Super Citizen Ko ( 超級大國民 / Super Citizen Ko )

Super Citizen Ko ( 超級大國民 / Super Citizen Ko ) (超級大國民)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Chao ji da guo min
د لخوا تبصره yashar alikhah
برای دانلود فیلم به کانال تلگرامی کارتیه لاتن مراجعه بفرمایید t.me/quartierlatin

تګونه

other
په خپور شو: 2021-10-09
ډاونلوډونه: 37
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

بالأخره مِه از میان رفت

وسرانجام، همه چیز عیان شد

...ولی چرا هنوز هم

به نظر می‌رسد، همه چیز... خیس از تداومِ اشک‌هایِ سوگواری است

مشغله ذهنی در این دوره از زندگی اجازه نمی‌داد شب‌ها رویا ببینم

در زمانی که بی‌خیالِ زندگی شده بودم تا به آرامی تمام شود

به‌طور غیر منتظره، من دوباره خواب "ماچاندینگ" را دیدم

...من چهره "چن" را در رویا دیدم

که پیر نشده بود

و بعد دیدم که چطور گلوله از بدنی که هنوز جوان مانده بود عبور کرد و تن‌اش را درید

انفجار ناگهانی اسلحه و خارج شدن گلوله از آن و این‌بار این من بودم که مورد اصابت گلوله قرار گرفتم

ارتعاش درد را در سینه‌ام حس کردم

:و من شنیدم که اون بهم گفت کو"، من خیلی سردمه"

زمانی، خودم را جوانِ مُترقی‌خواهی میدیدم

اما الان، دنیای عجیب و جدیدی روبه‌رویم قرار گرفته

من مجبورم این واقعیت را بپذیرم

که به پیرمردی، پژمرده و فرتوت تبدیل شدم

۱۶سال زندانی بودن و ۱۸ سال انزوای خود خواسته

در این ۳۴ سالی که گذشت در حالی که جامعه مرا به شکل بی‌رحمانه‌ای طَرد کرد

من هم به نوبه خودم، آنرا رها کردم

دنیا مرا فراموش کرده است

"شهروندِ خاص، "کو

:شرکت تولیدی WAN Jen Films Production

:ارائه شده توسط RUAN Ju-jing, CHANG Xi-he

:تهیه کننده WAN Jen

:تهیه کنندگان LIAO Ching-sung

:بازیگران LIN Yang, SU Ming-ming

:بازیگران مهمان CHEN Chiu-yen, KO I-Chen, HSING Feng

:فیلم‌نامه WAN Jen, LIAO Ching-sung :صداگذاری WU Nien-jen

:کارگردان WAN Jen

!بابا! بابا

بابا، چرا برای معاینه نرفتی؟

خیلی لج‌بازی

دکتر بهم گفت همون ناراحتی قلبی‌ته چیز جدیدی نیست فقط باید بیشتر استراحت کنی

الان، من بیمارستان می‌برمت

تو به‌صورت خودخواسته خانه سالمندان رو ترک کردی اصلاً مواظب خودتت نیستی

چرا بعد این‌همه مدت الان تصمیم گرفتی اونجارو ترک کنی

!پسرم! پسرم

پدرجان، این یه کارت اعتباری و اینم یه تلفن همراه برای شما

و اینم داروتون دکتر گفت باید به‌طور منظم مصرف کنید

نباید زیاد بیرون برید و بیشتر تو خونه استراحت کنید

یکی از همین روزا شمارو برای کاتتریزاسیون قلبی می‌برم، باشه؟ کاتتریزاسیون قلبی: عبوریک کاتتر به‌درون قلب ازمیان ) یک رگ به منظورتزریق یک ماده برای تصویربرداری و ( به دست آوردن نمونه ها یا اندازه گیری فشار

من یه تلویزین، روزنامه و مجله میخوام میتونی ترتیب اینارو برام بدی؟

جمعیت بیش از بیش دارن بی‌تاب میشن

و به‌صورت غیر منتظره، به‌سمت دفتر ریاست جمهوری حرکت کردن

این تغییر وقایع، غیر قابل پیشبینی بود

حتی هدایت وسایل نقلیه حزب مترقی‌خواه و دموکرات‌ها به سمت دفتر، غیر قابل کنترل بود

