لومړۍ 200 کرښې.
ماجرای ماتئی
میلان، 27 اکتبر سال 1962
ساعت 6:58 دقیقه ی عصر، هواپیمای ..."رئیس شرکت اِنی "انریکو ماتئی
در حوالی شهر "باسکیپ" سقوط کرد
خلبان "برتوزی" و روزنامه نگار ویلیام مک هیل" نیز کشته شدند"
بارون شدیدی میومد هیزمهای شومینه تموم شده بود
بعد چیکار کردید؟
رفتم جلوی در خونه ...یهو آسمون شعله ور شد
مثل یه گلوله آتیش بزرگ
شعله های آتیش همه جا میبارید
بعد فهمیدم که اون یه هواپیماست
پوتینام رو پوشیدم و مثل برق ...دویدم، ولی شعله های آتیش
"از برج مراقبت به "آلفا پاپا صدامو دارید؟ تمام
"از برج مراقبت به "آلفا پاپا
آلفا پاپا" صدامو دارید؟" اجازه فرود دارید
اونها صدامو ندارن
وضعیت اضطراری، همه ی پرسنل اورژانس وارد باند بشید
آمبولانس خبر کنید
شعله های آتیش زبانه میکشیدن
من برای کمک آوردن رفتم
کی اول به اینجا رسید؟ - من اولین نفر رسیدم، بعد بقیه اومدن -
وحشتناک بود همه چیز داشت میسوخت
هواپیما نزدیک "باسکیپ" سقوط کرده یه کشاورز فورا با پلیس تماس گرفته
خانم ماتئی، خانم ماتئی
"برای آقای "ماتئی حادثه ای پیش اومده
انریکو" مُرده"
این حرف رو نزن چیزی نشده
همگی، بذارید خانم رد بشه
انریکو، چی شده؟ ناخوش احوالی؟
چیزی نیست، برگرد به رختخواب، من خوبم
چرا انقدر آشفته ای؟ چی توی اون روزنامه نوشته؟
فقط تهدیدهای معمول نگران نباش
...خواهش میکنم
چیز مهمی نیست برگرد به رختخواب
برگردید عقب کافیه
الو؟ بله "اینجا شرکت "اِنیه
تلویزیون اینترنتی امشب داستان ماتئی" رو پخش میکنه"
دره ی "پو" تبدیل شده ...به یجور
"درسته، در "کورتماجوره نفت زیادی وجود نداره
ولی "متان" وجود داره "مقدار زیادی "متان
..."از سواحل "جلا" تا بلندیهای "پیستیری
اینجا حتی طبیعت دوستانه نیست
زمین بایر است و مردم فقیر
ولی شرکت "اِنی" در تمام این روستاها "متان" پیدا کرده
این کشف میتونه این سرزمینها رو متحول کنه
اونها اونقدر بی بضاعتن که حتی امیدشون به مسیح رو هم از دست دادن
نفت برای "انریکو ماتئی" فقط یه سرگرمیه، شغل اصلیم ماهیگیریه
در فوریه ی سال 1953
...شرکت "اِنی" به منظور
ارتقا منافع ملی در میدانهای متان" تاسیس میگردد"
الو، بله؟
دونالد، از نیویورک پشت خطن
بله؟
بله، این چیزیه که همه ما میدونیم
درسته، نقشه عوض شده
آره، آره، دو نفر برای خرابکاری
آره، در اولویته
خیلی خب، من فورا اقدام میکنم
فعلا خداحافظ
من میدونم که پیدا کردن جایگزینی برای آقای "ماتئی" چقدر دشواره، آقا
وقتی ایشون داشتن از سیسیل میومدن
درست قبل از پروازشون تماس تلفنی عجیبی داشتن
باید یه مسئله جدی رو باهاتون در میون بذارم
در فرودگاه "جلا" خرابکاری صورت گرفته
مطمئنی خرابکاری صورت گرفته؟
این چیزیه که پلیس فکر میکنه
برای ورودتون باید نظارت بیشتری داشته باشید
نمیخواد
نمیخوام این قضیه رو رسمی کنم
به اندازه کافی ترسیدیم
اگه میخوان منو بکشن، بذار بکشن
غذای کافی برای پنج سگ وجود داشت
صدای یه گربه شنیدم
برگشتم تا نگاه کنم و یه بچه گربه دیدم
یه بچه گربه ضعیف و لاغر بود
وحشت زده و گرسنه بود
در حالی که به دو سگ نگاه میکرد، میو میو کنان جلو رفت
خوشبختانه سر سگها پایین بود
بنابراین به ظرف رسید
...یه بار دیگه میو میو کرد
و پنجه های کوچیکش رو به لبه ظرف گیر انداخت
...سگ "شپرد" اونو زد
گربه سه چهار متری پرت شد
کمرش شکست
بچه گربه چند دقیقه زنده بود و بعد مُرد
اون حادثه تاثیر زیادی روی من گذاشت
اغلب اون رو بخاطر میارم بخصوص این روزها
...ما هم
در تمام این سالها مثل اون بچه گربه بودیم
قدرتهایی علیه ما وجود داشته قدرتهایی هولناک
مواضی علیه ما گرفته شده
مواضعی وحشتناک
ولی ما ادامه دادیم ما قویتر شدیم
ما سعی کردیم ضربه ای نخوریم
اونها سعی داشتند ...یا ما رو خفه کنن
یا ما رو ضعیف کنن
نه، من فکر میکنم باید قطعش کنیم، این خیلی ضد آمریکاییه
به نظر اون بچه گربه رو به یه ببر تبدیل کرده
یه ببر کاغذی
اون باید شکست میخورد موفقیت برای ایتالیا خطرناک بود
