لومړۍ 200 کرښې.
،در طول سرشماري سال 1922 ...دورهي جديدي از
.نامنويسي طبقاتي آغاز شده بود
مردم، خود را با هويتهاي تغييريافتهي ...انتخابي خودشان
زير چتر امپراتوري بريتانيا .ثبتنام ميکردند
...پدربزرگم با شتاب براي بالا رفتن از
،نردبان طبقاتي .وارد قسمت برهمنان شد
...او در طول آن سال از ترس و
احساس گناه به خاطر مسافرت با .بليت طبقاتي جعلي درگذشت
از آن زمان به بعد تمام خاندان طبقهي من ...همچون ارواحي مخفي با عنوان برهمن
.سرگردان هستند
...و من گاياتري هستم
شفاف شده و خالص، و در ميان ...رودههاي گاو استديو گوبار
.به گردش درآمدهام
،دليل اينکه او را 'اُم' نام نهادم .داستاني دارد
گفته ميشود که اگر زحل در خانهاي نامبارک ...در مدار خود قرار گيرد
پس آن شخص تا سن .هفده سالگي خواهد مُرد
به اين نتيجه رسيدم که ...که نوع 'اُم' در هيچ فهرستي
...در سوابق يامدوت
.ذکر نشده است .
...اگر نامش را 'اُم' نهادم
پس براي خداي مرگ .غيرقابل رديابي ميشود
!اُم، وقتشه بري مدرسه
!مدرسه امروز تعطيله
واسه چي؟ - .قراره بارون بياد -
تو از کجا ميدوني؟
.چون داري موهاتو شونه ميکني
اُم، اومده بودي توي اتاق من؟
واسه چي؟ - کي موشک رو هوا کرد؟ -
.روسها و آمريکاييها
!گاياتري !دوتا طالعبيني گم شدن
.داشتم تطبيقشون ميدادم
،داشتم اون دختر رو توي طالعبينيش ...کوچيکتر ميکردم، سنش رو کم ميکردم
.نميدونم کجا غيبشون زد
پدر، مثل اينه که نقشهي مسافرتي ...يه شهري رو به کسي بدي
که راه خودش رو توي .يه شهر ديگه پيدا کنه
پس به جايي فرار کن که .عقربهي ساعت نتونه تو رو ببلعه
ميدوني اين چيه؟ LOVE
LOVE
L .درياچهي اندوه
O .اقيانوس اشک
V .درهي مرگ
،E و در نهايت .پايان زندگي
.عشق رو نميتوني توي بازار خريداري کني
.عاشقتم
باهام کشتي ميگيري؟
،متاسفم .ولي تقصير خودت هم هست
توي سالن سينما که تنها بين اون مردها ...نشسته بودي خيلي برجسته به نظر ميرسيدي
.که من عاشقت شدم
چون تنها بودم؟
،دخترها، بعد از فرار از خونه ... :فقط دو جا واسه مخفي شدن دارن
.يا معبد يا سالن سينما
...بپر روي ترک دوچرخهم
!تا يه سواري بهت بدم
.من جاگديشم از جُمريتلايا
.ممنون
اين نامه از طرف يکي از" ...هواداران اين برنامه است
.جاگديش از جُمريتلايا
او مينويسد که از اين پس ...بايد او را به جاي جُمريتلايا
.از اجمير دانست
...آقاي جاگديش، شما شهر خود را تغيير دادهايد
،ولي آهنگ مورد علاقهي شما .هميشه همان آهنگ خواهد ماند
او ميخواهد که همچون هميشه .همان آهنگ را بشنود
،جاگديش، گاياتري، اُم، تينکو ...نيکي، پينکي، دالي
".و والدينشان از اجمير
"بابلو از بابل"
"بابلي پشت تلفن"
"بابلو از بابل"
"بابلي پشت تلفن"
گرو گرفته شده، گمشده و بدون نام" ."در خانهي خود
...دوستاني از دنياي صداها"
...حتي در خواب هم نميديدم
...دختري که در برنامه درخواستي
،خواستار همان آهنگ است .در سالن سينما مرا ملاقات کند
چه کسي ميداند، نامهايي که ...در اين برنامهي درخواستي بهم متصل هستند
شايد در ميان تولدهاي بسياري .نيز مرتبط باشند
پنجره را باز کن ".تا بتوانم تو را ببينم
."چوپان، درون عروسک پنهان است"
."چوپاني که با پشم بابلي بافته شده است"
.مراقب دوچرخهام باش" .از آن تو، جي
"قهرمان صفر، مردود يا قبول"
"قهرمان صفر، مردود يا قبول"
.ده دلار بهم بده
.علائم رو بهم بگو
اول از طريق راديو .مرتبط شديم
.خب
.بعد توي سالن سينما ملاقات کرديم - .خب -
.و تازگي توي خيابون - .خب -
نميدونم چيزي براش .هست يا نه
،بيا اينجا ...يه طلسم بهت ميدم
.که اون دختر تا ابد عاشقت بشه
شانکار، چجور طلسمي ميفروشي؟
آقاي ملارام! آقاي لوتارام تمام طلسمها .رو توي محوطهي دادگاه، خاک کرده
.حتي شما هم به زودي وزير ميشين
.ممنون
.قول ميدم. قول ميدم
،بابوجي بي شانکار !خودتو معرفي کن
،شما به دليل صادر کردنِ گواهيِ طبقاتيِ جعلي" .از خدمات، معلق ميشويد
