Incendiary

Incendiary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Incendiary 2008 bluray
د لخوا تبصره M0H4MM4D.A.H
ترجمه از من نیست. اصلاح شده - ارائه توسط وب سایت ساب استار substar.ir

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2020-01-21
ډاونلوډونه: 46
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫پنج چهار سه دو یک

‫برو

‫مامی تو چشمک زدی.من بردم

‫بله تو بردی.حالا بگیر بخواب

‫فردا میخوایم بریم به لب ساحل

‫اگه بخوام زندگیم رو براتون تعریف کنم ‫بهتره از اینجا شروع کنم

‫پسرم و ساحل کمبر

‫چرا این و چرا الان؟ ‫برمی گردم بهش

‫مامی

‫قدرت طبیعت ‫اسمی که قابله روش گذاشت

‫وقتی چهار سال پیش به دنیا اومد

‫و بعد از اون هم متوقف نشد

‫مامی

‫من و اون بیشتر اوقات رو باهم گذروندیم ‫چون پدرش یه بدبخت واقعیه

‫البته اگه بخوام منصفانه بگیم ‫همیشه بدبخت نبود

‫یا شایدم بودش و من نمی فهمیدم

‫من اولین زن تو خانواده م نبودم که...

‫فریب یه ارتشی رو خورده بود

‫حالا هرچی که هست خوب یا بد

‫من پسرم رو دارم و اونم منو

‫مامی

‫مامی

‫یادم میاد یه بار مادرم من رو به ساحل کمبر برد

‫روزی که عقلش سر جاش بود

‫نم نم بارو میومد.اون می گفت ‫اون از خونه بیرون میاردت.درسته؟

‫- حواسم نبود ‫- کی اونجاست؟

‫- من کردم

‫تو پی پی کردی

‫و اون بارون تمام راه تا خونه میومد

‫مادربزرگم بهم گفت آدلف هیتلر وقتی لندن رو بمباران کرد کار خوبی واسه ما کرد

‫بمب های آتش زای اون یه چاله تو بارنت گرو درست کرد

‫و اونا جزئی از برجهای ما شدن

‫و لندن با صداهای مهیب و آشوب به اتش کشیده شد

‫اون گفت این به خاطر هیتلر بود

‫که ما یه دید خوب نسبت به سمت ‫گرجستانی خیابون پیدا کردیم

‫جایی که بمب ها عمل نکرده بودند

‫مامی.مامی ‫من خیلی تند میدوم

‫نمیتونی منو بگیری ‫مواظب باش

‫اگر فکر می کنی نمیتونم اونجا ببینمت ‫خیلی خل هستی

‫ما خونمون رو مشارکتی کردیم

‫مسخره ست ولی لنی میگه ‫یه سرمایه گذاری خوب واسمون میشه

‫چون نزدیک شهره

‫ما گروه سوم ساکنین برجها هستیم

‫اگه از زندگی ساده و چادر نشینی ‫خوشتون میاد

‫میتونید ماروتو همه بنگاه های املاک ‫مشارکتی پیدا کنید

‫غذای مورد علاقه : جوجه کیف ‫برنامه تلویزیونی : تاپ گیر

‫گرفتمت

‫ایمان : باشگاه فوتبال ارسنال

‫خوب صبر کن ‫صبر کن

‫مامی.آقا خرگوشه رو بیارش بیرون ‫از ماشین چرخون خوشش نمیاد

‫مامان الان بیارش بیرون

‫درسته.بفرمائید

‫الان بهتر شد

‫سلام؟

‫مادرتون حالش خوب نیست ‫کمک لازم داره

‫یعنی اینکه مسته و شما هم تنها کسی بودید که گفته به من زنگ بزنید؟

‫اون هیچ وقت زنگ نمیزنه مگه به خاطر ‫پول مشروب

‫قصد بی ادبی ندارم ولی باید گوشی رو بذارم ‫بای

‫-مادربزرگ دوباره مست کرده؟ ‫- این چه طرز حرف زدنه؟

‫و اکنون اخبار ساعت ۶ ‫جرج الاگیا و سوفی راروث

‫این اخبار منه ‫جرج الاگیا و سوفی راروث

‫مامی تو چشمک زدی ‫من بردم

‫بله توبردی.حالا بخواب

‫آقا خرگوشه دوست نداره تو ‫ماشین چرخون بره

‫آره ولی باید تمیز نگهش داریم ‫درسته؟

‫اون گفتش واسش مهم نیست کثیف باشه

‫اون بهت این رو گفت ‫آره؟

‫تازه گفت اگه تو امشب میترسی ‫میتونی بیای اینجا

‫ممنون باارزش ‫مامی نمیترسه

‫همه چی خوب پیش میره؟

‫حالا که اینجام مگه نه؟

‫یک هیچ برای آرسنال

‫یک هیچ برای آرسنال

‫یک هیچ برای آرسنال

‫سلامتی

‫سلامتی

‫دلم میخواد اون حرومزاده ها رو بکشم

‫همش میخورن و داد میکشن ‫تو این ساختمون خانواده هستش

‫تورو خدا

‫ببینم حالش خوبه

‫سلام پیرل.میشه هواش رو داشته باشی؟ ‫یه نوک پا باید برم بیرون

‫- بله عزیزم ‫-ممنون.کلید زیر گلدونه

‫- چقدر طول میکشه آژیر قطع بشه؟ ‫- چهل چهل و پنج دقیقه

‫باید برم

‫شیمیایی هست؟ ‫به نظر میرسه

‫پسر ... به اون نگاه کن

‫Ta.