لطفا توضیح بدید چه اتفاقی افتاد
ما صدای انفجار شنیدیم
کجا بودید؟
خونه
به سمت پنجره رفتیم و یه درخشش دیدیم
توی آسمون
صدای انفجار شنیدید؟
یه صدای بلند و بعد شعله های عظیم آتیش از زمین بلند شد
فکر کردیم شاید یه انبار کاه آتیش گرفته
اسمتون چیه؟
مهم نیست، من در "باسکیپ" زندگی ...میکنم، افراد دیگه ای هم بودند
وقتی من اومدم افراد دیگه ای هم اینجا بودند
من یه دستکش دیدم که یه دست توش بود
یه دست؟
نزدیک بوته ها، حدود دویست متری لاشه هواپیما
بلافاصله بعد از سقوط هواپیما رسیدید؟
قبلش کجا بودید؟
...ما داشتیم از خونه میرفتیم بیرون
میرفتیم خونه ی دوست شوهرم
و ناگهان صدای یه انفجار شنیدیم و یه درخشش دیدیم
این درخشش کجا بود؟
جایی که انفجار رخ داد
ولی توی آسمون بود یا روی زمین؟
روی زمین بود
اینها قطعات دُم هواپیما هستند؟
نه، قسمت جلو و کابین خلبان افتاده اینجا، بقیه افتادن اونطرف
آره، درست توی درختها بقیه قسمتها پراکنده شدن
چیز خاصی به یاد میارید؟
آره، من دود دیدم و صدای انفجار شنیدم
و هر چه سریعتر به اینجا اومدم
اسمتون چیه؟ - گاندولینی، جوزپه -
همه دست پاچه شده بودیم ...در ابتدا فکر کردیم
...بمبی چیزیه، بعد دیدیم
یه کُت از درخت آویزونه
مردم فرار میکردن "و میگفتن اون "ماتئیه
در ابتدا نمیدونستیم اون کیه که اونجا افتاده
...کنار گودال، یه دست دیدم
یه دست با یه ساعت رو مچش
چیزایی هم روی درختا بود ...یه بارونی
و تکه هایی از هواپیما
از آمریکاست، جناب
جنت، "دونالد" هستم
خب، من دیگه اینجا کاری ندارم
هواپیما تیکه تیکه شده
تبدیل به هزار قطعه شده
گوش کن، ما در نیویورک قراره ببریمش روی جلد
اینجا قراره یه داستان 5 هزار کلمه ای ازش بنویسیم
آره
"میبینی؟ مُرده ی "ماتئی پنج هزار کلمه میارزه
پس از پانزده سال تحقیق میادین نفتی عظیمی در دره ی "پو" کشف شده است
سرانجام آینده این منطقه درخشان به نظر میرسد
ساختار این میادین متفاوت است
طول آنها 20 مایل و عرضشان 2 مایل میباشد
بر اساس این اطلاعات، امیدهای وافر ما توجیه پیدا میکند
سلام، ممکنه با آقای فراری" صحبت کنم؟"
شما؟
شما خانم "فراری" هستید؟
بله، شما کی هستید؟
من "انریکو ماتئی" هستم "مدیر عامل شرکت "آجیپ
شوهرم بیرونه
خانم من باید با ایشون صحبت کنم، ضروریه
اون در میلان نیست و من نمیدونم کجاست
نگران نباشید، من به دلایل سیاسی تماس نگرفتم
اون هرگز به من نمیگه کجا میره
لطفا بهشون بگید من تماس گرفتم
و بهشون بگید که با دفتر من در "آجیپ" تماس بگیرن
قول نمیدم، ولی سعیم رو میکنم
تا دو ساعت دیگه منتظر تماسشون هستم
الو، آقای فراری؟
شما؟
شما من رو نمیشناسید، ولی من روی صندلی قدیمی شما در "آجیپ" نشستم
بله، ادامه بدید
من داشتم گزارشی از شما رو میخوندم
دوست دارم فورا شما رو ببینم
ساعت 3 صبحه نمیشه فردا صحبت کنیم؟
نه الان، میتونید به دفتر من بیاید؟
ترجیح میدم اونجا نیام
خب، پس منو در کلیسای پیازا" ملاقات کنید"
وزارت صنعت میخواد آجیپ" رو به فروش بذاره"
من مخالف فروش این شرکت دولتی هستم
گزارش شما دلایل من برای چنین احساسی رو تایید کرد
لطفا تمام جزئیات این گزارش رو برام توضیح بدید، ممکنه؟
خوشحال میشم
این اطلاعات موثقه؟ از واقعیات مطمئنید؟
آقای ماتئی، این گزارش ...نتیجه مطالعات
و آزمایشاتیه که توسط تکنسین ها انجام شده
فکر نکنید که من به تنهایی تهیه اش کردم
تکنسین ها رو بیخیال
حرف من اینه که از نظر شما این اطلاعات موثقه؟
اونها رو تایید میکنید؟
تا جایی که به من مربوطه، مسلما
اون حلقه چاه رو میبینید؟
...فوریه گذشته، اون چاه
یعنی چاه شماره یک، "متان" رو با فشار 140 اتمسفر به بیرون نشر میداد
و ما در 4200 پایی متوقف شدیم
چونکه به مسط مخزن رسیدیم
من به مقامات نظامی نگفتم
من بلافاصله تمام تحقیقات رو متوقف کردم
اگه انگلیسی ها و آمریکایی ها بو میبردن به سمت دره ی "پو" سرازیر میشدن
و تمام زمینهای این نواحی رو نابود میکردن
No comments yet. Be the first to leave one.