Devil in Ohio

Devil in Ohio

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Devil in Ohio S01E05 NF WEBRip
Devil in Ohio S01E05 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Devil in Ohio S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Devil in Ohio S01E05 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Devil in Ohio S01E05 WEBRip x264-ION10
Devil in Ohio S01E05 WEBRip x265-ION265
Devil in Ohio S01E05 1080p WEBRip x265-RARBG
Devil in Ohio S01E05 720p/1080p NF WEB-DL DDPA5 1 x264-KHN
Devil in Ohio S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Devil in Ohio S01E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Mehran_EC
🟣 مهران موذنی | NightMovie.Top 🟣

تګونه

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
HD
په خپور شو: 2022-09-02
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

« متـــرجم: مهران موذنی » Mehran_EC

دنبالم بیا

شیرینی

.چه خوشگل شدن، می- ممنون-

.تو که اصلا نمی‌بُریش- دو دقیقه دندون به جیگر بگیر-

مامان، می‌شه کدو حلواییم رو ببری؟- جولز، به خواهرت کمک کن-

دیگه اونقدری بزرگ شدی که خودت کدو حلواییت رو ببری، دنی

کجا می‌‌ری؟- سر کلاس آمادگی واسه آزمون زیست‌شناسیم-

.کتاب "آمادگی برای آزمون پزشکی"م رو پیدا کردم البته شاید مطالبش تغییر کرده باشه. یه نگاهی بنداز

