لومړۍ 200 کرښې.
« اِوِرگــلـِـیــدز »
هی
وقت همینجوری داره میره
میشه اقلاً اول این رو تموم کنم؟
میتونی توی ماشین تمومش کنی
خدایا، مگه سروقت نیستیم؟
چیزی بهعنوان سروقت وجود نداره
یا زود میرسی، یا دیر
و جایی که تو داری میری، باید زود برسیم
میشه توی استراحتگاه جادهای بعدی وایسیم؟
عین تمام فراریهایی که تابهحال منتقل کردم حرف میزنی
معطل میکنن، التماس میکنن، دنبال فرصت میگردن که از پنجرۀ دستشویی فلنگ رو ببندن
جایی که داری من رو میفرستی، تفاوتی با زندان نداره
وبسایت که خیلی خوشایند جلوهش داد
نمیذارن از اونجا بری
و تلفنت رو میگیرن
به بهشت میخوره - آها -
تو یک ساعت بدون تلفنت دووم نمیاری
چجوری تماس رو دریافت کنی؟
چه تماسی؟ تماس تو رو؟
تو که فقط پیامک میدی
و همون کار رو هم دیگه بهزور انجام میدی
تماس من نه، تماس
بیخیال، بابا، من نمیخوام این کار رو انجام بدم
بهگمونم دفعۀ بعد که مدنظر داشتی با مشت بزنی توی صورت یه دختره، به اون فکر میکنی
اصلاً دستم هم بهش نخورد
دماغش رو شکستی
حقش بود
نکتهش این نیست
دیگه داری مثل مامان حرف میزنی
«اون وْ «استش» (سیبیلو) میرن «کارائیب و به من تبدیلدرمانی میرسه
اردوئه، ویلا
چرا نمیتونم پیش تو بمونم؟
تو خوبای؟ - آره، من روبهراهام -
از جات تکون نخور
میبینی اینجا چی دارم؟
...یه تاخت ریز میزنیم
اونی که اونجاست دراِزای وانت
مشکلی با اون داری؟
نه، مشکلی با اون نداره
مگراینکه بخواد آسیبدیدن این جوجوی زبونبسته رو ببینه
هفتتیر رو بنداز
شوتش کن اینور
تو چطور؟
میبینی اینجا چی دارم؟
اون «جوجوی زبونبسته» دخترمه
پس همگی خونسردی خودمون رو حفظ میکنیم
«چون دلتون نمیخواد چند ساعت رو توی «دیار تمساح منتظر کشوندهشدن به عندونی محلی بگذرونید
شما با من راه بیاید، من هم با شما راه میام
بهتون قول میدم - آره، جایی که من اهلشام، اون قدّ پُخ ارزش نداره -
کجاست اونوقت؟
« شصتکیلومتری دیترویت »
اینهمه جا
من راحتام
یه گوزنکوچولوی چهارشاخ، پنجشاخ داریم اینجا
!هی، هی
!کثافت! برگرد اینجا
کلمنت منسل، برداشت دوم
« دیترویت، میشیگان »
این چیزیه که توی فهرست دستورکار دادگاهه
و ساعت 1:30 ناهار داری
به نمایندگی گفتی کار با اَپ رو بهت توضیح بده؟
هوم. فقط دکمه رو فشار بده. قانقان میکنه
اینها رو ببین
فقط دکمه رو فشار بدم، قانقان میکنه؟
اوهوم
باشه
...و
خیلیخب
...مادرقحـ
« دادگاه قضائی حوزۀ سوم »
همه بایستید
،دادگاه قضائی حوزۀ سوم شهرستان وِین
...با ریاست جناب قاضی الوین گای
آهان
عالیجناب، دادستان مایله که درخواست تعویق داشته باشه
واسه چیچی؟
...خب، نظربه وقایع اخیر
وقایع؟
منظورت اینه که امروز صبح یه نفر سعی کرد من رو بفرسته هوا؟
