Odds Against Tomorrow

Odds Against Tomorrow

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Odds Against Tomorrow 1959 BLURAY 720p
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI
آزاد شاکرمی

تګونه

BluRay
720p
720
په خپور شو: 2019-12-22
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

به فردا امیدی نیست

کوچولو اگه اینطوری پرواز کنی خودتو به کشتن میدی، بله عمو جون

باده؟ - البته -

فکر کردم کری، ضربه زدم - متاسفم، صداتون رو نشنیدم -

چیزی نگفتم

نگفتی؟

آقای دیوید بِرک - اتاق 607، آقا -

ببخشید

طبقه، آقا؟ - شیش -

صدای باد رو میشنوی؟

من قصد دارم خودم رو از نیروی هوایی بیرون بکشم

این چیزیه که قصد انجامش رو دارم

دیگه نمیخوام با این وضعیت پرواز کنم

منو سرزنش میکنی؟

درست سر وقت، اِسلیتر درست سر وقت

خیلی خب، یولی

بیا تو، بیا تو

بیا، بذار کمکت کنم

تو با همچین سگ پیری تنها توی نیویورک چیکار میکنی؟

من هرگز زن نداشتم

درست سر وقت

این همون چیزیه که من دنبالشم، اِسلیتر یه آدم جدی با یه ذهن آماده برای کار

خیلی خب، یالا برو اونجا، برو بالا

ویسکی؟ - چرا که نه -

خالص یا با آب؟ - با آب -

یخ هم دارم، یخ میخوای؟ - نه، فقط آب -

راحت باش، اِسلیتر باید صحبت کنیم

منظره رو دوست داری؟

جای دنجیه

قبلنا میتونستم یه جای کوچیک در مرکز شهر اجاره کنم

ما بهش میگیم آشغال دونی، مگه نه رفیق؟

بد نیست

خب، خوشحالم که اینجایی به سلامتی موفقیت

فکر کنم هر چیزی که لازمه رو در مورد من میدونی، اِسلیتر

یه چیزایی میدونم

خیلی خب، بگو ببینم چی میدونی

اینکه شما گفتید که میخواید با من صحبت کنید

از اونجایی که ما چند نفر رو به طور مشترک میشناسیم، خواستم بیام و بفهمم چیکار داری

منظورم شایعاته

...میدونم که قبلا در اداره پلیس بودی

و ملاقاتی با کمیته مبارزه با جرایم دولتی داشتی و یک سال حبس برای قانون شکنی برات بریدن

چون نمیخواستم حرف بزنم

من 30 سال توی نیروی پلیس بودم جوخه ی خودمو داشتم و همه رو میشناختم

همه دوست من بودن تا زمانی که بهم نیاز داشتن

منم در مورد تو میدونم، اِرل

...دو محکومیت

یکی برای حمله مسلحانه یکی برای قتل

...هر دفعه که یه شغل مناسب پیدا میکنی - تمومش کن -

فکر کردی کی هستی، برک؟

چطور جرات میکنی اینطوری حرف بزنی؟

تو خودتم داری موس موس میکنی تا یه سوراخ تو دیوار برای خودت پیدا کنی، درست مثل بقیه