...شما نتوانستيد ثابت کنيد که
بستگان شما، از ".طبقات پست جامعه هستند
...به همين ترتيب، بابوجي"
...با تعدادي از جوانان نسل سوم
،قبيلهي طبقاتي خود ...که در لباس برهمناني
،گدا و بيکار در ايستگاه راهآهن بودند .برخورد کرد
.بابوجي يک مقام ارشد بود
نسبت به اعضاي گمشدهي ...قبيلهي سرگردانش، احساس ترحم کرد
،و براي آنها ...گواهي طبقاتي جعلي صادر کرد
تا آنها را به همان .طبقهي پست بازگرداند
از طريق سهميهاي که به اين ...طبقه اختصاص داده شده است
اين افراد، بيسروصدا ".به دفاتر دولتي نفوذ ميکنند
چيکار ميتونستم بکنم؟"
:اين پسرها منو عذاب دادن "!عمو، يه شغل به ما بده! يه شغل به ما بده"
...منم گفتم: بيا
،اون قفل مو رو از روي سرتون بردارين ...نشانهي برهمني شماست
و اين مُهر رو، روي اين .کاغذ بيارزش بزنين
.برين جزو طبقهي پست بشين
".من زير نشانهي زحل متولد شدم
".اي-اي-اي، محبت، دلبر من باش"
".بي-بي-بي، محبت، دلبر من باش"
".اي-اي-اي، محبت، دلبر من باش"
".'محبوب من 'اي"
"...محبوب من 'بي' - بيبي-بيبي-بيبي-بيبي"
"...محبوب من 'اي' - اي-اي- ببين - ببين"
".'محبوب من 'سي"
".عزيزم بيا، سپتامبر شده، زيباترين ماه عشق"
".عزيزم بيا، سپتامبر شده، زيباترين ماه عشق"
".عزيزم، بيا و مرا در آغوش بگير"
".بيا و مرا در آغوش بگير"
"...قلب من در حال شکستن است"
"...وجود من در حال سوختن است"
"...قلب من در حال شکستن است"
"...وجود من در حال سوختن است"
".اين را به تو ميگويم، عزيزم"
".اين را به تو ميگويم، عزيزم"
".اوه، شياد من، اوه، شياد من"
".اين مانند درياست، عزيزم"
".اين مانند بازار است، بانو"
".اين مانند درياست، عزيزم"
".اين مانند بازار است، بانو"
".اين جهان، خيال است"
".اين جهان، يک توهم است"
".اين جهان، خيال است"
".اين جهان، يک توهم است"
".اين مانند درياست، عزيزم"
".اين مانند بازار است، بانو"
".اين مانند درياست، عزيزم"
".اين مانند بازار است، بانو"
پودر به صورت ماليد و" "...و موهايش را معطر کرد
،شب را در هتل گذراند" ".و روز را در سالن تئاتر سپري کرد
پودر به صورت ماليد و" "...و موهايش را معطر کرد
،شب را در هتل گذراند" ".و روز را در سالن تئاتر سپري کرد
.با مد جديد -" ".بله -
.با موقعيت جديد -" ".اوه -
.با مد جديد -" ".بله -
.با موقعيت جديد -" ".اوه -
،يک خندهي بيروح" "!چطور به قلبم نفوذ کرد
،يک خندهي بيروح" "!چطور به قلبم نفوذ کرد
"...من، عليرغم آن"
اوه، نه! طلسمم رو روي" ...دختر خودم انجام دادم
،همينطور وايسا ".همين الان مشهورت ميکنم
.متأسفم
".سلام، کلاهبردار"
.باز هم اول شدم - کجا؟ -
...توي مدرسه .واسه نگه داشتن نفسم
،گاياتري ميخواي دوچرخه سواري ياد بگيري؟
.يه دست دوم برات ميخرم
.جاگديش، نصف راه ولم نکن
!اُم
از کجا مياي؟
.واسه خدمات اجتماعي، توي مدرسه بودم
با اين همه کثيفي؟
واسه تو چه فرقي ميکنه؟
کي لباسهات رو شستشو ميکنه؟
.شستشو نکن
ميخواي سوار دوچرخه بشي؟
!هميشه سوار دوچرخهست، به سبک قيچي
.پس بفرما
.گوش کن، مستقيم بري خونه
"چه کسي به جلو رفت؟"
"چه کسي به عقب رفت؟"
"چه کسي به جلو رفت؟"
"چه کسي به عقب رفت؟"
".بابو يا بابون"
،اون روز، توي سالن سينما" .همه بهت خيره شده بودن
"واسه چي قسمت آقايون نشسته بودي؟
".تاريک بود"
".ولي راهنماي سينما که چراغقوه داره"
.خودش منو برد اونجا
و بعد اومد کنارت نشست؟
،جاگديش، زنها ميتونن بدون کمک مردها به اورست صعود کنن؟
.پاروتي صعود کرده بود
شيوا چطور؟
.شنيدم گانش، پسر خودشون نيست
شنيدم منصب مادربزرگ .روي ماه خالي شده
ميتوني يه قصه بگي؟
گاياتري، چرا از طريق دورههاي مکاتبهاي فارغالتحصيل نميشي؟
چي گيرم مياد؟
.مستقل ميشي
همين که دوچرخه سواري رو .ياد گرفتم، کافيه
...آزاد بودن و مستقل بودن
.دو چيز متفاوت هستن
No comments yet. Be the first to leave one.