لومړۍ 178 کرښې.
DiArY ایمان ترجمه و زیرنویس :
برو! برو! برو! برو!
بروووو!
شو ساما!
شو ساما! کجا میرین؟
دیگه کجا میتونم برم؟
باید کانکی رو ببینم...
باید برم!
اسمش ساساکی هایسه هستش.
این اسم جدیدی که کانکی کن بعد از دست دادن حافظهش بهش داده شده.
شو ساما،
لطفاً این موضوع رو فراموش نکنین...
ممکنه دقیقاً مثل کانکی باشه،
ولی الان یه محقق غوله.
دشمن ما غولهاست...
کانکی!
شو ساما! نه!
کانائه، چیزی برای ترسیدن وجود نداره! همه چی خوب پیش خواهد رفت!
امکان نداره کانکی کون منو یادش بره!
کانکی کون، بیا از امروز در کنار هم لذت ببریم!
شو ساما!
بذار تلافی این زمانی که از دست دادیمو بکنیم!
کانکی کون...
میگما...
حالتون خوبه؟
چه کتوشلوار مسخرهای...
عذر میخوایم...
موندم حالش روبهراه میشه...
عجیبه...
باید منو بشناسه.
عقلشو از دست داده که اینجوری جلوی فاختهها سبز میشه.
روح
خوش اومدین.
اون یه غوله...
سلام اوتا سان.
خوش اومدی ساساکی کون.
باید باشه، مگه نه؟
ساکت!
ازش خواستم امروز برای همهمون ماسک درست کنه.
ماسک؟
ماسک چرا؟ ما که غول نیستیم...
درسته.
قرار تبدیل به غول بشیم.
اوندفعه که تغییر لباس دادیم حالا هم قرار تبدیل به غول بشیم؟
ما کاگونه و مهارتهای شبیه غولها داریم.
پس یعنی میتونیم خودمونو جای اونا جا بزنیم.
و چرا قرار خودمونو جای اونا جا بزنیم؟
میخوایم به دنیای غولها نفوذ کنیم.
دندونهات تیز و قیافهی باحالی داری.
دوست دختر داری؟
نه ندارم.
از دخترا خوشت میاد؟
در حال حاضر کسی هست که ازش خوشت بیاد؟
اوم...مطمئن نیستم.
خیلی جدی و باهوش بهنظر میرسی.
میتونم برات یه ماسک عجیبوغریب درست کنم؟
چرا؟
چون جالب به نظر میاد.
این یارو کاملاً یه غوله.
نباید ازش بازجویی کنیم؟
مثل کورو-پوک-گورو کوچولو موچولویی.
اسمم سایکوئه.
از علایقت بهم بگو.
غذا، بازی، خواب، تنقلات، انیمه و مانگا.
اون چشمبندت خشگله، ازشون خوشت میاد؟
اوم...آره.
قیافهی خیلی خوشگلی هم داری. عضلانی و در عین حال ظریفی.
گمونم قادر باشی حتی لباس دخترونه هم بپوشی.
حس میکنم قبلاً این صدا رو شنیدم.
ساسسان، اینکه همهمون اندازه هامون گرفته شد عالیه،
ولی از بالا دستیها اجازه گرفتی؟
همین الان میخوام برم تو کارش.
قطعاً نه.
خودتونو جای غولها جا بزنین؟
شأنت به عنوان یه محقق رو زیر سؤال میبری.
ولی...
ساساکی، کجای حرف من درست نیست؟
متوجهام.
لطفاً منو ببخشید.
به نظرم نقشهی ماسکیشون ایدهی خوبی باشه.
مثل ابرقهرمانهای داغون میمونن.
ابرقهرمان، هان؟
یه سیگار بهم میدی؟
خانومت از دستت شاکی میشه محقق فورا.
برای همین دارم اینجا سیگار میکشم.
مطمئنی نمیخوای ساساکی نقشهشو پیش ببره؟
اون خطرناکه...
آریما سان! هایسه اینجاست...
کنترل کاگونهش رو از دست داده...
احمق.
کُری، خودم جمعوجورش میکنم.
ساساکی...
یه غوله.
شنیدم شو کون یه خورده بیرون رفته.
باعث خوشحالیم شد.
اتفاق خوبیه...
