سرشو زدی به میز

- تفاوتی وجود داره بین اون چیزی که من میبینم دارم انجام میدم

و چیزی که واقعا انجام میدم

خب، متوجه ای که اون فقط میخواست به تو آموزش بده و

نمیخواست قضاوتت یا مسخره ات کنه؟

فک میکنی فرقی ام داره؟

لظفا، در مورد منگنه بهم بگو

همه اش تو گزارش هست

سلام، آنا، ناهار چطور بود؟

اگه نخوردی، احتمالا الان دیگه باید بری بخوری

فایلهایی که قبلا آپلود کردی رو بررسی کردم

و در کل یه سری ایراد داری

میتونم کمکت کنم رفع شون کنی؟

یادت نیست؟

میدونستی چه اتفاقی داره میفته؟

بیست و دو تا منگنه از سر اون دختر کشیدن بیرون

آخه اون منو به حال خودم تنها نمیذاشت

بنظرت بهترین ایده اینه که تو رو، به حال خودت ول کرد؟

مجبوری که جریمه های حمله رو پرداخت کنی

و به هیچ وجه نمیتونی در جلسات روان درمانی گروهی شرکت نکنی

از شانس خوبت، مادرت به قید ضمانت آزادت کرد

لعنتی

متوجه ام که مدتی گذشته

اصلا اون چطور منو پیدا کرد؟

- مهمه؟ - اره

اون جلسات هفتگی اند

و من دوروز دیگه انتظار دارم دوباره ببینمت

الان میتونم ببرمت خونه

میرم ماشینو بیارم و جلو در میبینمت

لطفا بس کن، بسه

تموم شد؟ لعنت

درست مثل قدیماس

من تخت خوابتو قبلا برات آماده کردم

میدونم فعلا یه کمی نامناسب بنظر میرسه ،

اما هنوزم اتاق توئه

اگه گرسنه ته، مقداری غذا طبقه پایین باقیمونده

اگرم نیستی، فک کنم بعدا میبینمت پس؟

اوه، خوبه، بیدار شدی

اینا چیه؟

بهش میگن صبحونه، بخورش

بخور

میشه دعوا کنیم و قضیه رو تمومش کنیم؟

- بنظرم بهتره که بذاریم اتفاقات طبیعی رخ دن

و اجباری در کار نباشه

نمیشه حداقل تظاهر کنیم(که باهم خوبیم)؟

حداقل یه روز؟

خیلی وقته که رفتی، حتی یادم نمیاد

دعوامون سر چی بود

قول میدم، فردا میتونیم دعوا کنیم

اون اینجاست ، مگه نه؟

اون هنوزم عاشقته

معلوم شد نقطه ضعفش اینه

شاید به همیین دلیله که باهات ازدواج کردم

تنها دلیلی که باهام ازدواج کردی اینه که

بتونی تو این کشور لعنتی بمونی

- برگرد، به همه نشون بده که هنوزم واسم کار میکنی

و بعدش سعمی میکنیم مشکلات رو حل کنیم

تو حتی به من نیاز نداری

- تو بادید برگردی تا دیگه کسی نزاره بره

- فهمید دیگه، مارکوس Back off.

من یه هفته ای برش میگردونم، حداکثر دوهفته

یک هفته

نه بیشتر

یه هفته

باید برگردی

اونا میدونن، اونامیدونن کجا زندگی میکنی

اگه میخوای فرارکنی، پس فرارکن،

اما این مسخره بازی لعنتی رو تمومش کن

هیچ راهی واسه بیرون اومدن از این مخمصه نیست ، آنا

فرارکن

وقتی فرار میکنم که آماده باشم

من تصمیم میگیرم که چه اتفاقی برام بیفته، نه کس دیگه ای

سلام، اومدم کریستین رو ببینم

اسمت؟

آنا

- بزار ببینم هستش، میتونی بشینی

- بنظرت چه اتفاقی میافتاد وقتی میدیدیش؟

من فقط میخواستم بگم متاسفم

یه سری قوانین محدود کننده علیهت وجود داره

نمیتونی برگردی

بهم قول بده برنمیگردی

قول بده

باشه، قول میدم، بس کن

مادرت در چه حاله؟

- اون شاده، آرومه، ولی شاده، فک میکنم

بنظرت چرا اونطوریه؟

اون آرومه چون نمیخواد منو ناراحت کنه

منظورم اینه، بنظرت چرا اون خوشحاله؟

- اون جیغ یا داد نمیزنه و این کاملا منو گیج میکنه

و نمیدونم چیکار باید بکنم

اون دلش واست تنگ شده

اون میخواست که تو برگردی

هیشکی دلش واسه من تنگ نمیشه

تو از کجا میدونی؟

میدونم دیگه

آخرین باری که تفکرات خشونت آمیز یا

اود کردن بیماری داشتی کی بود؟

چی میخوای؟

- من فقط اینجام که گوش بدم، قول میدم

آدمایی که قول میدن معمولا یه چیزی میخوان

میخوام بهت کمک کن از دست توهمات خشنت خلاص بشی

میخوام برم، باید قدم بزنم

یادت نره جلسات روان درمانی گروهی به زودی شروع میشن

وقتی رفتی، زمانایی که نیاز داشتی مرخصی بگیر

در ابتدا یه برآورد میشه

هر زمانی که فکر میکنی مضطربی یا ترسیدی،

فقط ازون تمرینای تنفسی که باهم کار کردیم استفاده کن

یا راتو بکش برو

جلسه هنوز تموم نشده

سالها گذشته، ولی من هنوز دستاشو روی بدنم احساس میکنم

و صدای نفس کشیدنشو میشنوم

زمانی که اتفاق افتاد من حتی نترسیدم

بیشتر، گیج شده بودم

یه بازی با قوانین جدیدی که هنوز یاد نگرفته بودم

Drowning subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left