The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Vampire Diaries S03E07 HDTV 720P Dimmension BoB
د لخوا تبصره omid akradi

تګونه

HDTV
hdtv
720p
720
HD
په خپور شو: 2011-10-28
ډاونلوډونه: 52
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

..."آنچه در خاطرات خون آشام گذشت"

قویترین چیزی که نسبت به میلت به خون وجود داره

عشق تو به اون دختره

!خاموشش کن

!نه

!خاموشش کن

چی کار کاردی؟ - درستش کردم -

کلاوس" رفته"

ازم خواست تا وقتی که برگرده مراقبتون باشم

از الان به بعد تحت مراقبت من هستین

مثل یه جور حول دادن و کشیدنه

من از یه طرف دیگه دارم حول داده میشم تا سعی کنم با تو ارتباط برقرار کنم

...و بعضی وقتا, مثل الان اگر بکشی

بانی", جوابم رو بده دیگه"

چرا وقتی به اون زنگ میزنی به من فکر میکنی؟

فکر نکنم بتونم جلوی فکر کردن به تو رو بگیرم

اون یارو کیه پیش "کارول"؟ میسن لاکوود"ــه"

میسن لاکوود" یه گرگینه ست"

اولین فرصتی که گیرش بیاد منو میکشه

قراره خیلی خوش بگذره

اوه,حتما داری شوخی میکنی

درد داره, مگه نه؟

"اوه, "استیفن

"بیخیال "استیفن

بیخیال

تو چت شده؟

این بازی دردنده هر جوری که هست

منو قاطیش نکن

من اینکارو نکردم

خالی نبدند

من نکردم - آه -

این به هر حال خیلی بده, مگه نه؟

آره

!آآآآه! آآآه

آره

نگران نباش فقط دارم به گرفتاری خودم میرسم

ترجمه و زیرنویس: امیـــد اکـــرادی

خاطرات خون آشام: قسمت هفتم از فصل سوم

به عنوان اینکه این همه وقت عضو جامعه ی تاریخی بودم

خیلی به گذروندن جشن امروز افتخار میکنم

ممنونم, داوطلبان

امشب, ما چراغ های شهر رو خاموش میکنیم

فانوس هامون رو روشن میکنیم

دراین شب افتخار آمیز روشنایی

از مؤسسان 150 سال پیش شروع میکنیم

و حالا يکي از اعضاي خانواده مؤسسان توبياس فل" ميخواد يه درس تاريخ بهمون بده"

ما اینجا قراره چی کار کنیم؟

توبياس فل" رييس گروه تاريخه"

من هیچ چاره ای نداشتم

خیلی خب, این توضیح میده که داری اینجا چی کار میکنی

خب, من کسی هستم که اگر کمکم نکنی میتونم نا امیدت بکنم

هی, ببخشید دیر کردم چیرو از دست دادم؟

فقط یه مشت دروغ از تاریخ

تو هیچی از داست ندادی

اولین روشنایی توی جشن بودش

با به وجود اومدن شکوفایی جدید

که میستیک فالز بعد از جنگ بهش علاقه داشت

بعد از دزدی مؤسسان از تمام خون آشام ها

چی اینقدر خنده داره؟

اینکه داری میگی من برای همسایه هاشون امن بودم که دوباره بیام بیرون

از خون آشام ها در امان بودی

خب تو کی "ویکی" رو طلسم کردی که برگرده

این "آنا" رو هم فرستاد؟

امیدوارم. تمام کاری که کردم جلوی جادویی رو گرفتم

که "ویکی" جا پاش رو به طور فیزیکی اینجا گذاشته بود

جرمی" هنوز یه راه مستقیم از اینور به اونور داره"

و این همه مدتی که اون و "آنا" میخواستن همدیگه رو ببینن

اون هنوز اینجاست

باشه, فکر نمیکنی که دیگه میتونم با نظر دادن در اون باره مخالفت کنم

بیا دیگه. نظر دادی

..."بانی"