اشتهای شو ساما به حالت عادی برگشته.
شو کون الان کجاست؟
تو اتاقشون دربارهی موضوعی تحقیق میکنن.
منو یادت نمیاد...
اینجوری که نمیشه.
باید یه کاری کنم به یاد بیاری.
چطوره با اسکواش شروع کنیم؟
چه خاطرهانگیز.
میرومو ساما!
سایت سی سی جی؟
رز؟
سلام رز.
برای راحتی کارمون شما رو رز صدا میزنیم.
گفتم یه گزارشی از نحوه سر و کله زدنمون با اون رفیقی که اون روز ازتون گرفتیم بدیم.
به بازجوییمون ادامه دادیم. ولی واضح که...
به هیچ وجه قصد حرف زدن نداشت.
و تو این وضع...
فهمیدم که دیگه به زبونش احتیاجی نداره.
اوه عزیزم، اگه از من بپرسی که میگم کلی جاهای دیگه هم داره که بهشون نیاز نداره.
من تنها کسی هستم که از موقعیت مکانیمون اطلاع دارم.
من کیجیما شیکی هستم.
مطمئنم هرگز این چهره رو فراموش نخواهید کرد.
هروقت خواستین برای کشتنم بیاین.
منتظرم رز.
محقق کیجیما،
قصد چه کاری داری؟
عموم مردم قادر به دیدن اون فیلم هستن.
آره، سر همین موضوع هم کلی بازدید گرفته.
میخوای با شکنجه دادن یکی از خودشون اونا رو فریب بدی؟
میخوای خودتو طعمه کنی؟
متوجه نیستی چقدر خطرناکه؟
از خطراتش آگاهم ولی هیچ نگرانی بابت جونم ندارم.
این فیلم قانون عدم اقدام متقابل رو نقض میکنه.
درسته همینطوره، الانم دارم میرم به همین سؤالات جواب پس بدم.
پس با اجازهتون.
اگه از تیم حذفم نکردن مطمئنم که بازم همو میبینیم.
حرومزادهی دیوانه.
ساس سان.
این فیلم رو دیدی؟
این روش...
خیلی بیرحمانهست.
باید یه راه دیگهای باشه.
ولی...
آخرش که قراره اونارو بکشیم، اینطور نیست؟
هان؟
هیچی.
تقصیر منه که یوما گیر افتاده.
آلیزا کلی صدمه دیده.
برای اینکه وعدهی غذایی منو آماده کنین،
همهتون بیش از حد شکار کردین، درسته؟
شو ساما عذر میخوام وسط حرفتون میپرم،
ولی ما به خواست خودمون اینکارو انجام دادیم.
به خاطر بیکفایتی خودمون یوما گیر افتاد.
شما هیچ مسئولیتی ندارین شو ساما.
ماتسومائه، مایلو.
فقط میخوام...
دوباره لبخند آلیزا رو ببینم.
نقشهی نجات؟
آره، نقش اصلی هم به عهدهی کانکی کون.
اگه از موقعیتش به عنوان یه محقق استفاده کنیم،
فکر نمیکنی بتونیم چاره بهتری پیدا کنیم؟
ولی شو ساما...
ساساکی هایسه به حرفاتون گوش میده؟
درسته، با موقعیتی که الان داره سخته.
ولی از اون جایی که اون کانکی کون هیچ مشکلی نیست.
اگه حافظهش برگرده با درخواست من موافقت میکنه.
میدونم کانکی کون در اعماق وجودش نمیخواد که یه محقق غول باشه.
خوشحالم شو ساما دوباره خوشبینیش رو بدست آورده، ولی...
که اینطور.
میدونستم همینجوری واکنش نشون میده.
باشه، حالا عکس دومو بهش نشون بده.
باشه.
مهم نیست چی میشه به خواستههاش احترام بذار...
لازم نیست موش کوچولو همچین چیزیو بهم بگه. این تصمیم خودمه.
همیشه باهمدیگه...با شکوه.
سلام.
اوه، اون روز همدیگه رو ملاقات کردیم.
بابت اون روز ممنونم.
آه کانکی کون...
انگار امروز حالتون بهتره.
میشه کنارت بشینم؟
آره بفرمایین.
No comments yet. Be the first to leave one.