میخوام همین الآن اینجا همه یه چیزی رو شیرفهم بشن
،من بالای 30 ساله که توی این شهر نژادپرست توی این سیستم نژادپرست موفق عمل کردهام
چیزی بیشتر از یک بمبگذاری ماشین لازمه تا جلوی من رو از مقررکردن عدالت بگیره
حالا، شیرفهمه؟
بله، عالیجناب
بیاید شروع کنیم
خب، دراونصورت، عالیجناب، ما معاون مارشال ایالات متحده ریلن گیونز رو فرا میخونیم
پس، کِی متوجه شُدید که متهم یک فراری با حکم میشیگانی بود؟
زمانی که گزارش کردم، مطلع شدم که تحتتعقیبه
عالیجناب، متهم دو بار محکوم به فروش ،موادمخدر شده، که یک بار فرار کرد
و، اگه فرصتش رو داشته باشه، باز هم همون کار رو میکنه
بهعلاوه، ما اتهامات حمله با سلاح کشنده و اقدام به آدمربایی «فلوریدا» رو هم اضافه میکنیم
ایالت پیشنهاد میکنه که وثیقه رد بشه
شوکهام
خانم وایلدر، احیاناً چیزی برای اضافهکردن ندارید؟
فقط چندتا سؤال، عالیجناب
مارشال، صبح بهخیر
صبح بهخیر
،پس بعد از اینکه موکل بنده رو بازداشت کردید
منتظر نیروهای اجرای قانون موندید؟
مرکز گفت که یک ساعت طول میکشه تا بیان
پیش خودم گفتم بهصلاح موکلتونه که من روند رو تسریع کنم
پس بردیدشون دادگستری؟
ایشون رو بههمراه یار غارش رسوندم به دادگستری جایی که جفتشون کیفرخواست شدن
مستقیم به دادگستری؟
کمابیش
موعد ثبتنام سر ساعت 9 بود
من یه معاون مارشال ایالتیام. درگیر یه وظیفۀ رسمی بودم
دراونصورت، شاید بهتر بود از قدرتهای عظیمتون استفاده کنید تا سروقت برسید اینجا
چیزی بهعنوان سروقت وجود نداره
،پس بعد از اینکه سعی کردید دخترتون رو برسونید
اونوقت آقای پاور رو بردید دادگستری
کمابیش
خیلیخب. مَرده وْ قولش
از این دستبندها خلاص شم، کونت پارهست
تایرون، اینجوری انجامش میدیم
دستهات رو باز میکنم
اگه درست رفتار نکنی، یهخرده توی صندوقعقب وقت میگذرونی
چیزبرگر سهاستیک من رو گرفتی؟
و سیبزمینیسرخکرده وْ دو تا یخپرتقال
!مادرقحبه، من «چیک-فیل-اِی» میخواستم
بگیر بتمرگ
کسی چیزی داره که بخواد اضافه کنه؟
مارشال، شما گفتی که اون روز هوا گرم بود
من گفتم؟ - بله -
داخل اظهاریۀ کتبیتون، گفتید که بهصلاح موکل بندهست که بهخاطر وضعیت هوا، شما برسونیدشون
عالیجناب، مرتبطه؟
این به هر سمتوْسویی که داره میره، برس به اصلش
،35 درجه، عالیجناب
با 90% رطوبت
پس درحالیکه شما داشتید با دخترتون ،آرومآروم ناهارتون رو میخوردید
موکل بنده رو ول کردید داخل ماشینتون
با یخپرتقال
و باید اضافه کنم که لای شیشه رو هم داده بودم پایین
صندلیعقبِ یک سدان مشکی گرم
!آره - !اعتراض دارم -
آ... مارشال، شما هرگز موکل بنده رو تهدید کردید؟
...خب - در هر زمانی تهدید کردید که ایشون رو در صندوقعقب ماشین قرار بدید؟ -
من به خاطر دارم که موکل شما داشت رفتار تهدیدآمیزی از خودش نشون میداد
