Reply 1988

Reply 1988 (응답하라 1988)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

응답하라1988 Reply 1988 E14 WEB-DL (PersianDreamTeam)
د لخوا تبصره Persian Dream Team
Rasselas @PersianDreamTeam

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2021-11-19
ډاونلوډونه: 70
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

"مارس 1989" ×سئول، دوبونگو، سانگمون دونگ×

هر کي لباساش اتو مي خواد، بياره

آروم تر- چيه؟ چيه؟ چيه؟-

مثل آدم برو ورزش ، يا برو حموم عمومي نشين ور دل من

اون صاب مرده رو هم خاموش کن

چرا به من گير ميدهي؟

باشه، باشه، غلط کردم

مي ران، مي ران، مي ران

مي خواي اونو بندازي دور؟

ننداز تا ده سال ديگه ميشه استفاده ش کرد

هي، من يا بابات؟ يکيو انتخاب کن

چي؟

من و بابات اگه طلاق بگيريم به خاطر اتو

مياي پيش من يا بابات؟- بابا-

من تو رو انتخاب مي کنم مامان

من طرف توام

Yes!

بابا، من مي برم

مي بري؟

من ميرم خونه سون وو اينا

تو مال جونگ هوان و سويون رو ببر

چشم- دونگ ريونگ يادت نره-

احتياجي نيست

من شخصا اومدم که شما به زحمت نيفتين

از کجا فهميدي؟

تک جون، خدا عادله

به بعضيا استعداد بادوک ميده ... به منم

ماشين باباي جونگ هوان، ماشين بورا و ماشين شما

خدا به من گوشاي تيز داده که اينا رو از هم تشخيص بدم

داشتم تو اتاقم درس مي خوندم که صداي ماشين شما رو از دور شنيدم

خش خش

فهميدم صداي پلاستيک ميوه هاي خوشمزه ست

بعد متوجه شدم که چند تا از اون ميوه هاي خوشگل، منو صدا مي کنن

بابات منتظرته بدو برو خونتون

امشب شيفت داره، خونه نيستش که

ولي دستتون درد نکنه

راستي تک، خبر داري که آخر هفته تولد جونگ هوانه؟

تولدت مبارک~

مي دونم خدافظ

چيو بايد ببرم؟

به هر خانواده يکي از اين کيسه ها بده

اين موزا چي؟

مي خوام بدمشون به جين جو موز خيلي دوست داره

آها

ميشه يکيشو بردارم؟- چرا نشه؟ مال خودته-

خاله

اوا، رئيس چويي

سلام

هي، الان بايد بگي اوا، رئيس کيـــم

چه جوري؟ من بلد نيستم

يه دستتو بيار بالا

....اوااا

سلام تک

اين چيه؟

ميوه ست بابام گفت بيارم بدمش بهتون

بهش سلام برسون و تشکر کن

پرتقالم هست؟- بله هست-

جونگ هوان، تک اومده

تک، ناهار پيش ما بمون

هي، اينجايي؟- آره-

خيلي ممنون، بايد برم خونه دوک سون اينا

با اجازتون خدافظ

روز تولدت مي بينمت

وقت مي کني بياي؟- آره، مي بينمت-

چه دوستاي خوبي داري از خواب و خوراکشون مي زنن

که واست جشن تولد بگيرن

خوشمزه ست؟

دوک سون

دوک سون

سويون، کله پوک

سويون، يه لحظه بيا

خب بيا تو يخ کردم

واي، واي

موز آخ جون

آخ جون

تو تقليد از من پيشرفت کردي

هي، پابرهنه اومدي؟

خدايا، نگاش کن

کسي خونه نيست؟- نه-

مامانم رفته خريد بابام و نو اول رفتن دوستاشونو ببينن

سونگ بورا هم کتابخونه ست

يه جوري درس مي خونه انگار تمام زندگيش به اون چند خط بسته ست

خيلي خر مي زنه

بورا تو زندگي قبليش يکي مثل تو بوده

بزنم تو دهنت؟

تو فقط هر چي من ميگم رو ياد بگير

مي خوري؟- نه، بخور-

ديروز اصلا نخوابيدي؟

معلومه؟- تابلوئه-

قرص خواب نخوردي؟

تو گفتي نخور، منم نخوردم- صد آفرين-

قرص سر درد چي؟- فقط يه دونه-

ايول، باريکلا تک

تک

چه عجب از اين ورا؟ امروز مسابقه نداشتي؟