‫عالیه

‫- بیست پوند ‫- اره بیست تا

‫- شرط میبندی؟ ‫- بله

‫- میبرمش خونه ‫- اوه

‫ببخشید.دوستم میگه شما خیلی ‫خوشگل هستید

‫و بیست تا باهام شرط بسته تا ‫اسم شمارو بفهمم

‫اسمتون رو بهم میگید و پول رو باهم قسمت می کنیم ‫من هم دوباره مزاحمتون نمیشم

‫- بیست پوند؟ ‫- بیست پوند انگلیس

‫- گوش کن ‫- بله

‫رفیقات عوضین

‫بله بله

‫خوب کمکم کن پولشون رو گیر بیارم ‫هرکدوم ده پوند

‫من پول لازم ندارم

‫درسته

‫ببین.منم ده پوند لازم ندارم.ول

‫شاید بتونیم باهم یه کم ‫گپ بزنیم؟

‫- از این طرف اینجا اومدید؟ ‫- آره.از ساختموان ولینگتون

‫درست روبروی منه.میتونم از خونم ‫ساختمونهای ولینگتون رو ببینم

‫ولی در مقایسه با قیمت خونه تو ‫هیچی نیست

‫اما شرط میبندم داخل خونه تو هم قشنگه

‫بله درسته.لااقل از ساختمونهای ولینگتون ‫هیچ ذهنیتی ندارم

‫بله ‫اینجا تنها هستید؟

‫منتظر شوهرم هستم

‫اون پلیسه ‫تو بخش خنثی کردن بمبه

‫واسه یه کاری رفته و من هم ‫منتظرم برگرده خونه

‫یاخدا ‫خنثی کننده بمب

‫سیم قرمز رو قطع کن ‫سیم سبز رو قطع کن

‫مزخرف گفتمببخشید .معذرت میخوام

‫انگار دارم میمیرم ‫عصبی شدم

‫ما یه بچه کویچ چهار ساله داریم

‫خیلی شیطونه.در واقع خیلی نازه ‫ولی پرانرژیه

‫همش نگران خرگوش اسباب بازیشه ‫آقا خرگوشه هست که نذاره من بشورمش

‫حالت خوبه؟

‫عادت ندارم حرفای دلم رو به غریبه بگم

‫نیازی به عذخواهی نیست ‫اگه میخوای صحبت کنی،من شنونده خوبی هستم

‫میرم واسه هر دومون نوشیدنی بیارم ‫بعدش میتونی از اول ماجرا برام تعریف کنی

‫این بمب های جدید دارن پیشرفت میکنن ‫اصلا فکر این چیزها رو نمیکرد

‫خدایا باید سخت باشه ‫احساس بدی بهم دست میده

‫چرا؟توچکار میکنی؟

‫من روزنامه نگارم.واسه یکی از ‫روزناکه های ملی کار می کنم.اکسپرس

‫در مورد چی می نویسی؟

‫همه چی از سیاستمداران فاسد تا ‫نوسسات کلاهبرداری شهری

‫اسمم باری لوئیسه ‫من اینجا هستم تا از درآمد VAT

‫۱۹۶۸ که مجاز شناخته شده در فعالیتهای ‫گزارش تهیه کنم

‫- مردم باور می کنن؟ ‫- بعضی وقتها آره

‫وا اگه نتونم به فکرشون وارد بشم ‫سعی میکنم به تختخوابشون وارد بشم

‫وقتی میخوای به تختخوابشون برسی ‫چی به مردم میگی؟

‫ازت خوشم میاد

‫- اثری هم داره؟ ‫- نمیدونم داره؟

‫- دوست دختر خیلی دوره ‫- جدی؟

