لومړۍ 200 کرښې.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
شانسی برای پیشرفت داری یا نه؟
خیلی سخته، من قصد ندارم تو رو گول بزنم
پس میگی این غیرممکنه؟ نه
غیرممکن نیست، اما خیلی پیچیده است بله
ببین، هیچ سیاستمداری تا حالا به خاطر چنین موضوعی توبیخ نشده
اما همه چیز حقیقت داره
حرفمو باور می کنی؟
من حرفت رو باور میکنم، اما این چیزی رو حل نمیکنه
ما با محیطی بسیار خصمانه روبرو میشیم
بارها و بارها از خودت سوال می کنی
این یه فرایند خیلی طولانی و سخته
برای مقابله باهاش باید قوی باشی
به نظرم کمک گرفتن از یه روانشناس خوب باشه
و باید مشخص کنی که محکوم کردن فایده ای نداره
یعنی اینکه اونا به روند رسیدگی اعتراف کنند یا اینکه ما به دادگاه بیایم
اول از همه چیزی که میخوام اینه که بدون چی شده
چارو به من گفته، اما میخوام به حرفای تو گوش کنم
این مرد رو از کی میشناسی؟
اسماعیل رو همه میشناسند
صبح بخیر، اسماعیل صبح بخیر
صبح بخیر صبح بخیر
نِوِنکا حالت چطوره؟
حالت چطوره؟
خیلی خوب، من به تو تقدیم میکنم، اسماعیل،نونکا
از آشنایی باهات خوشحال شدم
امسال اونا قوی میان چون با یه رویکرد قوی قدم برمیدارند
کاندیدا و بعدش ما هستیم من وابسته نیستم
تو اینو میدونی، درسته؟ پدرم حتماً بهت گفته
آره میدونیم اما این برای ما مهم نیست
من بهترین معرفها رو برای ماریو تو خانوادهتون دارم
راستش رو بخوای
من خیلی به بازی اعتقاد ندارم من به آدما اعتقاد دارم، میفهمی؟
ما گروهی از دوستان هستیم که فراتر از مسائل سیاسی
رولها، چیزی که ما میخوایم اینه که برای پونفرادا بجنگیم
من به سخت کار کردن عادت دارم
برام مهم نیست
تنها نکته اینه که من سال گذشته مسابقه رو تموم کردم و هنوز در مادرید هستم
و حالا من در بیمارستان آرتور اندرسن مشغول به کار هستم
و حقیقت اینه که من میخوام اونا رو تموم کنم
و یک سال و نیم دیگه میخوام خودمو به آزمون حسابرسی معرفی کنم
اونوقت دیگه مشکلی پیش نمیاد
تقریباً همه اعضای شورا پاره وقت هستند
اونا شغل خودشون رو دارند و فقط به جلسات عمومی میان
تنها افرادی که پای ثابت هستند
من ؛ اسماعیل و دو نفر دیگه هستیم
تو بین شماره ۳ و ۵ لیست قرار می گیری
بین ۵ تا ۱۰ اولی مانو یا دنیل میشه، درسته؟
پس تو مطمئنی
خب خیلی ازتون ممنونم اما
کاش کمی فکر کنیم
چون من در مادرید خیلی خوب هستم
...و خب ؛ اینکه برگردم اینجا
این زندگیم رو کامل عوض می کنه
البته ؛ فکراتو بکن
ما لیست رو تا پایان هفته نمی بندیم
فینال هفته؟
بله، خانم، دو روز فرصت داری
و علاوه بر این لازم نیست به چیزی فکر کنی
نمیدونم ؛ از سیاست خوشم نمیاد
...زن ها
این یه فرصت عالیه پاکیتا به نظرم امن نیست
این چیزها به چشم نمیان
هر روز یه فرصت طلاییه
پاکیتا خیلی بچه خوبیه آره خیلی پولداره
و شهرت زنبارگی اسماعیل
آره آره
هیچی نشده با شایعات همراه شدی
چطور دوست داری در سراسر جهان بد صحبت کنی
هی ماریو، من، در کاری که تو میکنی، دخالت نمیکنم
اما مراقب دختره باش
رفیق ؛ البته
...چه اصطلاحاتی توی شورای شهر هست رفیق
چنین اصطلاحاتی در شورای شهر
غیرقابل قبوله ؛ میدونم اما میدونی داری چیکار می کنی؟
...این غیرقابل قبوله لورا ؛ که
اینو در شهر پونفرادا می پذیرند
به نظر میاد این خیلی باحاله مگه نه؟
صدا کرکننده است
...یه صداهایی که
...هواپیما سروصدا می کنه ؛ آقایون
داری چیکار میکنی؟
چی میخوای؟
چی میخوای؟ این برای من خوبه درسته؟
این غیرقابل قبوله
توسط حزب مردمی نونکا فرناندز
سوگند یاد میکنم که به وظایف خود در این سمت عمل کنم
مشاوری وفادار به پادشاه، و پیوسته وفادار بمانم
قانون اساسی به عنوان هنجار اساسی دولت
تبریک میگم
از طرف حزب مردمی اوا مارتینز
من بخاطر همه چیز هیجان زده هستم چقدر احمقانه است
دنیل تو این کارو نمی کنی
