لومړۍ 200 کرښې.
نیرنگ
زیرنویس shine021
این مشکل خودته، نه من.
من پرستارِ شبانهروزی نیستم.
96 ساعت بیوقفه، 'اِد'.
نه.
سه روزه پلک رو هم نذاشتم.
یه لحظه وایسا.
داری با کی حرف میزنی؟
هیچکس.
برو بخواب، 'اُلیویا'.
یه کم آب میخوام.
چشم، خانم.
'اِد'، به خدا میرم.
یه حس خیلی بدی دارم. فکر کنم دارم یه چیزایی میبینم.
شاید از بیخوابی دارم هذیون میگم.
من زود نمیترسم، ولی بعد از اتفاقای دیروز؟
'اِد'، بابت این کار باید سه برابر بهم پول بدی.
درستش کن.
چشم، خانم.
الو؟
'اِد'.
آره، معلومه که هستم.
ممنون.
اوه، کدوم پرستار 'آن کال'ـه؟
چی؟
اون فقط... خب، معلومه. آره، میفهمم.
آدرس کجاست؟
'اِد'، واقعاً ممنونتم.
-اونا از طرف آژانس بودن. -حدس زدم.
دارن دوباره منو استخدام میکنن.
-پس دیگه خبری از دورهٔ آزمایشی نیست؟ -امیدوارم.
پرستار 'آن کال' مریض رو تنها گذاشته و رفته.
شیفت شب؟
من به این کار احتیاج دارم.
این یه فرصت دوبارهست.
من کجام؟
نه، آرومتر. ببخشید، خوابه.
-شما 'دیل' هستین؟ -بله.
بفرمایید تو. من 'تام' هستم، راستی.
اسم من باید توی لیست تماس اضطراریتون باشه.
اگه یه وقت مشکلی پیش اومد.
مثل اینکه پرستار قبلیش یهو زده به چاک.
متاسفم، همینطوره. ببخشید که اینجوری مزاحمتون شدیم.
اوه، نه، اصلا اینطور نیست.
میدونین، من از وقتی که، ام... دارم کمکش میکنم.
شوهرش چند سال پیش فوت کرده.
آه... برای پیدا کردن اینجا مشکلی که نداشتین؟
-نه، زیاد. -خیلی خب. از این طرف.
وقتی رسیدم اینجا خواب بود.
فقط نمیدونم چقدر تنها مونده.
خیلی خب. معمولاً جواب میده.
اوه، اون آمفیزم داره.
اون به تنهایی نمیتونه درست نفس بکشه.
آره، من پروندهاش رو خوندم.
حتماً یه جایی لولهاش گرفته یا یه همچین چیزی.
شما دارین لولهٔ اکسیژنش رو فشار میدین.
اوه، گندش بزنن. من دیگه باید برم.
داشتم بهت زنگ میزدم. کجا بودی؟
نه، 'اُلیویا'، ام، این پرستار جدیدتونه، 'دیل'.
خب، شما نباید منو تنها بذارین.
'تریسی' دیگه اینجا نیست، خانم 'استون'.
من 'دیل' هستم، از این به بعد مراقب شما خواهم بود.
من یه توله سگ داشتم به اسم 'دیل'. خیلی سگ خوشگلی بود.
سوت میزدم و صداش میکردم و اونم میدوید میومد.
خب، به نظر میاد که شما همه چیز رو تحت کنترل دارین.
من شما دو تا رو تنها میذارم.
-ام، ممنون... -'تام'.
اگه به من احتیاج داشتین من همین دور و برام.
چیزی میخواین براتون بیارم، خانم 'استون'؟
اوه، منو 'اُلیویا' صدا کن.
'اُلیویا'.
یه کم آب، لطفاً.
هوم.
اوه، اوه، آه، نه.
از این ماگ استفاده کن.
چند بار بهت گفتم به وسایلم دست نزن؟
ببخشید.
من خیلی به عادتهام پایبندم.
یکی دیگه رو هم پرونده؟
فکر کنم آره.
-اسمت چیه؟ -'دیل'. اسم شما چیه؟
بهت سه روز وقت میدم، فوقش.
-برای چی؟ -شاید هم کمتر.
قیافت نشون میده که دووم نمیاری.
-اوه، واقعاً اینطور به نظر میاد، ها؟ -اونا بهت گفتن؟
کی چی رو به من گفت؟
این خونه تسخیر شدهست.
من دیدمش.
-چی رو دیدی؟ -جن رو.
فکر میکنی چرا 'تریسی' رفت؟
من نمیترسم.
'پنی'؟
ناهارِتو نخوردی.
من از ماهی تُن بدم میاد.
خیلی خب، ما باید بریم خونه. پاشو بریم.
-من دارم با 'دیل' حرف میزنم. -خب، 'دیل' سرش شلوغه.
باید 'دیل' رو تنها بذاریم.
از آشناییت خوشحال شدم.
ببخشید.
دخترتونه؟
آره، آره، نازه. ولی مراقب باش.
اون عاشق اینه که یه عالمه شیطونی کنه.
دست راستت مشکلی داره؟
آره، یه مشکل قدیمیه.
