لومړۍ 200 کرښې.
...گذشت مردگان متحرک آنچه که در
،همونجوری که منو نجات دادی .نجاتشون بده
.صبر کن
."من ازت خوشم میومد، "ایزیکیل
.مردمت قراره به حصارهای "پناهگاه" بسته بشن
.و قراره که پادشاهشونو.. مرده ببینن
.نمیتونیم همینجوری بذاریم اینجارو بگیرن- .میتونیم-
.همتون امشب باید زنده بمونید
..رحمت من... بر خشمم
.غلبه کند
.::Sub#One Team::. تقــــــــــــدیم میـــکند
!"جری"
!چه خبر، "جودی"؟
."سلام، "ریک
همه چی ردیفه؟
فقط واسه این کیک اسطوخودسی که درست .میکنید اومدم اینجا
از "کینگدام(پادشاهی)" اومدی به بربیابون؟
.آره لعنتی
اونوقت داری سنگ سر هم میکنی؟
.صدیق"، مرد"
.نمیشه حرفشو زمین انداخت
.برم سر کارم
!فقط برو
.مجبور نیستی اینکارو بکنی
خوبی؟
.آره
.فقط تا وقتی که بتونم با پدرم صحبت کنم
.اگه به زودی برنگرده، میریم پیشش
.خوشبختانه، اونا باهاشن
میشون" چی؟"
.مجبور بودم برم و با چشمای خودم ببینم .متاسفم که اول خداحافظی نکردم، زود میام میشون
اینو میبینی؟
.شمال دریافت شد .تیراندازی میبینم
.غرب، همینطور چیکار دارن میکنن؟
اونا دارن قبل از تموم شدن زامبیا .تیراشونو تموم میکنن
.حواسم بهشون هست
.جنوب، تمام
.دارن سعی میکنن یه راه باز کنن
.دارن با جنازه واکرها راه میسازن
.دارن میان بیرون
...مرد، باید به همه بگیم
!جنوب رو گرفتن
!همگی بیرون، بیرون، الان
!هی! هی
ترجمه از عرفان و سبحان
.میبینمش
.با سیمهام افتاده تو تله
.دارمش
.کلبه روبهروـه، بعد از درختا
.حصارش فلزیه
.غذا و آب هم اونجا هست
.ناجی"ها چیزی درباره اونجا نمیدونن"
.اونجا جاتون امنه
.تا وقتی که من با "ایزیکیل" برگردم
تو، بر علیه همه اونا؟
.آره
.پس شانسی ندارن
.کارول" تنها نیست"
.منم میرم
.نه تو نمیری
.اونا برادرمو کشتن
.و قرار نیست بذارم تورم بکشن
.از پسش بر میام
.میتونم کمکت کنم
.مورگان" بهم کار با چوب رو یاد داد"
.تو هم کار با اسلحه
.نمیشه
.یالا
.--من، من نمی
.پدر
چطور...؟- ...پدر-
.چیزی نیست ...
