Beyond the Blackboard

Beyond the Blackboard

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

beyond the blackboard 2011 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian Beyond the Blackboard 2011 زیرنویس فارسی فیلم

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-15
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 196 کرښې.

خب همگی، اینم از آخریش

امروز می‌خوایم در مورد ایالت خودمون، یوتا، صحبت کنیم

یه چیز خاص براتون دارم

زن: همیشه دلم می‌خواست معلم بشم

عاشق اون نقشه‌های دیواری بزرگ بودم که پایین کشیده می‌شدن

و بوی کتاب‌های درسیِ نو

کوییز

امیدوارم خوب خونده باشید

می‌دونم که خوندی، خانم استیسی

استیسی: عاشق این بودم که اسمم رو بالای صفحه بنویسم

انگار که آدمِ مهمی بودم

و همین‌طور بقیه سیاره‌ها

خب، همگی

اینم یه عکس از کره زمین از توی فضا

اینم عکسی از مریخه

مدرسه اون جای امنی بود که بهم اجازه می‌داد یه نگاهی بندازم به

این‌که دلم می‌خواد کی بشم

این عکسی از منظومه شمسیه، اون دور دورا توی فضا

مرد (با فریاد): من که ساعت‌زن نیستم

ساعت ۵ تعطیل نمی‌شم که با عجله برم پیش زنم

زنی که دیگه حتی آشپزی هم نمی‌کنه

مرد: اونا به من اضافه‌کاری نمی‌دن

حقوق ثابته! می‌خوای چیکار کنم؟! من که همش بازی

زن: پس بیا خونه و کمک کن

مرد: من که همش بازی... من که همش

هی استیسی، موفق باشی

سلام دختر

همیشه عاشق مدرسه بودم

و توی ۱۶ سالگی

ترک تحصیل کردم

دسامبر از دانشگاه یوتا فارغ‌التحصیل شدی؟

بله قربان. کارت خوب بوده

خانم بِس، اما می‌بینم که زمان زیادی طول کشیده تا تمومش کنی

خب، راستش، من و عشق دوران دبیرستانم زود ازدواج کردیم

و من ترک تحصیل کردم

اما وقتی مدرک معادل دیپلمم رو گرفتم

همه چیز خیلی سریع پیش رفت

هرچند که هم‌زمان رسیدن به دانشگاه و خانواده

به یکم انعطاف‌پذیری نیاز داشت

همون‌طور که می‌دونید کار زیادی پیدا نمی‌شه

واسه کسی که تازه درسش تموم شده

آمادگی‌اش رو داری

که پایه اول تا ششم رو درس بدی؟

بله قربان

همه پایه‌ها... اول تا ششم؟

بله، دقیقاً

از اشتیاقت خوشم میاد

واقعاً همین‌طوره. به این اشتیاق نیاز دارم

به کسی نیاز دارم که عاشق تدریس باشه

خب، من... از وقتی یادمه

دلم می‌خواست معلم بشم. و الان کاملاً آماده‌ام

ترم ما شروع شده

از ۵ ژانویه. الان دو هفته‌ست

که از ترم می‌گذره

اگه این کلاس رو بهت بسپارم

باید قول بدی که تا آخر سال تحصیلی

پای کار بمونی و جا نزنی

البته

باید از فردا شروع کنی. می‌تونی؟

مشکلی نیست. بله، حتماً

بفرما، اینم آدرس

چه مدرسه‌ای هست؟

راستش

اسمی نداره. این یه برنامه‌ی جدید

برای دانش‌آموزهای بی‌سرپناهه

اوه، چقدر عالی

آره، واقعاً همین‌طوره

معلم قبلی به دلایل شخصی نیاز به مرخصی داشت

فردا ساعت ۹ خودت رو به خانم ترامبل، معلم جایگزین، معرفی کن

تبریک می‌گم، خانم بِس

همین؟

همین

ممنونم

دختر: تموم شد

هی، تو ازش بپرس

تموم شد

همه‌ی تکالیفت رو خوب متوجه شدی؟

من و برندون می‌تونیم الان بازی کنیم؟ خواهش می‌کنم

دقیقه‌ی دیگه ۳۳

وقت حموم و پوشیدن لباس خوابه

نیکول: باشه! زود باش، بیا

سلام همگی، من اومدم خونه

بابا اومد خونه

بیا، اینم عینکت

لباس خوابت رو بپوش، باشه؟

برندون: دارم یخ می‌زنم

پدر: «هری خندید، همون‌طور که داشت

دنبال حباب‌ها می‌دوید.»