.مرسی- دنی، سرنگ‌های تزریق اپی‌نفرینت رو یادت نره-

یه بسته ازش توی جیب ژاکتت گذاشتم

.می‌دونم- قسمت موردعلاقم از رسم و رسومات هالووین-

شیرینی

داخل هرکدوم‌شون یه دونه لوبیاست

و اگه بتونی حدس بزنی که اون لوبیا توی کدوم نصفه‌ست

می‌تونی یه دونه آرزو کنی

یکیش رو پیدا کردم

خب،‌ از اونجایی که هیچ‌کس توی بریدن کدو حلوایی کمکم نمی‌کنه

می‌رم یه کار دیگه بکنم

اینطور که از پست ویکتوریا بنناتی پیداست شماها با هم رفته بودین خرید؟

.من که اصلا توی اون عکس هم نیستم هیچ کار اشتباهی نکردم

به جز اینکه بدون من رفتین؟- تو که مشغول والیبال بودی-

می‌خواست لباس‌های مراسم رقص هاروست رو ببینه

گفته بودی مراسم رقص به هیچ‌جات نیست

نه نیست

یه آرزو کن

می‌تونی یه دونه دیگه رو امتحان کنی

کسی می‌دونی این یهو از کجا پیداش شد؟

مثل لباس خواب تو می‌مونه، می

مال منه

چند روز بعد از جشن تولد دنی

بارون میومد و من هم در گاراژ رو باز گذاشتم

رفتم بیرون که ببندمش

فکر می‌کردم لباس خوابم رو انداختم توی سبد

به هر حال خودم می‌شورمش، سوزان

خیلی خب

شرمنده

قرار بود با قاشق برشون داری

مشکلت با اینه که اصلا چرا از این آب‌نبات‌ها می‌خورم

من که حتی نمی‌خوام به کیک‌های بزرگ بادوم زمینیم دست هم بزنم

.امکان نداره- خیلی هم داره-

واسه دو ماه، تحقیقاتت رو درباره بارش شهابی توریدز افزایش بده

گزارشات پلیس شامل همه مضنون‌های سفیدپوست می‌شه

از آتش‌سوزی عمدی گرفته تا کامیون‌دزدی

وای پسر

انگار این آخر هفته تکلیفم با کارم مشخصه

.اگه مهمون خواستی،‌ بهم بگو- خودت هیچ برنامه‌ای نداری؟-

.برنامه که دارم اما می‌تونم چند ساعتی وقتم رو خالی کنم

راستی حواست باشه

سرفرمانده ازم پرسید که چرا دفتر تلفن رو واست آوردم

گفتم نمی‌دونم

مرسی

می‌شه یه‌کم اطلاعات بیش‌تری راجع به دکتر متیس گیر بیاریط؟

نُه سال پیش، بیمارستان وست هاورفورد واحد خدمات‌رسانی اورژانس نداشت

اگه با چماق زده باشن توی سر اناک

،تنها جایی که می‌تونستن ببرش باید بنای یادبود رمینگهام بوده باشه

وای، نکته خوبی بود

باید اون گزارش‌های بیمارستان رو گیر بیاریم

یه شام طلبم

چندتا از پولک‌های لباسم کنده شدن

کمکم می‌کنی بچسبونم‌شون؟

.یه دقیقه دیگه میام، عزیز دلم- باشه-

هی، ستون روزنامه‌تون چه‌طور پیش میره؟

نیومدی اینجا که راجع به ستون روزنامه‌مون حرف بزنی. به خاطر می اومدی

خیلی هم به ستون روزنامه‌تون اهمیت می‌دم

خیلی هم راجع به اون لباس خواب کنجکاوم

اون شب یه صدایی از بیرون شنیدم

می هم حالش سر جاش بود

با یه گل رز سفید توی دستش داشت بیرون راه می‌رفت

گل رز از کجا آورد؟

نمی‌دونم

گفتش که آدم خاصیه و باید بره خونه

می فکر می‌کرد که نمادها قدرت‌های ماورایی دارن

فکر می‌کنه وقتی که با یکی‌شون روبرو می‌شه

یه جور رفتار ناخودآگاه از خودشون بروز می‌دن

اما

کاری از دستش برنمیاد

بهش گفتم که خودم اون لباس خواب رو می‌شورم

گذاشتمش توی اتاق لباس‌شویی و بعد فراموش کردم

گمونم این باعث می‌شه دوست بدی باشم

البته که نه

می واقعا به این چیزها اعتقاد داره؟

نمی‌دونم

بابا؟- بله-

.دنی عزیزم، وای نگاهش کن چقدر لباست قشنگ شد

یکی باید کمکم کنه که این پولک‌ها رو بچسبونم

خب می‌دونی، من خیلی دست به سوزنم خوب نیست

اما کار با چسب حرارتی رو بلدم

می‌رم از گاراژ بیارمش، باشه؟

.باشه- باشه-

!شریل بگو که یه پیشنهاد خوب گیرمون اومده

وای، خدا رو شکر

آره، عالیه

.خودم رو می‌رسونم ممنون

،ای برآورده‌کننده آرزوها لطفا پیشکش مرا بپذیر

و آرزویم را برآورده کن

می، اینجایی؟

ایناهاشش

این چیه؟

پیشکش واسه برآورده شدن آرزوهاست

می‌خوای چیزی آرزو کنی؟

که اینجا پیشت بمونم

به نظرت اگه برگردی، چی اتفاقی میفته؟

همون اتفاقی که واسه مری افتاد

مری کیه؟

سال‌ها پیش

کیلب و شیمس داد

مومن‌ترین برادرهای کانمارا توی ایرلند بودن

اما مردم ایرلند داشتن از قحطی می‌مردن

کیلب، شیمس و پیروان‌شون یهوه رو می‌پرستیدن

یهوه اون‌ها رو به آمریکا برد

اما برخلاف دعاهاشون قحطی هم به دنبال اون‌ها اومد

محصولات‌شون خراب شد، حیوانات‌شون از گرسنگی تلف شدن و بچه‌هاشون شروع کردن به مردن

که این شامل کل خانواده کیلب هم می‌شد

وقتی که شیمس به یهوه، خدای خشمگین امید بسته بود

برادرش کیلب، یه مژده جدید به گوشش رسید

.نه از طرف بهشت بلکه از طرف یک پیامبر جدید

یه کلاغ

یه کلاغ؟

یه کلاغ با کیلب حرف زد

معلوم شد که راه تاریکی توسط نور لوسیفر، روشن شده

برآورده‌کننده آرزوها

.لوسیفر پیشکش طلب می‌کنه اما اگر رضایتش جلب بشه، دعاهامون رو می‌شنوه

کیلب جریان این پیمان رو واسه بقیه تعریف کرد. همه قبول کردن، به جز یه نفر

همسر سابق شیمس، مری داد

کیلب بهش پیشنهاد ازدواج داد

مری که تحت تاثیر از دست دادن همسرش بود، نمی‌تونست قبول کنه

پیشگویی‌ها به کیلب می‌گفتن که مری آدم خاصیه

برای اینکه همین‌طور خالص بمونه مری خودش رو مجبور به کاری کرد

و زیر نور ماه کامل

مری انتخاب شد و عهد بست که با اولین پیامبر ازدواج کنه

زندگیش رو تحت خدمت دسته پرندگان قرار داد

:که کیلب بهشون می‌گفت سلاخت ان دیبهیل

"فرزندان شیطان"