‫- تو پاریسه ‫- خوبه

‫برنگشته.ماشینش نیست

‫خوب اگه نیومده چرا بامن ‫برنمیگردی؟

‫واسه قهوه

‫نه باید برگردم

‫حالت خوبه؟

‫آره ویروس معده هستش

‫شاید باید بری و بایکی ‫حرف یزنی

‫این مشکل معده هستش

‫شنبه واسه بازی آرسنال میری؟

‫چلسی قراره تارومارتون کنه

‫منظره قشنگیه ‫بله

‫فکر کنم برم بهتر باشه

‫فکر کنم اگه بمونی بهتر باشه

‫چجور پیش رفت؟

‫هنوز اینجام.مگه نه؟

‫بله هنوز هستی

‫ده هیچ ارسنال

‫شما مزخرفید.خودتون هم میدونید

‫ای کاش نمی بردیش مسابقه ‫اعصابم رو خرد میکنه

‫چی اعصابت رو خرد نمیکنه؟

‫قشنگه

‫صفر تا شصت ‫در پنج ثانیه

‫میتونی ۱۷۰ تا ۱۸۰ تا باهاش بری

‫خیلی باید تیز باشی تا بتونی ‫یکی با این رو بگیری

‫من میرم فروشگاه تا یه چیزی واسه ‫چای بگیرم

‫Cبستنی شکلاتی واسه جشن پیروزی ‫چیپس و یه کم هم آبجو

‫من امشب شیفتم عزیزم

‫چی؟مگه میشه؟ ‫فکر کردم آخر هفته بیکاری؟

‫بعضی وقتا میتونی بگی نه ‫لنی

‫خداحافظ با ارزش

‫من با ارزشم.نه؟

‫آره هستی.بعدا میبینمت

‫دست! ‫میتونم ژاکتم رو در بیارم

‫نه شنیدی که مامانت چی گفت

‫سلام

‫ماشین قشنگیه ‫صفر تا ۶۰در ۵ ثانیه؟

‫- ۱۸۰ مایل در ساعت؟ ‫خدای من. نمیدونستم ماشینها رو میشناسی

‫این فقط یه خردشه ‫در مورد من هیچی نمیدونی

‫من که چیزی نگفتم

‫ببین.اونشب یه اشتباه بود ‫نمیخوام دوباره تکرار بشه

‫- کجا میری؟ ‫- میرم مسابقه

‫دیرت میشه

‫تازه اگه موتورش تا ۱۸۰ تا در ساعت بره ‫ممکنه برسی

‫میخوای با من بریم نهار؟

‫فکر کردم بهم گفتی ‫داری میری مسابقه

‫و مطمئنم که گفتم نمیخوام دوباره با تو ‫سکس داشته باشم

‫خدایا ‫توهرچی تو ذهنته رو دقیقا میگی

‫بله ‫توهم بهتره بعضی وقتها امتحانش کنی

‫اوکی باشه ‫من فکر میکنم تو جالبترین سکسی ترین

‫بهترین پایین شهری هستی که دیدم

‫و اگه راضی نشی به این راحتی ‫ولت نمیکنم

‫ببین.من دارم میرم خونه واسه خودم ‫فیله ماهی درست کنم و تلویزیون ببینم

‫به نظر خوبه

‫- چقدر؟ ‫- ببخشید؟

‫فیله ماهی؟

‫نمیدونم تا حالا تو عمرم نخوردم

‫چهارتا چیپس

‫چیه؟

‫یعنی چی چیه؟

‫از من چی میخوای؟

‫دوباره رفتی سر اصل مطلب ‫شفاف سازی

‫اگه دوست دختر میخوای من نیستما ‫من خانواد ه دارم و دوستشون دارم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left