Renascence (Phoenix Humming in the Sky / Feng Li Jiu Tian / 凤唳九天)

Renascence (Phoenix Humming in the Sky / Feng Li Jiu Tian / 凤唳九天)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Renascence E36 720p&480p DramaDL
د لخوا تبصره AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

تګونه

720p
720
480p
480
په خپور شو: 2020-10-19
ډاونلوډونه: 9
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

قسمت 33

عالیجناب

در نبرد شهر لیان

شما به کمک ما اومدین

فرصت نشد تا شخصا از شما تشکر کنم

اشتباه نکنین

شو هیچ قصدی برای مداخله در امور خارجی نداره

،من،چو بو می

برای کمک به کسی

اینکارُ نکردم

فقط برای جبران لطف یائوموشین اینکارُ کردم

درست میگم یائو مو وان؟

اگه اینطوره

میخوام بپرسم

بین ارتش چو و شما

هیچ دشمنی نیست

پس چرا به ما حمله کردین؟

بعد از اینکه حمله مخفیانه تون شکست خورد نیروهاتون رو برای محصاره ما فرستادین

حمله مخفیانه؟

صطرز حرف زدنتون درست نیست

موقع مذاکره اینطوری صحبت میکنین؟

عالیجناب،ما دشمنی با هم نداریم

اگه به نبرد ادامه بدیم

سربازهای بیشتری کشته میشن

و غیرنظامی های بیشتری عذاب میکشن

برای همین بخاطر مردم

و بخاطر دوستی شما با موشین

میشه عقب نشینی کنید؟

میتونم اینکارُ بکنم

اما

برای درخواست شما

یه بهایی هست که باید بپردازین

باشه

میتونم بدونم از ما چی میخواین؟

من اونُ میخوام

اونُ به من میدی؟

اگه نمیخوای با ما صلح کنین میتونین مستقیم بگین

نیازی نیست شوخی کنین

فکر کنم متوجه حرفهام نشدین

اگه یائو مو وان با من ازدواج کنه

ما فورا عقب نشینی می کنیم

این پیشنهاد منه

عالیجناب

مردم چو

بخاطر یه هونگ یی در عذاب هستن

نمی تونیم بیشتر از این وقت رو تلف کنیم

ما با صداقت برای

مذاکره صلح اومدیم اینجا

عالیجناب،امیدواریم بتونین این مسئله رو جدی بگیرین

من جدی هستم

شوخی نمی کنم

خیالتون راحت

با اینکه شما بانوی اعظم بودین

من،چو بو می،هنوزم با شما ازدواج میکنم

و تمام عنوان هایی که لیاقت دارین رو به شما میدم

با شما بدرفتاری نمیشه

اون زن منه

عالیجناب

پیشنهاد میکنم حرفهای احمقانتون رو پس بگیرین

درغیراینصورت،اگه اتفاقی افتاد منُ سرزنش نکنین

باشه

به هر حال این یه معامله ست

اگه قبول نمی کنین

نیروهای من عقب نشینی نمیکنن

باشه

تو میدان نبرد می بینمت

جون جینگ

یه نصیحت دوستانه درم

فکر نکنم

بتونین بهای اینکارتون رو بپردازین

جون جینگ

بریم

جون جینگ،رفتارت خیلی عجولانه بود

باید به توضیحاتش گوش میدادی

من سالهای زیادی در نبرد شرکت داشتم

با اینحال هرگز همچین مرد بی شرمی ندیدم

باشه

حالا که شو همچین قصد کثیفی داره

ادامه صلح مورد نیاز نیست

من فکر میکنم

پشت پیشنهاد عجیب چو مو بی

سوتفاهمی صورت گرفته

سوتفاهم؟

تو به اون اعتماد داری؟

خیلی خب

چرا گفت با هم خاطره دارین؟

چطور من اطلاع ندارم؟

وقتی تو کمپانی جینگ یائو بودم

با اون آشنا شدم

تو حسودیت شده

داری حسادت میکنی

از حالا به بعد

دیگه حق نداری ببینیش

حالا که نمیخواد با ما صلح کنه

من تو میدان نبرد بهش رحم نمی کنم

جون جینگ

عجولانه رفتار نکن

جنگیدن برای هردو طرف بدترین گزینه ست

دقیقا جایی قرار میگیریم که یه هونگ یی میخواد

اون بود که شروع کرد

مو وان

هرگز اجازه نمیدم