پس میخواستید یک مرد سیاهپوست رو
بندازید داخل صندوقعقب ماشینتون؟
در صورت لزوم، یک مرد سفیدپوست رو هم مینداختم اونجا
عالیجناب، مارشال کسی نیست که اینجا داره محاکمه میشه
یک دقیقه به من مهلت بدید، و خواهد بود
اون کدوم خریه؟
چیه؟
چیز خندهداری هست، دخترک؟
بیشتر ویدئوهای گربه
این بچه مال کیه؟
مال من، عالیجناب
چرا متعجب نیستم؟
ضابط، دخترِ مارشال رو به یکی از عالیترین بازداشتگاههامون همراهی کن
اون واقعاً ضرورت داره؟ - معلومه که داره. وگرنه که انجامش نمیدادم -
چطوره که بگید همین بیرون منتظر بمونه؟
چطوره که تو یاد بگیری توی دادگاه من دهنت رو ببندی؟
تصور میکنم اونطوری بهپایانرسوندن شهادتم مشکل میشه
یه تیکۀ دیگه بندازی، شهادت میشه کمترینِ نگرانیهات
حالا، دهنت رو میبندی، یا من مجبور میشم ببندمش؟
...عالیجناب، من شش مورد برای استناد به رد
میتونم یه سؤال غیررسمی ازتون بپرسم، عالیجناب؟
،چی بیشتر متعجبتون میکنه
،اینکه یه نفر به جونتون سوءقصد کرد یا اینکه اون اتفاق بیشتر نیوفتاده؟
داری تهدیدم میکنی؟
...ایالت علیه کریگ جونز سوم
من خیلی از شما جلوترم، جناب وکیلمدافع
ضابطْ مارشال رو بههمراه دخترش تا زمان تأمین وثیقه به بازداشتگاه منتقل میکنه
تمام اتهامات حاصل از حادثۀ «فلوریدا»؛ حمله، اقدام به ماشیندزدی، مالکیت مجرمانۀ سلاح گرم؛ برداشته میشه
اتهاماتِ ایالت «میشیگان» پابرجا میمونه
وثیقه 100هزار دلار تعیین میشه
پس به این میگی اوقات فراغت؟
گیونز
فرمانده
برای شنیدن این لحظهشماری میکنم
،اگه فقط بتونم مدارکم رو امضا کنم ماشینم رو تحویل بدم، راهی میشیم
لازمت میشن
نه، یه ماشین اجارهای یکطرفۀ ارزون برای رفتن به خونه دارم
ریلن، کارآگاه وندل رابینسن
کارآگاه، ریلن گیونز
چه خبر، «اسلیم» (خوشقدوْبالا)؟
بهخاطر اون شِروْوِر با قاضیه؟
نُچ، بهخاطر اینه که شما دو تا قراره با هم کار کنید
من یه گروه ضربت با ادارۀ پلیس «دیترویت» دارم که دارن روی این تحقیق میکنن که کی سعی کرد قاضی گای رو بکُشه
میخوام تو حضور مارشالها رو رهبری کنی
لو، نه
سؤالی نبود
من به بچهم قول دادم
یه سفر جادهای کامل برای برگشت به «میامی» ترتیب دادیم
میخوای کاری کنی توی صندوقعقب برگرده؟
دن این رو تأیید نمیکنه
کلمات دقیق دن «مال تو. من بهش نیازی ندارم» بود
...فرمانده - میزان نسبتاً زیادی فشار سیاسی روی اینیکیه -
بهعلاوه، تو رو بهطور ویژه خواستن
کی خواسته؟
قاضی گای
میگه تو آدم همین کاری
شوخیت گرفته
بهگمونم گاهی اوقات واسه گرفتن یه سفیدپوست عصبانی، یه سفیدپوست عصبانی لازمه
موردی نداره یه دقیقه تنهامون بذاری؟
به روی چشم
...ببین
No comments yet. Be the first to leave one.