و پلیس زمانی برای واکنش به این حرکت نداشت

پس از آن‌که توده مردم با شورشی عظیم جلوی دفتر ریاست جمهوری رسیدند

...درگیری بین نگهبانان دفتر و

کسانی که خواستار آزادی تظاهرکنندگان بودند بالا گرفت

چند نفر از میان جمعیت بمب‌های دودزایی را که بطرف‌شان پرتاب شده بود را به سمت نگهبانان پرتاب کردند

در این هرج و مرج

رئیس شعبه یک، "ژونگ ژِنگ" از اداره پلیس دچار زخم‌های شدیدی شد

در حال حاضر، او در بخش اورژانس بیمارستان تایوان بستری شده است

در همین حال

بارها به جمعیت اخطار داد DPP که آرامش خود را حفظ کنند

اما مردم به این اخطارها گوش نمی‌دهند

در این کشمَکِش، هر دو طرف خیابان بیش از ده دقیقه بسته شده بود

تصمیم گرفتند DPP ماشینهای به‌سمت ساختمان قوه مقننه "یوان" عقب‌نشینی کنند

هدایت کنند Zhongshan S. Rd. تا جمعیت را به سمت

تا به این‌صورت، تَنِش سیاسیِ موج دوم از جمعیت را به‌طور موقت به تعویق بیاندازند

این یک رویاروییِ دو طرفه بود

که پلیس را کاملاً غافلگیر کرد

۳۴سال... چه شب‌های طولانی و بی‌پایانی بود

انگار که بعد از ۳۴ سال از خوابِ عمیقی بیدار شده بودم

یک صدا در گوشم و یک چهره در مقابل دیدگانم

همچنان مرا در لابه‌لای این شهر به این‌سو و آن‌سو می‌کشانَد

و مرا در میان کوچه‌های آشنا و ناآشنا، هدایت می‌کند

دقیقاً، قبل از ظهر، بالأخره مرا به "ماچاندینگ" هدایت کرد ماچاندینگ: پارکی که در دوران حکومت ژاپن ) ( در تایپه، تایوان تأسیس شد

صدای تیری که در "ماچاندینگ" شلیک شد به دهشتناکیِ همان صدای تیری بود که قبلاًدر گوشم پیچیده بود

انگار که همه‌چیز همین دیشب اتفاق افتاده است

شعارهایی که توسط دوستانم، قبل از اعدام‌شان فریاد کشیده شده بود

هنوز هم با تمام قدرت، در گوشم به ارتعاش در می‌آید

اما همان‌طور که وحشت‌زده ایستاده بودم

فقط می‌توانستم سبزی کورکننده چمن‌زار را ببینم

بر روی همان خاکی که زمانی به برکه‌ای از خون جوانان تبدیل شده بود

و امروزه، جوانان بر روی همان خاک می‌رقصند و با خنده آواز سر می‌دهند

:آنها با زبان بی زبانی می‌گویند «دیگر هیچ‌کس از اتفاقات "ماچندینگ" خبر ندارد»

و امروزه، نام آن‌را "پارک جوانان" گذاشته‌اند

"یو" ! "یو"

چی باعث شده اینجا بیایی؟

یو"، تو این مدت اوضاعت چطور بود؟"