تعداد بیشتری‌شون رو هم برداشت

ماشین‌هاش، هواپیماهاش و کفش‌هاش رو

شلپ کتاب‌هاش افتادن و شلپ فرفره‌هاش

و بعد یهو یه حباب گنده‌ی قلنبه پیدا شد

و همه رو با خودش برد

نیکول/برندون: اسب‌کوچولو

پدر: ...اسب‌کوچولو، و اون رو با خودش برد به اون بالاها و دور کرد

داره می‌ره به فضا. نیکول: آخی

برندون: یه روز منم می‌رم فضا

مامان، واسه فردا استرس داری؟

نه، استرس ندارم. می‌دونی چرا؟

چون من کاملاً آمادم و وقتی آدم حسابی آماده باشه

و سخت تلاش کنه

اون‌وقت می‌تونه اعتمادبه‌نفس داشته باشه

ماچ! شب بخیر. دوستتون دارم

خب، کدوم دستم؟

هوم؟ کدوم دست؟

اوه، چه جالب

امم، چپ

نه، راست، راست، راست، راست

راستش این‌قدر بزرگه که تو هر دوتا دستمه

این چیه؟

واسه اینه که برگه‌هاتو بذاری توش

خیلی شبیه چیزای معلمیه. مرسی

اوهوم

خانم لانسکی، معلم کلاس دومم، از اینا داشت

و، اوم... اون زنِ رویاهام بود

اوه، واقعاً؟

آره، تا وقتی که با تو آشنا شدم

ببین

فردا کارت عالی می‌شه

ممنونم

مرد: من کاری نکردم

راه رو گم کردی؟

کجا می‌خوای بری؟

ببخشید، من... من

دنبال پلاک ۶۰۰ خیابون جنوبی می‌گردم

معلم جدید تویی؟

بله

جای درستی اومدی

من معلم رو پیدا کردم

چرا داره از من دور می‌شه؟

همون‌جا پارک کن

ها

هی، این قفس توری دیگه چیه؟

برای اینه که برگه‌های بچه‌ها رو بذارم توش

آخه اون‌قدری بزرگ نیست که بچه‌ی من توش جا بشه

اسمت چیه؟

اوم، استیسی

خیلی جوون به نظر میای، استیس. چند سالته؟

انگار ۱۶ سالشه

ته‌تهش ۱۷. من ۲۴ سالمه

سوابق کاریت چیه؟

باید سوابقت رو بدونیم

اگه قراره به بچه‌های ما درس بدی

خب، این اولین

چی؟ چی گفت؟ استیسی، چی گفتی؟

من... این اولین کارمه

آخی، خب، حداقل صادقه

عزیزم، از اینجا به بعد دیگه فقط جای پیشرفت داری

جو، چرا خانم رو تا مدرسه همراهی نمی‌کنی؟ از این طرف

از کفشات خوشم میاد

جو: برید کنار مردم

خانم معلم داره رد می‌شه

ممنون. ببخشید

اه

اوه

برید کنار. خانم معلم داره رد می‌شه

ممنون

از همین طرف. ببخشید

پاپی. ممنون

مرد: بیا همین اول یه سری قوانین پایه بذاریم. هی، جانی

بله؟

معلممون اومد. (صدای گریه نوزاد)

ممنون جو. متشکرم

ببین، من دوست ندارم

از روی ظاهر قضاوت کنم

اما مصرف مواد اینجا اصلاً تحمل نمی‌شه

نه مواد، نه مشروب

هیچ استثنایی هم نداریم

مصرف کرده باشی، اخراجی

متوجه شدی؟

ما پاکیم. حله

سلام. من جانی هستم

سلام. جو، می‌شه لطفاً

خانم ترامبل رو پیدا کنی؟ ممنون

ببخشید. اسم من... اسم من استیسی بس هست

قرار بود خودم رو به مدرسه معرفی کنم

شما اینجا مسئولی؟

نمی‌دونم بشه اسمشو گذاشت مسئولیت

ولی من اینجام و تو هم اینجایی و جات هم کاملاً درسته

فکر نمی‌کنم من... بقیه‌اش باشه برای بعد

بعدازظهر میام سراغت. من

دوازده تا خانواده اون بیرون دارن از سرما یخ می‌زنن

که باید به کارهاشون رسیدگی کنم

می‌تونم از تلفنتون استفاده کنم؟

آره، واسه خط گرفتن اول ۹ رو بگیر

گوینده تلویزیون: ...یه ماشین صفر کیلومتر

دستیار: دفتر دکتر راس، بفرمایید

بله، لطفاً گوشی رو بدید به دکتر راس

در چه موردی تماس گرفتید؟

اوم، در مورد این واقعیت که

همین الان برای اولین روز کاریم به عنوان معلم اومدم اینجا

و اینجا، اینجا اصلاً شبیه مدرسه نیست

اینجا... بیشتر شبیه یه انباریه

و، خب، راستش قضیه خیلی فوریه

یه لحظه گوشی دستتون، ببینم می‌تونم وصلتون کنم یا نه

تو معلم جدیدی؟

Beyond the Blackboard subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left