دنیل، تو همیشه میخوای تو همه چیز باشی، فقط دخترا
نه، نه، جدیدها جلوترند خیلی خب، بریم اونجا
بیا دیگه
...این رسانه نیست الانم همینه
خب، سلام، من چارو ولاسکو هستم خیلی چیزها در مورد شما به من گفتند
...و خب در جناح مخالف هستید موفق باشید
شما هم همینطور
یکی دیگه بگیریم؟ باشه
بچهها، چی دارید؟ بردارید برای یک لیوان توی بار بغلی
ممنون
دخترا، ببینیم چی میشه، اما این یه چالش خیلی بزرگه، نه؟
باید باتری ها رو بذارم چون هیچی نمیدونم
از طرف اداره شهرداری اینو برات توضیح میدم
اینجا اگه اسماعیل آلوارز موافقت نکنه هیچ اتفاقی نمیفته
به همین سادگی چه اغراقی
و گرنه اینا کی هستند؟
و به نظرت چرا سهم یارانه رو به شریک من دادند؟
چون با اوناست
که آره ؛ تو از شهرتی که داره خبر داری
آره آره اونا قبلا بهم گفتند
بله، چون پوستر فاحشهها رو باید اونجا داشته باشی
دیگه نمیدونی اوضاع چطور پیش میره از بازی ها بیرون بودی
چیکار می کنی که عالیش کنی
ممنونم
بچهها، برای یه لیوان توی بار کناری، برید
دخترا، برای خوردن یه نوشیدنی به بار کنار خونمون بریم
برای نوشیدنی اینجاییم
و بابا و مامانت چی میگند؟
خب، مادرم هم مثل تو شایعهپراکنی میکنه
اما اونا حتما از داشتن دختری در دفتر شهردار خوشحال میشند
باید هیجان زده باشم که برمیگردم درسته؟
...با تو باشم ؛ با خانواده ام
اون به بیرون نگاه کرد قراره دنبالش بگردیم؟
بیا بریم ؛ آره
داری میری؟
ببخشید خانم ؛ کسی با مقاماته
سلام سلام
حالت چطوره؟ چقدر زیبایی
ممنون شب بخیر
و دوستات چی؟ ازم می ترسند؟
نه الان میان
بفرمایید، چِما شهردار
بیا بیا اینجا
قدیس نمیتونه این همه انگور داشته باشه
بیا بگیرش ممنون
ممنون یا هر چیز دیگه، برای توئه، این از طرف پونفرادینوسه
خیلی ممنونم، بله
بیا، از بابت پسرم ممنونم
هیچی، هیچی ما اینجاییم که کمک کنیم
ممنون، ممنون، ممنون باشه؟ بیا میگل، بگیر
رفیق مادرت چطوره؟ خوبه
سلام خیلی ممنون
بچهات چطوره؟ خوبه
قهرمان اسپانیا و برچیانو، ها؟ و فراتر از اون
باید ادای احترام کنی
این فوقالعادهست عجب روزی بود
مردم خیلی سپاسگزار بودند و همه انگورها رو خوردند
اسماعیل، ما یه میز داریم آره، لعنتی
اسماعیل، این از طرف من برای کانچیه
بهش بگو که پیشرفت کنه، لطفا
ممنون مهم نیست
حالت خوبه؟
بریم، لطفا
اسماعیل ما یک تکلیف ناتمام داریم
بیا بریم اونجا، بیا
حالت خوب نیست؟
آره بخاطر همسرمه
اون سرطان لاعلاجی داره و فرصت زیادی نداره
این خیلی بده
خیلی متاسفم
من اونو به مادرید می برم و اونجا پیش خواهرش میمونم
وحشتناکه که مجبور باشم با اون درد تو خونه تنهاش بذارم
حداقل در مادرید تنها نیست
بچه هام اوضاع خیلی بدی دارند
و ما چهارساله که اینطوری بودیم
...مساله هفته ها و روزهاست
خیلی متاسفم
هرچی لازم داشتی من اینجام
کوئنکا، خیلی ازت ممنونم
بهم اطمینان میده که در شورای شهر روی تو حساب کنم
واضحه که بهت نیاز دارم ؛ باشه؟
برای هرچی که هست
بیا، دیگه برات قصههای غمانگیز تعریف نکنم
میشه برای غذا خوردن همراهیم کنی؟
حتما
کمیسیون ها
من اینا رو خیلی واضح نمی بینم اما بهت میگم
ممنونم
در جلسه عمومی شوراها اعلام می کنیم
اما ما اونا رو از قبل فعال کردیم
و گرنه به بودجه های تعیین شده نمی رسیدیم
جشنهای ماه مارس
فرهنگ برای مانو اوا، جوانان
و بقیه همینطور باقی می مونند
و امور مالی و بازرگانی برای نونکا
تو باید قرارداد رو تغییر بدی مواظب خودت باش
اوریباری جلسه رو به تعویق انداخته
تا بتونیم ازش بهره ببریم
برای ارائه در رادیو و روزنامه
پروژه روسالدا
هر دوی شما برای شروع سر و صدا کردن
...و تو
روی جلد مجلهی یکشنبه رفتی عکس دستهجمعی نیست
...عالیه ؛ ازشون می پرسم ساعت چنده
باید ساعت ۷ باشه چون بعدش قراره شام بخوریم
نمیتونم، من موندم، بگذریم از همه چیز
No comments yet. Be the first to leave one.