لومړۍ 200 کرښې.
بزن بريم
... يک، دو
شماها داستان مي خوايد؟
آره، من يک داستان دارم يک داستان دوزخي لعنتي
اين همونيه که توي فيس بوکت گفتي؟
اين طوري شروع ميشه
در روز هفتم، خداوند استراحت کرد
من عاشق خدا هستم- اون خداي مورد علاقه منه-
آره، اما اون خداست پس مي دونسته
که اگر بعد از شش روز ديوانه وار بخواي استراحت کني
روز يکشنبه، درسته؟- من هر روز استراحت مي کنم-
اما اون حروم زاده هاي بيچاره چي
که از شش روز ديوانه وار مي گذرند
نمي دونست که روز هفتم قراره روز استراحت باشه
يا فقط يک روز ديگه توي يک مغازه کوفتي؟
اون ها حروم زاده هاي بيچاره اين که ما بايد برشتشون کنيم
! براي مغازه کوفتي
کي مي دونه، شايد دوتا فرشته بيان
و اونو به راه راست هدايت کنن
اما من از خودم جلوتر ميرم
اين داستان فرانک و نانسي تيگارتين است
هفت روز اونها صبح شروع ميشه
اونها دخترشونو به کالج مي فرستند
واو
انگار همين ديروز بود داشتم روي تاب هلت مي دادم
توي گاردن پارک
آره
و حالا، دختر کالجيمونو ببين
در راه گياه خوان بودنش
نه، عزيزم ما فقط به اندازه يک تماس تلفني فاصله داريم
5ساعت با ماشين پنجاه دقيقه با هواپيما
ميدوني ما براي تو اينجا هستيم هرچيزي که بخواي
شماره هامونو داري
آره من شماره هاتونو حفظم
خوبه- اما بعد از-
ساعت ده شب زنگ نزن چون احتمالا خواب باشيم
اين يک جک بود مي دوني که اين يک شوخي بود، درسته؟
من عاشق شوخي هاتم بابايي
از رختخوابت خوشت مياد؟- آره-
بايد يک تشک بهتر براش بياريم
چطور به اين فکر نکرديم؟
مي دوني چيزي که اين اتاق نياز داره يک قفل مدکو است
قفل هاي خيلي محکمي ميسازهMedeco
آره- و اين چيه-
يک خوابگاه مشترک؟ چرا داريم اين کارو مي کنيم؟
اون توي يک خوابگاه مشترکه اين ايده کي بود؟
اين اشتباهه
من خيلي دوستتون دارم
مرسي
براي همه چيز ممنونم
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
پريسا يادکوري ، مينو مرتضوي kiako ، امير حسين شاملو
درست ميشه- کدوم قسمت؟-
همه اش، من قول ميدم
مي تونم کمکت کنم؟
ببخشيد بچه ها، ميخوام اينو ! اه-
حالا چي؟
هي، مرد
من فقط دارم کارمو انجام ميدم، خوب؟
... ما، اوه
اون فقط دخترمونو به کالج فرستاد
و واقعا واقعا سرمون شلوغ بوده
و تا چند روز ديگه صورت حسابو مي فرستم
ببين، اين مربوط به من نيست است، خوب؟Volvo
اون ها خرابکاري نميکنن وقتي پاي اجاره دادن در ميانه
من فقط به يک ذره زمان بيشتري نياز دارم
.... اونجا يک داستاني اينجا هست
هميشه هست برادر، هميشه هست
دوست داري بشنويش؟
بسيارخوب، برو
من يک شرکت پزشکي راه اندازي کردم
همه چيزمونو گذاشتيم براش درست کردن يک نوآوري پزشکي
اين عمر مردمو افزايش ميداد
ما سخت تاسو مي چرخونديم اما ما بهش باور داشتيم
بعد مشکلي پيش اومد
کوچيک بود اما براي درست کردن داستان براي اخبار کافي بود
اونها شروع کردند که به ما بگن "بحث برانگيز"
که توي کار ما،بدترين کلمه است
و....
