لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
شماها بادیگاردین، مگه نه؟
بادیگارد های سول بی هستین؟- بله؟-
سول بی
!اون دختری که پوست روشن و خیلی قشنگی داره
آه، منظورتون خواهرزاده رئیسه؟
خواهرزاده؟
خیلی ممنون
آه، اون خانم؟
اونطوری که شنیدم جای دوری زندگی میکنه
آرژانتینی بود؟
منم شنیده بودم که برزیلیه
برزیل؟
جانگ کیونگ
اوپا
شماها داشتید تا در مورد چی حرف میزدید؟
من که اینجا یواشکی دنبال چیزی نمیگشتم
!سورپرایز
اوپا، غذا که نخوردی؟ مگه نه؟ حتما باید خیلی گرسنه باشی
غذا، بریم غذا بخوریم
...ولی سول بی
خیلی مرموز و عجیبه
فروشنده ها گفتن که سول بی وارث یک شرکت بزرگه
ولی تا جایی که من میدونم، اون فامیل تو نیست
اما کارمندهای هتل فکر میکردن که اون با تو نسبتی داره
میدونی که همیشه در مورد همه چیز یکم کنجکاوم
بیا حرف زدن در مورد سول بی رو تموم کنیم
پس بذار یک جور دیگه ازت بپرسم
اون برای تو میتونه چه کاری انجام بده؟
میتونه تو کسب و کار شرکت کمکت کنه یا کاری کنه که احساس بهتری داشته باشی؟
جانگ کیونگ
این روزا سرم با کار شلوغ بوده
باشه بیا در مورد کارِت حرف بزنیم
دلیلی که به من نیاز داری، کسب و کار شرکته اینطور نیست؟
از جایی که سرت شلوغه
من آماده سازی های عروسی رو انجام میدم
مامانم گفت که قراره با پیشگو در موردِ
بهترین تاریخ برای برگزاری عروسی مشورت کنه
جانگ کیونگ
من میدونم که کس دیگه ای رو دوست داری
و نمیتونی با من، بدون عذاب وجدان ازدواج کنی
اما همینطور هم نمیتونی همکاری با بیمارستان ما رو کنسل کنی
پس فقط به حرف من گوش کن
و ازم ممنون باش
جانگ کیونگ، تو میتونی قلبتو کنترل کنی؟
نمیتونم، معلومه
اگه بخوام به حرف عقلم گوش کنم این رابطه خیلی وقته که تموم شده بود
اما حدس میزنم که خیلی احمقم
با وجود اینکه میدونستم دارم ضرر میکنم و نابود میشم بازم ادامه دادم
به همین دلیله که میخوام به صدای قلبم گوش کنم
منم همینطور ، همونی که قلبم میخواد
اوپا، تو نمیتونی هرکاری که میخوای رو بکنی
چون تو سون مین جون از گروه گوم هوا هستی
منشی گونگ، به نظر اصلا سرت شلوغ نیست
منشی گونگ تو یک ماموریت خیلی مهمه
پس ماموریت مهمت همراهی کردن خانمیه که دوستش داری؟
نه
من دارم یک خانم لایق و شایسته رو همراهی میکنم
اون خانمه خیلی خوشگل نیست؟
خانم شایسته ای هست ولی به نظر میاد که باید مغرور باشه
مغرور؟ جدی؟
،اگه اون خانم یک آدم ماهر باشه
بعدش منم باید به اخلاقیاتش احترام بذارم
!نخواستیم
اگه اون خانمه مغروره پس چرا مجبوری بهش احترام بذاری؟
منشی گونگ
بله
فکر میکنی وظیفه یک منشی چیه؟
من منشی چا رو دیدم
همراه رئیس بود
همیشه میگفت که تمام تلاششو میکنه یا اینکه رئیس باید فلانی رو ملاقات کنه
وقت کار تموم شده و وقت شام خوردنه
پس منشی گونگ هم باید به خانم سول بی غر بزنه
چی هست؟
...فکر میکنم بهتره که
همین الان بیای بریم با هم خوش بگذرونیم
جدی؟
بیا بریم
واستا منم میام
اینو نگاه کن
بیا اینجا
خوب شدم؟
آره، خیلی کیوتی
خانم می سو کجا هستن؟
...همراه رئیس
رفتن بیرون
سول بی جواب تلفن هارو نمیده
خانم سول بی همراه منشی گونگ رفتن بیرون
سول بی
ها؟
...میخوای که خانم می سو رو ببریم و
و با من تو یک جای دور افتاده زندگی کنی؟
اون جای دور افتاده کجاست؟
جنگل، ساحل یا یک جزیره دور
،توی تلویزیون یک مردی رو دیدم
که خودش توی جنگل خونشو درست کرده بود و شکار و زندگی میکرد
چرا ما نتونیم همینطوری خونه بسازیم؟
و اونجا زندگی کنی؟
درباره مین جون نگرانی؟