!فقط خوردن و منتظر مرگ بودن، همش، همین

و کارکردن برای یکی از این گروه‌هایی که تو مراسم تشییع‌جنازه نمایش در میارن

اما حالا برای عروسی‌ها هم می‌نوازم حتی برای مناسبات دولتی

الانم که با شروع شدن انتخابات و اجرا براشون به منبع درآمدام اضافه هم شده

در واقع، نوار ضبط شده آهنگ رو میذارم و بصورت جعلی اجرا می‌کنم

لبام‌و جمع میکنم، انگشتام‌و حرکت میدم و پول میاد تو جیبم

..."درباره "چن

هر وقت تو رو می‌بینم این ماجرا به یادم میوفته

وقتی کلاس سوم بودیم

ما به فروشگاه بزرگ "کیکوموتو" برای یه سفر پژوهشی رفته بودیم

همون‌جا برای اولین بار سوار آسانسور شدیم

یه عالمه با آسانسور بالا، پایین رفتیم

تو سیرمونی نداشتی، یادته؟

میخوام درمورد "چن" ازت بپرسم

ببین، "چن" دیگه مُرده

این ماجرا برای خیلی وقت پیشه پرسیدن چه فایده‌ای داره؟

اون گروه مطالعه‌ای که شما بچه‌ها تشکیل دادید

براتون ۱۶ سال محکومیتِ زندان به ارمغان آورد

به من محکومیتِ ۸ ساله دادن فقط برای اینکه باهاتون یه صحبت کوتاه داشتم

خواهرِ پروفسور "وو" بدشانس‌تر بود

اون، چند فنجان چای برامون ریخت و به ۳ سال زندان محکوم شد

"درباره "چن

تو یه کپی از لیست قُضاتِش داری چرا نمیری یکی یکی از اونا بپرسی؟

به این فقط فکر کن که، تو زندان "جزیره سبز" ما هم‌کلاسی قدیمی هم بودیم

درسته، و در روزهای استعمار ژاپن مگه ما رفیقِ ارتش امپراطوری نبودیم؟

یادته؟ مارو به جزایر دریای جنوب اعزام کردند

پنج نفر از روستای ما انتخاب شدند

کل روستا، اعم از پیر و جوون پرچم‌های ژاپنی رو تکون می‌دادن

و برای بدرقه به ایستگاه قطار اومده بودن

ما ازبرای بهشتی شدن، موظفیم با گناه‌کاران بجنگیم

سربازان ما، شجاع و وفادار و بی‌نظیر هستند

و در میان تشویق پرشور جمعیت ...مارو به قرارگاه‌ها اعزام می‌کنند

هنوزهم اون رژه نظامی رو یادته؟

نوزدهمین نمایشگاه ژاپن، سال۱۹۴۴ یادواره شهدای کشور

زیر سکوی پارلمان، درگیری بالا گرفت

و به‌زودی زد و خورد، در همه طرف شروع شد

که شامل پنجاه تا شصت نفر از و احزاب مخالف بودند KMT از احزاب

چن چنگ-آی مرد، ۳۵ سال، پزشک مجازاتِ اعدام

کو-آی شنگ مرد، ۳۰ سال، معلم حبسِ ابد

لین وِن-یانگ مرد، ۳۲ سال، خبرنگار حبسِ ابد

وو شنگ-کو مرد، ۳۱ سال، پرُفِسور ۱۸سال حبس

یو مینگ-شون مرد، ۲۸ سال، موزیسیَن ۱۲سال حبس

وو شنگ-کو زن، ۱۸ سال، دانش‌آموز ۳سال حبس

موارد ذکر شده در بالا معاند با نظام می‌باشند

و همه بر این اساس محکوم می‌شوند

تحت قوانین حکومت نظامی

زندگی به سمتِ پیری می‌گراید، در حالی که یک قلبِ مُرده را حمل می‌کند

روحِ آن مرحوم، کجا رفته است؟

و چهره‌اش در رویاهای من تنها چیزی است که اکنون باقی مانده است

رأی‌گیریِ باز برگزار کنید، دیگر نیازی به نیروگاه هسته‌ای نیست

!مرگ بر قانون‌گذاران! بگذارید مردم تصمیم بگیرند

"آقای "کو

پرفسور "وو" خونه هست؟

بله، لطفاً بنشینید

خیلی وقته ندیدمتون کمی چای بنوشید

متشکرم

لطفاً یکم صبر کنید، میرم صداش کنم الان

رفیق قدیمی

"آقای "کو

مگه تو خانه سالمندان زندگی نمی‌کردی؟ چی شد که از اونجا بیرون اومدی؟

چه خبر؟

من به دیدن "یو" رفتم

اون گفت که تو درباره اعدام "چن" تو اون سال اطلاعاتی داری