چی میخوای بهم بگی, "کارولاین"؟

من توی نظام طبیعت دست بردم وقتی که "جرمی" رو زنده کردم

و حالا دارم تاوان عواقبش رو پس میدم

خب, میخوام که بگی با این مشکل داری

من خیلی با این مشکل دارم

فقط نمیدونم که باهاش چی کار کنم

سلام, مو طلایی

جادو شده. فکر کنم که دیگه طلسم وودوت تموم شد

وقتی که "ویکی داناوان" رو برگردوندی

منظورت چیه, چرا؟

من کاملا مطمئنم که روح "مسین لاکوود" اومد

و یه سیخ کبابی تو من کرد چی؟

و چرا این فکر رو میکنی؟

شاید برای اینه که اون منو به یه صندلی زنجیر کرده بود

و یه میله ی داغ کرد توی سینه ام

بیاین فقط بگیم که توهم زدم

من فکر کردم گفتي ارواح نميتونن به صورت فيزيکي با مردم عادي ارتباط برقرا کنند

نمیتونن آره, خب

من برای کینه توزی "لاکوود" ندارم

وقتی که یه نفر رو میکشم, باید که مرده بمونن

هر گندی که زدی, درستش کن

هی, "جرمی", میخوام توی یه کاری کمکم کنی

چه خبر؟

داشتم دفترچه خاطرات قدیمیه "استیفن" رو میخوندم

هر دفعه ای که کنترلش از دستش خارج میشد

دوستش "لکسی" تنها کسی بود که اونو به حال خودش بر میگردوند

خب حالا که بهش نیاز دارم کجاست؟

اون مرده

و تو ازم میخوای که به باهاش ارتباط برقرار کنم, مگه نه؟

فکر میکردم که اگر میدونستم چجوری این کارو کرد, میتونسم کمکش کنم

من حتی نمیدونم که اون اونطرفه

این چیزیه که اون بهش میگه؟

این چیزیه که "آنا" بهش میگه

اونجا مثل یه بروشور رسمی یا همچین چیزی نیست

پس چیه؟, مثل یه جور برزخ ماوراءطبیعیه؟

خب, "آنا" گفت مثل اینه که اینجا پبش ماست

فقط ما نمیتونیم ببینیمش و صداش رو بشنویم

و اون نمیتونه رو کسی تأثیر بذاره

اون خیلی تنهاست

.ویکی" میتونست تأثیر بذاره" .اون ماشنیم رو منفجر کرد

یه جادوگر از اون طرف به "ویکی" کمک میکرد

آنا"...داره این کارو به تنهایی میکنه"

فقط دارم میگم, شاید ما درسمون رو یاد گرفتیم که مرده هارو فرا بخونیم

من "ویکی" رو ندیدم, قسم میخورم

همونطوری که گفتی برشگردوندم

مطمئنی؟

چون اون به اندازه ی کافی دلیل داره که

بخواد به اندازه ی "میسن لاکوود ", "دیمن" رو بُشکه

"اون رفته, "بانی اگه اینجا بود, من می فهمیدم

چرا فکر میکنی که کار "ویکی"ه, نه کار "میسن"؟

"چون اگر روحی به جزء "ویکی داناوان

یه جاپا توی طرف ما داشته باشه

به این معنیه که حق با "دیمن"ــه

که این خیلی خیلی اشتباهه

به اندازه ی کافی قاطی این ماجرای روح بودم و واسه هفت پشتم بسته

شما دوتا میتونین توی این قضیه بیخیال من بشین

خیلی براش احساس ناراحتی میکنم

خیلی براش سخت بود که خواهرش رو بفرسته بره

آره

به عنوان مرد خیلی قویه

"من یه مشکل با روح دارم که باید باهاش کنار بیام, "کارولاین

سخنرانیه "جرمی" رو بذار برای بعد

...خیلی خب, تو کاری کردی

فکر کنم

باشه, لطفا بهم بگو که این یه دستورالعمل برای شرینی پختن جادوگراست

این یه طلسم اظهار روحه

برای آشکار سازیه چیزای پنهان استفاده میشه

چیزای پنهان دیگه چیه؟

ارواح

تو فکر میکنی که اصلا امکان داره بشه با "لکسی" ارتباط برقرار کرد؟

نمیدونم

من باهاش رابطه ی اجساسی نداشتم

حتی تاحالا ندیدمش میتونم لطفا بیخالش بشیم؟

"نه, نمیتونم بیخیالش بشم,"ریک دیگه نمیدونم باید چی کار کنم

فکر نمیکنی که ما خیلی خون آشام مرده توی گذشته مون داریم

که بشینیم اینجا و درباره ی اینکه مارو تماشا میکنن صحبت کنیم؟

من فکر نکنم که همه ی ارواح ماوراءطبیعی برن اونطرف

فکر کنم که بعضی هاشون آرامش رو پیدا میکنن

الان "آنا" اینجاست؟

.بهش نگو که اینجام .خوشش نمیاد

نه, نه. من میرم جدول زمان بندی کارم رو چک کنم

سلام بجه ها

کی یادش رفته که منو به خانواده ی سران دعوت کنه؟

هان؟

واو

تمام این حرف ها

فراموش کردم که چقدر اهمیت میدادم

کاری نکردم

"میدونی, "الینا ...احتمالا بهتره که

که تو خودت رو با خاطرات گذشته عذاب ندی...

بهتره که هردومون ازاین مسئله رد بشیم

و چیزایی که هستن رو قبول کنیم

"تو نباید اینجا باشی,"استفین

"میدونی چیه, "آلاریک حق با توئه. نباید اینجا باشم

ولی "الینا" اینجاست و من مراقب "الینا" هستم

به علاوه اینکه, مردم قراره امشب همه جا پخش بشن

پس خیلی چیزا برای خوردن هست

شوخی میکنم, شوخی میکنم

ولش کنین

"نمیتونم بیخیال بشم, "ریک

پس این جاییه که تو "چرمی" رو زنده کردی؟

آره

متأسفم, میدونم چندش آوره

اما ما به یه جای مخفی نیاز داریم که بتونیم طلسممون رو انجام بدیم

همم. چاره ای نیست

اینجا توسط صد تا جادوگر مرده شکار شده

کسی که اینجا رو سوزوندش, اینطور نیست؟

اونا دیگه اینجا نیستن

و خیلی هم واضح گفتن که دیگه بر نمیگردن

درسته

قسم کوچیک؟

چی شده؟

چرا بهم گفتی که دروغ بگم؟

الینا" بهترین دوست "بانی" ـه"

از رابطه ای که بین ماست خوشش نمیاد

چه چیزی بین ما هست؟

باشه, چطوری میتونیم همدیگه رو لمس کنیم؟

ویکی" جادو کرد که تونست اون کارو بکنه"

نمیدونم راستش رو بخوای, هیچ ایده ای ندارم

اون جادوگری که اونطرفه که به "ویکی" جای پا دادش

داره بهت کمک میکنه؟

چی؟ !نه

"من تنهام, "جرمی قبلا بهت گفتم

قسم بخور

قسم میخورم

من برای تو و هیچ کس دیگه ای خطر محسوب نمیشم, قول میدم

هی

ازت میخوام که حرفم رو باور کنی

حتی نباید باهات حرف میزدم

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left