کسی تو رو از من بگیره

اهمیتی نمیدم

ارباب

اوضاع چطوره؟

همونطور که انتظار داشتین

چو بو می دستور داده تا راه ورد غذا و مهمات به ساوانا رو قط کنن

میخواد مجبورمون کنه تسلیم بشیم

در حال حاضر غذا کم داریم

سربازهامون فقط میتونن دانه های درشت بخورن

سربازهامون نمیتونن بیش از این تحمل کنن

اگه هر روز این غذا رو بخورن

هنوزم تو انبار ارتش غذا داریم

برای چند روز کافیه

اما اوضاع خوب پیش نمیره

در مورد مردم

اینقدر مخفی کاری نکن

با من روراست باش

تو شهر زن هم هست

بعضی از مردم از گرسنگی مردن

شن روان

با مهما غذای فعلی چند روز دووم میاریم؟

دو روز

اما تو این دو روز

برادرهامون فقط میتونن روزی یه بار غذا بخورن

روزی یه بار؟

اگه این موضوع ادامه پیدا کنه

ممکنه تو ساوانا آدمخوار رایج بشه

جین یی

یه تیم دیگه همراه خودت ببر

تا دنبال راهی برای رهایی از اینجا بگردی

بله

بن لی،شن روان،بریم

بله

جون جینگ

کاملا آگاهی که

این فقط یه راه حل کوتاه مدته

نمی تونه مشکلات ساوانا رو حل کنه

این سفر طولانی ای برای شوئه

منابع غذاییشون برای مبارزه طولانی کافی نیست

انبارشون رو به آتش کشیدیم

حالا فقط باید جلوی مهمات غذاییشون رو بگیریم

اینطوری شانس تبدیل شکست به پیروزی رو داریم

نگران نباش

یین شو رو فرستادم تا بررسی کنه

فقط باید منتظر خبرهای اون باشیم

دوست دارم بدونم ساوانا الان چه وضعیتی داره

چند روزی میشه که راه آب و غذا رو بستیم

فکر میکنم تا الان

مردم زیادی از گرسنگی مردن

درسته

در ناامیدی به سر میبرن

ممکنه یائو مو وان ویه جون جینگ

واقعا بخوان با من بجنگن و هرگز

تسلیم نشن؟

حتی اگه تسلیم نشن

گیر افتادن تو ساوانا بن بسته

من زیر کوه شمالی نرو مستقر کردم

برای بستن تنها راه فرارشون

شعف بزرگ سفر ما

مهمات غذاییه

وقتی تحویل غذا به مشکل بخوره

هرچقدر هم که سربازها و افرادمون قوی باشن

عواقبش غیرقابل تصور

حتما این موضوع به فکر یه جون جینگ رسیده

و همین الان گفتیم دفاع از دره راحته اما حمله بهش کار سختیه

مستقر کردن نیروها در اون مکان کار اشتابهی نیست؟

باید در عوض بفرستینشون تا از آذوقه دفاع کنن

این موضوع بالاترین اهمیت رو داره

قابل پیش بینیه،عالیجناب

-کاری که گفتین انجام میدم -صبر کن

بزار ازت بپرسم

اگه مستقیما حمله کنیم

شانس برنده شدنمون در نبرد چیه؟

پیروزی راحته اما

اما ممکنه تعداد کشته شدگان بالا باشه

چرا به محاصره ادامه ندیم

تا اجازه بدیم بدون جنگ بمیرن؟

هر اتفاقی ممکنه بی افته

افرادمون گزارش دادن که سرزمین جنوبی فورا نیروی کمکی ارسال کرده

اگه اوضاع ادامه پیدا کنه

ارتش ما درگیر دو جنگ میشه

ممکنه پیروزی فورا عوض بشه

،وقت رو تلف نکنین فورا برای حمله آماده بشین

اما یادتون باشه

وقتی وارد شهر بشیم

نباید آسیبی به یه جون جینگ،یائو مو وان و

هان جین یی برسه

متوجه شدین؟

عالیجناب

...این درست به نظر نمیاد،عالیجناب میتونن

من نمیخواستم در این جنگ شرکت کنم

اما نمیخواستم از دستور پدرم نافرمانی کنم

اون سه نفر دوستهای من هستن

اگه اونها رو بکشم

باعث نمیشه مرد ناسپاسی بشم؟

بعلاوه،ماموریتی که پدرم به من داده

اینه که اگه یائو موو ان با ازدواج با من موافقت کنه به جنگ خاتمه بدم

باید اونُ زنده نگهدارم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left