فکر کردی کی هستی که ...منو کشوندی اینجا و

و هر چی از دهنت میاد میگی؟ - بخاطر اینکه من یه ایده ای دارم، اِسلیتر -

نظرت در مورد 50 هزار دلار چیه تماما نقد، فقط برای خودت؟

نظرت چیه؟

سلام، جانی؟

نه، کِی؟

حتما، خوبه

خب؟

باید چیکار کنم؟ - فقط بری توی بانک و برش داری -

شاید منو عوضی گرفتی، برک

من هرگز توی زندگیم چیزی ندزدیدم

به استثنای یه هندوانه زمانی که یه پسر بچه توی مزرعه بودم

منم یه سابقه دار تحت تعقیب نمیخوام

من میخوام یه کار ایمن و بی خطر انجام بدم

من مردی رو میخوام که به مقداری پول نیاز داره تا خودشو سر و سامون بده

مردی رو میخوام که جیگر داشته باشه

من یه مرد سخت و جدی میخوام

و اون تویی، منم هر دوی ما هستیم

این یه کاره برای همیشه

تاسها رو یک بار میچرخونیم و تا آخر عمر بار خودمون رو میبندیم

یالا اِسلیتر، چه میگی؟

خیلی خب، کی میخواد ثروتمند بشه؟ - من میخوام -

همه پیش ماشین بمونید، معامله قبوله؟ - آره -

من مراقبش هستم

اونوقت کی مراقب خودت باشه؟ - نمیدونم -

شیش، لطفا

صدای باد رو میشنوی؟

مطمئنی که زنده میرسیم؟

همیشه که درست انجامش دادم

از شانس من این میتونه آخرین سفر باشه

شاید بزودی فرود بیام - خودم پیاده فرود میام -

خفه شو، احمق

جانی، بیا تو - سلام، دیو -

برو اونور، موهات میریزه برو اونور

بیا، بذار کمکت کنم - زیاد نمیمونم -

خب، قراره چیزایی رو برات توضیح بدم

با یه نوشیدنی چطوری؟ - نه، ممنون -

گوشم با توئه

بیا، اونو راحت بذار

خیلی خب، برو زودباش، برو بالا

(پالتوی آبی(تیره - همه چی مرتبه، نگران نباش -

بنظر نمیرسه من بتونم چیزی بهت بفروشم

بنظر که وضعت توپ میاد، این روزا - "زودباش، حرف بزن "دیو -

تو پول زیادی به "باکو" بدهکاری - چیزی بگو که خودم ندونم -

حدود 6 هزار دلار بهش بدهکاری، درسته؟ - نه، 7 هزار و پونصد دلار -

هفته گذشته که 6 هزار دلار بود

اسبها هنوز میدون و من هنوز میبازم

و باکو حاضره صبر کنه؟ - هدفت چیه، دیو؟ -

من میدونم چطور میتونی اونو پرداخت کنی

و من میدونم اون چیه

کار خلاف مطمئنا همینطوره، درسته؟

حالا، یه دقیقه صبر کن؟ - نه ممنون، دیوی -

خودم یه جوری از پسش برمیام

تو دیوونه ای

باشه، من دیوونه ام

تو داری یه قرون دو قرون میکنی

من دارم راجع به حدود 50 هزار دلار صحبت میکنم

من اون نوشیدنی رو میخورم

خیلی هم خوب - فقط یه چیزی رو بهم بگو، جانی -

چطور باکو هنوز دندونات رو خورد نکرده، بخاطر پرداخت نکردن بدهیش؟

چون هر هفته 100 دلار بهره میدم

خب، اون نمیتونه خیلی در امون نگهت داره - فقط دندونام رو -

اصلا قصد داری پرداختش کنی؟ - اگه بتونم از این وضعیت دربیام -

من دیگه آب از سرم گذشته فقط یه معجزه میتونه نجاتم بده

منظورت از 50 هزار دلار چی بود؟

چیزی که گفتم این بود پنجاه تا 75 هزار دلار

تماما در دسته های کوچیک - و تو به "جانی اینگرام" نیاز داری؟ -

من فقط یه استخون دزدم

این کار سرقت از بانکه

ما داریم شوخی میکنیم، دیوید؟ - این یه پول آسونه -

مرد، تو حالت خوش نیست - من جدی هستم -

این راست کار تو نیست، دیو سرت رو به باد میده

این کار معتادها و ولگردهاست نه افرادی مثل ما

خیلی خب، راست کار من چیه؟

فراموش میکنم چی ازم خواستی - حتی نمیخوای بشنوی؟ -

من تمام رویاهام رو روی زانوی مادرم دیدم

خیلی خب، فراموشش کن

کجا میری؟ - مرکز شهر -