.قرار بود اینجوری بشه
....مطمئن نبودم که کی برمیگردید
...ولی برای احتیاط.. میدونی
.خواستم مطمئن بشم که ازتون خداحافظی کردم
.نه، این کار اوناست. اونا
--اونا.. کار اونا
.نبود
."کارل"
.نه
.نه- .منو گاز گرفتن-
.رفته بودم کسیو برگردونم
.اسمش "صدیق"ـه
...اونو توی پمپ گاز دیدیم، قبل از
.کار "ناجی"ها نبود
.فقط اتفاق افتاده
.گازم گرفتن
.نیگان" تورو میخواد بکشه"
.گفتم اون میخواد بکشتت
و نمیتونم کاری کنم .که تورو نکشه
هی، میشنوی؟
.من مردمم رو آزاد کردم
.هرچی که سر من بیاد مهم نیست
.نه، مهمه، احمق
."من ازت خوشم میومد، "ایزیکیل
.فهمیدی
فهمیدی که نمیتونستی بهتر از چیزی .که داشتی گیرت بیاد
،تو همه چیو قبول کردی
.و هیچ ایده بزرگی توی سرت نداشتی
و بعدش "ریک" اومد و به نقشه .اون عمل کردی
.و اینم شد وضع ما
.باتلاق بزرگ تر میشه
.و تورو هم میکُشه
من تصمیمی گرفتم که میتونستم .باهاش زندگی کنم
.حالا نوبت توـه اینکارو بکنی
!"هنری"
.اونا آدمای کافی برای نگهبانی از کل دیوار هارو ندارن
.نه، ولی به هر حال افرادی دارن
.و "ایزیکیل" رو هم دارن- .دیدمش-
.اونا بردنش اونور دیوار
.میتونیم بگیریمشون
.دونه به دونه
،نه، اگر یکیشونو بزنیم
.میتونه حواس بقیه رو جلب کنه
.بهتره که تا وقتی که مجبور نشدیم، ولشون کنیم
."هنری"
.اونم اینجاست
کجا؟
دیدیش؟ گرفتنش؟
آره، دیدم داشت فرار میکرد، و بعدش .گمش کردم
.ولی قایم شده
.باهاشون رو در رو نمیشه
.باید همین الان انجامش بدیم
.پس اگر موقعیتش شد بزنیمشون، میزنیمشون
بهتر شد؟
...آره
.ممنون
.من، من اینارو دارم
.اینا قرصای بدون استروئید ضد التهابه .بدون نیاز به نسخه
.اینا میتونن تب رو ... کمتر کنن
.اینا به پدر مادرم کمک میکردن
.لطفا بگیرشون
....پسرت
.اون باید اینارو بخوره
تو دکتری؟
.من دستیار دکتر بودم... قبلا
.آره
اسمت "صدیق"ـه؟
.آره
میدونستی اون دکتره؟
برای همین برشگردوندی؟
.اون نمیتونست تنهایی زنده بمونه
.بهمون احتیاج داشت
.دلیلش اینه
.اون همونیه که تو پمپ گاز بود
.آب، بهش آب بده
آروم. خوبی؟
.آروم، آروم
.متوقفش کن
.جلوشونو بگیر
.نمیتونم- .میتونی-
.تو یکی از اونایی
.به حرفت گوش میدن
.لطفا
.لطفا
گفتی که "هیلتاپ" امنه، نه؟
.آره
.باید همرو ببریم اونجا
.میتونیم "کارل" رو ببریم اونجا
و اونا فکر میکنن که شماها .از جنگل ها فرار کردید
.میرن اونجارو میگردن
،مارو دیدن که میرفتیم به غرب
.پس ما غرب نمیریم
بهترین شانستون اینه که .اینجا بمونید
.تا وقتی که برن
.نه
.پیدامون میکنن، میکشنمون
.تقریبا کارشون تمومه
.باید تموم شده باشه
.مسئله نابود کردن اینجا نیست
.چون اصلا مهمات برای این کار ندارن
،وقتی که کند شدن
،وقتی که رفتن
.اون موقع ماهم میریم
.اوکی
.صبر میکنیم
مطمئنید که رفتن به هیلتاپ" بهترین نقشست؟"
تو نقشه بهتری داری؟
...همتون، باهم
...هممون باهم
.ما بدترین کابوس نفرین شدشون میشیم
،اگر نخوایم که از بین اونا بریم
.باید از حیاط رد بشیم
ترجمه نشده -
.همینه
.همینه
میخوای من فقط انجامش بدم؟
.نه
.نه. نه
.همشونو میگیرم
.اونا نتونستن "هنری" رو پیدا کنن
.میدونم
.نگرانشون نیستم
Sub#One
.یالا، پسرها
.سریع تر این مسخره بازیو تموم کنید
!بریم
قراره مشکلی پیش بیاد، "ایزیکیل"؟
قراره اوضاع جور دیگهای بشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.