اون موقع، واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

اون دوباره رفت تو دنیای خودش

اون از سال گذشته به این روز افتاده

وقتی برای اولین بار از زندان بیرون اومد به‌نظر حالش خوب بود

اون به من گفت که اون‌و فریب دادن، برای پیوستن به گروه مطالعه

و اینکه دیگه نمیخواد بی‌پروا درباره‌اش حرف بزنه

در حال حاضر حکومت نظامی لغو شده

اما مهم نیست که چند بار این‌و بهش بگم حرفم‌و باور نمی‌کنه

اون مدام میگه که دولت یه دستگاه الکترونیکی تو مغزش نصب کرده

و هروقت به سیاست فکر میکنه دولت بلافاصله اونو تشخیص میده

این روزها هم، این هدفون رو تو گوشش میذاره و تمام روز به موسیقی گوش میده

من نمیدونم، چطور شد که کارش به اینجا ختم شد

سرزمین اصلی ما، سرزمین مادریِ ما است

سرزمین اصلی ما، قلمروِ ما است

سرزمین مادریِ ما

قلمروِ ما

نمی‌تواند توسط راهزنانِ کمونیستی اشغال بشه

نمی‌تواند توسط شیادان شوروی تجزیه بشه

ما باید برگردیم تا آن‌را پس بگیریم ما باید برگردیم تا آن‌را پس بگیریم

بیائید، آن‌را پس بگیریم بیائید، آن‌را پس بگیریم

ما سرزمین اصلی خود را پس می‌گیریم سرزمین اصلی ما را پس بگیرید

جوانی و آرمان‌گرایی، واقعاً چه مفهومی داره؟

برای پیرمردی مثل من

کسی که فقط گذشته دارد و قادر به دیدن آینده نیست

همه اونا مثل تصاویر گمشده، تو ذهن من جریان دارند

برای همین، وقتی اون ساختمان‌و دیدم

که امروزه فروشگاه بزرگ "شیرِجنگل" صداش می‌زنند

من دقیقاً این حس بهم دست داد

جنگل، مکانی که معبد "هنگان شرقی" در دوران استعماری ژاپن قرار داشت

جایی که دفتر امنیت عمومی تحت فرماندهی پادگان تایوان در سال۱۹۵۰ بود

در آن مکان بود که من تمام شکنجه‌های شناخته شده در این دنیا را متحمل شدم

تمام اَشکالی از هتک حرمت، که برای به زانو در آوردن مردی، توسط اشخاص دیگر انجام می‌شود

اما حالا، تمام آنچه در حافظه من باقی مانده است

فقط یک کلمه است - درد

هنوز هم به یاد دارم

یک روز پس از کشیدن دَه ناخنِ انگشتانِ من

در حالی که از شدت درد، نیمه هشیار دراز کشیده بودم یک آهنگ را از تئاتری که در بیرون اجرا می‌شد، شنیدم

یا شاید هم استودیوی ضبط صدا بود یک آهنگ بسیار دلنشین و زیبا

اما از سلول کناریِ من

صدای تکان دهنده فریاد شکنجه شدنِ یک مرد می‌آمد

به ناگه، من کل این سناریو را مضحک دیدم

در سلول تاریک خودم انقدر خندیدم تا اشک از چشمام جاری شد

و اون موقع، بالأخره فهمیدم دِگرسویِ درد، چه چیزی وجود داره

« کِرختی»

پس از آن از خیابان "چیانگ کای-شِک" عبور کردم که امروزه اسمش "چونگ سِئو" شده

و مکان‌هایی که در دهه ۵۰ بود

تعداد بی‌شماری از رُفقا به ادامه زندگی در زندان یا مرگ محکوم شدند

دادگاه نظامی تحت فرماندهی پادگان تایوان که انبار ارتش در دوران استعمار ژاپن بود

الان به یک هتل پنج ستاره تبدیل شده

من فقط از آنجا رد می‌شدم، اما

به‌نظر می‌رسید از داخل صدای به هم خوردن ظروف نقره‌ای می‌آید

"چن"

علامت دادن با حرکات اشاره، برای مقاله ۲، بخش یک

مجازات مرگ، تحت لوایِ قوانین نظامی

Super Citizen Ko ( 超級大國民 / Super Citizen Ko ) subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left