از کجا فهمیدی من راست دستم؟
اوه، سالها رهبری ارکستر.
توجه به این چیزها دیگه برام یه عادت شده.
'OCD'. عجب چیزی.
چیزی میخواین براتون بیارم؟
قرصهاتو بخور.
خیلی مهمه که مصرف اونا سر وقت باشه.
من تمام عمرم به بقیه گفتم چیکار کنن.
من اشاره میکردم، اونا هم اطاعت میکردن.
مردم از ترس من به خودشون میلرزیدن.
تشویقها با یه اشارهٔ دست من به اوج خودش میرسید.
افتخارشون بود که برای من ساز بزنن.
نخبهترین استعدادهای دنیا دنبال این بودن که با من کار کنن.
و چون زن بودم، مجبور بودم دو برابر مردها تلاش کنم.
این خونهٔ منه. پولش رو خودم دادم. خودم به دستش آوردم.
پس منو ببخشید اگه انتظار داشته باشم یکم بهم احترام بذارین
و تو خونهٔ خودم باهام با ادب باشین.
معذرت میخوام. ببخشید. آه...
لطفاً قرصهاتون رو بخورین.
هوم.
-قشنگه، نه؟ -چی؟
منظره.
اوه، آره. خیلی قشنگه.
من همیشه اینجا رو دوست داشتم.
بقیهٔ خونههام رو فروختم، میخواستم اینجا جون بدم.
بشین. بشین.
نه!
نه، نه روی اون صندلی. اون صندلی 'آلبرت'ـه.
ببخشید. آه، 'آلبرت' دیگه کیه؟
آه، شوهرم.
قبلاً میرفتم بهش سر میزدم،
ولی، ام، دیگه مثل قدیما نمیتونم اینور و اونور برم.
برای همین الان اون میاد و بهم سر میزنه.
هوم. اون میگه دیگه وقتشه.
خیلی داره بیتابی میکنه.
هه. میگه، 'اُلیویا'، کنسرت دیگه تموم شد.
چراغها رو روشن کردن.'
اون یه جورایی شوخیهـای تلخ میکنه.
-اسمت یادم رفته. -'دیل'.
'دیل'. 'دیل'. هه.
هه. میگن میشه عمق یه آدم رو
از تعداد بخشهای اسمشون فهمید.
'اُلیویا' چهار بخش داره، برای همین یکم طول میکشه تا منو بشناسین.
'دیل'. ساده، بیشیله پیله.
آره، من همینم. ساده.
هر چی میبینی همونه.
اون کیه؟
اوه، من الان یه سری خرید کردم.
توی اتاق کار، توی کشو پول هست.
-وای، عجب سرعتی. -'تریسی' کو؟
-من پرستار جدیدم، 'دیل'. -'جیکوب'.
اوه، آره. ام، ۸۳.۲۵ دلار میشه.
و یه سری شکلاتهای جورواجور هم اون تو هست.
اون شکلات مورد علاقهٔ 'تریسی'ـه.
ام... اِ، اون دیگه برمیگرده؟
بعید میدونم.
اوه.
اوه، آره، 'تریسی' گذاشت من برش دارم.
آه، پیرزنه خرپوله. میگفت دستههای پول نقد رو توی کشو نگه میداره.
من از این چیزا خبر ندارم.
درسته.
-حتماً خیلی احساس تنهایی میکنه. -هوم؟
اوه، نمیتونه همدم خوبی باشه، اون پیرزن یه روانیه.
خب، این کارِ منه.
کار منم افتضاحه، ولی نمیذارم هویتم رو تعیین کنه، فهمیدی؟
-میدونی چیه؟ مال خودت. -اوه، ممنون.
خب، اگه چیزی لازم داشتی، بهم بگو...
اوه، بشین 'دیل'، بشین.
از نقاشیها خوشت میاد؟
اونا رو 'تام' کشیده، پایین همین خیابون.
-'تام'؟ -اوم هوم.
من چندتاشو خریدم، میخواستم یه کمکی بهش کرده باشم.
-چند سالته؟ -۲۸.
اوه. وقتی من همسن تو بودم،
چهار تا سمفونی نوشته بودم.
داشتم دور دنیا کنسرت میذاشتم.
حتی برای ملکهٔ انگلیس هم اجرا داشتم.
وای.
آره. وای.
زرق و برق، مهمونی، سکس.
وقتی اون بخش از زندگی آدم تموم میشه، هه،
دیگه چیز زیادی برای موندن وجود نداره،
مگر اینکه یه شراب خوب باشه،
که اونم اجازه ندارم بخورم.
آه، من در طول شب چند بار بهتون سر میزنم.
اگه چیزی لازم داشتین، فقط دکمهٔ زنگ رو فشار بدین.
آه، باشه.
هی، چطوری؟
بیمار زوال عقل عروقی با 'OCD' و 'COPD'.
هیچ ایدهای ندارم که اینا دیگه چی هستن،
ولی به نظر چرت و پرت میاد.
خسته به نظر میای.
مرسی.
میخوای بیام پیشت؟
دلم میخواد، ولی من این کار رو لازم دارم.
No comments yet. Be the first to leave one.