من میدونم با مین جون زندگی کردن به اندازه کافی میتونه سوتفاهم درست کنه
...اما- میدونم-
،اگه تو آینده مین جون رو دیدی
و همچنان تصمیم گرفتی که کنارش باشی
یک دلیلی باید وجود داشته باشه
سول بی
میشه بگی چی دیدی؟
،نفرینی که به جون رئیس سون جو چول افتاده بود
قراره گریبان گیر مین جون شه
چی؟
راهی هست که جلوشو بگیریم، مگه نه؟
سول بی، بهم بگو
برای اینکه جلوی اون نفرینی که قراره به جون مین جون بیوفته رو بگیریم باید چیکار کنیم؟
...راهی برای جلوگیریش
نیست
مین جون میدونه؟
نه باید یک راهی باشه
اینجا هنوزم همونه
اما ما خیلی عوض شدیم
کی قراره بهش بگی؟
بهم زمان بیشتری بده
نمیتونم الان به مین جون بگم هنوزم از لحاظ احساسی اوکی نیست
باید همین الان بهش بگی
اگه تو نمیتونی، من بهش میگم
چرا الان؟
یک چیزایی هست که تو باید بدونی
منتظر من بودی؟
چرا برگشتی اینجا؟
مین جون
اینجا برگشتی چون منو انتخاب کردی، نه؟
اینطور نیست
نه؟
نه
پس چرا انقدر منو خجالت زده کردی؟
بخاطر پدرم؟
میخوایی از بابام انتقام بگیری به همین خاطر اینکارو با من میکنی؟
من میخوام تو توی آرامش باشی
سون مین جون
بیا با هم حرف بزنیم
با پدرم چه نقشه ای ریختید؟
چرا برگشتی شرکت و مزاحم ما شدی؟
مین جون، من باید اینجا باشم
پدرم ازت خواسته بیای و من رو از سول بی جدا کنی؟
من به خواست خودم برگشتم
چون میخوام سول بی آزاد باشه
اون، اینجا آزاد نیست
که چی؟ میخوای سول بی رو ببری؟
فکر میکنی فقط تویی که میتونی بهش آزادی بدی؟
اوه، اون ماهی فروشی
میخوای سول بی رو جایی نگه داری که هر روز صد نفر میان و میرن؟
اینا همش به خاطر سول بیه؟
مهم نیست کجا باشیم من اونو خوشحال میکنم
مین جون، نیومدم اینجا تا باهات دعوا کنم
سول بی از ته قلبش میخواد که تو حالت خوب باشه
از ته قلبش؟
جفتتون جوری با من رفتار کردین که انگار یه احمقم بعد ازم میخواین حالم خوب باشه؟
مین جون
همه چی داشت خوب پیش میرفت اگه تو برنمیگشتی
سول بی هم فراموشت میکرد
اگه برنمیگشتی، همه چی خوب بود
...مین جون، من
من از تو و رئیس تو دو سال گذشته واقعا ناراحت بودم
فکر میکردم دیگه هیچ وقت نمیبینمت
...ولی بعد از دو سال
تو هنوزم برام همون آدمی دوست من، سون مین جون
...همون دوستی که خیلی مهربون بود و
قلب پاکی داشت
احساسات من به سول بی، واقعی ان
ولی نمیخوام سون مین جون دوستم رو از دست بدم
من هیچ وقت از سول بی دست نمیکشم
مهم نیست چه اتفاقی بیفته
حتی اگه مجبور شم از همه چیز دست بکشم
از سول بی دست نمیکشم
منم همینطور، مین جون
این حرومزاده ها کجان؟
ایناهاش
پولی که سرمایه گذاری کردم، چی شد؟ پولم کجاست؛ عوضی؟
تو دیگه کی هستی؟ چجوری اومدی اینجا؟
ما کی هستیم؟
کسایی که کلاهشون رو برداشتین و پولشون رو بالا کشیدین
لعنتی! ولم کن ببینم
پنج میلیارد پول من چی؟ پسش بده ببینم
برو از بانک بگیرش
بانک؟ همه پول ها رو انتقال دادین که
برو بیرون! برین بیرون همتون- دیوونه شده؟-
وسایلای اینجا رو بردارین
همشون رو بردارین
گمشین بیرون همه چیز رو بردارین و برین
برین بیرون
همه اینارو ببرین برین بیرون
باید آینده بقیه رو به من بگی، نه خودم رو
یه ملاقات با یه خانم محترم برات آماده میکنم
میتونی اون موقع بیای
اوک جین؛ لطفا من رو ول کن بذار برم
اوک جین؟ اوک جین کیه دیگه؟
بچه شما میاد
نفرینی که تمام عمر با شما بوده
اون نفرین رو از بین میبره
بچش میاد و نفرین رو از بین میبره؟
بچش نفرین رو نابود میکنه؟
سول بی سول بی
No comments yet. Be the first to leave one.