لومړۍ 89 کرښې.
« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » .::@EmpireBestTV::.
>
لیوای!
ازت میخوام دنبالم بیای.
بجنب! دیمیتر درست این طرفه!
اخیراً خیلی رفتارت عجیب شده.
آزی نارین صحبت میکنه
عضو سفینه نجومی بارکش، دیمیتر 227.
در سیارهی وستا سرگردون شدم و جویای نجات یافتنم.
کسی صدامو میشنوه؟ تمام.
هی، لیوای بیا اینجا. لازمت دارم.
سم!
خیلیخب.
مطمئن شو صاف باشه، فهمیدی؟ و زیادی دستت رو بالا نبر.
نمیبرم.
جدی میگم، دلم نمیخواد مثل دفعه قبلی ریختم عجیب شه.
بنظر من که بینقص و دقیقه.
راستش این کارت حس خوشایندی داره، لیوای.
خیلیخب، بذار لطفت رو جبران کنم.
یکم رسیدگی روزانه به نگهداشتت.
دریچهاتو باز کن.
من حالم خوبه، آزی.
ولی اگه دوس داری بررسی کنی... باشه.
لیوای، بنظرم اگه کاملاً بازت کنیم
به نفعت باشه، حله؟
حله.
ولی چرا آشفته بنظر میای.
همهچی روبراهه؟
آره.
چیزی نیست فقط فکر میکنم که بهترِ کاملتر تمیزت کنیم.
متوجهام، متوجهام.
ببخشید. چیزی گیرم نیومد.
اشکالی نداره.
میدونی، منم سرم شلوغئه، ولی...
نمیدونم چی بگم... اصن ولش.
گمونم تقصیر خودم بود که ازت انتظار چیزی رو میکشیدم.
گفتم که متاسفم.
راستش رو بخوای فقط نگرانم نکنه این قراردادمون بیفایده باشه.
برو بریم...
این دیگه چی بود؟ الان به خودت لرزیدی؟
مطمئن نیستم. به یه حس عجیب واکنش نشون دادم.
چه نوع حسی؟
نمیدونم. یه چیزی بود که تا حالا حسش نکرده بودم.
خیلیخب...
میخوام ادامه بدم، اشکالی نداره؟
چی؟! چه مرگت شده؟
این بهم حس خوبی نمیده.
این چی؟
داری با دستت لمسم میکنی.
چه حسی داره؟
دلپذیره، بنظرم.
نه، نه، نه، نه، این درست نیست.
میخوام خاموشت کنم، باشه؟
یه نگاه دقیقتری به این مادهها بندازم.
صبر کن!
تو اصن نباید چیزی احساس کنی،
مخصوصاً اگه با لمس کردنش دردت بگیره.
باشه، آزی.
[ ربات یا هوش مصنوعی ذی شعور دارای یک یا چند حواس پنچ گانه میباشد؛ بنظر لیوای در ذی شعور بودن دارد به تکامل میرسد. ]
سم!
سم!
یا خدا.
احتمالاً طوفان این بلا رو سرشون اورده
یا... یه چیز دیگهای.
گمونم تو این سیاره هر چیزی ممکنه عاملش باشه، مگه نه؟
ا.مــپــایــر بــســت تــی وی
خب، باید هرچی میتونیم با خودمون ببریم.
بس کن اورسلا. لطفاً.
خودم قبلاً جیبهاشونو گشتم. اینها دوستهای من بودن.
میفهمی چی میگم؟
من... متاسفم.
شاید بهتر باشه فقط از اینجا بریم.
الان دیگه کاری از دستمون بر نمیاد.
میدونم، ولی باید یه کاری کنیم.
نمیشه که همینجوری اینجا ولشون کنیم بریم.
برام بیش از حد بزرگ بود.
اگه میموندم منو تیکه تیکه میکرد.
پاسخ اینه: نخیر.
لطفاً فقط یه بار دیگه بررسیش کن. مشکلی پیش نمیاد.
نه. کیمن، این مسیر جدید به شدت ریسکیئه.
تحت هیچ شرایطی نمیپذیرم یک ذره هم نزدیک به
اون خورشید بیثبات بریم.
فکر نکنم بفهمی چی در معرض خطره.
No comments yet. Be the first to leave one.