تک، ميشه ده تا امضا بهم بدي؟

معلممون خواسته

باشه

معلم سال دوم يا سوم؟

موز از کجا؟

تو آوردي؟

دستت درد نکنه

معلم سال دوممون

معلم سال سومو هنوز نميشناسم

فردا معلوم ميشه کيه

بورا کجاست؟ باز رفته کتابخونه؟

نمي دونم

مي خواد بره سر يه شغل پاره وقت

ولي نمي دونم چرا خودکشون مي کنه

بدجور جو گرفتدش

پوستت خيلي خشکه يه کم کرم بزن

مي دونستي سنت از بابا هم بيشتر مي زنه؟

اشکال نداره عوضش وقتي سنم رفت بالا جوون مي زنم

تو ديگه خيلي سخت مي گيري

بورا، امروز "روز سرخ"ـه

يه همچين روزي بايد آدم خوش بگذرونه

نميشه از فردا کارم شروع مي شه

نمي خوام روز اول فکر کنن هيچي بلد نيستم

چيکار مي کني؟

بريم

دستات خيلي گرمه

چيکارشون کردي؟

چي ميگي دستاي من هميشه گرمه

بورا، امشب پوجانگ ماچا مي بينمت

من درس دارم- بورا-

باشه ميام

جين جو، يواش تر بخور کسي موزاتو نمي خوره

سون وو کجاست؟ رفته کتابخونه؟

رفت يکيو ببينه و بياد

موسونگ، از فردا باز زحمت جين جو ميفته گردن تو

مي خوام باز برم حموم عمومي کار کنم

بابت جين جو خيالت راحت

سون يونگ

سون وو فهميده

چي؟

سون وو مي دونه که تو کار مي کني

از کجا مي دونه؟

چه جوري فهميده؟

خب... يه جوري فهميده ديگه

غمت نباشه

سون وو پسر با فهم و شعوريه

مامان

سلام عمو- سلام-

هي، سون وو بيا ميوه بخور

عمو واسمون آورده

چقدر موز جين جو، نوش جونت

تک برگشته عمو؟- آره، ديشب اومد-

اهل خريدن سوغاتي و اينا نيست

ولي هميشه با خودش ميوه مياره

جين جو، دوست داشتي؟- چه ذوقي هم کرده-

.: قسمت 14 :. "نگران نباش"

اين جوري نه- چرا؟-

واسه چسبوندن بالش بايد از چسب استفاده کني

بيا

جدي؟ چه فرقي دارن با هم؟

برنج که بزني به محض خشک شدن ميفته

اما اگه چسب بزني محکم واميسته

قشنگ دور تا دورشو چسب بزن خب؟

باشه، حتما اين دفعه مي برم

سون وو غذا حاضره بيا

اومدم

سويون، ميزو بچين

باشه

مامان، بابا کو؟

گفت زود مياد

نمي دونم رفته کيو ببينه که تا حالا طول کشيده

مامان، نکنه رفته پول قرض بده به دوستاش؟

هي، نگران نباش پولي نداريم که بخواد قرض بده

حرف نزنين غذاتونو بخورين

عوضي

جدي؟ اين کفشا مال منه؟

قرار بود اگه امتحاناتو قبول شدي برات يه جفت کتوني نو بخرم

پس کفش کهنه هامو بندازم دور؟

آره، خيلي وقته مي پوشي شون

ديگه از ريخت افتادن

ايول

مارک نايک يا آديداس نيست بازم خوشت مياد ازش؟

مگه تايگر چشه؟

به جز مان اوک، خيليا تو کلاسمون از اينا مي پوشن

مامان پس من چي؟ کفشاي منم کهنه شده

سال ديگه نوبت توئه رفتي سال سوم مي خرم، خوبه؟

× ناراحت نباش، تايگر با توئه ×

مامان، منم کفش مي خوام

کفشم پاره پوره شده

وقتي بارون مياد آب ميره توش

هي گفتن سال ديگه

بله

اگه رتبه زير صد بياري خودم برات مي گيرم

زير صد؟

بي خيال نمي خواي بخري بگو نمي خوام

چرا از مَحالات حرف مي زني

نو اول، "ناراحت نباش "تايگر با منه

من کفش دارم

مامان، چرا بابا نيومد؟ پس شام چي ميخوره؟

اوااا، خانوم

هوا سرده چرا اومدي بيرون؟

نکنه اومدي استقبال من؟

مي دوني الان ساعت چنده؟ چرا انقدر طول کشيد؟

رفته بودي دوست دخترتو ببيني؟

اونو که خيلي وقته باهاش به هم زدم

More Farsi Persian subtitles for Reply 1988

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left