مری با تقدیم کردن زندگیش به لوسیفر مردمش رو نجات داد

و تبدیل به اولین پیوند در پیمانی شد که هیچ‌وقت شکسته نخواهد شد

کیلب و پیروانش توسط کلاغ به سرزمین جدیدی هدایت شدند

جایی که محصولات کشاورزی، فراوان بود

:اسمش رو گذاشت ایمون‌تاون

جایی که فرزندان شیطان تا همین امروز، اونجا زندگی می‌کنن

و الان داره دوباره اتفاق میفته

.یه بلا به جون افرادمون افتاده نمی‌تونیم شکم حیوون‌هامون رو سیر نگه داریم

مثل مری

یه آدم خاص باید پیدا بشه تا با اولین پیامبر ازدواج کنه

تا فرزندان شیطان رو نجات بده

و اومدن به تو گفتن که آدم خاصی هستی؟

من پیمان رو شکوندم

رنج و عذاب‌شون تقصیر منه

می، می‌دونم وقتی که خانوادت درگیر بحرانه سخته که

خودت رو سرزنش نکنی

...اما

تقصیر تو نیست که خانوادت از هم پاشیده

باید مدت‌ها پیش یاد می‌گرفتمش

تو لایق اینی که دوستت داشته باشن، می

لایق اینی که دوستت داشته باشن

.سلام علیک همگی هالووین‌تون مبارک

.روزنامه‌نگارِ خودم رو باش ستونی که راجع به آیزاک نوشتی، عالی بود

مرسی

فقط حیف که الان دارم راجع به ویکتوریا بنناتی می‌نویسم

.آیزاک دیگه باهام حرف نمی‌زنه- امشب میای آتیش‌بازی؟-

من و آیزاک معمولا آتیش‌بازی رو در حال تماشای فیلم‌های استفن کینگ،‌ نگاه می‌کنیم

اما باید خوش بگذره

هرچند که ماشین ندارم

.من می‌تونم برسونمت همه‌تون رو

همه‌مون؟- تو و می. و آیزاک، اگه خودش خواست-

.خیلی خب، آره عالیه

عالیه

پس اون قراره

با اولین پیامبر ازدواج کنه که فرزندان شیطان رو نجات بده؟

فکر کنم کل این ماجرا یه جور فرآیند فرقه‌ای واسه تبدیل شدن به یه راهبه باشه

توی ایمون‌تاون، راهبه هم دارن؟

یه بار یه چندتایی زن دیدم که یک‌دست بنفش پوشیده بودن

که یاد راهبه‌ای که توی مدرسه‌‌مون بود، افتادم

پس می رو انتخاب کردن و مجبورش کردن که یه راهبه بشه

که در نهایت باید باعث نجات پیدا کردن افرادشون بشه، اما آخه خیلی تخیلی به نظر می‌رسه

اتفاقا سیاهک ذرت رو توجیه می‌کنه؟

چی رو؟

یه جور آفت قارجی

چی بدم خدمت‌تون؟- یه دونه آمریکانوی سیاه واسه من-

یه دونه متوسطش هم واسه من، لطفا

وقتی رفته بودم اونجا خودم توی مزرعه دیدم

خیلی هم شکل‌شون عجیب بود

.معمولا آدم‌ها میسوزوننشون اما انگار اون‌ها دارن ذخیره‌شون می‌کنن

شاید به این خاطر دارن می‌کارن که توی تشریفات‌شون استفاده کن

باید تا دست به کار نشدن حواس‌مون به زمان باشه

.قهوه‌هاتون آماده‌ست- وگرنه می از دست می‌ره-

،اناک اگه واقعا وجود داشته باشه می‌تونه بهترین گزینه‌مون باشه

اگه می ببینه که اون هنوز زنده‌ست

اون‌وقت می‌فهمه که راجع به مرگش دروغ گفتن

اون‌وقت یه شاهد دیگه هم داریم که کل ماجرا رو دیده

می‌تونی با می صحبت کنی؟

یه‌کم دیگه اطلاعات واسه تحقیقاتم لازم دارم

شاید بتونی یه‌کم دیگه جزئیات از زیر زبونش بکشی

.سعیم رو می‌کنم- راستی، این رو هم می‌خواستم بهت بگم-

اون موقع فقط یه دونه واحد خدمات‌رسانی اورژانس توی هارورفورد بوده

اگه انوک اونجا رفته باشه حتما یه گزارش ازش هست

.من واسه دسترسی بهش، مجوز می‌خوام اما تو نه

.ای کاش می‌تونستم اما بیمار من که نبوده

سازمان خدمات‌رسانی بیمه درمانی، دسترسی به مدارک رو به تیم درمانی اولیه، محدود کرده. ممکنه شغلم رو از دست بدم

خیلی خب

More Farsi Persian subtitles for Devil in Ohio

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left