دومينوي بدآوري ها شروع شد
حالا، دخترمون همه چيزو در اين باره نميدونه
ما اونو باهم راه انداختيم تا وقتي اون به کالج رفت
و حالا ما مي خوايم اونو باهم راه بندازيم
تا دوباره روي پاي خودمون بايستيم
تو چي درست کردي؟
چي، حقوق؟- محصول-
دريچه مصنوعي قلب طراحي شده براي جايگاه منتقل شده
...که يعني- شريان دوگانه-
ميدونم
مي دوني قبل از اين شهرت لعنتي چي کار مي کردم؟
امدادگري؟- اوه-؟
آره، مردم خوشحال ميشدن وقتي من ظاهر ميشدم
ديروز، من مجبور شدم سه تا صندلي بچه رو
از پشت يک لکسوز بيرون بيارم
اون ها رو روي چمن بگذارم
انگار داشتم براي
چندتا بچه لعنتي کنسرت تتلو اجرا مي کردم
يا چند تا گهWiggles
اونها رو يادته؟- نه-
سالاد خوشمزه لعنتي
من بچه دارم
غم انگيز بود
اه، باشه، نگاه کن
من به اونها ميگم تو اينجا نبودي
اما حداکثر مي تونم چندروز برات وقت بگيرم نه چند هفته، باشه؟
خب، اگر من جاي تو بودم
ميتونم راهي پيدا کنم تا توي لباسم چندتا چيز دزدي بگذارم
مواد بفروش يا من برميگردم
ممنونم- ! ممنونم-
بالاخره طلسم شکست
چيز چي، اوه
لامپ توي مخفيگاه ؟
اون شکسته
پس، مي فروشيمش
يا تعميرش مي کنيم؟
ما اشيا رو تعمير نمي کنيم فرانک ... ما فقط داغونشون مي کنيم
سلام بچه ها
محوطه رو ميفروشيد؟- اوه، نه، برت-
اتاق نشيمن ما سرتاسر محوطه است
چي؟- باي-
اوه، فرانک نگاه کن
يک ماششين اسپرسوساز دوهزار دلاري Breville Oracle
و ما فقط بايد ميخريديمش
اما، ما حتي از توي جعبه لعنيتشم بيرون نياورديم
خوشحال باش که اون هنوز توي جعبه است
اين دوهزار دلار مي ارزه يک هشتم اين
......صورت حساب ماشينه
ما براي چي همه اين چيزها رو خريديم؟
وسيله، وسيله، وسيله همه جا هست
و حتي پول عصب کشي هم ندارم
يا بيکينيمو موشک کنم
! هي، بچه ها شما تو محوطه حياطتونو مي فروشيد؟
هي، جانسون
اوه، جيسون، نه، محوطه خونمون رو آب برده
فقط مال ما رو
اوه، اين خشم طبيعته
خوب خوشحالم اين بلا سر تو اومده نه من
چون آب شور مثل کريپتوني هاست
براي ويلچر
جيسون، داري به نفع خودت جک ميگي؟
.... متأسفم، من فکر کردم
.... چون
... من توي... تنها هستم اوه، ريچل باهام تماس گرفت
انگار اون همه کارها رو درست کرده
پس، شما دوتا داشتيد سعي مي کرديد
تا اون چيز فاصله دارو درست کنيد؟
شانس برعليه اونه، و جيسون و اون جاه طلبه
و تو توي خونه زندگي مي کني
فرانک؟- بله؟-
اصلا به اون توجه نکن، جيسون
اون مسته
خوب، بهتره سرکارم برم ... پس
هي جيسون تو يونيفرم آهني
زير لباسات پوشيدي مثل سوپرمن
يا ميري خونه و لباساتو توي خونه مامانت عوض مي کني
جايي که زندگي مي کني با مامانت
من نجواي اسپانياييو نمي فهمم
آقاي تيرگارتن، من واقعا دوست دارم با شما بيام
حتي اگر من و ريچل نهايتا فقط دوست هاي معمولي باشيم
نه بيشتر
چون... به نظر من شما آدم هاي شگفت انگيزي هستيد
ممنونم، جيسون
روز خوبي داشته باشي- آره-
از سواري لذت ببر
اگر بخاطر ويلچره
.... اين
يک خوبشو داشته باشي
نيگل، اونجا توي لندن چه خبره، هاه؟
هنوز داري عقب عقب رانندگي مي کني؟
از چي داري صحبت مي کني؟
خودت ميدوني منظورم چيه
مي دوني، خيابون هاي يک طرفه
.... ماشين ها
اون خيابون؟
تو مستي؟
اوه، خنده داره
جداً
به من گوش کن من مي خوام براي مدتي
به سفر برم، خوب؟
من مي خوام به نپال برم
براي حدود 4 ماه ميرم
موبايلم خارج از دسترس ميشه
اوه، عجيبه هي، گوش کن، نيگل
درحالي که اون طرف تلفن دارمت
فکر کنم بايد ازت تقاضاي پول بيشتري کنم
تا مراقب خونه ات باشم
چون من نزديک به 3 روز در هفته اونجا خواهم بود
چي داري ميگي؟
مراقبت از خونه من اونقدرها سخت نيست
تو دقيقا کنار خونه من زندگي ميکني
من بايد... من مي تونم اون بچه رو به خيابون ببرم
تا اين کارو مجاني انجام بده
فقط اين طوري اون مي تونه بره و سيمو نگاه کنه
يا عيسي
اون درباره پول بيشتر چي گفت؟
فکر نمي کنم اون به اين کار علاقه اي داشته باشه
يک دقيقه به خونه نيگل ميرم
نه
سلام، من فرانک هستم
No comments yet. Be the first to leave one.