خیلی خب، منم باهات میام

آدمی مثل تو نباید همچین فکرایی بکنه، توی دردسر میفتی

من باید از این وضعیت خارج بشم اونها سرم رو زیر آب کردند

چیکار میتونم بکنم؟ - یه شغل پیدا کن مرد، هر چی -

مثل اینکه وقت باز پروری تو زندان حسابی تغییرت دادن

پنجاه هزار دلار میتونه تغییرات رو برگردونه

برگرد داخل تو برگرد داخل، شنیدی

حواست به خونه باشه

اون دوتا خانمت چطورن؟ - بچه های خوبی هستن -

همسر سابقم از باکو هم بدتره

اگه نفقه اش رو اول ماه پرداخت نکنی وکیلش یه ثانیه ای میاد سر وقتت

ممنون، بابت رسوندنم ...اگه نظرت عوض شد، جانی

فکر کنم بتونم بلافاصله 7 هزار و 500 دلار باکو رو پرداخت کنم

امروز 500 دلار روی "لیدی کِر" بستم نمیتونم برای همیشه ببازم

باید سوپرایز بشی

فقط به من بگو، چطور ممکنه شبها قدم زدن در پارک همچین شهر بزرگی امن نباشه؟

امان از دست این بچه های وحشی

خب، این جناب کم حرف خودمون نیست

این هوای تازه تو رو به کشتن میده، نارگیل

میدونم، ولی پادشاهِ فروتن باید کبوترها رو تغذیه کنه

چه خبره، این یه مصاحبه مطبوعاتی یا همچین چیزیه؟

زودباش، اگه میخوای برو با رئیس صحبت کن، اون میخواد بهت لطف کنه

الان میگه: "مشکلت چیه با این دیوی برک "من میخوام بدهیش رو بدم

سلام، دیو - سلام، باکو -

به من میپیوندی؟

میخوای برات کاری انجام بدم، دیو؟

بهت که گفتم، هر وقت که آماده بودی - شما خارج از قانون هستید -

خب، گاهی اوقات داخلیم گاهی اوقات خارج، نسبیه

همه چیز نسبیه فقط اسمش رو بگو

یه بابایی به اسم "اینگرام" بهت بدهکاره - البته -

"پسر سرگرم کننده ایه در بار "کانوی

ساعت چنده؟

دارم میرم سر کار، احمق تو بگیر بخواب

ساعت چنده؟ - 7:30 -

چرا انقدر زود؟ - برک منتظره -

اِرل، به این برک اعتماد داری؟

نه اونقدری که به تو اعتماد دارم ولی کافیه

بیا اینجا، دلقک بزرگ

بگیر بخواب دیگه - بذار منتظر بمونه -

من دنبال پولم

چجور پولی؟

فقط یکی از اون فرصتهای مالی در موردش که بهت گفتم

برک یه جور امتیاز انحصاری گرفته

اون یکی از دوستهای "لیفتی گاورسه"، نه؟

آره، اون کسیه که در مورد من به برک گفته

تو گاورس رو از زندان میشناختی، نه؟

نه، از باشگاه میلیونرها میخواستی از کجا بشناسم؟

اِرل، اون ازت میخواد چیکار کنی؟ - بعد از اینکه فهمیدم بهت میگم -

مجبوری شب رو هم بمونی؟ یا میتونی بیای خونه؟

خب، من باید این امتیاز انحصاری رو ببینم

پول کافی داری، عزیزم؟ - فراوون -

فراوون یعنی چقدر؟

حدود 15 دلار

بهتره کمی بیشتر برداری - برک پرداخت میکنه -

من چیکار به پرداخت اون دارم؟

تو کمی بیشتر بردار و بعد از اینکه گرفتی پسش بده

مجبور نیستی این معامله رو قبول کنی اگه ازش خوشت نمیاد

اگر نمیخوایش، انجامش نده عجله ای نیست

عجله ای هست

من باید انجامش بدم، لوری و من باید الان انجامش بدم

بدتر از این نیست که ول بچرخم

تنها که بودم میشد ...ولی الان، بخاطر تو

من باید به هر نحوی که شده این کارو بخاطر تو انجامش بدم

نه مجبور نیستی، به هیچ وجه تو حتی نباید امتحانش کنی

من مجبورم

اِرل، گوش کن

من تو رو دارم، درسته؟ تو هم منو داری

چه فرقی میکنه که پول از کجا میاد؟

هنوز اونقدر پیر نشدم که خونه نشین بشم

حالا نگران نباش

اگه چیزی درست نباشه انجامش نمیدم

Odds Against Tomorrow subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left